پایان نامه ارشد با موضوع بازنشستگان، اجاره نامه، مشاغل آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

داري؟” گفت “نه” گفتم: “پس چي داري؟” “گفت : “پياز داريم، بخوريد اشتهاتون واشه!421”
همچنين در بحث گراني مي توان به گراني نرخ خدمات مختلف ـ از سوي مشاغل آزاد ـ هم اشاره کرد:
ـ روز چهار شنبه صبح يادم افتاد که ساعت خانمم را به ساعت ساز داده ام…. همه ي کارهايم را زمين گذاشتم و به دنبال ساعت رفتم. ساعت قدري کثيف شده بود و قدري کند کار مي کرد. براي رفع اين دو عيب جزئي آقاي ساعت ساز سي تومان از من پول گرفت. در صورتي که دو سال پيش براي رفع همين دو عيب از همين ساعت، همين آقاي ساعت ساز فقط ده تومان حساب کرد. آقا ظرف دو سال دويست درصد دستمزد خود را بالا برده است. حالا من کارمندي هستم که وضعم بد نيست و مي توانم اين پول ها را بدهم کساني که حقوق زياد ندارند تکليفشان چيست؟422
4 ـ 1 ـ 1 ـ 2 مسأله ي کمبود مسکن و ساخت و سازهاي غيراستاندارد مسکن
از ديگر مسائل و معضلات جامعه که هم ريشه در اقتصاد جامعه و هم تأثير مستقيم بر نحوه ي زندگي و آسايش معيشتي مردم دارد،مسأله ي تأمين مسکن است. چنان که از مطالعه و دقت در اين مقالات و داستان ها دريافته مي شود مردم عصر مؤلف با مسأله ي کمبود مسکن هم مواجه بوده اند، همچنين محبث گراني و بالا تر رفتن روزانه ي نرخ مسکن هم بسيار مطرح شده است. از دلايل اصلي اين امر مي توان به کمبود و گراني نرخ مصالح ساخت و ساز که اشاره هاي فراواني به آن شده است اشاره کرد. همچنين مؤلف بارها از نحوه ي ساخت و ساز مسکن ـ به خصوص در شهر تهران ـ انتقاد و شکايت کرده است.
ـ چند شب پيش در مجلسي يکي از مهمانان درباره ي گراني روز افزون مصالح ساختماني و کميابي عمله و بنا داد سخن مي داد و به حال کسي افسوس مي خورد که بنائي دست و بالش را بند کرده و تا يک ديوار بالا بيايد جانش هم بالا آمده است. ديگري صحبت بساز و بفروش ها را پيش کشيد و گفت: آن وقت ها که مصالح ساختماني ارزان و فراوان بود خانه هايي که اين جماعت مي ساختند به لعنت خدا نمي ارزيد واي به حالا که با اين گراني مصالح لابد خانه هايي از آب در مي آورند که مثل خانه ي حباب به بادي بند خواهد بود.423
ـ زندگي هزار و يک دشواري دارد، يک دشواري آن اشکال تأمين مسکن است که با هزار دشواري ديگر برابري مي کند. …. کساني که براي رهايي از چنگ مالک، دست و پايي مي کنند و در صدد تهيه ي خانه ي شخصي بر مي آيند غالبا از ترس دردسر بنايي، به خريداري خانه ي ساخته و آماده اقدام مي کنند. يعني از چاله در مي آيند و به چاه مي افتند.424
ـ ولي فرض کنيد قطعه ي زميني را از پدر محروم خود به ارث برده و مي خواهد در آن عمارتي بسازد و اجاره دهد، اما مي بيند سيمان نيست، گچ نيست، آهک نيست، آهن نيست، عمله نيست. ناچار از اين کار هم صرف نظر مي کند.425
ـ …. او روي هر آپارتمان سيصد و پنجاه تومان قيمت گذاشته که از اين قرار مجموع قيمت هشت آپارتمان دو ميليون و ششصد هزار تومان مي شود . يعني آقاي معمار باشي در مدت شش ماه قريب يک ميليون و سيصد هزار تومان سود برده، يعني حقوق يکصد سال بنده و امثال بنده از قرار ماهي يک هزار تومان! راستي که درآمد بساز و بفروش ها چقدر کم است؟ …. از شوخي بگذريم. چرا دولت واقعا آپارتمان را هم مثل هر کالاي ديگري قيمت گذاري نمي کند؟426
4 ـ 1 ـ 1 ـ 3 مسائل و مشکلات خاص ما بين مالک و مستأجر
اجاره نشيني افراد جامعه که طبيعتاً نتيجه ي کمبود و گراني نرخ مسکن است از ديگر مسائل اقتصادي اي است که مؤلف به آن بارها و بارها اشاره کرده است. بالا بودن نرخ اجاره ها و عدم تدوين قوانين صحيح و تأثير گذار در مسأله ي اجاره ي مسکن که منجر به سوء استفاده هاي فراوان مالکين مي شده است از مشکلات اساسي مستأجرين به شمار مي رفته است، و شرح همين سوء استفاده ها و مشکلات مابين مالک و مستأجر بارها سوژه ي خلق طنز در اين آثار شده است.
ـ ناگهان صدايي به گوشم رسيد که با ناله مي گفت: “آقاي عزيز، داستان زندگي مرا بنويسيد که يک داستان واقعي است. من قسمت اعظم درآمدم را بابت کرايه منزل مي دهم و صاحب ملک من که تمام پول من و مال مرا گرفته حالا مي خواهد جان مرا هم بگيرد. در اجاره نامه قيد شده که تعميرات اساسي با اوست معذلک سقف مرتب چکه مي کند و نزديک است روي سر ما خراب شود و او ابداً به فکر تعميرش نيست. در اجاره نامه قيد شده که تلفن جداگانه به ما بدهد ولي فقط يک انشعاب از تلفن خودش به ما داده که آن را هم مرتباً قطع مي کند ……. درباره ي او هر چه بگويم کم گفته ام. هر وقت که در خانه است حتي تلفن ما را کنترل مي کند و به حرف ما گوش مي دهد ….. ” در اين وقت از گوشي تلفن صداي ديگري به گوشم رسيد که گفت: “مردکه چرا حرف دهنت را نمي فهمي؟ مگر تو که هستي؟ کي سينجري يا يا سرعرفات که من به تلفنت گوش بدهم427؟!”
ـ از خانمي پرسيدم: ” خانه از خودتان داريد؟” گفت : “خانه کجا داريم؟ لانه هم نداريم. دو تا اطاق در يک خانه به ماهي هزار تومان کرايه کرده ايم و تازه مدتي هم هست که با صاحبخانه دعوا داريم” پرسيدم: “چرا؟” جواب داد: ” چون ما بچه مي خواستيم و صاحبخانه بچه نمي خواست.428
ـ آقاي “م ـ ن”، آموزگار، درد خود را شرح داده و تقاضاي درمان کرده اند مي نويسد:
داراي پنج بچه از چهار ساله تا چهار ده ساله هستم. بواسطه ي قلت حقوق و کثرت عائله کرايه نشين و بلکه خرابه نشين هستم. خانه اي با ماهي سيصد تومان اجاره کرده ام که صاحبخانه تقاضاي تخليه ي آن را دارد و مي خواهد به زور بلندم کند، بدين جهت با چاقو مجروحم کرده به طوري که دو انگشت دستم ناقص شده است429 …..
البته از آن جايي که مؤلف همواره تمام زواياي امور را با دقت نظر و منصفانه مي سنجد به مواردي هم اشاره کرده که مستأجرين مشکلات خاصي را براي مالکين ايجاد کرده اند:
ـ ….. کار به شکايت و دادگاه کشيد و بالاخره پس از سه سال دوندگي در دادگستري مستأجر به حکم دادگاه مجبور به تخليه ي خانه شد. او خانه را خالي کرد در حالي که عمداً تمام ديوار ها را خراش انداخته و يک کاغذ ديواري سالم نگذاشته بود. سرپيچ هاي لامپ را کنده و موکت کف اتاق را مثل پارچه ي بيد زده سوراخ سوراخ کرده بود. هيچ يک از پنجره ها شيشه نداشت430….
ـ مي گويند مستأجري خانه را تخليه کرد و تحويل موجر داد پس از مدتي او را در خيابان ديد و سلام کرد. موجر که از دست او دل پري داشت جواب نداد گفت: حالا ديگر مرا نمي شناسيد؟ موجر گفت: چرا مي شناسم، شما همان کسي هستيد که مثل آدم به خانه ي من آمديد و مثل الاغ رفتيد. گفت: شما حق نداريد توهين کنيد. موجر گفت: چرا حق ندارم؟ مگر نه اين است که شما روز اول مستأجر من شديد خانه از من تحويل گرفتيد و روز آخر طويله تحويلم داديد431
ـ گفت : به شهادت اجاره نامه ي رسمي که از آن مرحوم باقي مانده بيست و هشت سال قبل يک آپارتمان پنج اتاقه را با تمام لوازم ماهي دويست و پنجاه تومان اجاره داده ايم که هنوز هم همين مبلغ را دريافت مي کنيم. اتفاقاً مستأجر مردي مسلمان و نماز خوان است. براي او پيغام فرستاديم که : ما راضي نيستيم و بنا به قول حاکم شرع نماز شما صحيح نيست. او هم براي ما پاسخ داد: از امروز مي روم در مسجد نماز مي خوانم که هم قبول باشد و هم هر رکعت آن ثواب هزار رکعت داشته باشد432!
4 ـ 1 ـ 1 ـ 4 مسائل معيشتي و مشکلات خاص بازنشستگان
همان طور که قبلا هم گفته شد از اهداف اصلي مقاله نويسي حالت طرح و نقد مشکلات اقشار مردم بوده است. يکي از طبقات و اقشار خاصي که مؤلف نگاه ويژه اي به مشکلات و کمبودهاي مالي زندگي آنان دارد قشر بازنشستگان است. عدم توجه و رسيدگي دولت به بازنشستگان، حقوق و مزاياي پايين اين افراد ـ عليرغم بالا رفتن هر روزه ي هزينه هاي زندگي ـ ، مسأله ي بيمه ي بازنشستگان، سنّ بازنشستگي و مشکلاتي از اين قبيل، مسائلي هستند که مؤلف با زبان طنز آميز آن ها را طرح کرده است. بسياري از اين مسائل و مشکلات را خود بازنشستگان از طريق نامه يا تلفن با مؤلف در ميان گذاشته و خواستار طرح مسأله از جانب او بوده اند.
ـ مثلا مي گويند: کسي که باز نشسته مي شود ديگر حکم مرده اي را پيدا مي کند که باز هم ناچار است اداي زندگان را در بياورد، يا مي گويند: آدم بازنشسته ، هم مقام خود را از دست داده و هم احترام خود را. و به وضعي در آمده که بايد به قول سعدي درباره اش گفت: ” هر که اين هر دو ندارد عدمش به زوجود433″…..
ـ در اين جا ديگر پيرمرد از کوره در رفت و داد زد: حالا مي فهمم اين که گفته اند بزرگ ترين دشمن هر مردي زنش است راست گفته اند ، حالا مي فهمم که نسل سرکش يعني چه …. آخر شما ها با آن کله ي پوکي که داريد بيشتر عقلتان مي رسد يا کساني که مقررات بازنشستگي را وضع کرده اند؟ ……. حالا که باز نشسته شده ام فقط همان حقوق اصلي را مي دهند و ديگر از مزايا خبري نيست….. يعني اين که درآمد من ديگر نصف شده. حالا متوجه شديد؟ بالاخره کساني که مقررات بازنشستگي را وضع کرده اند لابد تصور مي کنند که ممکن است آدم هزينه ي زندگي خود را که سال ها بر يک اساس معين قرار داشته ناگهان نصف کند434……
4 ـ 1 ـ 1 ـ 5 مسأله ي بيکاري در جامعه
در جامعه ي بحران زده اي که نرخ تورم و گراني اجناس و خدمات رشد روز افزون دارد مسلماً مسأله ي اشتغال از مهم ترين و اساسي ترين نيازهاي افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ است. با مطالعه ي اين آثار در مي يابيم که يکي از اصلي ترين مشکلات مردم در آن دوران مسأله ي اشتغال بوده است. کمبود فرصت هاي شغلي مناسب براي جوانان، به خصوص افراد تحصيل کرده اي که پس از سال ها تحصيل انتظار دارند تا با يافتن شغلي مناسب هم از اطلاعات و مهارت هاي خود استفاده کنند و هم منبع درآمدي داشته باشند، از معضلات اجتماعي عصر مؤلف به شمار مي رود. مسلماً بيکاري افراد منجر به توليد مشکلات ديگري نيز مي شود که مؤلف از ذکر و طرح آنها نيز غافل نبوده است.
همچنين از ديگر مسائلي که مربوط به حوزه ي اشتغال افراد مي شود، چند شغله بودن بعضي از افراد است که اين نيز معضلي در جامعه به حساب مي آيد که نشانگر ناکارآمدي و ضعف دستگاه هاي دولتي مسئول اين گونه امور است.
ـ در ضمن مي فهميد درجايي که عده اي از جوانان ديپلمه يا ليسانسيه هر روز از صبح دنبال کار مي دوند و کفش پاره مي کنند و شب دست از پا دراز تر بر مي گردند، بنده ي خدايي از دار دنيا رفته که هيجده شغل در هيجده موسسه داشته435….
ـ در جايي که اشخاصي سيزده سال است صبح تا غروب دنبال کار مي دوند و هنوز ول معطلند، اشخاصي هم هستند که سيزده شغل دارند و از هر شغلي هم ماهانه بين پنج تا ده ، دوازده، سيزده هزار تومان در مي آورند.436
ـ دوستي دارم که استاد دانشگاه است، مشاور حقوقي يک وزارتخانه است، عضو هيئت مديره ي يک موسسه تهيه ي روغن نباتي است، جزء هيئت امناي يک کارخانه ي چيت سازي است، خزانه دار يک شرکت کشتيراني است، سهامدار عمده ي يک بانک است، وکالت مي کند، تجارت مي کند، خلاصه يازده شغل دارد و تازه دنبال دوازدهمي اش مي گردد.437
ـ در اين نامه نوشته بود: به فرياد ديپلمه ها و ليسانسيه ها و ساير طالبين استخدام برسيد و اگر براي آنان کار پيدا نمي کنيد لااقل مواظب بعضي از دستگاه ها باشيد که به بهانه ي استخدام جيب اين فلک زده ها را خالي نکنند. فلان موسسه فقط سه نفر کارمند لازم دارد و از هر داوطلبي مي خواهند که چهل يا پنجاه تومان به ضميمه ي ساير مدارک خود بفرستد و اين جمله ي قالبي را هم قيد مي کنند که وجه سپرده مسترد نخواهد شد”438 ……
ـ گوشي را برداشتم و صداي يک دوست قديمي را شنيدم که مي گفت: پسر من ظرف يک سال به سه موسسه که کارمند مي خواسته اند تقاضاي کار داده و هر سه بار در امتحان کتبي آن ها قبول شده و او را براي مصاحبه دعوت کرده اند اما در مصاحبه رد شده. بردار دو کلمه بنويس چطور ممکن است که کسي هر دفعه در امتحان کتبي قبول شود ولي درمصاحبه رد شود؟439
ـ گفتم ولي برادرت در همين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ترين، همين، شايد، کمبودهاي Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ارباب رجوع