پایان نامه ارشد با موضوع افغانستان، مخاصمات مسلحانه، حقوق بشر، تروریسم جدید

دانلود پایان نامه ارشد

مخاصمات مسلحانه بين‏المللى تثبيت شده است. در مخاصمه مسلحانه داخلى نيز اقدامات تروريستى ممنوع است. اين حتى در خصوص مخاصمات مسلحانه‏ غيربين‏المللى مهم‏تر نيز هست، چراكه مخاصمات مسلحانه غير بين‏المللى عمدتاً مبتنى بر جنگ نامتقارن بوده، آبستن ارتكاب اقدامات تروريستى است. دولت‏ها بايد اولًا از ارتكاب عمل تروريستى در مخاصمات مسلحانه غير بين‏المللى اجتناب ورزند؛ و ثانياً كليه تلاش‏هاى لازم را براى جلوگيرى از ارتكاب عمل تروريستى توسط افراد خصوصى يا در سرزمين تحت صلاحيتشان انجام دهند. رويه بين‏المللى هم پس از تصويب پروتكل دوم الحاقى، به ويژه اساس‏نامه‏ها و رويّه‏هاى محاكم كيفرى بين‏المللى رواندا، يوگسلاوى سابق و ديوان كيفرى بين‏المللى، نقض‏هاى شديد پروتكل دوم الحاقى را نيز به عنوان يك جنايت بين‏المللى و به تعبير دقيق‏تر يك جنايت جنگى واجد ويژگى صلاحيت جهانى دانسته‏اند.345
بند چهارم ماده 4 اساس‏نامه دادگاه كيفرى رواندا، به طور ويژه تصريح مى‏كند: اقدامات تروريستى، ماده 3 مشترك كنوانسيون‏هاى ژنو و پروتكل دوم الحاقى را نقض مى‏كنند. به علاوه، وقتى مظاهر خاص تروريسم واجد عناصر جرم جنگى باشند؛ يعنى در خلال درگيرى مسلحانه يا در ارتباط با آن واقع شوند، در چارچوب ماده 4 اساس‏نامه ديوان كيفرى بين‏المللى رواندا (در خصوص نقض ماده 3 مشترك كنوانسيون‏هاى چهارگانه ژنو و پروتكل الحاقى)، مواد 23 و 3 اساس‏نامه دادگاه كيفرى يوگسلاوى سابق (در خصوص نقض‏هاى فاحش كنوانسيون‏هاى چهارگانه ژنو و نقض مقررات يا عرف جنگ و ماده‏346 8 اساس‏نامه ديوان كيفرى بين‏المللى قرار مى‏گيرند وهمان‏طور كه گفته شد به صورت عرفى درآمده است. حتى اگر دولت‏هاى درگير تروريسم عضو ديوان كيفرى بين‏المللى هم نباشند مى‏توان از طريق شوراى امنيت وضعيت اين كشورها را به ديوان ارجاع داد. با اين اوصاف، شرايط لازم براى تحقق جرم جنگى شامل موارد ذيل است:
1. جرم بايد در حين مخاصمه مسلحانه بين‏المللى يا داخلى صورت پذيرد. در غير اين صورت، جرم ضدبشرى قلمداد مى‏شود.
2. فعل ارتكابى بايد نقض فاحش و گسترده مقررات را در پى داشته باشد. بنابراين، اقدامات خشونت‏آميز پراكنده و انفرادى مبين جرم جنگى نخواهد بود.
3. اقدامات ارتكابى بايد در قالب برنامه و سياست عمومى باشد. اين شرط، بيانگر عنصر معنوى جرم و آگاهى به آثار اقدام ارتكابى است.347
به نظر مى‏رسد جنگ تكفيرى‏هاى تروريست را با دولت‏هاى مركزى بايد در زمره حقوق مخاصمات مسلحانه داخلى گنجاند. زيرا در حال حاضر گروه‏هاى تروريستى‏ مثل داعش، جبهه النصره و غيره در سوريه و شام يا بوكوحرام در نيجريه، داعيه ايجاد حكومت اسلامى و امت واحد اسلامى را دارند. بنابراين با تصرف سرزمين‏هاى عراق، سوريه و نيجريه، اعمال كنترل مؤثر و داشتن يك مركز فرماندهى، با دولت‏هاى حاكم در حال جنگ‏اند. بر اساس قواعد يادشده، رعايت حقوق جنگِ بشردوستانه در حين اين درگيرى‏ها براى هر دو طرف (هم دولت درگير و هم گروه تروريست) منطبق با اسناد بين‏المللى و حقوق عرفى واجب است.
2ـ2ـ1ـ4. گفتار چهارم: تروریسم مذهبی
تروریسم مذهبی یا تروریسم جدید348 پس از حملات یازدهم سپتامبر سال 2000 وارد ادبیات حقوق بین الملل گردید. تروریسم مذهبی که تمام ویژگی های تروریستی دارد صرفاً به دلیل انگیزه های مذهبی علیه سایر پیروان همان دین یا دین های دیگر استفاده می شود. تروریسم انتحاری349، که یکی از شاخه های اصلی تروریسم جدید است، با رشد فزاینده ای در سالهای اخیر مواجه بوده است و هر چند به لحاظ تعداد عملیات انتحاری، تنها ۳ درصد اقدامات تروریستی بین سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ را شامل شده است ولی ۴۸ درصد کشتار را به خود اختصاص داده است.350 ظهور تكفيرى‏ها به عنوان تروريست مذهبى در منطقه خاورميانه و برخى كشورهاى قاره آسيا علل و عوامل مختلفى دارد: فقر اقتصادى، فقر فرهنگى،351 حكومت‏هاى ديكتاتورى، بى‏عدالتى، نقض فاحش حقوق بشر، وجود ساختارهاى قبيله‏اى و عشيره‏اى،352 رقابت‏هاى فرقه‏اى و مذهبى‏353 و دخالت بيگانگان‏354 از جمله آنهاست كه از حوزه بحث حقوقى ما خارج است. اما از بعد حقوقى، ظهور اين شكل از تروريسم در حال حاضر موجب ترويج نوعى افراطى‏گرى خشن توسط گروه‏هاى متفاوت تكفيرى شده است؛ گروه‏هايى كه سازمان ملل متحد و ديگر كشورها آنها را تروريستى معرفى مى‏كنند. اعمال غيرانسانى و خشونت‏آميز تكفيرى‏ها در لبنان، مصر، نيجريه (بوكوحرام)، سوريه (سلفى‏ها)، رفتارهايى مانند قتل عام مسلمانان و به‏ويژه شيعيان (غيرنظاميان)، بريدن سر انسان‏هاى بى‏گناه و تبديل سر آنها به توپ فوتبال، شكنجه، آزار و اذيت، گروگان‏گيرى، خوردن گوشت قربانيان، تجاوز گسترده به زن‏ها، نابود كردن آثار مذهبى، فرهنگى و تاريخى، صدور فتواهاى عجيب از سوى مفتى‏ها و رهبرانشان، و به طور كلى عدم رعايت حقوق بشر و حقوق بشردوستانه موجب تروريست خوانده شدن از سوى سازمان‏ها و نهادهاى بين‏المللى شده است. می توان سابقه تاریخی شکل گیری تروریسم مذهبی تکفیریان را به عبدالله عزام دانست. عبدالله عزام از اولين اشخاصى است كه براى شركت در جهاد عليه شوروى براى اشاعه افكار خود به افغانستان رفت. وى تنها راه موفقيت در استقرار جامعه اسلامى را جهاد عليه دشمنان اسلام مى‏دانست، او به يكى از رهبران برجسته جهاد تبديل شد و در بيست و چهارم نوامبر 1989 م. به همراه پسرش و در راه رفتن به نماز جمعه در پيشاور پاكستان ترور شد.355
عبدالله عزام بسيار متأثر از شخصيت سيد قطب بود. با تمجيد از قطب، از وى به‏عنوان «غول تفكر اسلامى» ياد مى‏كند. معتقد است كه قطب در آستانه انقلاب 1952 م. مصر، تنها مدت كوتاهى با دولت مصر همراهى كرد، زيرا ويژگى صداقت‏طلبى او هرگونه ارتباط او را با سياست‏مداران حاكم، محال كرده بود. وى جهاد در راه خدا را معامله‏ با خدا و وظيفه هر انسان مؤمنى مى‏داند و معتقد است هيچ جهادى بدون قتل و قتال جهاد نيست. عزام همانند سيد قطب از رقص و پاى‏كوبى آمريكايى‏ها به هنگام ترور حسن البناء، رئيس حزب اخوان المسلمين ناخشنود بود و آن را عملى ناشايست بيان مى‏كرد.356 عبدالله عزام، تنها راه‏حل برپايى حكومت اسلامى را جهاد با دشمنان اسلام مى‏داند و با يارگيرى از كشورهاى مختلف، براى جهاد در افغانستان، زمينه‏ساز سياست خشونت و گردهمايى يك نيروى فراملى به نام سازمان القاعده و تشكيل يك نيروى قوى افراطگرا مى‏شود. او در اصل از بنيان‏گذاران جنبش اسلامى فلسطين بود و قصد داشت در افغانستان پايگاهى براى جهاد در كشورهاى ديگر بنا كند، پس از حمله نيروهاى روس در سال 1979 م. به افغانستان، به كشورهاى مختلف سفر كرد، تا نيروهاى جوانى براى جهاد در افغانستان جمع‏آورى كند. او معتاد به جهاد بود.
اسامه بن لادن يك اشرف‏زاده شهرت‏طلب و داراى نفوذ فراوان در بين سرمايه‏داران و جوانان عرب و حتى ناراضيان خانواده سلطنتى آل‏سعود بود. فعاليت‏هاى نظامى و آموزشى اسامه هم براى آمريكا و هم براى عربستان سعودى به عنوان زنگ خطرى جدى تلقى گرديد، به سبب ممنوع الخروج‏ قرارگرفتن فرزندانش از عربستان، نسبت به آمريكا و شاه‏فهد شديداً ناراحت شده بود.357 حمله به نيروهاى آمريكايى در ظهران را يك جنگ مقدس و جهاد خواند و تأكيد داشت سربازان آمريكايى بايد خاك عربستان سعودى را ترك كنند. چون آن‏ها مسلمان نيستند و تا وقتى كه آمريكا نيروهاى نظامى‏اش را از خاك عربستان سعودى بيرون نكند، وى در خارج از آمريكا، هر نوع ساختمان و سفارت‏هاى آمريكايى را تخريب خواهد كرد. معتقد بود كه طبق دستور آمريكا چهارفرزندش در عربستان سعودى تحت‏نظر قرار گرفته‏اند، در اين صورت چه‏طور ممكن است در برابر فهد و آمريكا خاموش باشد؟358 دو اعلاميه از بن‏لادن صادر شد كه در آن‏ها سعى مى‏كند سياست خشونت را مقدس نشان دهد. اولين اعلاميه در 26 آگوست 1996 م. و تحت عنوان «اعلاميه جهادى عليه آمريكا كه دو سرزمين و مكان مقدس را اشغال كرده است» و رژيم عربستان هم، شريعت اسلامى را، كنار گذاشته و به‏ نيروهاى خارجى اجازه داده تا كشور را اشغال كنند.359 اعلاميه دوم در 23 فوريه 1998 م. و تحت عنوان «جبهه جهانى اسلامى براى جهاد عليه يهوديان و نصرانيان است» برآن است كه ساليان متمادى ايالات متحده مقدس‏ترين سرزمين‏هاى اسلام يعنى شبه‏جزيره عربستان را اشغال كرده است و ثروت اين سرزمين را به يغما برده است، حاكمانش را كنترل و مردمانش را تحقير مى‏كند؛ هم‏چنين به‏دنبال تحريم اعمال شده آمريكا بر عراق، بالغ بر يك ميليون نفر كشته شده‏اند و هدف اصلى آمريكا حمايت از دولت يهودى و منحرف‏كردن افكارعمومى، از فلسطين و قتل‏عام مسلمانان آن‏جاست. بنابراين تنها پاسخ مناسبى كه مسلمانان مى‏توانند به اين خيانت بدهند، جهاد است.360
ايمن ظواهرى تا زمان حيات بن‏لادن نفر دوم سازمان القاعده به حساب مى‏آمد و پس از اسامه بن لادن، وى نقش اول در سازمان القاعده را بازى مى‏كند. او در سال 1993 م. به رياست الجهاد رسيد و با آشنايى با بن‏لادن بنيان‏گذار سازمان القاعده در سال 1998 م. الجهاد را با القاعده ادغام كرد، راديكاليسم قوت مضاعف، يافت و هنوز به فعاليت خود ادامه مى‏دهند.361 ظواهرى معتقد است كه بايد جهاد را به سطح جهانى كشيده و در جبهه‏هاى مختلف و به ويژه عليه ايالات متحده و متحدانش، يعنى اسرائيل و رژيم‏هاى سكولار خاورميانه درگير شد.362 ايالات متحده از القاعده در مقابل حمله نظامى اتحاد جماهير شوروى سابق به افغانستان براى تضعيف كمونيست با ارسال موشك‏هاى ضدهوايى استينگر به بن‏لادن و كمك‏هاى مالى از طريق بانك بين‏المللى سرمايه در افغانستان حمايت كرد و از طرفى كمك به القاعده براى محدود سازى ايران و ايدئولوژى انقلاب اسلامى بود كه با يارى‏رساندن به جنبش‏هاى راديكاليسم ضد شيعى مانند القاعده اين كار را انجام داد. هدف ديگر واشنگتن از حمايت القاعده، دوركردن كانون بحران خاورميانه از منطقه فلسطين و معرفى افغانستان به عنوان كانون جديد توجه بود.363364 بسيارى از گروه‏هاى تكفيرى كه بر مبناى اين انديشه شكل گرفته‏اند، به دليل اقدامات خشونت‏بار و غيرانسانى به عنوان گروه‏هاى تروريستى شناخته مى‏شوند. در اين ميان وزارت امور خارجه آمريكا ليستى از گروه‏هاى تروريستى در مناطق مختلف جهان منتشر كرده كه بسيارى از آن‏ها به‏وسيله شوراى امنيت سازمان ملل و نهاد اروپايى حقوق بشر نيز در ليست گروه‏هاى تروريستى آمده‏اند. ليست اعلام شده به شرح زير مى‏باشند:سازمان ابونيدال (آنو)، گروه ابوصياف (اى اس جى)، تيپ شهداى الاقصا (اى اى ام بى)، القاعده (اى كيو)، القاعده در شبه جزيره عربى (اى كيو اى پى)، القاعده در ايران (اى كيو آى)، القاعده در مغرب اسلامى (اى كيو آى ام)، الشباب (اى اس)، انصار الاسلام‏، اسباط الانصار، ام شينرى‏كيو (ام)، سرزمين پدرى و آزادى باسك (اى تى اى)، حزب كمونيست فيليپين، ارتش نوين خلق (سى پى پى/ ان پى اى)، جماعة الاسلامية (آى جى)، حماس‏، حركة الجهاد الاسلامى (اچ يو جى آى)،حركة الجهادى الاسلامى بنگلادش (اچ يو جى آى- ب)، حركة المجاهدين (اچ يو ام)، حزب الله،‏ اتحاد جهاد اسلامى (آى جى يو)، جنبش اسلامى ازبكستان (آى ام يو)، جيش المحمد (جى اى ام)، جماعة اسلامية (جى آى)، جندالله،‏ كاهانه چاى،‏ كتايب حزب الله (كى اچ)، حزب كارگران كردستان (پ ك ك)، لشكر الطيبه (ال تى)، لشكر جهنگوى (ال جى)، گروه مبارزه اسلامى ليبى (ال آى اف جى)، گروه مبارزان اسلامى مراكش (جى آى سى ام)، جهاد اسلامى فلسطين- حزب شقاقى (پيآيجى)، جبهه خلق براى آزادى فلسطين (پى اف ال پى)، جبهه خلق براى آزادى فلسطين- فرماندهى عمومى (پى اف ال پى- جى سى)، راه درخشان (اس ال) و تحريك طالبان پاكستان (ت ت پ). برخی از گروه ها که به شدت مورد تحریم جامعه جهانی هستند به شرح ذیل می باشند:
ابوالأعلى المودودى و جماعت اسلامى:
ابوالأعلى المودودى جماعت اسلامى را در سال 1939 ميلادى در هند و سپس در سال 1941 در پاكستان تأسيس كرد كه متأثر از گروه اخوان المسلمين مصر بود. ابوالأعلى المودودى از بزرگان تكفيرى به حساب مى‏آيد كه در بسيارى از احاديث پيامبر تشكيك

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اقدامات تروریستی، گروه های تروریستی، سازمان ملل، مواد مخدر Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، افغانستان، مخاصمات مسلحانه، مقررات بین المللی