پایان نامه ارشد با موضوع افکار خودکار، تحریف های شناختی، تعبیر و تفسیر، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

وقایع آشفته کننده در گذشته از او می خواهد تا وقایع را همچنان که اتفاق افتاده اند هم اکنون تجسم کند و بعد از او می خواهد تا افکار خود کار مرتبط با آن وقایع را گزارش کند. در این روش ها به درمانجویان کمک می شود تا مشخص کنند فراوانی افکار و خلقیات منفی در آنها چقدر است و نیز به آنان کمک می شود تا بتوانند بین افکار خودکار شخصی و غیر شخصی تمایز قائل شوند.
د -مشخص کردن عواطف و افکار منفی : در همان حال که درمانجو موقعیت های آشفته کننده و مشکل آفرین را تشریح می کند و افکاری را که از ذهنش می گذرد گزارش می کند درمانگر به مثال و مواردی از افکار منفی اشاره می کند.
پس از آن از درمانجویان خواسته می شود تا افکار منفی خود نظیر (من استحقاق و شایستگی لازم را برای شاد بودن ندارم) یا (پدرم به من علا قه ای ندارد) را مشخص کنند.
ه -مشخص کردن افکار : به درمانجویان کمک می شود تا با استفاده از کلماتی نظیر من ، برای من ، مال من ، افکار شخصی منفی خود را از افکار غیر شخصی منفی در مورد افراد و وقایع متمایز سازند. از آنها خواسته می شود تا در فهرست هایشان ، افکار شخصی منفی را با کشیدن خط زیر آنها مشخص کنند (شکوهی،1385).

2-مرحله دوم : تکنیک هایی برای تحلیل در یافت های شناختی :
مرحله دوم ، شامل تجزیه و تحلیل مشارکتی درمانگر ، درمانجو از دریافتهای شناختی مراجع ، برای تشخیص الگوهای خاص افکار خود – کار تحریف شده و منفی است. ابتدا آن دو همراه یکدیگر تعیین می کنند که مراجع به چه فکر می کند ، اساس تفکر وی چیست ، فواید و زیان های نتیجه گیری از این الگوی فکری چیست. علاوه بر مشخص کردن موضوعات تکراری و انواع خطاهای منطقی در افکار خود کار درمانجویان به آنها آموزش داده می شود تا وقایع محیطی را که باعث افکار منفی می شود مشخص کنند.
الف -مشخص کردن موضوعات تکراری یا راجعه : برای کمک به درمانجویان به منظور کشف موضوعات بازگشت پذیر (راجعه) که مشخصه افکار خود کارشان است و نگرش ها و باور های عمیق تر آنها را منعکس می کند از طرح زیر استفاده می شود. ابتدا از آنها خواسته می شود تا همانطور که در جلسه مشخص شده ، افکار خودکار خود را ستون سمت راست ، یادداشت کنند و افکار خود کار اضافی خود را که از یادداشت روزانه رفتار و افکار استخراج شده به آن بیفزایند. سپس از آنها خواسته می شود تا در ستون سمت چپ موضوعاتی را که مشخص کننده افکار خودشان است ثبت و کشف کنند. موضوعاتی که در منابع و متون به عنوان مشخصات اختلال های اضطرابی و افسردگی ، ویژ گی های درمانجویان نوجوان و ویژگی های تعارض های والدین با نوجوان مشخص شده اند ، منبع مهمی برای درمانگر فراهم می کنند.
از درمانجویان خواسته می شود تا موقعیت های آشفته کننده ای را که هر هفته با آنها مواجه می شوند به طور مختصر توصیف کنند و افکار منفی و خود کار همراه با این موقعیت ها را نیز ثبت کنند. درمانجویان را ابتدا باید از اینکه در حال فکر کردن به افکار منفی هستند ، آگاه کرد و بعد ، آنها باید واقعه ای را که باعث این فکرها شده است ، مشخص کنند.
ب – مشخص کردن پیامد باورهای منفی : سپس به درمانجویان آموزش داده می شود تا پیامدها و نتایج باورهای منفی خود را که به طور کلی ناکار آمد و ناخوشایند هستند ، مشخص سازند. این تمرین غالباً انگیزش درمانجو را برای آزمودن و ارزیابی باورهای ناکار آمد منفی خویش ، افزایش می دهد. وقتی درمانجویان از ارتباط بین باورهای منفی خود و واکنش های رفتاری و عاطفی ناکار آمد توام با این باورها آگاه شدند ، اغلب برای ارزیابی و تغییر این عقاید ، برانگیخته می شوند. برای کمک به درمانجو به منظور نتایج یا پیامدهای ناخوشایند باورهای منفی ، از یک تکنیک تحلیل باور A-B-Cاستفاده می شود (این روش ، شبیه تکنیک تحلیل رفتار A-B-C برای آشکار ساختن پیامدهای رفتارهای ناکارآمد است. اما در روش حاضر ، حرف ” “Bبه معنای باور (Belief) است ، نه رفتار (Behavior).
ج -آموزش به درمانجویان برای تمایز بین مشاهدات تعبیر ها و تفسیر ها :
در زمینه تحلیل موقعیت های آشفته کننده به طور عینی تر ، به درمانجویان آموزش داده می شود تا بین مشاهدات عینی و تفسیر های ذهنی خود از واقعه ، موقعیت یا تعاملی معین ، تمایز قایل شوند. نحوه تعبیر و تفسیر خود را از همان واقعه با مشاهداتی که نوشته اند مقایسه کنند. به موضوعات و افکار خود کار منفی که به ذهن آنها هجوم آورده اند ، توجه کنند. این افکار خودکار را در ستون تعبیرها و تفسیرها بنویسند.

3-آموزش به درمانجویان برای مشخص کردن باورها و تعبیرهای غیر منطقی
در جلسه های هفتگی ، درمانگر تحریف های شناختی موجود در گفته های درمانجو را به عنوان قسمتی از ارزیابی شناختی ، مشخص و نامگذاری می کند و مداخله ای را در این زمینه بازسازی شناختی طرح ریزی می کند تا از آن ، برای تغییر تحریف های پیش گفته بهره گیرد.
الف- تکنیک ((شواهد کدامند؟))
از این تکنیک برای کمک به درمانجویان به منظور کشف منطق ناقصی که زیر بنای باورها و تفسیرهای تحریف شده آنهاست ، استفاده می شود. از درمانجویان خواسته می شود تا شواهد موافق یا مخالف باورها و تفسیرهایشان را از وقایع ، فراهم کنند و همانطور که در مثال زیر دیده می شود شواهد حمایت کننده یا غیر حمایت کننده را در ستون مربوط بنویسند.
به عنوان شاهد می توان هم از مشاهدات و تجارب گذشته و هم از مشاهدات و تجارب کنونی استفاده کرد. به علاوه ممکن است برای درمانجو ، تکالیفی تعیین شوند تا او به منظور آزمودن شواهد در فاصله جلسه ها ، از آنها استفاده کند. متقابلاً تفسیرهای واقع گرایانه تر در مورد موقعیت را می توان با استفاده از تکنیک جایگزینی مورد نظر قرار داد.
ب -تکنیک جایگزین : این تکنیک ، مستلزم آموزش درمانجو به منظور جست و جو و کاوش در تفسیرهای جایگزین از موقعیت (بر اساس منطق ، استدلال و بررسی می باشد و نه بر اساس عکس العمل ها و واکنش های عاطفی) است. به درمانجویان کمک می شود تا موضوعات و تحریفات موجود در تفکرشان را ارزیابی کنند ، تحریفات و موضوعاتی که مانع می شود تا آنها به راه حل های سازش یافته تر جایگزین بپردازند و از روی آوردن به راه حل هایی که ((قدیمی)) هستند و به صورت عادت در آمدند ، امتناع کنند. این تکنیک ها ، به ویژه برای مشکلات نا امیدی و مشکلاتی که از نظر درمانجو غیر قابل حل تصور می شوند ، بسیار سود مند است.

2-2-3-8- تکنیک های ضد خجالت
1- روي يک هنر متمرکز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي ، نقاشي ، خطاطي و هنرهاي ديگر ، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد.
2- به ديگران کمک کنيد. منتظر نشويد که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به اين و آن ، بايد بدويد. اين يک دستورالعمل است؛
3- دلتان مي خواهد وقتي وارد يک جمع مي شويد ، با شما چطور برخورد کنند؟ دوست داريد با لبخند به استقبال تان بيايند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف هايتان صميمانه گوش کنند و صميمانه با شما هم کلام شوند؟ و چيزهايي از اين قبيل؟ بسيار خب. مي گويند خجالتي ها ، خجالتي ها را خوب مي شناسند. خجالتي هاي جمع را پيدا کنيد و با آن ها همانطوري رفتار کنيد که دلتان مي خواهد با شما رفتار شود. با سوال هاي صميمانه تان ، آن ها را به صحبت کردن وادار کنيد و جواب هاي شان را با رغبت بشنويد. اين کار ، هم براي معاشرتي تر شدن آن ها مفيد است ، هم براي خودتان يک تمرين تمام عيار مجلس آرايي است. شروع کنيد و ببينيد که چه قدر روي خودتان تاثير مي گذارد!
4- وقتی به يک محفل رودربايستي دار ، مثلاً به يک مهماني رسمي ، دعوت مي شويد ، وقت تان را طوري تنظيم کنيد که زود برسيد. اين نکته در عين سادگي ، بسيار مهم است. حداقل فايده اش اين است که با سنگيني فضاي جلسه ، زودتر آشنا مي شويد و کم کم ترس تان از آن جمع مي ريزد. امتحان کنيد! وقتي يک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي شود ، حس خجالت تان خيلي کم تر است نسبت به وقتي که ناگهان به يک مجلس شلوغ وارد مي شويد. معمولاً آن هايي که ديرتر به چنين محافلي وارد مي شوند ، استرس بيشتري را پشت سر مي گذارند و آن هايي که زودتر مي رسند ، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مي کنند.
5- از هم صحبت خود تعريف کنيد. اين که ديگر کاري ندارد. هم آسان است ، هم فوق العاده مؤثر. اغلب آدم ها وقتي ازشان تعريف مي کنيد ، ذوق مي کنند و بيشترشان آنقدر ذوق مي کنند که به هيچ قيمتي حاضر نمي شوند هم صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تکنيک بايد مواظب مغزتان هم باشيد ؛ چرا که ممکن است جاي دندان هاي کسي که از او تعريف کرده ايد ، رويش باقي بماند. ضمناً هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن ، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر کمي دقت کنيد ، مطمئناً در هر آدمي بالاخره يک چيزي پيدا مي کنيد که قابل تعريف باشد. البته تعريف هاي تان هم نبايد خيلي بي ربط باشد. مثلاً وقتي کسي دارد درباره يک موضوع فلسفي با شما صحبت مي کند ، خيلي بي ربط است اگر بگوييد : پيراهن تان چقدر قشنگ است! مثلاً بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث ، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنيد.
6- نقش آفريني کنيد. نقش آفريني ، يک اسلحه مخفي است که حتي مطمئن ترين و با اعتماد به نفس ترين آدم هايي هم که شما سراغ داريد ، از آن بهره مي گيرند. شما دلتان مي خواهد وقتي به يک جمع وارد مي شويد ، چگونه رفتار کنيد ؟ مطمئن ؟ با لبخند باز ؟ صميمانه ؟ خوش برخورد ؟ و…؟ خب ، همه ي اين ها را مي توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين کنيد. همه ي ما آدم ها کمي تا قسمتي بازيگريم. نقش آفريني جلوي دوربين شايد کار آساني نباشد (من واقعاً نمي دانم سخت است يا آسان)؛ ولي نقش آفريني در خلوت و در مقابل آينه را مطمئن هستم که کار آساني است. تمرين هاي مکرر اين چنيني ، ناخودآگاه تان را به همان سمتي مي برد که بيشتر تمرينش را مي کنيد و کم کم شما هماني خواهيد شد که دلتان مي خواهد.
7- هيچ وقت هيچ کس را تحقير نکنيد و خصوصاً در حضور جمع از چنين کارهايي پرهيز کنيد. همه ي ما آدم ها به آرامش و کمک ديگران احتياج داريم ؛ نه به دشمني و آزار و اذيت شان. مطمئناً وقتي شما کسي را تحقير يا مسخره کنيد ، او هم به دنبال بهانه اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران کند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي براي تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از اين و آن هم ، يادتان باشد که نبايد از هيچ کس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد کنيد. وقتي ارتباط تان با دور و بري ها دوستانه و صميمانه باشد ، آن ها هم براي رفع اين جور مشکلات و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما کمک خواهند کرد.
8- خيلي هم ايده آل گرا نباشيد ! قرار نيست با هر جوکي که شما تعريف مي کنيد ، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي که مي زنيد ، همه به به و چه چه کنند. براي هيچ کس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد که ديگران هم استانداردهاي شان را اين قدر دست بالا تعريف نمي کنند. وقتي در يک جمع حضور داريد ، کسي از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشيد. براي جمع ، اين مهم است که شما با آن ها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد که خيلي از خانم ها و آقايان اصلاً با آدم هاي پُرحرف و شوخ و مجلس آرا ميانه ي خوبي ندارند و يک خبر خوب ديگر براي خجالتي هاي عزيز : سکوت و کم حرفي شما را معمولاً به پاي فروتني ، حجب و حيا و بزرگ منشي تان مي گذارند و چه صفتي بهتر از اين چند صفت؟ راستي يادتان باشد که ، در ملاقات اول تان با هيچ کس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصي تان را رو نکنيد. چه لزومي دارد؟ اين کار را متأسفانه بعضي ها براي پنهان کردن آن حس خجالت دروني شان انجام مي دهند ، غافل از اين که ديگران ، اين کار را غالباً اين طور تفسير و تعبير مي کنند که فاعلان اين فعل ، آدم هاي کم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاي گوشه گير و تنهايي هستند.
9- ارتباط چشمي در برقراري يک ارتباط موثر ، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنيد. چه وقتي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع تغییر رفتار، روانشناسی، حساسیت زدایی، شناخت درمانی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، سبک های مقابله، مقطع راهنمایی