پایان نامه ارشد با موضوع افساد فی الارض، قانون مجازات، مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

بغی و شرایط آن را در کتاب جهاد مطرح کرده اند.249
لیکن اکثریت فقهای امامیه، باغی را کسی دانسته اند که بر امام واجب الاطاعه ویا نائب او خروج می نماید، اعم از این که به وسیله سلاح صورت گیرد و یا بدون آن انجام شود و اعم از اینکه موجبات سلب آسایش جامعه اسلامی را فراهم نماید یا ننماید. از این رو است که مرحوم کاشف الغطاءدر این زمینه بیان کرده است: « هرکس علیه امام معصوم (ع) و یا نائب او خروج کند و از فرمان او سرپیچی نماید، امر او را اطاعت نکند و نهی او را ترک ننماید و یا با او از راه ترک خمس و زکات مخالفت ورزد و یا حقوق شرعی او را ندهد، باید با او جنگید.»250
برخی دیگر از نویسندگان با استناد به اقوال فقها، شرایط مبارزه با بغات را به وجود پنج شرط اصلی دانسته اند. «نخست آن است که از امام جدا گردیده و از پیروی او خودداری ورزند و خود را از رعایای او ندانسته باشند، خواه در شهر یا روستایی اقامت نموده باشند. شرط دوم آنست که دارای قدرت و شوکتی باشند به نحوی که حاکم نتوانسته باشد بدون تهیه نیروهای کافی آنان را سرکوب نماید. شرط سوم آنست که در تشخیص خود نسبت به حقانیت حکومت حاکم دچار اشتباهی باشند که از آن معذور نباشند. شرط چهارم آنست که ارشاد آنان از راه بحث و اقامه حجت و دلیل، ممکن نباشد. شرط پنجم آنست که از راه ایجاد فتنه و اختلاف بین انها نیز دفع آنها امکان نداشته باشد.»251 وجود این شروط پنجگانه به این دلیل است که فقهای امامیه، بغات را بر خلاف محاربین به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته نخست کسانی هستند که اقدام به قیام مسلحانه نکرده اند که در مقابله با این گروه، حاکم وظیفه دارد، ابتدا آنها را ارشاد و هدایت نماید و اگر قابل ارشاد و هدایت نباشند و خطری برای نظام نداشته باشند، نباید متعرض آنها شد. دسته دوم کسانی هستند که قیام مسلحانه کرده اند که این گروه خود بر دو قسم می باشند: اول کسانی هستند که دارای حکومت مستقل، تشکیلات و نیز خطرناک می باشند که باید در مقابله با این گروه سخت گیری نمود و فراری های آنها را هم مورد تعقیب قرار داد.
دسته دوم کسانی هستند که فاقد تشکیلات می باشند مانند اصحاب عایشه در جنگ جمل و خوارج نهروان که در مقابله با این گروه، جنگ تا زمان متفرق شدن آنها ادامه دارد و فراریان آنها نباید مورد تعقیب قرار گیرند بلکه مجروحان آنها نیز مداوا می شوند و آنها را در ابتدا به توبه و بازگشت به راه صحیح رهنمون می سازند، اگر توبه نمودند و خطرناک هم نبودند، آزاد می شوند و اگر توبه نکردند و خطرناک باشند باید در حبس باقی بمانند تا توبه نمایند.252 مستند فقهای امامیه در تقسیم بندی فوق، وجود روایات متعددی است که در این زمینه توسط کتب روایی نقل گردیده اند.253
3ـ2ـ2ـ4ـ2ـ وجوه افتراق بغی و محاربه
این تفاوتها می تواند شامل موارد ذیل گردد:
1ـ محارب فردی است که به قصد بر هم زدن امنیت عمومی و ایجاد رعب و وحشت عمومی دست به اسلحه می برد اما باغی فردی است که علیه امام عادل یا حاکم شرع خروج می کند و لو آنکه قصد ارعاب و اخافه را برای مردم نداشته باشد. به کلام دیگر محاربه یک جرم علیه امنیت ملت شمرده می شود. به همین جهت است که شارع و قانونگذار به دلیل حفظ و صیانت کامل از نظم و آرامش عمومی، مجازاتهای شدیدی را برای عمل محارب تعیین نموده است. این در حالی است که عمل بغی بیشتر از آنکه یک جرم علیه امنیت مردم تلقی شود، به عنوان جرم علیه دولت و حاکمیت شمرده می شود. به همین دلیل است که شارع و قانونگذار تا حدود زیادی نسبت به باغیان سیاست وفق و مدارا در پیش گرفته است.
2ـ برای تحقق جرم بغی به کار بردن وسیله اعم از اسلحه و غیر آن ضروری نیست، لیکن برای تحقق محاربه استفاده از اسلحه ضروری است.
3ـ ضمانت اجراهای بزه محاربه دارای تفاوتهای زیادی با مجازات جرم بغی می باشد. مجازاتهای محاربه همان انواع چهارگانه ای است که در قانون مجازات هم به آنها اشاره شده، اما برای عمل باغی حدّ شرعی خاصی تعیین نگردیده است. تنها در جهت مبارزه با، باغیان دستور قتال و جهاد داده شده و به همین دلیل بوده است که فقها بحث آن را در کتاب جهاد مطرح کرده اند.
4ـ تحقق بزه بغی به صورت فردی امکان پذیر نبوده و به همین دلیل حرکت باغیان به صورت گروهی صورت می گیرد لیکن بزه محاربه، به صورت فردی و گروهی امکان پذیر می باشد.
5ـ توبه مرتکب جرم محاربه پس از دستگیری پذیرفته نمی شود اما توبه باغی پذیرفته می شود مگر اینکه دارای تشکیلاتی باشند و منهدم نشده باشند.
6ـ برای تحقق محاربه تفاوتی میان مسلمانان و غیر مسلمانان نمی باشد ولی در جرم بغی، باغی خود مسلمان است لیکن حاکم اسلامی را به خاطر شبهه ای که از او دارد، قبول ندارد.254
آنچه در جهت تفاوت بین مفاهیم محاربه و بغی بیان گردید بر مبنای دیدگاههای اکثریت فقهای امامیه می باشد ولی در این زمینه دیدگاه فقهی دیگری نیز وجود دارد که جرم انگاری محاربه را بر خلاف دیدگاه اکثریت فقهای امامیه، در راستای مقابله با کسانی می داند که با حکومت اسلامی به مبارزه بر می خیزند و به کارگیری آن را درباره افرادی که به قصد بر هم زدن امنیت عمومی مردم دست به اسلحه می برند، بر خلاف ظواهر ادلّه نقلی موجود می دانند.255

3ـ2ـ2ـ4ـ3ـ کیفر بغی و تأثیر توبه در سقوط مجازات باغی
بر اساس آنچه قبلاً بیان گردید، در کتب فقهی و بر اساس آیه نهم سوره حجرات برای مقابله با باغی دستور قتال و جهاد داده شده است. در قانون مجازات اسلامی هم طبق ماده 287 که بیان می دارد: « گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند، باغی محسوب می شود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن به اعدام محکوم می گردند.» در ماده 288 هم بیان می شود که چنانچه اعضای گروه باغی قبل از درگیری و استفاده از سلاح چه در صورت وجود سازمان و مرکزیت و چه در صورت نبود سازمان و مرکزیت دستگیر شوند، برای آنها حبس تعزیری تعیین شده است. طبق ماده 114 قانون مجازات اسلامی، در جرایم حدّی از جمله بغی به استثنای قذف و محاربه، توبه مجرم قبل از اثبات جرم موجب سقوط مجازات می گردد. در صورت اثبات جرم و اقرار خود مجرم هم، دادگاه می تواند برای مجرم تقاضای عفو نماید.256

3ـ2ـ2ـ5ـ افساد فی الارض
3ـ2ـ2ـ5ـ1ـ تعریف افساد فی الارض
افساد در لغت به معنای تباه کردن و از بین بردن آمده است.257 این معنا را می توان در کتاب لغت دید، به گونه ای که همگی آنها همین معنا را برای افساد آورده اند. اما گاه افساد را در مقابل اصلاح می دانند. بعضی هم « خروج الشِی عن الاعتدال؛ خارج شدن از حدّ اعتدال » را فساد می دانند.258 در این صورت کسی که بخواهد امری را از حدّ اعتدال خارج کند، مفسد است. مثلاً برهم زننده نظم و اعتدال جامعه را می توان مفسد دانست. چنانکه در فقه راهزنان، مفسد فی الارض دانسته شده اند. فساد در اصطلاح کاربردی دارد که نشأت گرفته از معنای لغوی آن است. مثلاً در فقه کلمه فساد الفسد به این معنا است که عقد باطل شد و از بین رفت و دیگر هیچ اثر حقوقی بر آن مترتب نمی شود.
بحث افساد فی الارض در کتب فقهی اعم از کتب اهل سنت و شیعه، ذیل مبحث محاربه مطرح شده، به گونه ای که اکثریت قریب به اتفاق فقهای اسلامی افساد فی الارض را معادل محاربه می دانند.259 اما بعضی از فقهای اسلامی اعم از شیعه و سنی، افساد فی الارض را جرمی جداگانه از محاربه دانسته اند و بعضی از مصادیق آن را نام برده اند، ولی متأسفانه هیچ ملاک و قاعده ای به دست نداده اند که چرا و بر اساس کدام قاعده، اینها مفسد فی الارض هستند.260 مثلاً در کتب فقهی همچون الام تألیف محمد بن ادریس شافعی، المغنی تألیف ابن قدامه، اصلاً بحثی از افساد فی الارض وجود ندارد. اما در بعضی از کتب فقهی اهل سنت اینگونه آمده است که افساد فی الارض شامل تمام اقسام شر می شود که از جمله آن زورگیری است.261
در مورد کتب فقهی شیعه به طور کلی می توان گفت که تمامی آنها افساد فی الارض را به معنای محاربه گرفته اند و فقط در بعضی از کتب فقهی شیعی، اشخاصی مانند زورگیر و رباینده انسان و کفن دُزد، در صورتی که این کار را تکرار کند مفسد فی الارض شناخته شده اند. در قانون مجازات اسلامی نیز در کتاب حدود جرم افساد فی الارض و بغی با هم بیان شده اند. در قانون مجازات سال 1370 محاربه و افساد فی الارض به عنوان یک جرم در نظر گرفته شده بود. اما در قانون سال 1392 این دو جرم تفکیک شده و هر کدام به عنوان جرمی مستقل بیان گردیده است.

3ـ2ـ2ـ5ـ2ـ مجازات افساد فی الارض و تأثیر توبه در سقوط مجازات آن
طبق ماده 286 قانون مجازات اسلامی که جرم افساد فی الارض را تعریف کرده است و شخصی که مرتکب این اعمال گردد، مفسد فی الارض محسوب می شود و مجازات قانونی آن اعدام خواهد بود. همچنانکه فقهای اسلام اعم از شیعه و سنی معتقدند که خون مفسد فی الارض هدر است. طبق تبصره این ماده نیز چنانچه دادگاه، مواردی را که موجب اثبات جرم می گردد، احراز نکند برای مرتکب حبس تعزیری تعیین می شود. از منظر تأثیر توبه بر مجازات مفسد فی الارض لازم به ذکر است که بر اساس ماده 114 قانون مجازات اسلامی، مجازات این جرم نیز در صورت توبه مرتکب ساقط می شود. با در نظر گرفتن این مطلب که اگر قبل از اثبات جرم مفسد فی الارض توبه کند، مجازات او ساقط می شود و اگر توبه بعد از اثبات جرم باشد، دادگاه می تواند برای او تقاضای عفو نماید.262

3ـ2ـ2ـ6ـ بررسی توبه در قصاص و دیات
« یا اَیُها الذینَ آمَنوا کُتِبَ علیکُم القصاصَ فی القتلی الحر بالحر و العَبد بالعَبد و الاُنثی بالاُنثی فمن عفی لهُ من اخیر شیً فاتِّباع بالمعروف وَ أواءَ اِلیه باحسان ذلک تخفیفً من ربِّکم وَ رَحمةً فمنِ اعتَدی بعد ذلک فلَه عذابً اَلیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، درباره کُشتگان بر شما حق قصاص مقرر شده، آزاد عوض آزاد، بنده عوض بنده و زن عوض زن و هرکس که از جانب برادر دینی اش ( یعنی ولی مقتول )چیزی از حق قصاص به او گذشت شود، باید ( از گذشت ) پیروی کند.»263
قاعده « تدرء الحدود بالشبهات » یکی از قواعد مهم در حقوق جزای اسلام و دارای آثار عملی فراوانی است. در کتب فقهی به این قاعده بسیار استناد شده و موارد بسیاری می توان یافت که فقهای عظام به هنگام عروض شبهه، حد را جاری نساخته و گفته اند: « هذه من الشبهة الدرئة.» بنابراین بر اِعمال این قاعده تأکید بسیاری وارد شده و به استناد آن از اجرای حد صرف نظر شده است.264
« وَ لکُم فی القصاصِ حیاةً یا اُولِی الاَلبابُ لَعَلکُم تتَقون؛ و اِی خردمندان، برای شما در قصاص زندگانی است، باشد که به تقوا گرایید.»265 « آیت احسان ( خونبها ) را به او بپردازد و این حکم تخفیفی از جانب پروردگار شماست، پس هرکس بعد از آن از اندازه درگذرد، وی را عذابی دردناک است.» علاوه بر آیات شریفه فوق و همچنین آیات متعدد دیگر، سنت متواتر و اِجماع نیز بر ثبوت قصاص دلالت دارند. دین مبین اسلام به خون انسان مسلمان اهمیت زیادی داده است. پیامبر اکرم (ص) روزی بر کُشته ای عبور کرد و فرمود: « مَن لَهذا؟» کسی جوابی به ایشان نداد، سپس خشمگین شده و فرمودند: « قسم به خدایی که جانم در قدرت اوست، اگر اهل آسمان و زمین در قتل او شریک باشند، خداوند همه را در آتش داخل خواهد کرد.»266
بر اساس آیات قرآن کریم، قصاص حق ثابتی برای اولیاءدم و از حقوق خاصّه و حق الناس به شمار می رود. توبه در حق الناس از بین بردن کدورت و ظلمت ایجاد شده در نفس است و موجب سقوط حق الناس نمی گردد و در جرایم منجر به قصاص، تسلیم نفس به ولی دم می شود تا قصاص کند یا عفو نماید و در نتیجه به وسیله قصاص و ندامت از عمل ارتکابی، کدورت ایجاد شده در نفس پاک شده و از عقوبت اُخروی نجات یابد و موانع مسیر تکامل انسان از میان برداشته شود.267
طبق ماده 116 قانون مجازات اسلامی نیز قصاص به دلیل جنبه حق الناسی آن با توبه ساقط نمی گردد.268
در حقوق جزای اسلام، عقوبت دیگری هم وجود دارد که جنبه مالی دارد و به عبارتی مجازاتی مالی است که جانی به سبب جنایتی که انجام داده است،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، مجازات اسلامی، عدل و داد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع فقهای امامیه، مجازات اسلامی، قانون مجازات