پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، تاریخ اسلام، نهی از منکر

دانلود پایان نامه ارشد

ن خشم خود را فرو بردم کنیز گفت: «و العافین عن الناس» ( آل عمران آیه 134) امام فرمود: از تو در گذشتم. عرض کرد کنیز: «و الله یحبالمحسنین» امام فرمود: برو در راه خدا آزاد هستی31
4) شجاعت
امام سجاد چون در مجلس ابنزیاد حضور یافت و پاسخ یاوه سراییهای او را با قاطعیت داد، ابنزیاد خشم آورد و دستور قتل او را داد، امام خطاب به پسر مرجانه گفت:
آیا مرا به کشتهشدن تهیدی میکنی؟ مگر نمیدانی که کشتهشدن عادت ما و شهادت کرامت ماست؟32 و چون در شام با یزید روبهرو شد به او خطاب کرد:
ای پسر معاویه و هند و صخر! پیش از آن که تو به دنیا بیایی، پیامبری و حکومت از آن پدر و نیاکان من بوده است. روز بدر و اُحد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست جد من علیبنابی طالب بود و پدر و جد تو پرچم کافران را در دست داشتند سپس بعد از تحلیل به دو بیت شعر، فرمود: وای بر تو ای یزید! اگر میدانستی چه کردهای و بر سر پدر و برادر و عموزادهها و خاندان من چه آوردهای، به کوهها میگریختی و بر ریگها میخفتی و بانگ و فریاد برمیداشتی.33
بیان چنین سخنان توبیخآمیز در برابر حاکمان مستبد اموی در کاخ و مقر حکومت آنان، شجاعت فوقالعاده آن حضرت را میرساند.
ب– مقام علمی امام سجاد
امام علیبن الحسین عالمترین فرد زمان خود بود و علما و معاصران حضرت، روایات بیشماری در باب اخلاق، موعظه، دعا، فضایل قرآن، حلال و حرام از وی نقل کردهاند.
محمدبن سعد، امام را چنین توصیف میکند:
«کان علیبن الحسین ثقه مأموناً کثیر الحدیث عالیاً رفیعاً ورعاً34»
علیبن الحسین شخصی مورد اعتماد، دارای جایگاه عالی و موقعیت اجتماعی والا و با تقوا بود و از رسول خدا و پدران خود، حدیث بسیار نقل فرموده است.
این شهادت زهری، علیرغم سر سپردگیاش به حاکمان اموی یکی از دانشمندان عصر امام سجاد بود که با عشق و علاقهای خاص از محضر امام بهرهها برده و حضرت را با عبارات احترامآمیز میستاید، چنان که از وی نقل شده:
«لم ادرک احداً من اهل هذا البیت یعنی بیت النبی افضل من علیبن الحسین 35
یعنی«از این خاندان کسی را برتر از علیبن الحسین ندیدم.» و نیز در جایی دیگر میگوید: «مارایتَ قرشیاً افضل من علیبن الحسین )36 هیچ قریشی را برتر از علیبن الحسین ندیدم.
ابوحازم که یکی از محدثان است. میگوید: «ما رأیتُ هاشیماً افضل من علیبن الحسین و لا افقه منه37»هیچ هاشمی را که برتر از علیبن الحسین و فقیهتر از او باشد، ندیدم.
و از جاحظ چنین نقل شده که گفته:
«درباره شخصیت علیبن الحسین شیعی، معتزلی، خارجی، عامه و خاصه همه یکسان میاندیشند و در برتری و تقدم او بر دیگران، هیچ کدام تردیدی به خود راه نمیدهند.»38
شیخ مفید در این باره مینویسد:
«قد رَوی عنه فقهاءُ العامه من العلوم مالا یحصی کثرهً و حُفِظَ عنه من المواعظ و الادعیه و فضائل القرآن و الحلالِ و الحرامِ و المغازی و الایام. ما هو مشهورٌ بین العلماء و لو قصدنا الی شرح ذلک لطال به الخطابُ و تقضی به الزمان39
«فقهای عامه، علوم زیادی از آن حضرت نقل کردهاند و مطالب مشهوری از موعظهها، دعاها، فضایل قرآن، حلال و حرام، مغازی و دانش روزها از آن بزرگوار حفظ شده است که اگر به شرح آن‌ها بپردازیم رشته کلام طولانی شود و زمان به سرآید…»
حتی ابن تمیه که از راه اهل بیت منحرف و از دشمنان ایشان است، بر فضیلت و مقام و منزلت والای آن حضرت اعتراف نموده و میگوید:
«امام علیبن الحسین از بزرگان و سادات، تابعین در علم و دیانت است. دارای مقام خشوع بوده و صدقات نهانی داشته است»40
این گوشهای ناچیز از فضایل و مکارم اخلاقی پایان ناپذیر آن بزرگوار است.
3) اوضاع و احوال عصر امام سجاد
امام سجاد در دورانی به امامت رسید که جامعه، روزگار پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته بود. و آن حضرت، وارث شرایطی شده بود که کجاندیشی، فرصتطلبی، عدالت گریزی، دنیاپرستی و عافیت طلبی از ویژگیهای بارز آن بود. در واپسین روز واقعه کربلا، شیعیان در بدترین شرایط، از لحاظ کمی و کیفی و نیز موقعیت سیاسی و اعتقادی، قرار گرفتند. کوفه که مرکز گرایشهای شیعی بود، تبدیل به مرکزی جهت سرکوبی شیعه گردید. شیعیان واقعی امام حسین که در مدینه و مکه بوده و یا موفق شده بودند که از کوفه به او ملحق شوند، در کربلا به شهادت رسیدند اگرچه بسیاری هنوز در کوفه بودند اما تحت شرایط سختی که ابن زیاد در کوفه به وجود آورده بود. جرأت ابراز وجود نداشتند. کربلا از نظر روحی شکست بزرگی برای شیعه بود و به ظاهر این گونه مطرح شد که دیگر شیعیان نمیتوانند سر برآورند41
افزودن بر آن حکومت ستمگر اموی، از این شرایط بهترین استفاده را برای گسترش اقتدار سیاسی خود میبرد. از این رو، عصر اختناق بهترین تعبیر برای دورانی است که امام سجاد در آن میزیست. با انعکاس خبر حادثه دلخراش عاشورا در سراسر کشور اسلامی آن روز، به ویژه در عراق و حجاز، رعب و وحشت شدیدی بر محافل شیعه حکمفرما گشت زیرا بر مردم مسلم شد که یزید که آماده است تا حدکشتن فرزند پیامبر ( که در همه جهان اسلام به عظمت و اعتبار و قداست شناخته شده بود) و اسیرکردن زنان و فرزندان او حکومت خود را استحکام بخشدو در راه تثبیت پایههای حکومت خویش از هیچ جنایتی دریغ نمیکند. این رعب و وحشت، که آثارش در کوفه و مدینه نمایان گردیده بود، با بروز «فاجعة حرّه» و سرکوب شدید و بیرحمانة نهضت مردم مدینه توسط نیروهای یزید شدت یافت و اختناق شدیدی در منطقة نفوذ خاندان پیامبر به ویژه مدینه در حجاز و کوفه در عراق، حاکم شد و شیعیان و پیروان امامان که دشمنان بنیامیه به شمار میآمدند دستخوش ضعف و سستی گردیدند و تشکل و انسجامشان از هم پاشید42
امام سجاد با اشاره به‌این وضع ناگوار میفرمود: «در تمام مکه و مدینه بیست نفر نیستند که ما را دوست بدارند43»
«مسعودی» مورخ نامدار، تصریح میکند که «قام ابومحمدعلیبن الحسین بالامر مستخفیاً علی تقیه شدیده فی زمان صعب»44 یعنی علیبن الحسین، امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار عهدهدار گردید.
یکی از مهمترین تفاوتهای عصر امام سجاد با دورههای دیگر این بود که خلفای معاصر امام و سردمداران حکومت، آشکارا قداست تعالیم اسلامی را در هم شکسته و بر روی تمام اصول مسلم اسلام پاگذاشتند، بدون آنکه از کسی بیم داشته باشند یا کسی به خود جرأت اعتراض دهد. این نوع برخورد خلفای عصر امام سجاد از زمان حاکمیت معاویه به بعد به تدریج پاگرفت و شروع شد و در زمان آن حضرت به اوج خود رسید.
زیرا زمانی که پیامبر حکومت اسلامی را در مدینه بنیاد نهاد تا زمان خلافت امام علی مرسوم براین بود که حاکمان مسلمانان در مسایل سیاسی و اجتماعی با مردم مشورت میکردند و نظرشان را جویا میشدند. در عصر پیامبر آنجا که سخن از حکم شرعی نبود، رسول خدا در مواردی که ضرورت میدید با یاران خود به مشورت میپرداخت. در سالهای آخر خلافت عثمان، بویژه زمانی که بر عملکرد وی خرده میگرفتند، عثمان چند بار از مردم خواست تا اگر بر او اعتراض دارند، بگویند و حتی خود در جمع مردم حاضر شد و به معترضان وعده اصلاح در کارها داد، اما اطرافیان وی به او مجال اصلاح ندادند45
اما در زمان حکومت معاویه به بعد، به تدریج راه خردهگیری بر خلفا و عاملان آن‌ها بسته شد و هر که به گفتار یا کردار خلفا یا کارگزاران آن‌ها اعتراض میکرد، گرفتار بازجویی، تهدید و آزار میگشت یا کشته میشد.
چنانکه حجربن عدی و یارانش که ناسزا گفتن به علی را روا نمیشمردند، به دست معاویه به شهادت رسیدند. همچنین روزی که معاویه درباره ولایت عهدی یزید از مردم نظر خواست، احنفبن قیس خاموش نشست، معاویه گفت: «تو چرا سخن نمیگویی؟» گفت: «اگر حق بگویم از تو میترسم و اگر باطل بگویم از خدا میترسم46»
به هر اندازه که از شمار مهاجران و انصار و مسلمانان معتقد کاسته میشد، نشانههای ضعف در اجرای احکام الهی ( امر به معروف و نهی از منکر آشکارتر میگردید.)
در زمان امام سجاد هم جنایتکارانی چون حجاج در آن دوران حکومت میکردند که به‌اندک بهانهای، خون انسانهای محترم را میریخت، کشتار یکصد و بیست هزار تن از مسلمانان و به زندانی سپردن هشتاد هزار نفر دیگر از آنان در شرایطی نامطلوب و غیر انسانی گواه‌این سخن است47
درباره اوضاع فرهنگی زمان امام سجاد باید گفت که توجه حاکمان اموی به حجاز، از چند جهت حائز اهمیت است. مکه و مدینه، به ویژه مدینه، مرکز دین و دیانت به شمار میآمد و انوار نورانی اسلام، از آنجا به دورترین نقاط عالم پرتوافکن شده بود. مردم از نزدیک پیامبر، صحابه، امامان و خلفای نخستین را دیده بودند و با روش و بینش آنان از نزدیک آشنا بودند. حجاز میتوانست برای حاکمان اموی خطرآفرین باشد، همانطور که در مکه و مدینه قیاسهایی رخ داد.
سیاست امویان برای این بودکه مکه و مدینه را از مرکزیت دینی، اجتماعی و قداست براندازند. تنها راه چاره را در این این دیدند که مردم را به ابتذال و اباحی‌گری بکشانند و آن شهرها را به مراکز فساد و فحشا تبدیل نمایند. ترویج فرهنگ ابتذال در جامعه، با ایجاد و گسترش مجالس لهو و لعب، آوازهخوانی و رقص، بادهگساری و قماربازی و سرگرم کردن مردم به غنا و موسیقی و مجالس طرب بود. و کار به جایی رسید که فرهنگ بیبند و باری گربیانگیرعالمان و فقیهان شهر چون مالک بنانس گردید.
یزیدبنمعاویه، طلایهدار فرهنگ ابتذال در تاریخ اسلام است و پس از او، یزیدبن عبدالملک و ولیدبن یزید از کسانی هستند که بیشترین نقش را در انحطاط، مسلمانان داشتند، علاوه براینها داستان منع حدیث را باید بر مسائل فرهنگی و اعتقادی زمان امام سجاد اضافه کنیم.
شدت و سختگیری حاکمان در منع از نقل و کتابت حدیث، در این دوره نیز به حدی بود که تمام سنت نبوی به فراموشی سپرده شده بود.
حضور قصاصین را نباید از نظر دور داشت. آنان قصههای خویش را که نام موعظه و ذکر به خود گرفته بود، به خورد مردم میدادند و حاکمان نیز اجرت و مستمری قابل توجهی به قصهگویای جدیدالاسلام از اهل کتاب میپرداختند. باب ورود اسرائیلیات که از زمانهای دورتر باز شده بود و تحریف در اسلام و تغییر سنت پیامبر که یک دلیل آن قصهسرایی بود، در این زمان موجب انحراف و انحطاط مسلمانان گردید48.
در کنار این اوضاع و احوال عصر امام سجاد سیاست امویان در کاستن از مقام امام علی و فرونگاردن شأن امامان شیعه بر شدت اختناق و خفقان آن زمان میافزود. آن‌ها با ترساندن شیعیان به گونهای که هر کس به فکر نجات خویشتن باشد و از انتشار فضیلتهای اهل بیت خودداری کند و همچنین فاصله‌انداختن میان امام و امت و به استضعاف کشاندن شیعیان و پیروان اهل بیت شرایط را برای فعالیتهای امام سجاد سختتر میکردند.
امام سجاد در چنین شرایطی که از حساسترین برهههای تاریخ اسلام بود، زمام امور امت را به دست گرفت که افزون بر حفظ اسلام و تبیین مبانی اصیل اسلام و تشیع، برخود فرض میدانست مردم را از این انحطاط اخلاقی، که آنان را از مسیر انسانیت خارج کرده و به ورطة هلاکت و حیوانیت سوق میداد نجات دهد.
گفتار سوم: وظایف و مسؤلیت‌های کلی امامان شیعه
امامان معصوم افزون بر آن که امامت و رهبری جامعه اسلامی را عهدهدار بودهاند وظایف خطیری را برعهده داشتهاند که اهم آن‌ها عبارت است از:
الف) تبلیغ و تفسیر دین
بنابر آیات شریف قرآن و روایات معصومان، رسول خدا خاتم پیامبران و دین اسلام خاتم ادیان آسمانی و شریعت کامل، جامع و دربرگیرندة تمام دستورهای لازم برای سعادت دنیا و آخرت انسانهاست. با این حال، در قرآن و سنت پیامبر برای بخشی از مسائل، حکم خاصی بیان نشده است. به اعتقاد شیعه، پیامبر هنگام وفات، همة میراث نبوت را به امام علی سپرد و آن بزرگوار در دوران امامت خویش مسائلی را بیان نمود و بقیه را به امام بعد از خود سپرد و این روش تا دوران امام مهدی  ادامه یافت.
بنابراین مهمترین وظیفه امامان «بیان احکام اسلام و تفسیر قرآن»

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، علی بن الحسین، امام حسین Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع حکومت اسلامی، امام حسین، امام صادق