پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، امام حسین، تاریخ اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

بخواهی، میتوانی202
2 – عبدالملک سعی داشت تا شمشیر پیامبر را که از ودایع امامت بود، از امام سجاد بگیرد و نزد خود نگه دارد. در اختیار داشتن آن، آثار معنوی زیادی برای خلیفه داشت و در واقع نوعی مشروعیت بخشیدن به خلافت او به شمار میآمد و جانشینی او را از پیامبر تأیید میکرد. برای همین منظور عبدالملک نامهای به امام سجاد نوشت و امام پاسخ منفی به او داد. او نامه دوم را با تهدید به حذف نام امام از دفتر بیتالمال نوشت.
امام در پاسخ او فرمود: ای عبدالملک! بدان که خداوند برای بندگانش تضمین کرده است که‌ایشان را از تنگناها برهاند و از مسیری که گمان ندارند، روزی را برساند، ولی آگاه باش که خداوند در قرآن فرموده است: «انَّ اللهَ لا یُحِبَّ کُلَ خَوّانٍ کَفُورٍ»، خداوند خائنان سرکش را دوست ندارد. حال فکر بکن که کدام یک از ما مشمول این آیه هستیم203
3 – روزی عبدالملک نامهای سرگشاده و تحقیرآمیز به امام سجاد نوشت و در ضمن آن، از ازدواج حضرت با کنیز انتقاد کرده، نوشت: شایسته نیست کسی چون شما با کنیزی ازدواج کند.
امام سجاد با تذکر نکاتی از نامه عبدالملک، اعتراف ضمنی او را در مورد شرافت و جلالت و عظمت شأن خویش یادآور شد و ازدواج خویش را پیروی از سنت پیامبر که چنین ازدواجی داشته است، دانست و آن را زنده نگه داشتن یک سنت فراموش شده معرفی کرد و کاری را که مایه ننگ مردم بود، مایه شرافت و عظمت خود دانست و عبدالملک را به دلیل توجه به باورهای جاهلی و خرافی تحقیر کرد و پاسخ دندانشکنی به او داد.204 عمال ستمگر عبدالملک نیز در مناطق مختلف کشور اسلامی، به پیروی از او وحشت و اختناق شدیدی را به وجود آورده بودند و یا زور و قلدری با مردم رفتار میکردند «مسعودی» مینویسد: «عبدالملک فردی خونریز بود. عمال او مانند «حجاج» حاکم عراق، «مهلب» حاکم خراسان، و «هشام بن اسماعیل» حاکم مدینه نیز همچون وی، سفاک و بیرحم بودند.205
هشام بن اسماعیل که حاکم مدینه بود، چنان بر مردم سخت گرفت و آنچنان خاندان پیامبر را آزار داد که وقتی ولید بعد از مرگ پدرش به حکومت رسید، ناچار شد او را از کار برکنار نماید206
بدتر از همه آنان حجاج بود که جنایات او در تاریخ اسلام مشهور است. عبدالملک پس از شکست عبدالله بن زبیر توسط حجاج، او را به مدت دو سال به استانداری حجاز (مکه، مدینه و طائف) منصوب کرد.207
حجاج در مدینه گردن گروهی از صحابه مانند «جابربن عبدا… انصاری»، «انسبن مالک»، «سهلبن ساعدی» و جمعی دیگر را به قصد خوار کردن آنان داغ نهاد!
این کار را به بهانه خونخواهی عثمان و اینکه‌اینان کشندگان عثمان هستند انجام داد208
«مسعودی» مورخ مشهور مینویسد:
حجاج بیست سال فرمانروایی کرد و تعداد کسانی که در این مدت با شمشیر دژخیمان وی یا زیر شکنجه جان سپردند، صدو بیست هزار نفر بود! و تازه‌این عده غیر از کسانی بودند که ضمن جنگ با حجاج به دست نیروهای او کشته شدند.
هنگام مرگ حجاج، در زندان وحشتناک وی (که از شنیدن نام آن لرزه بر اندامها میافتاد) پنجاه هزار مرد، وسی هزار زن زندانی بودند که شانزده هزار نفر آن‌ها عریان و بیلباس بودند! و زندانیان در آن زندان بیسقف، از سرما و گرما و باران مصون نبودند!
حجاج زنان و مردان را یک جا زندانی میکرد و زندانهای وی بدون سقف بود، از این رو زندانیان از گرمای تابستان و سرما و باران زمستان در امان نبودند209
گویا با توجه به‌این بیدادگریهای سردمداران و مظلومیت و بیپناهی مسلمانان بود که امام سجاد طی بیانی، مردم آن زمان را به شش دسته تقسیم کرده، زمامداران را به شیر و مسلمانان را به گوسفندانی تشبیه مینماید که در بین شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک گیر کرده، گوشت و پوست و استخوانشان توسط شیر دریده میشود.210
3. ولیدبن عبدالملک و موضعگیری حضرت سجاد نسبت به آن
ولیدبن عبدالملک بعد از گذشت پدرش زمام حکومت را از سال 86 ه. ق تا 96 ه. ق به دست گرفت.
به رغم اینکه برخی از مورخان از ولید تمجید میکنند و او را بر پدر و جدش و حتی بسیاری دیگر از خلفای بنیامیه ترجیح میدهند.211ولی وی دارای نقاط ضعف و تاریک بسیار و انحرافهای آشکاری بود. بنا به گفته مورخان، ولید مردی ستمگر و جبار بود، پدر و مادرش او را در کودکی، با هوسرانی و بیقیدی پرورش دادند، از این رو وی فاقد ادب و شایستگی انسانی بود.212
او با علم نحو و ادبیات عرب آشنایی نداشت و تا آخر عمر نمیتوانست قواعد عربی را به کار ببرد و هنگام گفتوگو، از لحاظ دستور زبان، مرتکب اشتباهات فاحش میشد. روزی در مجلس پدرش و در حضور عدهای، هنگام گفتوگو با یک نفر عرب، جملة بسیار سادهای را غلط ادا کرد! پدرش او را مورد مؤاخذه قرار داد و گفت: «هر کس زبان مردم عرب را به خوبی نداند، نمیتواند بر آن‌ها حکومت کند»213
ولید کینهتوزترین فرد نسبت به امام زینالعابدین بوده و اعتقاد داشت که ملک و سلطنت او با وجود امام به پایان نمیرسد. زیرا که امام سجاد از ویژگیهای مهمی برخوردار بود، مردم از علم، فقه، عبادت آن حضرت با اعجاب سخن میگفتند و در انجمنها از صبر و استقامت و سایر ملکات او با شگفتی گفتگو میشد، امام در دلها و عواطف مردم جا گرفته بود، خوشبخت کسی بود که او را دیده باشد و کسی که به حضور او شرفیاب شده و سخن او را شنیده باشد. و این وضع بر امویان مخصوصاً ولیدبن عبدالملک دشوار بود و او را میرنجاند زهری نقل کرده. میگوید: ولید میگفت: «من تا وقتی که علی بن حسین در دار دنیا وجود دارد راحت نیستم»214 این ناپاک پلید وقتی که به سلطنت رسید تصمیم گرفت تا امام را مسموم کند، این بود که زهر کشندهای برای کارگزارش به مدینه فرستاد و به او دستور داد تا آن را به امام بخوراند215
4. عبدالله بن زبیر و موضعگیری حضرت نسبت به او
بعد از شهادت امام حسین ابن زبیر از شرایط استفاده کرده و در برابر یزید، عَلَم مخالفت برافراشت. او خود را خلیفه خواند و از مردم، به صورت مخفی و براساس خلافت شورایی، بیعت گرفت.216
وی در شورش مردم مدینه نقشی اساسی داشت و پس از شهادت امام حسین با توجه به مقاصد سیاسی خود، عراقیان را به خاطر این که امام را دعوت کرده و سپس از یاری وی خودداری ورزیدهاند، سرزنش میکرد. عبدالله در خطبهای از یزید بدگویی کرد و مردم را به برکناری وی از خلافت، دعوت کرد.217 وی قلمرو خویش را از حجاز به سوی یمن، عراق و بخشهایی از ایران گسترش داد.
شورش عبدالله بن زبیر، حرکتی الهی و در راستای اهداف ائمة معصومین نبود. بلکه هدف از آن، «برپایی دوباره حاکمیت قرشی بر مبنای حکومت راشدین» بود ابن زبیر به خاطر مخالفت دایمی با اهل بیت پیامبر محبوبیّت چندانی در بین مردم نداشت. چنانکه او مشّوق پدرش، در راه‌اندازی جنگ جمل و مخالفت با خلافت امیرالمؤمنین بود. امام علی در این باره میفرمایند: «زبیر همواره با ما اهل بیت بود تا زمانی که پسر نامبارکش، عبدالله پدید آمد»218ابن زبیر به عبدالله بن عباس گفت: «من چهل سال است که بغض شما را در سینه پنهان کردهام219»
او نیز مدت چهل روز در خطبه، از درود فرستادن بر پیامبر خودداری کرد و در توجیه‌این عمل گفت: «پیامبر خویشاوندان بدی دارد که هنگام بردن نام او، گردن خویش را برمیافرازند220»
ابن زبیر، بنی هاشم و دوستداران آنان را در مدتی که در حجاز حاکم بود، مورد آزار و اذیت فراوان قرار میداد. چنانکه محمدبن حنیفه و عبدالله بن عباس را به همراه 24 تن از بنی هاشم در مدخل چاه زمزم زندانی کرد و آن‌ها را به بیعت با او یا در آتش سوختن مخیر ساخت که در نهایت به وسیله فرستادگان مختار و با هجومی ناگهانی، نجات یافتند.221
برادرش، مصعب بن زبیر، شیعیان عراق را قتل عام کرده و حتی به زنان هم رحم نکرد.222
ابن زبیر از موقعیت امام سجاد آگاه بود. به همین دلیل کارهای حضرت را زیر نظر داشت. او به بیعت و تأیید امام و در پی آن علویان و دوستداران حضرت نیازمند بود و بر آن هم اصرار داشت. وی با تهدید و فرستادن نامه، از محمدبن حنفیه و ابن عباس میخواست بیعت بگیرد و چون آن دو حاضر به بیعت نشدند، از مکه رانده شده و به طائف رفتند.223
امام سجاد با توجه به دیدگاه خصمانه و کینهتوزانه و نیز اعمال ناشایست ابن زبیر نسبت به بنی هاشم و اهل بیت، نه تنها شورش او را تأیید نکرد، بلکه از فتنه وی نسبت به اهل بیت و شیعیان بیم داشت و از آن اظهار نگرانی میکرد ولی بر ضد آن نیز اقدامی نکرد224، زیرا هر گونه اقدامی بر علیه حاکمیت ابن زبیر، به سود امویان تمام میشد.
گفتار دوم: قیامهای عصر امام سجاد و موضعگیری حضرت نسبت به آنها
همانطور که در قسمتهای قبل به آن اشاره کردیم، عصر امامت امام سجاد یکی از پر اختناقترین دورانهای تاریخ اسلام برای شیعیان به حساب میآمد و بعد از شهادت امام حسین تشکیلات و انسجام شیعیان از هم پاشیده بود. یکی از اقدامات و فعالیتهای مهم امام سجاد برای شیعیان، موضعگیریهای خردمندانه و هوشمندانه و بجای آن حضرت در برابر قیامها و شورشها بود که ما در این گفتار به نمونههای از مهمترین آن‌ها میپردازیم:
1. قیام مردم مدینه ( واقعه حّره 63 ه. ق)
از وقایع وحشتناک عصر امام سجاد که به دست عمال جنایتکار اموی که در مدینه، سه روز مانده به پایان ذیالحجه سال 63 ه ق صورت گرفت، واقعهای است که در تاریخ اسلام به نام «واقعه حرّه» شهرت دارد.225
این حادثه از آن جا سرچشمه گرفت که پس از شهادت امام حسین موجی از خشم و نفرت در مناطق اسلامی بر ضد حکومت یزید برانگیخته شد.
حاکم مدینه که در ناپختگی و جوانی و غرور چیزی از یزید کم نداشت، با اشاره یزید گروهی از بزرگان شهر را به نمایندگی از طرف مردم مدینه به دمشق فرستاد تا از نزدیک، خلیفه جوان را ببینند و یزید از آن‌ها دلجویی کند، تا در بازگشت به مدینه مردم را به اطاعت حکومت یزید تشویق کنند.
عثمانبن محمد حاکم مدینه گروهی مرکب از «منذربن زبیر بن عوام»، «و عبدا… بن ابی عمر مخزومی» و عبدالله بن حنظلة غسیل الملائکه» و چند تن دیگر از بزرگان مدینه را جهت دیدار با یزید روانه دمشق ساخت این چند نفر به شام رفتند و مورد احترام و اکرام یزید قرار گرفتند و یزید به منذربن زبیر صد هزار درهم و به دو نفر دیگر، پنجاه هزار درهم، بخشید. زمانی که‌این گروه به مدینه بازگشتند بجای تعریف و تمجید از یزید و پذیرایی جانانهی او در کاخ سبز دمشق، از وی بدگویی کردند و آنچه را که از یزید و اعمال و رفتار نسنجیده او و شرابخواری و سگبازی او مشاهده کردند، برای مردم مدینه بازگو کردند.
آنها در اجتماع شهر مدینه اعلام کردند که: «از نزد مردی فاسق آمدیم که دین ندارد، شراب میخورد و بر طنبور میزند، بردگان نزد او مینوازند و با سگان بازی میکند»226
پس با مردم بر سر خلع یزید از خلافت، پیمان بستند و عبدالله بن حنظله را به رهبری قیام انتخاب کردند و حاکم مدینه و همه بنیامیه را از شهر بیرون کردند.227
هنگامی که خبر شورش مردم مدینه و اخراج امویان به یزید رسید وی مسلمبن عقبه را که مردی سالخورده و از سر سپردگان دربار بنیامیه بود، همراه با پنج هزار تن برای سرکوبی نهضت مردم مدینه، به آن شهر اعزام کرده و به وی گفت: به آنان سه روز مهلت بده، اگر تسلیم نشدند، با آنان جنگ کن و وقتی پیروز شدی، سه روز هر چه دارند ( از اموال و اثاثیة منزل و سلاح و طعام) همه را غارت کن و در اختیار سپاه بگذار.228
سپاه شام به مدینه یورش برد و بعد از وقوع جنگ خونینی بین دو گروه و کشته شدن رهبران نهضت، قیام شکست خورد. مسلم دست سپاهیان خود را به مدت سه روز، در کشتن مردم و غارت شهر باز گذاشت و شامیان، جنایاتی را مرتکب شدند که قلم از بیان آن شرم دارد، تا آن جا که مسلم را به خاطر این جنایات، «مسرف» نامیدند.
پس از پایان قتل و غارت، مسلم از مردم به عنوان «بردة یزید» بیعت گرفت.229
در این اوضاع و احوال و اختناق شدیدی که پس از شهادت امام حسین به وجود آمده بود. امام سجاد شکست قیام مردم مدینه را پیشبینی میکرد و میدید

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، امام حسین، تاریخ اسلام Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع امام سجاد، امام حسین، تجدید حیات