پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، عروق کرونر، هورمون رشد، عروق کرونر قلب

دانلود پایان نامه ارشد

يک عامل محيطي يا يک نقص ژنتيکي ديگر مانند چاقي به آن اضافه نشده باشد نمايان نشود و ايجاد بيماري نکند.

نکته 3: چاقي به ويژه از نوع احشايي يا مرکزي (که با نسبت بيش از 1 کمر به باسن در مردان و بيش از 6% در زنان مشخص مي شود) در ديابت مليتوس نوع دو بسيار شايع است (8)

10-4-1 عوارض حاد ديابت
عوارض ديابت به دو دسته حاد و مزمن تقسيم مي شوند.
عوارض حاد ديابت مليتوس عبارتند از:
1. کتواسيدوز ديابتي
2. وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک NKHS13
3. هيپوگليسمي (کاهش غيرطبيعي سطح قند خون به علت مصرف زياد انسولين بااستفاده از داروهاي کاهنده قند خون) (1 و 6)
عوارض حاد ديابت کتواسيدوز ديابتي DKA و وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک NKHS عوارض حاد ديابت را تشکيل مي دهند .کتواسيدوز ديابتي عمدتا در افراد مبتلا به ديابت نوع يک مشاهده مي شود و وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک در افراد مبتلا به ديابت نوع دوم رخ مي دهد.
اين هر دو اختلال به طور کامل يا نسبي با کمبود انسولين کاهش حجم و تغيير وضعيت رواني بسيار همراهند . کتواسيدوز ديابتي و وضعيت هيپراسمولار غيرکتونيک در امتداد روند افزايش قند خون با يا بدون کتوز به وجود مي آيند . هر دو اختلال مذکور در صورتيکه به سرعت تشخيص داده و درمان نشوند با عوارض بالقوه خطرناکي همراه خواهند بود(1)

11-4-1 کتواسيدوز ديابتي:
کتواسيدوز ديابتي شايع ترين عارضه حاد تهديد کننده حيات در بيماري ديابت است . اين عارضه اغلب در مبتلايان به ديابت نوع يک اتفاق مي افتد و علت آن کاهش انسولين در بيمار است . به دنبال کاهش انسولين و ناتواني سلول هاي بدن در استفاده از قند خون سلول هاي چربي بدن شکسته مي شود و اين منجر به رها شدن کتون در خون مي گردد . افزايش کتون منجر به افزايش اسيديته خون مي شود . اين وضعيت تحت عنوان کتواسيدوز ديابتي خوانده مي شود(6 و 8)
کتواسيدوز ديابتي ممکن است اولين نشانه اي باشد که منجر به تشخيص ديابت نوع يک مي گردد ولي غالبا اين اختلال در افرادي که ديابت از پيش تشخيص داده شده دارند رخ مي دهد . تهوع و استفراغ غالبا آشکار بوده و وجود آنها در يک فرد مبتلا به ديابت لزوم بررسي کتواسيدوز ديابتي را گوشزد مي نمايد . درد شکمي ممکن است چنان شديد باشد که شبيه به پانکراتيت حاد يا پارگي احشاء به نظر برسد . قند بالاي خون باعث ايجاد گلوکوزوري (وجود قند در ادرار) ، کاهش حجم خون ، افزايش ضربان قلب و احتمالا کاهش فشار خون مي شود . تنفس کوسمول (تنفس سريع و عميق براي جبران اسيدوز يا همان اسيدي شدن خون ) و وجود بوي استون يا بوي شبيه ميوه در نفس بيمار نيز از علايم کتواسيدوز ديابتي هستند . بي حالي ، ضعف ، کاهش سطح هوشياري و حتي کما ممکن است رخ دهد . تورم (ادم) مغزي که يکي از وخيم ترين عوارض کتواسيدوز ديابتي است بيشتر در کودکان مشاهده مي شود . تورم مغزي در يک تا پنج درصد مبتلايان به کتواسيدوز ديابتي اتفاق مي افتد و به صورت مشخص شش تا ده ساعت پس از شروع درمان کتواسيدوز ديابتي شروع شده و اغلب متعاقب يک دوره بهبود باليني مشخص اتفاق مي افتد . کاهش هوشياري ، ادم پاپي (ادم ديسک بينايي يا همان سر عصب بينايي) ، اتساع مردمکها و نامساوي بودن مردمک هاي دو چشم ، فشار خون بالا براديکاري (کاهش تعداد ضربان قلب) و آپنه (ايست تنفسي) از جمله علايم تورم مغزي هستند (8 و 1)
در صورت عدم درمان سريع فرد مبتلا به کتواسيدوز ديابتي بيمار به سمت تغيير وضعيت يا کما و سرانجام مرگ سوق پيدا مي‌کند.

1-5 پاتوفيزيولوژي:
کتواسيدوز ديابتي DKA در نتيجه کمبود انسولين همراه با افزايش هورمون هاي گلوکاگون ، کاتکول امينها (آدرنالين و نورآدرنالين) ، کورتيزول و هورمون رشد بوجود مي آيد . در بروز کتواسيدوز ديابتي به ويژه کمبود انسولين و زيادي گلوکاگون قطعي است (1)
قند بالاي خون در کتواسيدوز ديابتي به علت افزايش توليد گلوکز کبدي و مختل شدن گلوکز در بدن به وجود مي آيد . کاهش نسبت انسولين به گلوکاگون سبب پيشبرد ساخت گلوکز و تشکيل اجسام کتوني در کبد مي گردد. کتوز در نتيجه افزايش قابل ملاحظه آزاد سازي اسيدهاي چرب آزاد از سلول هاي چربي و بنابراين تمايل به سنتز اجسام کتوني در کبد رخ مي دهد. کاهش ميزان انسولين همراه با افزايش هورمونهاي کاتکولامين و هورمون رشد منجر به ازاد شدن اسيدهاي چرب ازاد مي شود . در حالت طبيعي اين اسيدهاي چرب آزاد در کبد به تري گليسيريدها يا ليپوپروتئين هاي با دانسيته بسيار کم VLDL 14تبديل مي شوند ولي در کتواسيدوز ديابتي افزايش گلوکاگون سبب تغيير سوخت و ساز کبدي در جهت تشکيل اجسام کتوني مي گردد . افزايش اسيدهاي چرب ازاد باعث افزايش توليد تري گليسيريد و زياد شدن توليد کبد ليپو پروتئين هاي با دانسيته بسيار کم VLDL مي شود . افزايش تري گليسريد خون ممکن است به قدري شديد باشد که باعث بروز پانکراتيت گردد. دراکثر موارد هنگاميکه سطح انسولين نسبتا ناکافي بوده و نياز به آن افزايش پيدا مي کند کتواسيدوز ديابتي شدت مي يابد . اين حالت يه عناون مثال در صورت وجود يک بيماري ديگر همزمان اتفاق مي افتد. در کتواسيدوز ديابتي جايگزين حجم مايع به همراه پتاسيم (براي جلوگيري از هيپوکالمي حاصل از عمل انسولين) براي بهبودي ضروري است (5 و 1)

1-5-1 وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک :
وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک NKHS بيش از همه در افراد مسن مبتلا به ديابت نوع دو ديده مي شود . در اين افراد به علت ناتواني دسترسي به آب کم است و افزايش قند خون به همراه از دست دادن آب منجر به افزايش اسمولاليته خون و در نتيجه وضعيتي تحت عنوان “وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک” مي گردد . اين وضعيت مي تواند منجر به اختلال هوشياري و کما شود و بدين جهت يک فوريت پزشکي است (8)
مهمترين ويژگيهاي آن عبارتند از :
پرادراري ، کاهش فشار خون وضعيتي و انواعي از نشانه هاي عصبي که شامل تغيير وضعيت ذهني ، بي حالي ، گيجي ، تشنج و احتمالا کما مي‌شوند.

1-6 پاتوفيزيولوژي:
کمبود انسولين و ناکافي بودن مصرف مايعات علل زمينه ساز وضعيت هيپراسمولار غيرکتونيک هستند .کمبود انسولين سبب افزايش توليد گلوکز توسط کبد و اختلال مصرف گلوکز در عضلات اسکلتي مي شود . قند خون بالا سبب دفع بيش از حد ادرار مي شود که منجر به کاهش شديد حجم درون عروقي مي گردد و مصرف ناکافي مايعات اين کاهش حجم را تشديد مي کند . علت فقدان کتوز در وضعيت هيپراسمولار غيرکتونيک به درستي مشخص نشده است . احتمالا کمبود انسولين نسبي بوده و نسبت به کتواسيدوز ديابتي شدت کمتري دارد . در بعضي از مطالعات مشاهده شده است سطح هورمون هاي تنظيم کننده متقابل (مانند گلوکاگون) و اسيدهاي چرب آزاد در وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک کمتر از کتواسيدوز ديابتي است و همچنين احتمال مي رود که کبد توانايي کمتري براي سنتز اجسام کتوني داشته و يا نسبت انسولين به گلوکاگون براي پيشبرد روند ايجاد کتون کافي نباشد(8)

1-6-1 هيپوگليسمي (قند خون پايين ):
ديابت بيماري است که در آن ميزان قند خون بالا مي رود و درمان ان رساندن قند خون به حد طبيعي است . گاهي ممکن است اثر درمان دارويي خيلي زياد باشد و قند خون بيش از حد کاهش يابد که اين حالت را هيپوگليسمي مي نامند . افت قند خون عارضه اي خطرناک در درمان ديابت است . اين عارضه وقتي که سطح قند خون بيش از حد طبيعي پايين بيايد بروز مي کند . وقتي افت قند خون خفيف باشد فرد ديابتي قادر به تشخيص و درمان آن است . در موارد شديدتر ممکن است به طور ناگهاني ايجاد و منجر به از دست دادن هوشياري يا تشنج شود . اين نوع از افتادن قند خون از اورژانس هاي پزشکي تلقي مي شود .
قند براي فعاليت مناسب سلولهاي عصبي مغز ضروري است . بنابراين کاهش قند خون منجر به علايم عصبي مي شود . بعضي از اين علايم عبارتند از:
1. گيجي و عدم هوشياري
2. ضعف
3. لرزش بدن
4. سرگيجه
5. سردرد
6. تاري ديد
اگر مشکل هيپوگليسمي وجود نداشت مي توانستيم ديابت را به سادگي با تجويز مقادير کافي انسولين (يا هر داروي موثر ديگر ) و با کاهش دادن غلظت گلوکز پلاسما به حد طبيعي يا کمتر از ان درمان نماييم. (6)
2-6-1 عوارض مزمن ديابت:
ديابت و عوارض آن گروه وسيعي از نشانه ها و علايم را ايجاد مي کنند . نشانه ها و علايم مربوط به هيپرگليسمي حاد ممکن است در هر مرحله اي از سير بيماري ايجاد شوند . در حاليکه نشانه ها و علايم ناشي از عوارض مزمن طي دهه دوم هيپرگليسمي بروز مي کنند . افراد مبتلا به ديابت نوع دو که قبلا تشخيص داده نشده بودند ممکن است در هنگام تشخيص با عوارض مزمن ديابت تظاهر نمايند . اين عوارض بسياري از ارگان هاي بدن را گرفتار ساخته و مي تواند منجر به مرگ و مير يا ناتواني در بسياري از بيماران شود . عوارض مزمن ديابت شامل موارد زير است:
1. آسيب چشم (رتينوپاتي)
2. آسيب کليه (نفروپاتي)
3. آسيب اعصاب (نوروپاتي)
4. افزايش فشار خون
5. بيماريهاي عروق کرونر
6. بيماريهاي عروقي محيطي
7. بيماريهاي عروق مغزي
8. فلج معده يا گاستروپارزي
9. اختلال عملکرد جنسي
10. تغييرات پوستي
11. عفونت
عوارض مزمن را مي‌توان به دودسته عروقي و غير عروقي تقسيم کرد. عوارض عروقي ديابت نيز خود به دو دسته درگيري عروق کوچک (رتينوپاتي ، نوروپاتي ، نفروپاتي) و درگيري عروق بزرگ (بيماري سرخرگ هاي کرونر ، بيمار عروق محيطي ، بيماري عروق مغز) تقسيم مي شوند . عوارض غير عروقي شامل مشکلاتي مانند گاستروپارزي (فلج معده) اختلال عمل جنسي و تغييرات پوستي است.(5)
خطر بروز عوارض مزمن به صورت تابعي از مدت زمان هيپرگليسمي افزايش پيدا مي کند . از آنجا که ديابت نوع دو ممکن است يک دوره طولاني هيپرگليسمي بدون علامت داشته باشد بسياري از افراد مبتلا به ديابت نوع دو در زمان تشخيص دچار اين عوارض شده اند . عوارض ناشي از درگيري عروق کوچک در ديابت نوع يک و دو در نتيجه هيپرگليسمي مزمن به وجود مي آيند . مطالعات باليني انجام شده روي تعداد زيادي از افراد مبتلا به ديابت نوع يک و دو نشان داده است که کاهش هيپرگليسمي مزمن سبب جلوگيري يا کاهش بروز رتينوپاتي ، نوروپاتي و نفروپاتي خواهد شد . (1) با اينکه هيپرگليسمي به عنوان يک عامل اوليه در بروز عوارض ديابت نقش دارد ولي هنوز مشخص نشده است که آيا روندهاي مشابهي در همه اين عوارض وجود دارند يا اينکه در هر عضوي روند بيماري زايي خاصي مهم است . در نهايت راديکال هاي آزاد ايجاد شده در نتيجه هيپرگليسمي نيز مي تواند در پيشبرد اين عوارض نقش داشته باشند (17)
عوامل ديگري که کمتر شناخته شده اند نيز مي توانند بروز اين عوارض را تعديل نمايند . براي مثال بعضي از افراد با وجود ابتلاي طولاني مدت به ديابت هرگز دچار رتينوپاتي يا نفروپاتي نمي شود . در بسياري از اين بيماران ميزان گلوکز خون دقيقا مشابه افرادي است که دچار عوارض مربوط به درگيري عروق کوچک شده اند . بر مبناي اين مشاهدات تصورمي شود که يک استعداد ژنتيکي براي بروز عوارض خاصي از اين بيماري وجود داشته باشد
شواهدي که به نفع وجود يک نقش سببي براي هيپرگليسمي مزمن در بروز عوارض مربوط به درگيري عروق بزرگ باشند کمتر قطعي هستند . ولي بعضي از نتايج بدست آمده اين موضوع را تاييد مي کنند . براي مثال مرگ و مير ، حوادث ناشي از بيماري عروق کرونر قلب در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو ، دو تا چهار برابر افزايش نشان مي دهد . اين حوادث با ميزان گلوکز خون در حالت ناشتا و پس از صرف غذا و همچنين با HbALc ارتباط دارند . عوامل ديگري نيز (مثل اختلال چربي هاي خون و فشار بالا ) اهميت زيادي در بروز عوارض مربوط به درگيري عروق بزرگ دارند(8)

3-6-1 عوارض چشمي ديابت مليتوس:
طبق گزارش‌ها شايع ترين علت نابينايي در دنيا و ايران ديابت است . همچنين ديابت علت اصلي نابينايي در سنين بيست تا هفتاد و چهار سالگي در ايالات متحده است.

شکل 5-1، رتينوپاتي ديابتي

اهميت اين موضوع از آنجا روشن مي شود که احتمال بروز نابينايي مورد تاييد از نظر قانون در افراد مبتلا به ديابت بيست و پنج برابر بيش از افراد غير مبتلا به ديابت است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، بهبود عملکرد، مواد محرک Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، عوامل خطر