پایان نامه ارشد با موضوع اندرزنامه، خواجه نظام الملک، قابوس نامه، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

نام امير فخرالدوله و الدين حسن بن الصدر المبرور تاج المله و الدين در هنگام انتصابش به وزارت اهدا شده است. هرچند نام دولتش ذكر نشده است ولي اجداد او پس از 12 پشت به نظام الملك بزرگ مي رسد. آن همچنين نشان مي دهد كه جدّ وزير، امير معزّ، صاحب ديوان يا اولين وزير به طغاتيمور بوده است كه از سال 735 تا 753ق حكومت مي كرد.از اين مطلب اين گونه استنباط مي شود كه اين اثر در سدة نهم هجري نوشته شده است. مؤلف كه نامش ذكر نشده اظهار مي دارد كه وي بخشي از مضامين را از كتابها و بخشي را از اعتقاد موروثي و روايت رايج خانوادگي كه سوي نظام الملك صادر شده گرفته است. فخر الملك(ابوالمظفر علي) كه اين وصايا به او خطاب شده، پسر ارشد نظام الملك بوده است…اين اثر كه در مقدمه تحت عنوان نصايح به آن اشاره شده است عموماً به نام وصاياي نظام الملك مشهور است و در روضه الصفا و حبيب السير نيز تحت اين عنوان از آن نقل شده است.”289
شايان ذكر است از كتابشناسان و فهرستنگاران نسخ خطي بعضي چون خانبابا مشار،290 سيد عبدالله انوار291 و سيد احمد حسيني اشكوري292 اين اثر را از نظام الملك دانسته اند. بعضي هم فقط به ذكر انتساب اين اثر به خواجه نظام الملك بسنده كرده اند. به عنوان نمونه مي توان از احمد منزوي293 و حافظيان بابلي294 نام برد.
آن ک‍ات‍ري‍ن‌ س‍واي‍ن‌ ف‍ورد لمبتن: “كتاب وصاياي خواجه نظام الملك(معروف به نصايح نامه) اثري كه احتمالاً به سدة نهم/ پانزدهم تعلق دارد و نوشتة فخرالدين حسن از دوازدهمين پشت نظام الملك است كه با ميراث خانوادگي به دست نويسنده رسيده و بعضي از مشكلات موجود وزير را توضيح داده است.”295

3. جايگاه دستور الوزاره در سنّت اندرزنامه نويسي مسلمانان

3-1. اهميّت وزارت
از نظر خواجه نظام الملک، پست وزارت برترين منصب پس از سلطنت است؛ چون وزير عملاً ادارة کشور را در دست دارد. و از اين حيث، عالي ترين مقام اجرايي کشور به شمار مي رود. از اين رو، آباداني کشور، اجراي عدالت، خشنودي رعايا، نيک نامي شاه و بقاي سلطنت به وزير عادل، شايسته، حق نگر و راستگو وابسته است. خواجه شرط بقا و حفظ وزارت را به دو چيز مي دانست:
اول . پست و منصب وزارت همانند مقام و جايگاه سلطنت به توارث منتقل شود.
دوم . وزير در جهت رضاي خدا گام بردارد و شاه ، نزديکان و خلايق را از خود نرنجاند.296
خواجه نظام الملك طوسي و خواجه نصيرالدين طوسي در زمينه وزارت و مشاورت با پادشاهان ترك نژاد و مغول به قدري مهارت داشتند كه اين نكته را در تاريخ ايران به عنوان يك اصل و حقيقت تاريخي گنجانيدند كه امپراتوران ترك نژاد و خان هاي مغول شمشيرزنان شجاع و پرصلابت بوده و جهانگيري و گشودن سرزمين هاي ديگر براي آنها بسيار آسان بود. اما قادر به جهانداري و اداره ممالك مفتوحه نبودند مگر با راهنمايي وزراي ايرانى. اين وزرا آنقدر در تغيير طرز تفكر پادشاهان مهارت به خرج دادند تا به آن حد كه آنان را مشوق فرهنگ و پاسدار زبان و ادب فارسي و حتي دين اسلام كردند. اينگونه افراد انديشمند يکي از راههاي انتقال افکار خود را در نوشتن تجارب خويش تحت عناوين دستور الوزاره يا دستور الوزراء
مي ديدند.

3-2. کتابهاي موسوم به دستورالوزاره
در حوزه تمدن اسلامي كتابهاي متعددي به نام دستورالوزاره، دستورالوزراء و تاريخ الوزراء نوشته شده است كه در اينجا به نمونه هايي كه اغلب به زبان فارسي نگارش يافته است اشاره مي شود:
دستورالوزاره ابوالفضل منشي شيرازي همروزگار شاه تهماسب که در روم به سر مي برده و منشي سلطان سليمان يکم(د. 974ق) بوده است.297
دستورالوزراء از اختيار فرزند غياث الدين حسيني قاضي اختيار هروي تربتي معروف به خواند مير(د. 928ق) که يک بار به نام اخلاق همايون به نام ظهيرالدين بابر پادشاه ساخته و دوم بار تحريري از همان را به نام دستورالوزراء به نام ميرزا شاه حسين و سلطان سليم خان يكم عثماني ساخته و در 7 محرم 926ق به انجام رسانده است. در آن منابع خود را ياد كرده است.298
دستورالوزراء از ملا سلطان حسين واعظ فرزند سلطان محمد استرآبادي (د 1078ق) به نام شاه عباس.299
دستورالوزراء از شيخ عالم در 20 شعبان 940 ق براي ابراهيم پاشا نگاشته است.300
دستورالوزاره في قوانين الوزاره از محمود فرزند محمد فرزند حسين اصفهاني در 10 باب.301 در سده هاي 6 و 7 ق.
در اين موضوع دو کتاب ديگر نيز وجود دارد هرچند با عنواني تقريباً متفاوت: كتابي‏? از نجم‌الدين ابو‌الرجاء قمي به نام تاريخ الوزراء كه شرح انتصاب، عزل و ساير اتفاقات دوره وزارت هفده وزير سلاجقه غرب ايران را از سال 526ق يعني زمان وزارت قوام الدين ابوالقاسم درگزيني تا وزارت صاحب عزيزالدين در سال 584 در خود دارد. نام کتاب حاضر مي بايست تاريخ وزارء سلاجقه عراق مي بود. زيرا زندگي و اتفاقات دوره وزارت وزراي شعبه غربي سلطنت سلجوقيان را در بردارد.302
و ديگري تحفة الاُمراء في تاريخ الوزراء که کتابي است تاريخي به عربي در بارة وزراي عباسي تأليف ابوالحسن هلال بن مُحَسِّن بن ابراهيم صابي(359ـ 448). اين کتاب به اخبار الوزراء و کتاب الوزراء نيز مشهور است. تحفة الامراء بيان قسمتي از تاريخ خلافت عباسي در قالب شرح حوادث دوران وزارت ابن فُرات ابوالحسن علي بن محمد و ابوعلي محمدبن عبيداللّه خاقاني(ابن خاقان) و ابوالحسن علي بن عيسي بن داوودبن جراح(ابن جراح )، سه تن از وزراي المقتدر عباسي است. در خلال مطالب اصلي، پاره اي از اخبار وزراي ديگر عباسي به مناسبت آمده است. از تحفة الامراء تنها مقدمه و قسمت آغازين آن باقي مانده است.303

3-3. دستورالوزاره و نگارش هاي اخلاقي
آيا دستورالوزاره را بايد در زمره ولدنامه ها، اندرزنامه ها، پندنامه ها، وصيّت نامه ها يا نه اصلاً تاريخ الوزراء و تاريخ تشكيلات به حساب آورد؟ به نظر مي رسد اين نوع کتابها از نظر نوع نگارش در دست? ولد نامه ها و پند نامه ها قرار مي گيرد مثل قابوس نامه، سيرالملوک و نصيحه الملوک و در عين حال مي توان آن را در شمار اندرزنامه و نصيحت الملوك نيز به حساب آورد.
شيو? پند و اندرز و نصايح مشفقانه در قالب نصيحت نامه، پندنامه و اندرز نامه يکي از مهمترين شيوه هاي نقد و بيان انديشه سياسي بوده است. شيوه اي که ملايم ترين و محتاط ترين زبان گفتار سياسي است. بيان پند و اندرز و گفتارهاي نصيحت گونه، کم خطرترين روش نقد حکومت هاست. آنهم در جوامع بست? تاريخ ترکان و مغولان. در اين ميان عنصرالمعالي و خواجه نظام الملک را مي توان نظريه پردازان عملگرا و غزالي و خواجه نصيرالدين طوسي را از اخلاقيون آرمان گرا يا واقع گرا دانست.
از نويسندگان متون كهن آنها كه خود به كار حكومت مشغول بوده اند اطلاعات جامع تر داشته و مطالبشان ارزش بيشتري دارد از جمله عنصرالمعالي نويسنده قابوس نامه كه از امراي آلزيار بود و هم عصر نظام الملك يا ابوالفضل بيهقي مصنّف تاريخ بيهقي كه خود دبير عهد محمود و مسعود عزنوي بود.
سياست‌نامه نويسان در تکوين سازمان سياسي کشور و تدوين ايدئولوژي سياسي نقشي به سزا داشته‌اند. دستور الوزاره يکي از انواع سياستنامه هاست. و کسي که دستور الوزاره مي نويسد همّت خود را بر تربيت وزير قرار مي دهد. اهميت دستورالوزاره را مي توان از اين عبارت نويسندة گمنام آداب سلطنت و وزارت به خوبي دريافت: “نويسنده وزير را تربيت مي کند. وزير پادشاه را و پادشاه به عنوان قدرت حاکم، نظم و تربيت خود را به همه رعايا تحميل مي نمايد. اخلاق، حسن اداره امور کشور را تضمين مي کند.”304 بهترين دستور الوزاره آن است که نويسنده اش هم در صحنه عمل و هم در ميدان نظر وارد شده است. خواجه نظام الملک چنين فردي است. او در واقع با نوشتن سيرالملوک يا سياستنامه ترکيبي از تجارب علمي و عملي خود را بروز داده است. او در اين راه بهترين استفاده را از تجارب گذشته برده است. به عقيده ركن الدّين حسن، نويسنده مشهور و مدير گروه علوم سياسي دانشگاه كراچي: “نظريه سياسي خواجه التقاطي است ميان آرمانهاي كهن ايران و معتقدات سياسي مسلمانان”305 از مهمترين انديشه هاي سياسي خواجه نظريه سلطنت در دوران قبل از اسلام و کوشش وي در جمع آوري آن با خلافت است. او معتقد است که‌ فرمانروا بايد صالح باشد چون کار بندگان جز از طريق عدل و سياست اميري دادگر نظام نمي‌گيرد.
سير الملوک هرچند در بين سياستنامه ها بهترين است ليکن يکي از کاستي هاي آن را مي توان در بي اعتنايي به وزارت دانست. با آنکه وزارت مقامي بس مهم و سرنوشت ساز براي کشور بوده و خواجه نيز يکي از بهترين وزيران ايراني، در عين حال در سيرالملوك از وزارت كه تكميل كننده سلطنت است به جز اندكي در فصل 41 كه اختصاص به چگونگي توزيع مناصب حكومت دارد، چيزي گفته نشده است. در آنجا تنها بر خصوصيتهاي مناسب اين منصب تأكيد شده است از جمله آنكه وزير بايد وزيرزاده باشد.306 نظام الملك در اين باره به آل برمك مثال زده است هر چند خانواده خود او نيز غالباً به وزارت رسيدند. دو فوشه کور درباره اين موضوع نوشته است: “تمامي كتاب بر محور سلطنت متمركز و تقريباً هيچ سخني از وزارت و اموزش آن ندارد. در عين حال اگر در تاريخ قرون وسطاي جهان اسلام كسي چيزي براي گفتن در باب اين موضوع ها[وزارت و آموزش] مي داشت آن كس قطعاً خواجه نظام المك مي بود. او در واقع وزير دو تن از بزرگترين سلاطين سلجوقي و بنيانگذار و مشوّق بي همتاي مدرسه بود.”307 واقعيت اين است که خواجه با نوشتن دستور الوزاره کاستي بزرگ سير الملوک را برطرف کرده است. هرچند بعضي در صحت انتساب اين كتاب به خواجه نظام الملك ترديد كرده اند ولي آنچه از متن کتاب و ديگر شواهد برمي آيد نشان مي دهد به راحتي نمي توان اين انتساب را انکار کرد. البته همواره در انتساب بعضي از شاهكارهاي معروف به صاحبانش همين گونه ترديدها را وارد دانسته اند. نمونه آن مطالبي است كه درباره تنها اثر انتشار يافته و مشهور خواجه يعني سياست نامه بيان شده است.308 به راستي ريشه اين ترديدها از كجاست؟ و چقدر جدي است؟ آيا پذيرفته است كه با اين ترديدها جامعه علمي و ادبي معاصر از يك اثر ارزشمند خطي محروم شود؟
ريشه اين ترديدها و ابهامات در اينجاست كه اولاً از تاريخ نگارش اثر قرن ها گذشته است. ثانياً به دليل تنگناها و مشكلات طبيعي استنساخ، تنها معدودي از نسخه هاي رونويسي شدهْ هر اثر باقي مانده است. ثالثاً به همين چند نسخه باقي مانده نيز بر اثر گذشت زمان آسيب هايي وارد شده است. در اين ميان آثاري كه چند نسخه از آنها باقي مانده است نسبت به نسخه منحصر به فرد شانس بيشتري براي رفع ايرادات دارند. از اين رو نسخه هاي خطي را پس از بازنويسي همراه با تحقيق و تصحيح منتشر مي كنند تا حتي الامكان از ابهامات و ايرادات وارد شده بر آن بكاهند و جامعه علمي و ادبي را از بركات آثار نفيس خطي بهره مند سازند.

3-4. مقايسه سير الملوك و دستور الوزاره
در اين قسمت به منظور تحقيق بيشتر در خصوص اصالت كتاب دستور الوزاره يا وصاياي خواجه و صحّت انتساب آن به نظام الملک مقايسه اي بين اين كتاب با اثر شناخته شده او يعني سير الملوك به عمل آمد. در اين تحقيق ويژگيهاي خاص سوري و محتوايي هر دو كتاب پس از استخراج با يكديگر مقايسه شد. شايان ذكر است در استخراج ويژگيهاي سير الملوك از مقدمه هيوبرت دارك بر اين كتاب استفاده شده است.309

الف. شباهت هاي سيرالملوك و دستورالوزاره
هر دو از متنهاي مهم تاريخي و آثار زيباي فارسي است كه در آن از مسائل حكومتي، سازمان اداري، طبقات اجتماعي و آداب و رسوم روزگار بحث شده است.
سبك نگارش سير الملوك و نيز فصول دوگانة دستور الوزاره ساده و غير مسجّع و كلاً دور از تكلفات فني است و هرچند زبان آنها نسبت به زبان فارسي امروز قديمي محسوب مي شود و كلمات و تعبيرات كهنه در آنها زياد است اما لغات عربي و تركي و مغولي به آن اندازه نيست كه در كتابهاي جديدتر ديده مي شود و نيز از اطالة كلام و آوردن لغات زائد مبرّاست.
موضوع عمومي هر دو كتاب چيزي بين تاريخ، سياست، اخلاق و کلام است. هردو كتاب از لحاظ تخصصي در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع خاورشناسان، جهان اسلام، فعل مجهول، دانش پژوه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، شناخت علم، اندرزنامه