پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ر گواه بر اين ادعاست که فرزندان آدم از استعداد يکساني بر خوردار نيستند ودر حوزه معارف الاهي غير از آنچه در دست عموم مسلمانان از گفتار و رفتار عمومي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وامامان اهل بيت عليهم السلام يافت مي‌شد، مطالب و علومي بود که در اختيار همه افراد قرار داده نمي‌شد و تنها در اختيار عده خاصي، نظير سلمان، ابوذر، ميثم تمار، کميل بن زياد نخعي و امثال آنان بوده است.

بيان مساله و روش تحقيق:
يكى از مضامين عرفانى كه در پاره اى منابع حديثى منقول است و گوياى همين نكته پيش گفته است، روايتى است معروف به حديث حقيقت كه كميل بن زياد نخعى آن را از اميرمؤمنان عليه السلام روايت كرده است. در اين روايت كميل ابتدا از “حقيقت” مى پرسد و حضرت على عليه السلام از پاسخ سر باز مى زند و با اصرار امير کلام كميل رشحه هايى از حقيقت را باز مى نمايد.
متن کامل حديث چنين است:46

انَّ کميل بن زياد کان في صحبته و خدمته عليه السّلام ثلاثَ و عشرين سَنَة فسألَهُ بالکوفة حين کان خاليا
فقال :
کميل بن زياد، مدّت بيست و سه سال مصاحبت اميرالمؤمنين عليه السلام و از خدمتش کسب فيض مي نمود. در کوفه زماني که مجلس از بيگانگان خالي بود، از حضرت سؤال کرد و گفت:
يا مولاي و سيّدي مَاالْحَقيقة؟ قَالَ: مَا لَكَ وَ الْحَقِيقَةَ ؟! حضرت‌ فرمود: تو را با آن‌ حقيقت‌ چكار ؟!
قَالَ: أَوَ لَسْتُ صَاحِبَ سِرِّكَ ؟! عرض‌ كرد: آيا من‌ صاحب‌ اسرار تو نمي‌باشم‌ ؟!
قَالَ: بَلَي‌ ! وَلَكِنْ يَرْشَحُ عَلَيْكَ مَا يَطْفَحُ مِنِّي‌ ! فرمود: آري‌ ! وليكن‌ بر تو ميتراود و ترشّح‌ مي‌نمايد آنچه‌ از فوران‌ وجود من‌ لبريز ميگردد !
قَالَ: أَوَ مِثْلُكَ يُخَيِّبُ سَآئِلاً ؟! عرض‌ كرد: آيا امكان‌ دارد مثل‌ توئي‌ پرسنده‌اي‌ را نااميد و بي‌بهره‌ گذارد؟!
قَالَ: الْحَقِيقَةُ كَشْفُ سُبُحَاتِ الْجَلَالِ مِنْ غَيْرِ إشَارَةٍ فرمود: آن‌ حقيقت‌ عبارت‌ است‌ از انكشاف‌ و بروز انوار و تقديسات‌ دلائل‌ عظمت‌ جلال‌ خداوند بدون‌ هيچگونه‌ اشارتي‌ .
قَالَ: زِدْنِي‌ فِيهِ بَيَانًا ! عرض‌ كرد: در اين‌ باره‌ ، توضيح‌ و بياني‌ را براي‌ من‌ بيفزا !
قَالَ: مَحْوُ الْمَوْهُومِ مَعَ صَحْوِ الْمَعْلُومِ فرمود: نيست‌ و تاريك‌ شدن‌ هر موهوم‌ ، با بوجود آمدن‌ و روشن‌ شدن‌ آن‌ معلوم‌ .
قَالَ: زِدْنِي‌ فِيهِ بَيَانًا ! عرض‌ كرد: در اين‌ باره‌ ، توضيح‌ و بياني‌ را براي‌ من‌ بيفزا !
قَالَ: هَتْكُ السِّتْرِ لِغَلَبَةِ السِّرِّ فرمود: پاره‌ شدن‌ پرد? مجاز و اعتبار ، به‌ علّت‌ طغيان‌ و غلب? اسرار حقيقيّ? ازليّه‌
قَالَ: زِدْنِي‌ فِيهِ بَيَانًا ! عرض‌ كرد: در اين‌ باره‌ ، توضيح‌ و بياني‌ را براي‌ من‌ بيفزا !
قَالَ: جَذْبُ الاحَدِيَّةِ بِصِفَةِ التَّوْحِيدِ . فرمود: جذب‌ نمودن‌ مقام‌ احديّتش‌ با صفت‌ يكي‌ كردن‌ و وحدت‌ بخشيدن‌ جميع‌ كائنات‌ و ماسوي‌ را به‌ سوي‌ خودش‌
قَالَ: زِدْنِي‌ فِيهِ بَيَانًا ! عرض‌ كرد: در اين‌ باره‌ ، توضيح‌ و بياني‌ را براي‌ من‌ بيفزا !
قَالَ: نُورٌ يَشْرُقُ مِنْ صُبْحِ الازَلِ ، فَتَلُوحُ عَلَي‌ هَيَاكِل ِ التَّوحِيد ءَاثَارُهُ فرمود:نوري‌ است‌ كه‌ از سپيده‌ دم‌ ازل‌ و تجرّد ، اشراق‌ مي‌كند؛ و آثارش‌ كه‌ توحيد و يكي‌ كردن‌ است‌ بر تمامي‌ مظاهر وجود و شؤونات‌ وحدت‌ ظاهر ميگردد
قَالَ: زِدْنِي‌ فِيهِ بَيَانًا ! عرض‌ كرد: در اين‌ باره‌ ، توضيح‌ و بياني‌ را براي‌ من‌ بيفزا !
قَالَ: أَطْفِ السِّرَاجَ فَقَدْ طَلَعَ الصُّبْحُ!
فرمود: چراغ‌ انديشه‌ و فكر را خاموش‌ كن‌ كه‌ تحقيقاً صبح‌ حقيقت‌ و شهود و مشاهده‌ طلوع‌ نموده‌ است‌.
پژوهش پيش رو با قبول آنچه به اشاره گذشت در مراتب فهم، درك، ظرفيت، توشه و توان انسانها، و با اعتراف به ضعف و ناتواني محقق آن، تبين و توضيح حديث حقيقت و سند شناسي حديث و ابعادي از شخصيت راوي آنرا، بهانه تحقيق خود قرار داده است، و تلاش خواهد كرد تا به ابعادي چند از شخصيت كميل، بسياري نسخه‌ها و شروح حديث كه تا كنون اثري از آنها در منابع كتابشناسي و مواريث حديثي آمده و نيز برخي اسرار و رموز فقرات مختلف حديث آمده را با روش توصيفي تحليلي مورد توجه ، بازخواني، بازنماني و تجزيه و تحليل قرار دهد.

پرسش‌هاي تحقيق:
سوال هاي اصلي:
1. منظور از حقيقت در “حديث حقيقت “يا همان” خبر كميل” يا “حديث كميليه “چيست؟
2. آيا سؤال ها، يك سؤال است که تکرار شده است؟ يا هر يك از پاسخ‌ها ناظر به مرتبه‌اي از مراتب كشف و شهود و مرتبه‌اي از مراتب تجليات حقيقتِ ذات حضرت حق جل جلاله است؟ يا ناظر به مراتب بعد از ذات حضرت حق يا حقيقت و غايت هر چيز؟
سوال هاي فرعي:
1. آيا انتساب اين حديث به كميل بن زياد نخعي درست است؟ آيا اين حديث در متون و منابع اصلي حديثي شناخته شده مسلمانان آمده است؟
2. مهمترين شروح اين حديث و نسخ آن كدام‌اند؟
3. جمع بندي موضع و نگاه علماي شيعه نسبت به اين حديث چگونه است؟

فرضيه‌هاي تحقيق:
هرچند در بيان مقصود از حقيقت در سؤال كميل از وجود مبارك امام علي عليه السلام اختلاف نظر‌هايي وجود دارد، چنان كه در تفسير و تحليل پاسخ‌هاي آن حضرت عليه السلام نيز اين اختلاف نظر بچشم مي‌خورد ولي به نظر مي‌رسد منظور كميل يك مرتبه از مراتب وجود حق نبوده است و پاسخ‌هاي امام عليه السلام در پس هر درخواست كميل ـ زدني بياناً ـ نيز ناظر به مرتبه اي غير از مرتبه سابقه بوده است.
چنان كه تطبيق پاسخ‌هاي آن حضرت عليه السلام بر مراتب سلوكي سالك عارف در سفرهاي اربعة از سفر من الخلق الي الحق …، تا سفر بالحق في الحق مورد توجه برخي شارحان قرار گرفته است. چنان كه تطبيق هر يك از پاسخ‌هاي باب علوم نبّوت بر عوالم مختلف سيرو سلوک ـ عالم فرق، عالم جمع، عالم جمع الجمع و … نيز مويد همين معناست چنان كه تطبيق و ناظر دانستن فقرات مختلف حديث به چهار يا پنج مرتبه از مراتب و اقسام دانش از علم اليقين تا حق حق اليقين نيز خالي از توجيه نيست.
انتساب حديث شريف به كميل بن زياد نخعي غير قابل ترديد است و در هيچ يك از منابع اين حديث به كس ديگري غير از كميل نسبت داده نشده است. اما از اين حديث در نسخ فعلي منابع اصلي حديثي و روايي كه شناخته شده و مشهور است. تا كنون اثري يافت نشده است، ـ و لذا سند حديث بر اساس معيارهاي حديث شناسي كه در فقه و احياناً كلام بكار مي‌رود، محل تأمل است.
در يك نگاه كلي علماي شيعه بويژه عالمان عارف مسلك، توجه تامّي به اين حديث داشته اند و برخي اين حديث را صحيح دانسته‌اند و ديگران هم صدور آن از غير معصوم را بعيد و بلکه مستبعد دانسته‌اند.
پيشينه تحقيق موضوع :
تاكنون قريب به 30 شرح، تعليقه، و تحشيه از اين حديث شناخته شده است. شرح‌هاي حديث داراي يك وزن يك حجم و مقاصد يكساني نيست. برخي شروح بسيار مفصل و برخي بسيار مختصر و در حدّ ترجمه و توضيح برخي لغات و اصطلاحات مهم است. برخي نگرش فلسفي در آن آشكار است و برخي نگرش عرفاني طبق جستجوهاي مختصري كه انجام شده اين حديث مورد توجه بسياري از علماي شيعه كه داراي مشرب عرفاني بوده‌اند، قرار گرفته است.
و بسياري از اين علما در آثارشان به مناسبت‌هايي به اين حديث اشاره كرده‌اند.عمده تحقيقات محققان معاصر معطوف به احياي نسخه هاي خطي اين حديث است و تا کنون چنان که اشاره شد چندين نسخه تصحيح و منتشر شده است.نسخه هايي که عمدتا به ترجمه و بعضا به تفسير حديث بطور مختصر پرداخته اند ودر اين ميان در دويست سال اخير چند شرح وتفسير نيز ارايه شده است و جامع ترين تفسير وشرح از آن علامه ملا عبدالله زنوزي است که در کتاب انوار الجليه آمده است.هر چند شرح مرحوم علامه الاهي قمشه اي نيز از اهميت فراواني برخوردار است. به قدر آگاهي حقير، علامه سيد حسن مصطفوي دام عزه صاحب کرسي حکمت مشاء در حال حاضر، آخرين دانشمند شيعي است که به شرح اين حديث شريف پرداخته است و در فصلنامه دانشگاه امام صادق عليه السلام منتشر شده است. در پژوهش پيش رو تلاش شده است حتي المقدور همه شروح وتفاسير ديده شود ونوعي جمع بندي در برداشت از حديث شريف ارايه گردد.اميدکه مورد رضاي حضرت حق، اولياء معصوم عليهم السلام و همه اهل اسلام، ايمان و احسان قرار گيرد.

فصل دوم:

کميل بن زياد، تبار، دوره هاي حيات و ابعاد شخصيت
کميل بن زياد، تبار و خاندان او
کميل فرزند زياد بن نهيک بن هيثم که در متون و منابع تاريخي47 گاه از آن به ابن عبدالرحمان يا ابن عبدالله نيز ياد مي‌شود؛ در حدود سال‌هاي 5 يا 6 بعثت48، در يکي از بزرگترين و مشهورترين طوايف شبه جزيره عرب يعني “نَخَع” به دنيا آمد. نَخَع به معني دوري است و جسر بن عمرو جدّ هشتم کميل به خاطر اين که از قوم خود فاصله گرفت، به اين نام ناميده شد. نخعيان طايفه‌اي بزرگ و منشعب از قبيله مذحج49 بودند و در آستانه بعثت پيامبر خدا حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در سرزميني بنام “بيشه”50 در نزديکي يمن مستقر و زندگي مي‌کردند. شهرت او به يمني و يماني نيز بر همين اساس است. بدين ترتيب کميل در طبقه‌بندي‌هاي مردم شبه جزيره(جزيرة العرب)، جزو مردمان جنوبي و به تعبيري جزو عرب قحطاني و عاربه يا اصيل، در مقابل اعراب مستعربه يا عدناني تلقي مي‌‌شود.
اگر بتوان احاديثي را که درباره اقوام، قبايل و بسياري امکنه وارد شده را قابل اعتبار و اعتناء دانست، پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم طايفه نخع را ستوده است. گويا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در حق اينان فرموده باشد: “اللهم بارک في النّخع”.51 ‌ چنانکه درباره يمن و يمنيان و نيز قبيله “مذحج”، نيز رواياتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است.52
کميل بن زياد در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم
کميل بن زياد يماني هرچند هنگام رحلت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به احتمال قوي 18 سال سن داشته است ولي در باره درک محضر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم سندي ارائه نشده، و لذا جزو بزرگان تابعان حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم معرفي شده است چنان که بيشتر رجال شناسان، کميل را “تابعي” (کسي که محضر رسول خدا را درک نکرده يا از آن حضرت روايت نقل کرده است) معرفي نموده و صحابه نگاران رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم نيز نامي از وي به ميان نياورده‌اند؛ ولي از آنجا که او بخشي از دوران جواني خود را در حيات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گذرانده، برخي معاصران صحابي بودن وي را محتمل دانسته‌اند.53 اين که در زمان رحلت حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم، کميل 18 سال داشته است از اين رو، ابن حجر عسقلاني (773-852 ق) مي‌گويد: “قد ادرک من الحيا? النبوي? ثماني عشر? سن?”54. و نيز اين که ماموريت امام علي عليه السلاماز طرف پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم براي تبليغ احکام و معارف الهي به سرزمين يمن قبل از حجة الوداع بوده و در نتيجه آن سفر مبارک خورشيد اسلام در يمن طلوع کرده و بسياري از جمله کميل به آيين اسلام تشرّف يافته‌اند و به نوعي دلدادگي کميل به حضرت علي عليه السلامآغاز و چشم و جان مستعد او به جمال جان‌افزاي امير زيبايي‌ها و سرچشمه کمالات گره خورده است، اين احتمال را که کميل محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را درک کرده باشد موجه مي نمايد. هرچند اين ادعا گماني بيش نبوده و احتمالي است که تاکنون در هيچ يک از منابع و متون رجال اشاره‌اي بدان نشده است. چنانچه “صحابي” را کسي بدانيم که زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را درک کرده يا ديده باشد، در حالي که مسلمان بوده، کميل جزء اصحاب آن حضرت به شمار مي‌رود؛ ولي چنان که مصطلح و مشهور است اگر “صحابي” را کسي بدانيم که از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بدون واسطه روايت هم نقل کرده باشد، او را نمي‌توان جزء اصحاب محسوب نمود؛ چرا که کميل روايتي را از حضرتش بدون واسطه نقل نکرده است.

کميل بن زياد در دوران خلفاي نخستين
در کتب و آثار معتبر تاريخي از حالات و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ظاهر و باطن، امام صادق، امام سجاد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه، منابع معتبر، امام سجاد