پایان نامه ارشد با موضوع بهبود عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

دلايل نشان مي دهد که شيوه رهبري بايد به جاي رسم بر روي خط زنجيره ، روي دو محور جداگانه ترسيم شود . بدين ترتيب وقتي رهبري در اثر بخشي ، امتياز بالايي دارد دليل بر آن نيست که در شيوه ارتباطش امتيازي بالا يا پايين داشته باشند . امکان هر نوع ترکيب از تلفيق دو عامل وجود دارد (هرسي و بلانچارد61 ، ترجمه فارسي، 1378: 97).

2-1-19-ارزيابي مدل فيدلر
مقدار وسيعي پژوهش درباره اعتبار مدل اقتضايي فيدلر انجام شده است . اکثر يافته ها از تئوري ها حمايت مي کنند . وي تحقيقات تجربي بسياري انجام داده و سابقه مهمي براي پيشرفت مدل اقتضايي ايجاد نموده است . مطمئنا عقايد او در تئوري ، پژوهش و رهبري کاملترين عقيده نيست . اما او خدمت ديرپايي به اين رشته از دانشبشري نموده است ( شوريني، 1383: 28).
مايکل62 ميگويد ” مدل اقتضايي فيدلر منتقدان و طرفداران زيادي دارد . بسياري از پژوهشگران استفاده از LPC63 را مورد سوال قرار داده اند . آن ها معتقدند که مقياس هاي بهتر و قابل اعتماد تري براي اندازه گيري رفتار واقعي رهبر وجود دارد . انتقاد دوم اين است که سيستم طبقه بندي موقعيت به نظرشان بيش از اندازه ساده مي آيد . عوامل با اهميت ديگري وراي آنچه که توسط فيدلر توصيه شده وجود دارد . علي رغم آن خورده گيري ها مدل اقتضايي کمک شاياني به رهبري است . اين مدل نخستين کوشش استوار در ادغام سبک رهبري و موقعيت است و اين گامي بلند در دانش رهبري است ( شوريني ، 1383: 65).
2-1-20- تئوري رهبري مسير-هدف
اين نظريه يکي از ارزشمندترين شيوه هاي رهبري اقتضايي است که ابتدا توسط ايوانز 64تنظيم شده و سپس هاوس يکي از نگرش هاي جديد در حال تکوين را معرفي نمود( برومند، 1386: 48-49).
پايه و اساس تئوري مذکور بر اين قرار گرفته که رهبران موفق راه را براي پيروان روشن و مشخص نموده ، مسير هدف ها را به آن ها نشان داده و آنان را ياري مي دهند تا در راه رسيدن به اهداف مورد نظر هر نوع سد يا مانعي را از ميان بردارند (رابينز65 ، ترجمه فارسي ، 1381: 665).
بر اساس اين نظريه تاثير بخشي رهبران به علت نفوذ آنان بر انگيزش زير دستان ، توانايي عملکرد موثر و رضايت خاطر آن هاست . انتخاب نام مسير-هدف به دليل توجه عمده اش بر تاثير گذاري رهبر بر تصور زيردستان از هدف هاي کاري، هدف هاي شخصي و مسير رسيدن آن ها به هدف است . اين نظريه اعتقاد دارد که رفتار رهبري به حدي برانگيزنده يا راضي کننده است که ميل رسيدن به هدف را در زيردستان بالا مي برد و مسير ها را براي حرکت به سوي اهداف روشن مي کند (هرسي و بلانچارد66، ترجمه فارسي: 1388: 126).
اين نظريه چنين فرض مي کند که يکي از وظايف اصلي رهبراين است که رفتارش را براي تکميل آنچه که موقعيت اقتضا مي کند ( مانند عواملي که در محيط کار وجود دارد)تعديل کند . هاوس معتقد است که وقتي رهبر قادر باشد کمبود هاي محل کار را جبران کند . زير دستان احتمالا از رهبر رضايت دارند . مثلا رهبر مي تواند در رفع ابهامات شغل کمک کند يا نشان دهد که چگونه عملکرد خوب دريافت حقوق بيشتر را نتيجه مي دهد . هنگامي که مسير هايي که از طريق آن ها 1- تلاش منجر به عملکرد شود (انتظار) عملکرد منجر به پاداش هاي ارزشمند مي شود ( وسيله ) معلوم ميشود عملکرد بايستي بهبود يابد . رفتار اضافي رهبر بر عملکرد اثر ندارد و حتي ممکن است به آن لطمه بزند، زيرا انسآن ها به رئيسي نياز ندارند که به آن ها بگويد کاري را چگونه انجام دهند در حاليکه خودشان چگونگي انجام کار را مي دانند ( شرموهورن67 و همکاران ، ترجمه ايران نژاد ، 1383: 237-236) .
تئوري مسير- هدف يکي ديگر از تئوري هاي اقتضايي است که در آن کوشش شده است تا سبک اثر بخش رهبري در موقعيت هاي مختلف شناسايي شود . سبک هاي رهبري در اين تئوري به چهار نوع تقسيم شده اند:
1-رهبري دستوري : با بيان نوع وظيفه و چگونگي انجام آن توسط زيردستان ارتباط دارد و تا حد زيادي شبيه تعيين ساختار است .
2-رهبري موفقيت مدار : بر تعيين هدف هاي چالش انگيز ، بهبود عملکرد و ابزار اطمينان به توانايي اعضاي گروه در دستيابي به استاندارد هاي بالاي عملکرد تاکيد مي کند .
3-رهبري حمايتي: بر نياز هاي زيردستان و دريافت و در نظر گرفتن پيشنهاد هاي آنان را پيش از تصميم گيري مورد توجه قرار مي دهد .
4-رهبري مشارکتي: در آن تصميمات با مشارکت کارکنان انجام مي گيرد (شرمرهورن و همکاران ، ترجمه ايران نژاد ، 1379: 237).
با توجه به شرايط و موقعيتهايي که شامل عوامل محيطي و توانايي و خصوصيات پيروان مي باشد از اين چهار نوع سبک رهبري مي توان استفاده کرد و با ايجاد انگيزه در مرئوسان ، آنان را به تحقق اهداف مورد نظر متمايل ساخت . تئوري مسير – هدف در رهبري ، بر اساس مدل انگيزشي انتظار و احتمال بنا شده و بر اين نظر استوار است که رفتار رهبر زماني براي پيروان قابل قبول و پذيرش است که منبع رضايت و انگيزه براي آنان باشد . رهبر اگر نتواند نياز ها و انتظارات پيروان خود را برآورده سازد در رهبري توفيق نخواهد داشت . از اين رو رهبر مي بايست با توجه به خصوصيات پيروان خود و عوامل محيطي مانند اختيارات رسمي، نوع وظايف و گروه هاي کاري بکوشد سبکي را پيش گيرد که بتواند انگيزه لازم را در مرئوسان به وجود آورده و آنان را در تحقق اهداف مورد نظر ياري دهد. به عنوان مثال، کارکناني که قابليت و توانايي خود را در حد بالايي مي دانند و در انجام امور خود اتکا هستند ، از رهبري آمرانه احساس خشنودي نکرده و اين سبک براي آن ها انگيزه زا نيست . از نظر نوع وظايف نيز في المثل در وظايف مخاطره آميز سبک حمايتي سبک مطلوبي بوده و در کارکنان براي نيل به اهداف شغلي انگيزه ايجاد مي کند . البته خصوصيات پيروان با عوامل محيطي در هم مي آميزد و انتخاب سبکي را که انگيزه زا باشد مشکل ساخته و کار رهبري را پيچيده تر مي کند . اما به هر حال در تئوري مسير- هدف وظيفه رهبري شناخت عوامل محيطي و پيروان به منظور ايجاد انگيزه در آنان براي نيل به اهداف سازماني است . در اين نظريه رهبر تلاش مي کند تا مسير نيل به هدف ها را براي کارکنان روشن و هموار ساخته و آنان را در نيل به اهداف ياري دهد ( الواني ، 1380: 243).
مدل مسير- هدف براي تعيين موقعيت دو عامل اصلي را در نظر مي گيرد : ويژگي فرودستان و ويژگي هاي محيط کار
الف) ويژگي فرودستان:
1-توانايي: درک فرو دست از توانايي خود در انجام کار
2-موضع کنترل: درجه اي که فرودست فکر مي کند بر حوادث مربوط به کار کنترل کند .
3-نياز ها و انگيزه ها : نياز مسلط فرو دست در تاثير رفتار رهبر تعيين کننده است .
ب) ويژگي هاي محيط کار:
1- وظيفه فرو دست: طبيعت کار مي تواند با ساختار يا بدون ساختار باشد . هر چقدر وظيفه ، ساختار کمتري داشته باشد ، سبک دستوري يا ابزار مقبولتر خواهد بود ولي اگر وظيفه ساختار بالايي داشته باشد ، سبک ابزاري مناسب نخواهد بود ، بلکه سبک هاي حمايتي و مشارکتي کاربرد بهتري خواهند داشت .
2-گروه کار: ويژگي هاي گروه بر پذيرش اين يا آن سبک رهبري تاثير دارد .
3-نظام رسمي اختيار ( يا عوامل سازماني) که شامل عوامل زير مي شود:
الف: درجه حاکميت قوانين ، دستورالعملها و خط مشي ها
ب: موقعيت هاي تحت فشار رواني شديد
ج: موقعيتها داراي عدم قطعيت بسيار
رابينز معتقد است نتيجه تحقيقاتي که در اين زمينه صورت گرفته پايه و اساس منطق تئوري مزبور را تاييد مي کند . اما هوي و ميسکل معتقدند که نتايج تحقيقات در اين زمينه روشن نيست و بعضي از يافته ها از اين تئوري حمايت مي کند ولي بعضي ها حمايت نمي کنند( رابينز، ترجمه اعرابي، 1381: 667) .
بنابراين با آنچه ذکر شد رهبري مي کوشد تا مسير اهداف فرودستان را تا حد امکان هموار سازد . اما براي تسهيل پيمودن مسير- هدف ، رهبر بايد سبک مناسبي را به اقتضاي متغير هاي وضعيتي موجود انتخاب کند .نمودار 4-2 نشان مي دهد که رفتار تحت تاثير ويژگي هاي فرودستان و محيط کار است و بر درک تصور و انتظار فرودستان تاثير مي گذارد تا انگيزش، رضايت و عملکرد بهتري را ايجاد کند . در واقع اين شکل نمودار4-2 روابط سببي فرضيات تئوري را بيان ميکند ( شوريني ، 1380: 108).

نمودار2-4 خلاصه نگرش مسير- هدف ( هوي و ميسکل، ترجمه عباس زاده، 1382: 119)

?-1-21-ارزيابي مدل مسير – هدف
نتيجه هاي به دست آمده از تئوري مسير- هدف ، پايه و اساس منطق تئوري مزبور را تاييد مي کنند يعني هنگامي که رهبر در صدد جبران کمبود ها بر آيد ( چه در مورد کار يا کارکنان )عملکرد و رضايت شغلي کارکنان و اعضاي سازمان افزايش خواهد يافت ، ولي هنگامي که کارهاي مشخص امور روشن باشد يا هنگامي که کارمند بدون دخالت ديگران توانايي انجام کار داشته باشد ، اگر رهبر وقت خود را صرف توضيح کارها کند ، اقدامش سودمند نخواهد بود زيرا کارمند چنين رفتاري را توضيح واضحات يا توهين به خود مي داند . از طرف ديگر چارچوب اين تئوري مورد آزمايش قرار گرفته و چنين به نظر مي رسد که از نظر تجربي به طور زياد مورد حمايت قرار گرفته باشد ، ولي مي توان انتظار داشت که با گنجانيدن تعداد بيشتري متغير تعديل کننده و انجام تحقيقات وسيعتر ، اين تئوري به صورت دقيق تر ارائه گردد و بيشتر قابل توضيح باشد (رابينز، ترجمه فارسي: 1383: 345).
2-1-22- تئوري رهبري مبتني بر موقعيت
هرسي و بلانچارد68 تئوري رهبري بر موقعيت ( سيکل زندگي) را ارائه کردند . تئوري مزبور بر اين اساس قرار دارد که سبک رهبري موفقيت آميز با ميزان رشد يا بلوغ زيردستان تغيير مي کند . اين دو پژوهشگر رشد يا بلوغ را به عنوان ميزان تمايل فرد به پيشرفت ، پذيرش مسئوليت و توانايي در انجام کار يا وظيفه مربوط مي دانند . دو پژوهشگر مزبور بر اين باورندکه يک مدير و پيروانش از چهار مرحله مي گذرند تا اينکه زيردست رشد يابد و به حد بلوغ برسد که در اين ميان مدير بايد با توجه به ميزان رشد فرد شيوه خاصي از رهبري را در پيش گيرد . اين مراحل عبارتند از:
مرحله اول : زماني که زير دستان براي نخستين بار به سازمان مي پيوندند ، مناسب ترين سبک رهبري اين است که مدير بيشتر به کارها توجه کند . بايد به افراد آموزش داد و آن ها را با قوانين و مقررات سازمان آشنا کرد .
مرحله دوم : اگر مدير در مرحله اول بخواهد رفتار مردمي و طرفدار از کارکنان را در پيش گيرد موجب اضطراب و سردر گمي کارکنان تازه وارد به سازمان خواهد شد . از آنجا که در اين مرحله نمي توان زير دست را به عنوان همکار به حساب آورد . بنابراين ايجاد نوعي رابطه مبتني بر مشارکت نمي تواند کار درست يا مناسبي باشد . بهر حال چون فرد با گذشت زمان نسبت به امور مسئوليت ها آشنا تر مي شود و مدير مي تواند اين رفتار را در پيش گيرد و تا حدي کارمند گرا گردد .
مرحله سوم : توانايي زير دست براي پذيرش مسئوليت بيشتر مي شود و براي انجام کارها انگيزه بيشتري پيدا خواهد کرد . در اين مرحله ، ديگر مدير نبايد حالت دستور دهي داشته باشد . در اين مرحله مدير بايد رفتاري حمايتي داشته باشد و براي تاييد و تقويت زير دست بايد به گونه اي عمل کند که به اصطلاح ” رعايت حال ديگران را کردن ” تلقي گردد. چون زير دست به تدريج اعتماد به نفس بيشتري پيدا مي کند ، تجربه مي آموزد و مي توان امور را بدون هدايت و رهبري سرپرست انجام دهد . مدير به تدريج دست از نظارت و تشويق هاي آشکار بر مي دارد .
مرحله چهارم : ديگر زير دست نياز به دستور رهبري ندارد ، در رابطه با انجام امور و پذيرفتن مسئوليت ها ، او روي پاي خود ايستاده است .
از ديدگاه هرسي و بلانچارد اگر سبک رهبري مناسب باشد نه تنها موجبات انگيزش زير دستان را فراهم خواهد آورد بلکه همچنين آن ها را در راه رشد و بلوغ ياري مي کند . بنابراين مديري که بخواهد باعث رشد و پيشرفت يک زير دست شود ، بايد به گونه اي عمل کند که وي اعتماد به نفس بيشتري پيدا کند و براي اينکه او در صورت مرتب شيوه رهبري خود را تغيير دهد . در نمودار “الگوي رهبري مبتني بر موقعيت” (نمود 2-5 ) اجراي تشکيل دهنده الگوي رهبري مبتني بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع نظام ارزش ها Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ارتباط منسجم