پایان نامه ارشد با موضوع بازده سهام، نوسان پذیری، قلام تعهدی، اقلام تعهدی

دانلود پایان نامه ارشد

نوسان پذیری بازده سهام، یکی از موضوعات بحث برانگیز مالی است که در سال های اخیر مورد توجه محققان بازار سرمایه در بازارهای نوظهور قرار گرفته است(لیلداکیس111، 2004). دلیل این گرایش به ارتباط بین نوسان پذیری قیمت و به تبع آن بازده و تأثیر آن بر عملکرد بخش مالی و همچنین کل اقتصاد بر می گردد. از طرف دیگر، فایده مندی مطالعه نوسان پذیری بازده سهام از طرف سرمایه گذاران از این جهت است که آن ها نوسان پذیری بازده سهام را به عنوان معیاری از ریسک در نظر می گیرند و همچنین خطی مشی گذاران بازار سرمایه می توانند از این معیار به عنوان ابزاری برای اندازه گیری میزان آسیب پذیری بازار سهام استفاده نمایند(ظفر و همکارانش112، 2008). امروزه نقش سرمایه گذاران نهادی به عنوان واسطه انتقال وجوه و پس اندازها به بازار سرمایه و مدیریت منابع در بازارهای مالی سایر کشورها روز به روز اهمیت بیشتری پیدا کرده است، به طوری که افزایش معاملات سرمایه گذاران نهادی در بازارهای جهانی سهام از اواخر دهه 1980، منجر به افزایش توجه محققان مالی به بررسی تأثیر این نهادها بر تغییرات قیمت سهام شده است، به گونه ای که سرمایه گذاران نهادی را می توان به عنوان گروهی از سهامداران شرکت تلقی کرد که بر تغییرات قیمت و متعاقباً نوسان بازده سهام نقش دارند.
از طرفی عدم تقارن اطلاعاتی113 و تئوری نمایندگی114 دو تئوری هستند که در پیوند با لزوم استقرار حاکمیت شرکتی115 در شرکت ها استفاده می شوند. سهامداران نهادی به عنوان یکی از عوامل خارجی نظام حاکمیت شرکتی نقش مهمی در رفع عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش هزینه های نمایندگی دارند. موضوع سهامداران نهادی از دو نظر قابل طرح است: 1.مفهوم نظارت کارآمد و 2. مفهوم همگرایی منافع. این دو مفهوم در توجیه نتایج بدست آمده از تحقیقات زیادی است که در مورد سهامداران نهادی انجام شده است؛ به گونه ای که از منظر نظارت کارآمد، وجود سهامداران نهادی به استقرار نظام حاکمیت شرکتی منجر شده، از هزینه های نمایندگی می کاهد. در ضمن، کاهش نوسان پذیری بازده سهام و فرض وجود رابطه معکوس بین سهامدارن نهادی و نوسان پذیری قابل ذکر است.
در خصوص ارتباط میان سرمایه گذاران نهادی و نوسان پذیری بازده سهام نظریات متفاوتی وجود دارد. شماری از محققان معتفدند که سرمایه گذاران نهادی به صورت توده وار رفتار می کنند و تمایل دارند از استراتژی بازخورد مثبت معامله استفاده نمایند. از این رو، عملکرد آن ها می تواند به خودهمبستگی و بی ثباتی قیمت سهام منجر شود؛ به طوری که با وجود این نوع از سرمایه گذاران، نوسان پذیری بازده سهام قابل مشاهده است(سی یاس و ویدبی116، 2006). این دیدگاه بر مبنای نظریه همگرایی منافع قابل توجیه است؛ بدان معنی که سرمایه گذاران نهادی با مدیران به دلیل منافع مشترک همسو شده، باعث بی ثباتی قیمت های سهام می شوند. در مقابل، گروه دیگر معتقدند سرمایه گذاران نهادی، سرمایه گذاران آگاهی عستند که با اطلاعات جدید و به موقع قیمت سهام را تنظیم کرده، از نوسان پذیری بازده می کاهند؛ لذا وجود این سرمایه گذاران باعث کاراتر شدن بازار سهام می گردد(بوهل و همکارانش117، 2009).
این محققان معتقدند که دو عامل تأثیرگذار در تغییر قیمت سهام، میزان اطلاعات در دسترس و نوع پاسخگویی سهامداران به اطلاعات است. وجود سرمایه گذاران نهادی مکانیسم های معتبری به منظور انتقال اطلاعات به بازارهای مالی یا به دیگر سهامداران فراهم می آورد. در همین راستا، بوهل و همکارانش(2009)، بیان می دارند که سرمایه گذاران مهادی یکی از بازیگران اصلی در بازار سرمایه هستند که استفاده آنها از توانایی هایشان تابعی از میزان سرمایه گذاری آنهاست. لذا میزان مالکیت نهادی این سرمایه گذاران می تواند با نوسان پذیری بازده سهام در ارتباط باشد. از این رو، این محققان بیان می دارند سرمایه گذاران نهادی با پیاده سازی حاکمیت شرکتی، شفافیت اطلاعاتی را افزایش داده، از عدم تقارن اطلاعاتی می کاهند و این عمل موجب تقویت کارایی بازار سرمایه می شود؛ به طوری که انتظار می رود نوسان پذیری بازده سهام کاهش یافته، سبب ایجاد بازاری جذاب و مطمئن برای سرمایه گذاران جدید شود. آن ها همچنین اظهار می کنند وجود سرمایه گذار نهادی سبب فراهم شدن فرصت های مناسب سودآوری برای سرمایه گذاران موجود می شود و گسترش نقدشوندگی و عمق بازار و شفافیت قیمت ها و در نهایت افزایش بهره وری و بهبود سطح رفاه اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
بوهل و همکارانش118(2007)، در مقاله خود اشاره می کنند حضور سرمایه گذاران نهادی در بازار سرمایه ، آن را به سمت کارایی پیش می برد؛ بدین صورت که سرمایه گذاران نهادی می توانند با اتکا به نفوذ خود در بازار، به ارائه اطلاعات دقیق از سوی شرکت ها و رعایت اخلاق حرفه ای نظارت کرده، دقت و صحت ارائه اطلاعات را فزونی بخشند. بوهل و همکارانش (2009)، درباره رابطه میان سرمایه گذاران نهادی و نوسان پذیری بازده سهام تحقیق کردند. یافته های آن ها حاکی از آن است که افزایش مالکیت سرمایه گذاران نهادی اثر ثابت کنندگی بر نوسان پذیری بازده سهام دارد، چراکه آنان قیمت سهام را به سرعت با اطلاعات جدید تنظیم کرده، باعث کاراتر شدن بازار سهام می گردند.
گامپرز و متریک119(2001)، در مطالعات خود اشاره می کنند سرمایه گذاران نهادی، قیمت های سهام را به سمت ارزش های ذاتی آن هدایت می کنند که این خود گامی در جهت کارا کردن بازار سرمایه است.
کمپل و همکارانش120(2009)، در تحقیقی به بررسی سرمایه گذاران نهادی، بازده سهام و اعلان سود پرداختند. یافته های پژوهش این محققان حاکی از آن است که تغییرات در دارایی های سهام نهادی به صورت متوالی و مثبتی با بازده سهام آینده همبسته است.
تا سای121(2009)، در مطالعه خود موضوع مالکیت نهادی و بازده سهام را بررسی نمود. نتایج این بررسی نشان ی دهد شرکت هایی با مالکیت نهادی بیشتر، شرکت هایی هستند که مدیران به صورت کاراتری تحت نظارت قرار می گیرند و اطلاعات بیشتری در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهند.
بوهل و سینزکی122(2006)، در مطالعه خود این موضوع را مورد تحقیق قرار دادند که آیا سرمایه گذاران مهادی باعث بی ثباتی قیمت های سهام می شوند؟ نتایج تحقیات آن ها نشان می دهد که وقتی سرمایه گذاران نهادی سهامداران عمده شرکت می شوند، نوسان پذیری بازده سهام سقوط می کند.
تحقیق اوساجی و همکارانش123 (2005) نشان می دهد شرکت هایی که در آن ها مالکان نهادی مشارکت بیشتری دارند، قیمت سهامشان نسبت به شرکت هایی با مالکیت کمتر بالاتر است، از این رو، بالا بودن مالکیت نهادی برای شرکت ها ارزش محسوب می شود.
فخاری و طاهری، (1389) در پژوهش تحت عنوان بررسی رابطه سرمایه گذاران نهادی و نوسان پذیری بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اظهار داشتندکه بین سرمایه گذاران نهادی و نوسان پذیری بازده سهام رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد. و با افزایش مالکیت این سرمایه گذاران در شرکت نوسان پذیری بازده سهام کاهش می یابد. در نتیجه می توان اذعان نمود که حضور سرمایه گذاران نهادی موجب افزایش نظارت بر عملکرد مدیران شده، از عدم تقارن اطلاعاتی می کاهد و نهایتاً با افزایش درصد مالکیت این گروه از سهامداران، از نوسان پذیری بازده سهام می کاهد.

2-14. مروری بر پیشینه تحقیق

2-14-1. مروری بر پیشینه تحقیق در ایران
خانی و صادقی، (1392) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر برگشت، پایداری و ناهنجاری اقلام تعهدی بر سود دوره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان دادند که یک رابطه معنی داری بین اقلام تعهدی و نوسانات سرمایه در گردش وجود دارد. همچنین بین رشد فروش و اقلام تعهدی رابطه معکوس و بین اقلام تعهدی موجودی کالا و کاهش ارزش موجودی کالا رابطه معکوس وجود دارد. اما بین خطای تخمین اقلام تعهدی و پایداری اقلام تعهدی رابطه معنی داری یافت نکردند.
هاشمی و جلالی مقدم (1392)، به بررسی تأثیر اقلام تعهدی بر رابطه تأمین مالی خارجی با بازده آتی سهام پرداختند. یافته های پژوهش آن ها نشان داد که اقلام تعهدی با بازده آتی سهام ارتباط مثبت و معنادار دارد ، در صورتیکه تأمین مالی خارجی با بازده آتی سهام ارتباط معنا داری ندارد. همچنین آن ها بعد از اضافه نمودن متغیر اقلام تعهدی به رابطه تأمین مالی خارجی با بازده آتی سهام، متوجه شدند که نتایج تغییر یافته و رابطه مذکور منفی و معنادار گردید(علت را وجود نابهنجاری تأمین مالی خارجی اعلام کردند.
عباسی و علیدوست اقدم، (1391) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر متغیرهای بنیادی بر بازده سبد سهام اظهار داشتند که بین اندازه شرکت و نسبت میانگین جریان نقدی به قیمت بازار با بازده سهام رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، در حالیکه بین نسبت سود به قیمت و ارزش دفتری به بازار با بازده سهام رابطه معنی داری یافت نشد.
ایزدی نیا،قوچی فرد و حمیدیان (1391) در پژوهشی به بررسي رابطه بين جريـانهـاي نقد عملیاتی، سود خالص، تغییرات سرمایه در گردش،تغییرات در موجودی کالا، اســتهلاک داراييهاي مشهود و نامشـهود و برآوردهـاي خـالص حسابداري با جريانهاي نقد آزاد دوره آتـي پرداختـند. نتــايج بررســي نشــان داد كــه
جريانهاي نقد عملياتي توانـايي بيشـتري نسـبت بـه سود خالص در پيش بيني جريـانهـاي نقـد آزاد آتـي دارد و همچنین در این پژوهش اجــزاي اقــلام تعهــدي شــامل تغييــرات ســرمايه درتغييــرات در موجــودي كــالا، اســتهلاك داراييهاي مشهود و نامشـهود و برآوردهـاي خـالص حسابداري به جريانهاي نقد عملياتي اضـافه شـد تا توانايي اين اجزا در بهبود پيش بيني جريـانهـاي نقـد، آزاد بررسي شود. همانگونه كه نتـايج بررسـي نشـان بين جريانهـاي نقـد آزاد دوره آتـي و تغييـرات ســرمايه در گــردش، تغييــرات در موجــودي كــالا،استهلاك داراييهاي مشهود و نامشهود و برآوردهـاي خالص حسابداري دوره جاري رابطه معنادار معكوس وجـود دارد. همچنـين، اضـافه كـردن اجـزاي اقـلام تعهـدي بـه جريـانهـاي نقـد عمليـاتي، پـيش بينـي جريانهاي نقد آزاد را بهبود بخشيد. بنابراين، تفكيك اقــلام تعهــدي بــه اجــزاي فرعــي تــوان پــيش بينــي جريانهاي نقد آتي را افزايش ميدهد.
دستگیر و رستگار(1390)، رابطه بین کیفیت سود(پایداری سود)، اندازه اقلام تعهدی و بازده سهام با کیفیت اقلام تعهدی را مورد بررسی قرار دادند. یافته های پژوهش آن ها بیانگر این است که کیفیت سود(پایداری سود) با کیفیت اقلام تعهدی رابطه مستقیم دارد، ضمن اینکه با کاهش کیفیت اقلام تعهدی و افزایش اندازه اقلام تعهدی، بازده سهام افزایش می یابد.
عرب مازار یزدی و عرب احمدی، (1390) در پژوهشی تحت عنوان رابطه اجزای نسبت ارزش دفتری با ارزش بازار با بازده آتی سهام با استفاده از روش پنمن و همکارانش(2007)، پس از تجزیه نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار به دو جز مالی و عملیاتی و تشکیل سبدهام سهام بر مبنای اجزای این نسبت، با استفاده از معادلات رگرسیونی، رابطه میان آن اجزا با بازده سهام را تحلیل کرد. نتایج تحقیق نشان داد که وقتی کل داده ها در تجزیه و تحلیل در نظرگرفته می شود، جزء مالی با بازده آتی سهام شرکت ها رابطه معنی دار دارد. اما وقتی عامل ریسک ورشکستگی وارد محاسبات می شود، نتیجه معکوس می شود و جزء عملیاتی نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار دارای رابطه معنی داری با بازده آتی سهام دارد. سپس همگامی که داده های تحقیق بر اساس نسبت خالص ارزش دفتری به ارزش بازار دارایی عملیاتی طبقه بندی می شوند، نتایج نشان می دهد، در داده هایی که نسبت مذکور برای آن ها کمتر از یک است، باز هم جزء عملیاتی دارای رابطه معنی داری با بازده آتی سهام است.
حقیقت و بختیاری(1390) در پژوهشی تحت عنوان بررسی محتوای اطلاعاتی افزاینده اقلام تعهدی خلاف قاعده در مقایسه با جریانات نقدی عملیاتی نشان دادند که در رویکرد کل اقلام تعهدی، جریانات نقدی عملیاتی، توان توضیحی اقلام تعهدی غیرعادی در بازده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قلام تعهدی، اقلام تعهدی، سرمایه در گردش، وجوه نقد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع قلام تعهدی، اقلام تعهدی، بازده آتی سهام، بازده سهام