پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، حجرالاسود، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

همه شرائطی است که راه دوم را برای امام چهارم حتمی و قطعی ساخت»252
بنابراین، امام چارهای جز تغییر روش ندید. از این رو در بقیّه دورة حکومت یزید، امام از مردم کناره گرفت و حتی بنابر بعضی نقلها، در خارج از شهر مدینه، زیر خیمه و چادر زندگی کرد. امام باقر در اینباره میفرمایند:
«پدرم علیبن الحسین بعد از کشته شدن پدرش حسینبن علی چندین سال در بادیه و چادر زندگی کرد، زیرا امام ملاقات با مردم و رفت و آمد با آنان را خوش نداشت. وی از همان بادیه برای زیارت مرقد جدّ و پدرش به عراق میرفت و کسی متوجه رفتار او نمیشد»253
امام سجاد با توجه به وصیت جدش، که از ناحیة خدا رسیده بود، کنارهگیری را اختیار کرد. چنانکه بنا بر نقل امام صادق وقتی امام سجاد عهدهدار امانت شد، مهر از وصیت جدش پیامبر برداشت و دید که در آن به او خطاب شده است:
«یا علی اَطرِق واصمُت»254 ای علی: ( وقتی که عهدهدار امامت شدی) چشم از خلق بپوش و ساکت باش.
کنارهگیری و بعضاً سکوت امام سجاد از جامعه آن روز، برنامهای کاملاً منطبق با مصلحت زمان بود، زیرا حاکمان اموی در پی نابودی رکن مهم دین، یعنی عترت پیامبر بودند و در رسیدن به‌این هدف از هیچ کاری فروگذار نکردند و حتی پسر پیامبر و یاران باوفایش را شهید کردند واهل بیت او را به اسارت بردند واکنون نوبت به امام سجاد تنها بازمانده عترت پیامبر رسیده بود تنها کسی که ادعای فرزند حسینبن علی و از اهل بیت پیامبر و شایسته امامت را میکرد. امام سجاد در آن عصر هم ناشناخته و هم بدون حامی و یاور بود و هم در معرض اتهام مخالفت با نظام حاکم بود و حکومت هم او را به شدت زیر نظر داشت.
علت واگذاری رهبری نهضت به محمد این بود که او از طرف دستگاه حاکم به مخالفت متهم نبود.
از این موضعگیری درست امام که بگذریم، ایشان در مواقعی نیز، قیام مختار را تأیید کردند. چنان که زمانی که سر عبیدالله و دیگر قاتلان امام حسین را برای ایشان آوردند، حضرت سجدة شکر به جا آورد و برای مختار دعا کرده و طلب خیر نمود.255
امام باقر نیز در ملاقات با پسر مختار، سه بار برای مختار طلب رحمت کردند و در جواب پسر وی که میگفت «مردم میگویند که پدر من کذاب بوده است» فرمودند:
خدا منزه است، پدرم به من خبر داد که مهریة مادرم، از پولی بوده که مختار فرستاده است. آیا مختار نبوده که خانههای ما را ساخت؟ و قاتلان ما را کشت؟ و خون ما را طلب کرد؟ خدا او را رحمت کند! پدرم به من خبر داد که مختار، شبها در خانة فاطمه، دختر علی بن ابی طالب میرفت و او برایش زیراندازی میگذاشت و تکیهگاه مینهاد و آن‌گاه مختار از او حدیث میشنید… هیچ حقی از ما نزد کسی نبود مگر این که او، آن را طلب کرد و قاتلان ما را کشت و خونخواه ما شد.256
دستگاه حکومت منتظر بهانهای است تا حضرت را از میان بردارد و شیعه را بی رهبرکند. بنابراین، لازم است که امام برای حفظ خویشتن، که واسطه فیض هدایت است گام بردارد. به همین جهت امام چند سالی ارتباطش را با اجتماع محدود کردند تا حکومت به او اطمینان پیدا کند و زمینه برای فعالیتش فراهم شود.
مهمترین اصل دینی، که امام با استفاده از آن، خود و شیعیان و پیروانش را از گزند اقدامات سرکوبگرانة امویان محفوظ نگه داشت، «تقیّه» بود.
چنانکه در خبری از امام سجاد چنین وارد شده است:
«کسی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند، همانند کسی است که قرآن را کنار نهاده و پشت به آن کرده باشد مگر کسی که در حال تقیه باشد. پرسیدند تقیه چیست؟ فرمود: تقیه آن است که انسان از ستمگر ستیزهگر، به خاطر تجاوز یا ستم گریش بترسد»257

نتیجهگیری
از ابتدای این تحقیق تا کنون، روشن شده که عصر امام سجاد یکی از پر اختناقترین دورانهای تاریخ اسلام بوده است. دورهای که جامعهی آن روز، هم در بعد اعتقادی و هم در بعد فرهنگی و اخلاقی و هم در بعد سیاسی دچار انحرافاتی در بین مردم شده بود به گونه ای که مردم در شرایط بسیار سختی به سر میبردند.
برخلاف اعتقاد بعضی از مورخان و نویسندگان شیعه و سنی، مبنی براین که امام سجاد بعد از واقعه کربلا و شهادت پدر بزرگوارشان از مردم کنارهگیری کردند و به عبادت و دعا مشغول شدند، در این نوشتار سعی کرده ایم به نقش فعالانه حضرت در جامعهی آن روز و مقابله‌ایشان با انحرافات بپردازیم و اینکه ‌ایشان با چه شیوه مبارزاتی با انحرافاتی که در جامعه صورت گرفته بود مبارزه کردند.
گرچه امام سجاد همچون پدر بزرگوارشان، به خاطر اوضاع و شرایط حاکم بر جامعه اقدام به مبارزه مسلحانه نکردند، ولی این بدین معنا نیست که حضرت رسالت بزرگ هدایت و رهبری جامعه و همچنین وظیفه حفظ شریعت از تحریفهای آن روز را کنار بگذارند و جامعه اسلامی را به حال خود رها کنند تا امویان هر چه بخواهند بر سر آن بیاورند بلکه حضرت با استفاده از سپر تقیه و با تغییر روش مبارزه خود، که شرایط حاکم، آن را میطلبید، نقش مهم و اثرگذاری را در مقابله با انحرافات جامعه به کار بستند.
حضرت در مقابله با انحرافات جامعه شیوهها و روشهای مختلفی را در پیش گرفتند که در این نوشتار به برخی از این شیوههای مبارزاتی امام اشاره کرده است که عبارتند از:
1 – تبیین شریعت و احکام دین که در آن زمان به شدت توسط حکومت و گروههای منحرف فکری، مورد تحریف قرار گرفته بود.
حضرت با احیای فقه شیعه و با تأسیس مدرسه اهل بیت در مسجد پیامبر به تربیت شاگردان و علمای دین در این زمینه پرداختند و با علما و بزرگان حکومت اموی و همچنین با رهبران و فرقههای انحرافی به مقابله پرداختند و مانع ترویج افکار آن‌ها در بین مردم شدند که تأثیر بسزایی در جامعه و تبیین احکام و معارف دین داشت.
2 – پند و ارشاد مردم و برحذر کردن مردم از انحرافات فکری و فرهنگی و اخلاقی در دو قالب خطابه و دعا یکی دیگر از روشهای مبارزاتی حضرت بود.
امام با سخنرانی برای افراد مختلف جامعه و برحذر کردن آن‌ها از فساد اخلاقی که آن روز گریبانگیر آن‌ها شده بود و همچنین با صحبت در میان افراد خاص و شیعیان و پیروان خود برای حفظ آن‌ها از فساد، نقش مهمی را در مبارزه با این انحرافات و سیاستهای حاکم در جامعه، به ثمر رسانیدند.
3 – کادرسازی و نیروسازی یکی دیگر از شیوههای مبارزاتی حضرت در مقابله با انحرافات بوده، ایشان این کار را در طیفهای مختلف مردم صورت میدادند که در مرحله اول، تربیت افراد خاص و تأثیرگذار و علما و نخبگان بود که با تشکیل جلساتی درمسجد پیامبر، معارف والای دینی را به آن‌ها میآموختند و در مرحله بعد خرید بردگان و آموزش دستورات دینی و تربیت دینی آن‌ها در مدت کوتاهی که نزد حضرت بودند و آزاد کردن آن‌ها دربین مردم، که موجب میشد ‌این افراد با سیره و اخلاق زهد گونه حضرت از نزدیک آشنا بشوند و مبلغ دستورات دینی و اخلاق اسلامی از جانب حضرت در جامعه باشند. این فعالیتهای حضرت در فضای مسموم و فاسد آن روز بسیار مؤثر واقع شد.
4 – یکی دیگر از شیوههای مبارزاتی حضرت در مقابله با انحرافات جامعه، زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و تبیین جایگاه امام و امامت و جانشین بعد از پیامبر و همچنین ارائه سیرة صحیح زندگی و حقوق انسانها نسبت به هم و رسیدگی و محبت به مستمندان و محرومان بود که با این منش و سیرة اخلاقی حضرت باعث شد که فاصلهای که بعد از واقعه عاشورا به خاطر اختناق شدید حکومت، بین امام با مردم ایجاد شده بود دوباره بازسازی و ساماندهی شود و قلوب مردم بیشتر متوجه امام و اهل بیت جمع بشود و امام و عترت پیامبر دوباره جایگاه رفیعی دربین مردم پیدا کنند تا جایی که مورخان این جریان معروف را در عظمت و جایگاه امام در بین مردم نقل کردهاند: روزی«هشامبن عبدالملک» برای طواف گام در مسجدالحرام نهاد و خواست به «حجرالاسود» نزدیک شود، فشار جمعیت به حدی بود که او نتوانست خود را بر آن برساند، ناگزیر برگشت و بر منبری که برای او نصب کرده بودند نشست. بزرگان شام جملگی در اطرافش به تماشای مطاف پرداختند در همین لحظه امام سجاد وارد مسجدالحرام شدند و همین که ‌ایشان به «حجرالاسود» نزدیک شدند موج جمعیت در برابر عظمتش کنار رفت و مردم راه را برای وی باز کردند، تا به آسانی دست به «حجرالاسود» کشید و به طواف پرداخت تماشای این منظره موجی از خشم را در دل «هشام» برانگیخت و آتش حسد در درونش شعله کشید، یکی از بزرگان شام با تعجب گفت: این کیست که مردم اینگونه از او تجلیل میکنند؟ «هشام» در حالی که امام را کاملاً میشناخت، به تجاهل پاسخ داد و گفت: او را نمیشناسم! شاید برای اینکه شامیان به امام تمایل پیدا نکنند اینچنین پاسخ داد! «فرزدق» که در آنجا بود، آن قصیده بلند را خطاب به «هشام» خواند چون شعر به پایان رسید. هشام به او گفت: چرا تاکنون در مدح ما چنین شعری نگفتهای؟
فرزدق جواب داد: جدّی مانند جد او و پدری هم نشان پدر او و مادری به پاکیزگی گوهر مادر او بیاور، تا تو را نیز چون او بستایم!
«هشام» پس از این جریان نام «فرزدق» را از دفتر جوائز پاک کرد و در سرزمین «عسفان» بین مکه و مدینه به زندان انداخت258
و چون خبر به امام سجاد رسید، دوازده هزار درهم به عنوان صله، برای او فرستاد، «فرزدق» قبول نکرد و گفت: من تو را به خاطر خدای متعال ستودم نه برای صله، امام پیام فرستاد که ما اهل بیتاگر چیزی به کسی ببخشیم از او باز نمیگیریم.259
چند بیت از این قصیده که به عنوان شاهکارهای «فرزدق» است را در اینجا به عنوان حسن ختام این نگارش ذکر میکنیم:
هذا الذی البطحاء وطاته و البیت تعرفه و الحل و الحَرَمُ
این همان کسی است که بطحا جای قدمهای او را میشناسد و خانه کعبه و حل و حرم او را میشناسد.
هذا ابن خیر عبادالله کلهم هذا التقی النقی الطاهر العلم
این فرزند بهترین بندگان خداست این پرهیزگار، پاک، پاکیزه و مهتر است.
هذا الذی احمد المختار والده صلی علیه الهی ماجری القلم
این کسی است که «احمد مختار» پدر او، که تا هر زمان قلم فقهاء برلوح قدر به گردش باشد درود و رحمت خدا بر روان او باد.
لو یعلم الرکن من قدجاء یلثمه لخَرَّ یلثم منه ما وطاء القدم
اگر رکن بداند، که کدامین کس به بوسیدنش گام فرا نهاده، هر آینه فرو خواهد افتاد تا جای پای او را بوسه زند.
هذا علی رسول الله والده امست بنور هداه تهتدی الامم
این همان «علی» است که پدرش پیامبر خداست. همان پیامبر که اقوام و امم در پرتو او هدایت شدند.260
فهرست منابع و مآخذ
قرآن کریم
صحیفة السجادیة، ترجمه علی شیروانی، قم: دارالفکر، 1384.
غرر الحکم ودرر الکلم، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1386، چاپ دهم.
نهج البلاغه
1. ابن ابی الحدید، عز الدین عبد الحمید بن محمد، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیاء الکتب العربیة، 1387هـ.ق.
2. ابن اثیر، عزالدین، ابوالحسن علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر، 1965م.
3. ابن تیمیه، تقی الدین ابو العباس احمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبدالله بن ابوالقاسم بن محمد بن تیمیه، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریه، تحقیق محمد رشاد سالم، بیروت: جامعة الامام.
4. ابن خلدون، عبد الرحمن، المقدمة، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران: علمی و فرهنگی، 1375، چاپ هشتم.
5. ابن شعبه حرانی، ابو محمد بن علی بن حسین، تحف العقول عن آل الرسول، قم: جامعه مدرسین، 1404هـ.ق.، چاپ دوم.
6. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه احمد جنتی، تهران: امیرکبیر، 1382، چاپ اول.
7. ابن شهر آشوب مازندرانی، ابو جعفر محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم: علامه، 1379هـ.ق.
8. ــــــــــــــــــــــــ، معالم العلما، نجف الاشرف: المطبعة الحیدریة، 1380هـ.ق.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، امام حسین، تجدید حیات Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سازمان تجارت جهاني، حل اختلاف، قصد استفاده