پایان نامه ارشد با موضوع بربرين، ويتامين، افزايش، فعاليت

دانلود پایان نامه ارشد

ا فسفريلاسيون نيم ساعت پس از قرار گرفتن در معرض بربين افزايش مي باشد و اين افزايش در نهايت تا 12 ساعت ادامه مي يابد. (177)

1-20-2 بربرين عملکرد ميتوکندريايي را مهار مي کند:
بربرين ممکن است در خلال افزايش نسبت AMPK,AMP/ATP را فعال کند(181،177) . بربرين سنتز ATP در ميتوکندري را مهار مي کند . در حدود 20 سال پيش گزارش شد که بربرين NAD متصل شده تنفسي در ميتوکندرياييهاي جدا شده از کبد رت در آزمايشگاه را مهار مي کند (182،183)
اين فعاليت در تحقيق جديدي تاييد شده است مشخص شده است که بربرين در ميتوکندري بطور مستقيم مونوآمين اکسيداز را مهار مي کند (184). مهار ميتوکندريايي در سلولهاي زنده در تحقيق اخير به اثبات رسيده است(177) . مشاهده شده است که بربرين مصرف اکسيژن را مهار کرده و گليکوليز را چنان که اشاره شده بوسيله افزايش محصولات لاکتات افزايش مي دهد . کارايي بيوسنتز ATP در نتيجه گليکوليز در مقايسه با بيوسنتز آن در ميتوکندري بسيار پايين تر است . اين تفاوت پاسخي براي افزايش نسبت AMPK/ATP است و با توجه به اين مشاهدات به نظر مي رسد که فعال شدن AMPK ممکن است نتيجه مهار ميتوکندريايي توسط بربرين باشد (177). اين مطالعه همچنين پيشنهاد مي کند که اين مهار خفيف عملکرد ميتوکندريايي ممکن است به بهبود حساسيت به انسولين کمک کند . در يک مطالعه ديگر مهار فسفريلاسيون اکسيداتيو ميتوکندريايي در خلال از بين رفتن ژن در موش ها در مقابل مقاومت به انسولين ايجاد شده با رژيم ديابت ها و چاقي مصونيت ايجاد مي کند(185) اين مکانيسم ممکن است بوسيله بربرين در تنظيمات متابوليسم چربي و گلوکز استفاده شود.

2-20-2 بربرين به عنوان يک مهار کننده گلوکوزيداز:
بربرين ممکن است سب کاهش جذب گلوکز در روده شود . اين موضوع شگفت آور است که بربرين ممکن است همچنين به عنوان يک مهار کننده گلوکوزيداز عمل مي‌کند. گلوکوزيداز يک آنزيم روده اي است که براي هضم کربوهيدراتهايي همچون شکر و نشاسته به مونوساکاريدها بکار مي رود مهار اين آنزيم سبب توقف جذب کربوهيدراتهاي رژيم غذايي مي شود . مهار کننده گلوکوزيداز يکي از گزينه هاي خوراکي کاهنده قند خون براي ديابت نوع دو مي باشد که باعث کاهش جذب گلوکز مي باشد .فعاليت گلوکوزيداز در سلولهاي Caco-2 توسط بربرين مهار مي شود(186) انتقال گلوکز از خلال اپي تليوم روده اي نيز پس از مصرف بربرين کاهش مي يابد(187) . اين دو رويداد ممکن است سبب کنترل گلوکز خون توسط بربرين شوند.

3-20-2 بربرين آديپوژنزيز را مهار مي کند:
مهار آديپوزنزيز ممکن است به فعاليت ضد چاقي بربرين کمک کند . نشان داده شده است که بربرين سبب کاهش تمايز در آديپوسايت ها و کاهش ذخيره ليپيد در آديپوسايت هاي 3T3-L1 مي شود(188،189)
در سلولهاي تيمار شده با بربرين بيان چندين ژن ليپوژنيک از جمله C/EBP , PPARY ESREBP TC, و اسيد چرب سنتاز استيل کوآ و کربوکسيلاز و استيل کوآ سنتاز ليپوپروتئين ليپاز CD36,aP2 کاهش مي يابد
نظر به اينکه C/EBP , PPARY دو تا از مهمترين تنظيم کننده هاي آديپوژنزيس و بسياري از اين ژنها (اسيدهاي چرب سنتاز – استيل موآ – کربوکسيلاز ، استيل کوآ – سنتاز ، ليپوپروتئين ، ليپاز ، CO36,aP2 اهداف اين دو فاکتوررونويسي هستند(190). مهار C/EBP , PPARY همچون يک مکانيسم کليدي براي مهار آديپوژنزيس توسط بربرين مي‌باشد.

4-20-2 بربرين سطح m RNA LDLR را افزايش مي دهد:
مکانيسمي که به وسيله آن بربرين ميزان کلسترول را کاهش مي دهد به افزايش بيان رسپتور (LDLR)LDL 71 در پروتئين و m RNA کبد مربوط مي شود .افزايش در LDLR , m RNA يک نتيجه توسعه يافتن نيمه عمر m RNA در سلولهاي HepG2 است. (191،192)
فعال شدن کيناز هاي تنظيم کننده – سيگنالي خارج سلولي ERK 72 بوسيله بربرين ممکن است به پايداري m RNA کمک کند و فعال شدن ERK بوسيله بربرين مخصوص کبد است بطوري که فعال شدن ERK در ساير سلولها مشاهده نشده است فعال شدن JNK 73 توسط بربرين هم گزارش شده است و ممکن است در افزايش LDLR سهيم باشد. اثرات بربرين بر LDLR توسط مهار کننده JNK بلوکه مي‌شود.(193،194)

5-20-2 اثرات بربرين بر راديکال هاي آزاد:
ROS در واکنش هاي بيولوژيک متعددي مثل فعالسازي سلول تکثير بقا و آپوپتز مورد بررسي قرار گرفته است. اين راديکالهاي آزاد بواسطه مسيرهاي سيگنالينگ متعددي همچون KB,Akt,MAPK,ERK1/2,JNK, و کاسپازها و کلسيم ايجاد مي شوند. (195)
بربرين اثرات مهاري بر روي ليپواکسيژناز(196) و گزانتين اکسيداز(197) دومنبع مهم ايجاد کننده ROS نشان داده است که بيانگر خاصيت آنتي اکسيدان آن مي‌باشد.
مطالعات نشان داده است که بربرين مي تواند از اکسيداسيون LDL ناشي از حضور Ca2+ جلوگيري کرده و از عملکرد معيوب سلول ناشي از LDL اکسيد شده محافظت کنند (197). در سلولهاي مزانشيال رت بربرين به طور بارزي سبب افزايش فعاليت سوپر اکسيد ديسموتاز شده و تشکيل سوپر اکسيد آنيون و مالون دي آلدئيد MDA74 را کاهش مي دهد (198) در سلول هاي ماهيچه صاف کورپوس کاورنوسوم (اجسام غازگونه) کشت شده خرگوش بربرين اثرات مخرب H2O2که افزايش توانايي زيست سلول توليد NO فعالسازي سوپر اکسيد ديسموتاز و کاهش آزاد سازي لاکتيک اسيد دهيدروژناز و MDA مهار مي کند.( 199)
اين نتايج آنتي اکسيداني آزمايشگاهي in vivo در بسياري از بررسي هاي طبيعي in vivo نيز بدست آمده است. هر چند در سيستم رها از سلول بربرين 1 mmol/l جمع آوري کننده OH بسيار کم نشان داد که بسيار کمتر از بربروبين و کوپتيسين بود.(200)
مسئله ديگر اين است که د ر غلظت پايين فعاليت پيش اکسيداني در خلال مهار کمپلکس ميتوکندري مهم تر از فعاليت آنتي اکسيداتيو بوده و در غلظت بالا فعاليت آنتي اکسيداتيو بر فعاليت پيش اکسيداني غالب مي آيد. (201)

6-20-2 اثر محافظتي بربرين بر سلول هاي در جريان ديابت
تحقيقات نشان داده است افزايش انسولين خون و استرس اکسيداتيو سبب کاهش ترشح انسولين پانکراس شمار سلول هاي فضاي جزاير لانگرهانس . نسبت وزن پانکراس به وزن بدن مي شود . تخريب سلولهاي در رت هاي ديابتي شده با STZ 75 کاملا مشهود است . بربرين حساسيت به انسولين ترشح انسولين و بازسازي در سلولهاي را بخوبي فعاليت آنتي اکسيدان در موش هاي مورد آزمايش نشان داد . بعلاوه بربرين فعاليت سوپر اکسيد ديسموتاز پانکراس را به مقدار نزديک به حد نرمال بازگرداند . بنابراين يک ترکيب کافي از آنتي اکسيدان ها مي تواند عملکرد ناقص سلولهاي را از بين برده و يا به عبارتي از آنها محافظت کند .مشاهده محافظت کبدي بربرين به خوبي يک آنتي اکسيدان بالقوه ممکن است نشان دهنده ي علت عملکرد ضد ديابتي آن باشد. (202) علاوه بر عوامل ذکر شده مسيرهاي ديگري نيز در خصوص فعاليت ضد ديابتي بربرين به دست آمده است که به طور خلاصه به برخي از آنها اشاره مي شود.
بربرين يک فعاليت تقليدي از انسولين بر روي سلول هاي اديپوسيت و ميوسيت داشته که به دليل مهار فعاليت PTP1B تيروزين فسفاتاز مي‌شود. بربرين هر دو مسير سيگنالينگ AMPK و انسولين را در اديپوسيت هاي 3T3-L1 فعال مي کند. بربرين مقدار گلوکز خون را کاهش داده و تحمل گلوکز را در موش هاي db/db بهبود مي بخشد. اما سنتز و ترشح انسولين را افزايش نمي دهد. (203)
در مطالعه ديگري مشخص شده است که بربرين بيان گيرنده انسولين را افزايش مي دهد . بربرين ميزان بيان InsR mRNA76 و پروتئين را در رده هاي سلولي مختلف انسان همانندCEM,HCT-116,SW1990,HT1080,293T و سلول‌هاي هپاتيت B انتقال دهنده ويروس کبد انسان افزايش مي دهد.
بعلاوه فسفريلاسيون زير واحد گيرنده انسولين و Act محرک انسولين در سلولهاي کشت شده بعد از تيمار با بربرين افزايش مي يابد. (204)

شکل14-1،منابع ويتامين Eواعمال آن در بدن
ويتامين E:
ويتامين E در سال 1922 توسط ايوانس و بيشاب به عنوان فاکتوري براي تکثير در موش ها کشف شد. وجود چربي هاي نامناسب در رژيم غذايي خورانده شده به موش ها وجوجه ها عامل بيماري هاي مختلف در اين حيوانات شده و اين ناهنجاري ها از طريق روغن ريشه گندم که حاوي انواع توکوفرول ها مي باشد معالجه شد.
ويتامين E با فرمول C29H50O2 يک ويتامين چربي دوست است که از طريق دانه ها و روغن ها سنتز مي شود. 8 گونه اين ويتامين شامل: 4 توکوفنول (?,?,) و 4 توکوترينول (?,?,) مي باشد. توکوفنول ها داراي يک حلقه آروماتيک و يک حلقه هتروسيکليک اکسيژن دار به نام پيران هستند که هسته کرومان را تشکيل مي دهد. همچنين داراي زنجيره ايزوپرنوئيد اشباع شده اند اما توکوترينول ها علاوه بر هسته کرومان داراي يک زنجيره ايزوپرونوئيد اشباع نشده هستند که در آن سه پيوند دوتايي وجود دارد نقش ويتامين E به عنوان آنتي اکسيدان قابل حل در چربي گزينه مناسبي براي بررسي تأثيراتي است که در برابر بيماري ها از خود نشان داده است. ويتامين E گروهي از ترکيبات انحلال پذير ليپيدي با فعاليت بيولوژيکي مشابه با RRR-?-توکوفرول مي باشد(205).
.
شکل 15- 1اشکال مختلف ويتامين E

احتمالاً 8-استريوايزومر?-توکوفرول (RRR – ?- توکوفرول شکل طبيعي آن) وجود دارد که دليل آن سه مرکز استرويي در ساختارش است از آن جايي که شکل هاي استري شده شامل توکوفريل يا توکوترينيل استات و سوکسينات نسبتاً پايدار هستند اين شکل ها معمولاً در مکمل ها استفاده مي شوند توکوترينول ها در دماي بالاتر نسبت به توکوفرول ها از پايداري کمتري برخوردارند(206)
توزيع و جذب: ويتامين E در کبد بافت هاي چربي و سلول هاي غير چربي از قبيل سيستم ها ايمني، سلول هاي ماهيچه اي صاف و پلاکت هاي خون وجود دارد(207،208). در سلول هاي غير چربي، ويتامين E در غشاي سلول و اندامک قرار مي گيرد و شايد هم در غشاي هسته اي. شکل هاي مختلف ويتامين E اکسيد شده و از طريق ادرار يا صفرا دفع مي شوند.اين ويتامين ازبافتهاي چربي واز طريق ليپوليز تحت شرايط خاص مثل ورزش شديد به حرکت در مي آيد. (209)
جذب ويتامين E به جذب ليپيد و ترشح استراز و صفرا بستگي دارد. شکل هاي استري شده سنتزي توکوفرول و توکوترينول احتمالاً از طريق يک استراز موکوزي دوازدهه هيدروليز مي شوند.. بنابر اين کاستي هاي ويتامين E بخاطر جذب بد چربي است و دليل آن ترشح ناقص صفرا و آنزيم هاي گوارشي پانکراس است. (210)
نقل و انتقال و پروتئين انتقالي-? توکوفرول:
ويتامين E از طريق به چرخش در آمدن ليپوپروتئين ها منتقل مي شود به عنوان مثال هر ذره ليپوپروتئيني کم چگالي (LDL)77 شامل 6-10 مولکول ?- توکوفرول است. در طول هيدروليزاسيون ليپوپروتئين ها از طريق ليپاز ليپوپروتئيني آندوتليالي بخشي از ويتامين E در پلاسما آزاد شده و توسط سلول جذب مي شود بنابر اين ويتامين E هضم شده با ليپيد ها جذب مي شود و در کيلوميکرون ها بسته بندي شده به کبد مي رود؛ پس از آن به پلاسما منتقل شده و در بافت ها درغشاي سلول جايگزين مي شود تا به عنوان يک آنتي اکسيدان شکننده زنجير عمل مي کند تا از پروکسيداسيون ليپيدي جلوگيري کند(211،212)
پروتئين هايي که با ?- توکوفرول پيوند برقرار مي کنند عبارتند از پروتئين انتقالي ?- توکوفرول (?-TTP)78 و پروتئين وابسته به ?- توکوفرول (TAP) که اين دو پروتئين در کبد يافت مي شوند و ترجيحاً با ?- توکوفرول ترکيب و منتقل مي شوند. ?-TTP نقش مهمي در تنظيم غلظت ?- توکوفرول دارد(213)
?- توکوفرول بايستي به محل فعاليت خود از طريق ليپوپروتئين ها منتقل شده و در آنجا به صورت به هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع گروه کنترل، بهبود عملکرد، تحت درمان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد یونان باستان، جنگ جهانی اول، حفاظت و مرمت، آثار تاریخی