پایان نامه ارشد با موضوع برنامه های تلویزیون، جهان مادی، برنامه های تلویزیونی، زندگی روزمره

دانلود پایان نامه ارشد

سمعی و بصری و دیگر منابع تحریک کننده که در برنامه ها وجود دارد انتخابگر می شوند. هرچند برای کودکان خردسال که حوصله و انگیزه کمتری نسبت به کودکان بزرگتر از خود دارند تأثیرات شنیداری، از شیوه های اصلی جلب توجه دوباره کودک هستند. به بیان دیگر، نوعی تغییر در گفت وگو های انجام شده آشنایی قبلی به صداها یا موسیقی می تواند کودک را به نگاه کردن به صفحه تلویزیون تشویق کند.
توجه به اثر رسانه ها بر کودکان به گذشته های بسیار دور برمی گردد چنانکه افلاطون در کتاب جمهوری خود به داستان سرایان عصر هشدار می دهد که:
«کودکان قادر نیستند بین آنچه صرفاً حکایت است و انچه واقعیت دارد تمایز قائل شوند و تغییر دادن نظریه هایی که دراین سنین شکل می گیرد معمولاً دشوار است. به همین دلیل باید که اولین داستان هایی که کودک می شنود، اثر اخلاقی صحیح مورد نظر را براو بگذارد.»302
یکی از ویژگی های مهم کودکان شناخت محدود آنها از کلیه جنبه های جهان مادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کنند. آنان از روی شناخت ناقص از جهانی که بزرگسالان پیرامونشان آن را بدیهی می دانند شناخته می شوند.
بنابراین کودکان در حالی به تلویزیون روی می آورند که در مقایسه با بینندگان بزرگسال و نیز سازندگان برنامه های تلویزیونی شناخت کمتری در مورد جهان مادی و معنوی دارند. این مسئله به مفاهیم چندی در مورد رابطه متقابل کودکان و تلویزیون اشاره دارد:
1-کودکان ممکن است در صورت نداشتن آگاهی پس زمینه ای لازم برای فهم محتوای برنامه عاجز باشند و یا آن را غلط درک کنند.
2-کودکان ممکن است محتوای برنامه را به عنوان اطلاعات دقیق پذیرا شوند در حالی که از نظر بینندگان دارای شناخت و آگاهی اطلاعات به شکل دیگری ارزیابی می شوند.
3-کودکان ممکن است بدون توجه شایسته به اهداف تولید و پخش برنامه به ارزیابی بپردازند.303

6-7: علاقه کودکان به تماشای برنامه های تلویزیون
در صورتی که بخواهیم مسئله علاقه کودکان به تماشای تلویزیون را از جهت روانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم، تلویزیون می تواند چهار نقش را در زندگی کودکان بازی کند اولین آن، کار وقت کشی است. این عمل پاداشی آرام بخش و یا جذاب است که باعث می شود بخشی از زمان لازم برای انجام تکالیف، کارهای خانه و یا بازی در خارج از خانه را به خود معطوف کند. دومین نقش تلویزیون تلقی آن همچون رویدادی اجتماعی (یا غیر اجتماعی) است یعنی فرصتی است برای بودن در کنار والدین و یا فرار از خواهران و برادران لجوج. سومین نقش آن کار پردازش اطلاعات است، یعنی این رسانه مستلزم گوش دادن و تماشای هم زمان و به خاطر آوردن یک سلسله از رویدادهاست که ممکن است محتوایی نامربوط تداوم آن را از میان ببرد. نقش چهارم و نهایی آن تجربه فراهم سازی اطلاعات است. یعنی این وسیله منبعی است برای شناخت پیش داوری و معلمی است برای آموختن این که چه بخریم، چگونه بازی کنیم، چگونه مبارزه کنیم و یا عشق بورزیم.304
جذابیت برنامه های تلویزیون برای اطفال بیش از هر چیز در این است که به ایشان امکان و فرصت دهد تا به ماورای محدودیت های زندگی خود نفوذ کنند و در اطراف دنیای بزرگ و مردمی که در این دنیا به طرق مختلف زندگی می کنند، اطلاعات جدیدی به دست بیاورند. وقتی جنبه عاطفی قضیه را در نظر می گیریم، تلویزیون از راه قالب ها و تم های معینی که برای برنامه های مورد علاقه اطفال انتخاب کرده است می تواند به اطفال یک نوع اطمینان و امنیت روانی ببخشد و آزادانه باعث این شود که اطفال با تماشای برنامه ها هیجانات عاطفی و درونی خود را رها سازند.305
برنامه های تلویزیون و اصولاً هر پیام ارتباط جمعی که اصول روان شناسی در تهیه و تنظیم آن به کار گرفته شده باشد، به بینندگان خود فرصت می دهد تحت تأثیر زیبایی و سایر خصوصیات روانی پیام از تقاضاها و مشکلات زندگی روزمره بگریزند و خود را با قهرمانان افسانه ای روی پرده همانند سازند و در نتیجه لذت ببرند. موضوع بسیاری از برنامه های مورد علاقه کودکان و نوجوانان را داستان هایی تشکیل می دهد که هدفی جز ارضای تمایلات غیرواقعی آنها ندارد. پاره ای از این برنامه ها خاص کودکان تهیه می شود. زندگی در فضا و سیارات و حوادثی که بشر را در آینده تهدید خواهد کرد نمونه ای از این قبیل برنامه هاست.306
شرام، همیل ویت307 و کیل هکر308 و همکارانشان از جمله روان شناسانی بوده اند که در این زمینه پژوهش کرده اند و به این نتیجه تقریباً مشترک دست یافته اند که اولاً تلویزیون به آسانی می تواند باعث تفریح، انبساط خاطر و وقت گذرانی کودکان بشود، ثانیاً تخیل آنها را ارضا می کند و به ایشان فرصت می دهد که در عالم خیال و داستان ها و حوادث شورانگیز، اعجاب آور و پردلهره سهمی داشته باشند و نقشی ایفا کنند و همچنین به آنها فرصت می دهد با مردم جالب و دوست داشتنی خود را همانند سازند، از مسائل و مشکلات واقعی زندگی بگریزند و در نتیجه از تمام لذایذی که یک وسیله تفریحی می تواند در اختیار آنها قرار دهد بهره مند شوند. آنها پس از بیان این مطلب به نکته جالب دیگری نیز اشاره می کنند و آن اینکه کودکان از راه تلویزیون به مقدار قابل ملاحظه ای کسب اطلاعات و معلومات می کنند و جالب اینجاست که این کار بدون کوشش و زحمت آنها حاصل می شود. آنها در پای تلویزیون در حالی که به ظاهر تفریح می کنند و سرگرم هستند مطالب و نکات چندی را می آموزند. به طور مثال دختر بچه هایی که در تحقیق شرام مورد پرسش قرار می گرفتند اظهار می داشتند که از راه تلویزیون یاد گرفته اند که چگونه به آرایش موی خود بپردازند. چه طور راه بروند و صحبت کنند و… تمام این اطلاعات را قهرمانان برنامه های تلویزیونی به آنها داده بودند. پدران و مادران نیز به این حقیقت دست یافته اند که بچه ها جزئیات بسیاری را در مورد آداب و طرز رفتار در اجتماع از راه تلویزیون به آسانی فرا می گیرند.309
مکوبی310 که او نیز در مورد کودکان و تلویزیون تحقیق درخور توجهی انجام داده درمورد اینکه چرا کودکان تلویزیون تماشا می کنند؟ می نویسد: «هنگامی که ما می گوییم تلویزیون برای کودکان پدیده جالبی است این مطلب را نه تنها در مورد برنامه های تلویزیون ابراز می داریم بلکه بدون تردید نظر و توجه ما بر تماشاگران برنامه ها (اطفال) نیز هست. اگر می گوییم برنامه ها جالب توجه است منظورمان این است که متن و فرم آن باعث عکس العمل خوشایندی در درون کودک می شود. به عبارت دیگر برنامه احتیاج خاصی را درون اطفال ارضا می کند یا اطلاعاتی را که او به آنها نیاز دارد در اختیارش قرار می دهد یا حتی امکان این هست که هیجان خاصی را در او ارضا کند. مکوبی پس از بیان این مطلب متوجه نکته جالب و مهم دیگری می شود و به تشریح وظایف مختلفی که فانتزی و تخیل می تواند در مورد افراد مختلف به عهده بگیرد می پردازد. نظرات مکوبی را در این مورد می توان از جمله طرز برخوردهای جدید روان شناسان نسبت به مسئله تلویزیون و کودکان به حساب آورد. روان شناسانی که با این دید به اثر تلویزیون بر کودکان توجه کرده اند بر آن بوده اند که بین برنامه های مختلف تلویزیونی و کودکان مختلف رابطه و تداخلی پیدا کنند و از همه مهم تر مایل بوده اند بفهمند که چه خصوصیاتی در شخصیت روابط گروهی و تجارب طفل موجب آن می شود که برنامه خاصی را نسبت به برنامه های دیگر ترجیح بدهند و به دنبال کسب تجارب از راه تماشای برنامه تلویزیونی باشد.»311
از جمله انگیزه هایی که فرد را برای کسب اطلاع و یادگیری به سوی رسانه سوق می دهد، ” نیاز به شناخت” است. نیاز به شناخت مشخصه ای شخصیتی است که سبب می شود فرد از تفکر لذت ببرد. این تمایل موجب می شود. فرد به پیام هایی که مستلزم تفکر و فعالیت بیشتر مخاطب است بیشتر توجه و فکر کند.
در تحقیق رابین312 پنج انگیزه کلی برای تماشای تلویزیون عنوان شده است که عبارتند از :
1- گذراندن وقت
2- عادت
3- کسب اطلاع
4- سرگرمی و تفریح
5- همدم یابی و فرار از مشکلات
شرام و پارکر سه دلیل اصلی لذت طلبی،کسب اطلاع و استفاده اجتماعی را برای تماشای تلویزیون ذکر می کنند، در حالی که دلایلی چون سرگرمی، فرو رفتن در جهان تخیلی (رویا) هم ذات پنداری با افراد جالب و جذاب، فراموش کردن مشکلات زندگی واقعی، فرار از کسالت کارهای یکنواخت روزمره و… را از دلایلی دانسته اند که به لذت طلبی مربوط می شود.
کوهن313، لوی و گلدن314 مواردی چون کسب موفقیت، رهایی از خستگی، تفریح، آگاهی از آنچه در جهان می گذرد، فرار از تنهایی، یافتن موضوعی برای صحبت با دوستان و والدین را در زمره دلایلی می دانند که کودکان را به سوی تلویزیون سوق می دهند.315

6-8: چگونگی و میزان تماشای تلویزیون در دوران کودکی
گزارش های والدین در مورد تماشای تلویزیون کودکشان نشان داده است که تماشای مداوم تلویزیون در کودکان بین سنین دو و سه سالگی شروع می شود. “ویلبر شرام” و همکارانش گزارش داده اند که طبق شهادت والدین، سن دو سال و هشت ماهگی میانگین سن تماشای منظم در کودکان است. دیگر مشاهدات منتشر شده بعد از شرام، توجه رو به رشدی را از سن دو سالگی آشکار ساخته است. در شرایط تصنعی تر پژوهشگران افزایش سریعی در فراوانی نگاه کردن به صفحه تلویزیون در سن دو و نیم سالگی مشاهده کرده اند. با وجود آنکه به ظاهر کودکان از زمانی که نوزاد هستند شروع به تماشای تلویزیون می کنند این دستگاه به هیچ وجه توجه مداوم آنها را به خود معطوف نمی دارد.316
این طور نیست که کودکان جلوی تلویزیون بنشینند و به آن چشم بدوزند. نحوه تماشای آنها به شکل قابل توجهی از یک روز تا روز دیگر و حتی از یک لحظه تا لحظه دیگر فرق می کند. مطالعات انجام شده نشان می دهد که کودکان به دفعات زیاد به تلویزیون نگاه کرده و چشم از آن برمی دارند. اندرسون317 و همکارانش نام الگوی گسستگی در توجه را پیشنهاد داده اند. کودک در مدت زمانی کمتر از پانزده ثانیه توجه خود را از تلویزیون به چیز دیگر و بالعکس تغییر می دهد. در توجه کودکان به تلویزیون دو دیدگاه متضاد وجود دارد. یکی این که توجه کودکان به واسطه کیفیت ظاهری تلویزیون کنترل می شود. یعنی با تغییر محرک فیزیکی همراه با تغییر صحنه های بصری، موسیقی هایی که کودک از قبل با آنها آشنایی دارد، تأثیر صدا و… دیدگاه دیگر اینکه کودکان خود با توجه به وقایعی که روی صحنه اتفاق می افتد و از نظر آنها معنی دارد، یاد می گیرند توجه خود را کنترل کنند.318
این تحقیقات با مشخص کردن اینکه خردسالان توانایی توجه مداوم به برنامه های در حال تماشا را ندارند ممکن است بعضی از نکات را، زمانی که در حال توجه به چیزهایی غیر از صحنه نمایش هستند از دست بدهند. بنابراین باید مخصوصاً در انیمیشن های آموزشی که هدف اصلی یادگیری کودک است مطالب چندین بار تکرار شود، تا حداقل در یکی دو مورد، که کودک مشغول تماشاست موفق به یادگیری شود.
مطالعات انجام شده درباره توجه بصری به صفحه تلویزیون بستگی به گیرایی حوادث خاص یا اتفاقی دارد که در برنامه ها رخ می دهد. برخی از برنامه های ویژه ای که کودکان تماشا می کنند بیشتر از برنامه های دیگر نگاه بچه ها را به خود معطوف می دارد. زمانی که تغییر ناگهانی در نظم اجرای برنامه پیش می آید. با صداهای خنده دار ظاهر می شوند یا سر و صدای بلند کودکان شنیده می شود و روی صفحه ظاهر می شوند. به احتمال زیاد بینندگان جوان چشمان خود را به سوی صفحه برمی گردانند. توجه کودک با ویژگی های فیزیکی یک برنامه سازمان دهی می شود. نوزادان و کودکان نوپا بیشتر از همه با چنین روش هایی کنترل می شوند. چرا که معلوم شده است آنها بیشتر وابسته به انگیختار هستند.319
جروم سینگر320 در تحقیقی ارزشمند اظهار کرده است که عکس العمل جهت دهنده اساس تماشای تلویزیون است. این حالت از نیازی ابتدایی برای دانستن آنچه در حال روی دادن است ناشی می شود. مطالعه ای گزارش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع توانایی ها، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی، کودکان پیش دبستانی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کشورهای در حال توسعه، جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی اول، ایدئولوژی