پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، بهبود عملکرد، مواد محرک

دانلود پایان نامه ارشد

هستند.
بنابر شواهد افزايش انسولين خون به دليل مقاومت به انسولين يکي از نشانگرهاي خطر ابتلا به بيماري سرخرگهاي کرونر قلب است (8)
سندرم تخمدان پلي کيستيک (PCOs)11 اختلال شايعي است که زنان را در سنين پيش از يائسگي مبتلا کرده و با عدم تخمک گذاري مزمن و افزايش هورمون هاي مردانه ساز آندروژن ها مشخص مي شود . علائم افزايش آندروژن ها شامل پرمويي ميرسوتيسم و آکنه جوش و اليگومنوره افزايش فواصل بين قاعدگي به بيش از سي و پنج روز است. مقاومت به انسولين در تعداد زيادي از بيماران مبتلا به تخمدان پلي کيستيک مشاهده مي گردد . همچنين اين اختلال به نوع چشمگيري خطر بروز ديابت نوع دو را افزايش مي دهد که جداي از اثرات ناشي از چاقي است و در اکثر اين بيماران مشاهده مي شود . بعضي داروهاي کاهنده قند خون مانند متفورمين و تيازوليدينديون ها ميتوانند سبب کاهش انسولين ، کاهش هورمون هاي مردانه ساز آندروژن و بهبود وضعيت ليپيدهاي پلاسما و القاي تخمک گذاري در اين بيماران شوند ولي مصرف آنها در اين اختلال جايز نيست.
ليپوديستروفي منتشر از دست رفتن بافت چربي به صورت منتشر در برخي مناطق بدن با مقاومت شديد در برابر انسولين و اغلب آکانتوزيس نيگريکانس (تيره و ضخيم شدن پوست در نواحي چين دار بدن ، مانند زير بغل ، کشاله ران ، گردن و زير پستانها ) و اختلال در چربي هاي خون همراه است . ليپوديستروفي موضعي در نتيجه تزريق انسولين به وجود مي آيد. (5 و 8)

1-4 بيماري زايي و علت ديابت
1-4-1 بيماري زايي مليتوس نوع يک
ديابت مليتوس نوع يک در نتيجه اثر عوامل ژنتيکي محيطي و کارکرد سيستم ايمني بدن به وجود مي آيد که سبب تخريب سلول هاي بتاي پانکراس (لوزالمعده) مي شوند . در افرادي که استعداد ژنتيکي ابتلا به اين بيماري را دارند حجم سلول هاي بتا در بدو تولد طبيعي است ولي به دليل تخريب توسط سلولهاي ايمني بدن که طي ماه ها تا سال ها رخ مي دهد اين سلول ها به تدريج از بين مي رود (6)احتمالا اين روند خود ايمني به وسيله يک عامل تحريک کننده مانند عفونت و يا هر عامل محيطي ديگر شروع مي شود بنابراين روند بيماري در اکثر افراد به اين صورت است که پس از تحريک اوليه سلول هاي ايمني ويژه ظاهر مي شوند و شروع به تخريب سلول هاي بتا مي کنند و به تدريج حجم سلول هاي بتا کاهش يافته و ترشح انسولين به صورت پيش رونده مختل مي شود ولي همچنان تحمل طبيعي گلوکز حفظ شده و قند خون افزايش پيدا نمي کند . سرعت کاهش حجم سلول هاي بتا در افراد مختلف متفاوت است به طوريکه بعضي از بيماران به سرعت به طرف ديابت همراه با علايم باليني پيش مي روند و بقيه بسيار کند و آهسته، تا زماني که قسمت اعظم سلول هاي بتا تخريب نشده باشند ، (حدود هشتاد درصد سلول ها) علائم ديابت آشکار نمي‌شود. در اين مرحله هنوز مقدار زيادي سلول بتا که داراي کارکرد مناسب هستند وجود دارند ولي تعداد آنها براي حفظ سطح تحمل گلوکز کافي نيست . آنچه سبب تبديل حالت عدم تحمل گلوکز به ديابت آشکار مي شود غالبا با افزايش نياز بدن به انسولين همراه است و چنانچه اين حالت در زمان بلوغ فرد يا هنگام بروز عفونت در بدن رخ مي دهد ممکن است به دنبال اولين تظاهر باليني ديابت مليتوس نوع يک و شروع درمان درجاتي از بهبود عملکرد سلول هاي بتا مشاهده گردد به طوري که در طي آن مي توان با حداقل دوز انسولين يا بدن نياز به انسولين (به ندرت) قند خون را تنظيم کرد . اين دوره موقت و زودگذر دوره ماه عسل ناميده مي شود . اين دوره معمولا چند ماه طول مي کشد ولي در بعضي بيماران تا يکسال نيز ادامه يافته است . با اين حال روند خود ايمني به تدريج بقيه سلولهاي بتا را نيز تخريب کرده و در پايان اين دوره سرانجام ترشح انسولين کاملا متوقف مي شود و بيماران وابسته به انسولين مي شوند و در صورت عدم استفاده از انسولين احتمال وقوع کتواسيدوز ديابتي ِDKAِ12وجود دارد . لازم به ذکر است که در طول دوره ماه عسل بيمار بايد به تزريق انسولين ادامه دهد هرچند مقدار آن بسار کم باشد (8)

2-4-1 نقش عوامل ژنتيکي در ايجاد ديابت نوع يک:
ژنهاي متعددي در ابتلا به ديابت ميلتوس نوع يک نقش دارند . احتمال بروز همزمان ديابت مليتوس نوع يک در دوقلوهاي يکسان بين سي تاهفتاد درصد متغير است اين نشان مي دهد که عوامل تعيين کننده ديگري بجز عوامل ژنتيکي در ابتلا به ديابت نقش دارند . مهمترين ژني که در ابتلا به ديابت ميلتوس نوع يک نقش تعيين کننده دارد روي کروموزوم 6 واقع شده است
نکته 1 : خطر بروز ديابت مليتوس نوع يک در خانواده افراد مبتلا به اين بيماري ده برابر بيشتر است . با وجود اين در بيشتر موارد بستگان درجه اول افراد مبتلا به ديابت ميلتوس نوع يک دچار اين بيماري نيستند
نکته 2 : سلول هاي بتاي افرادي که به ديابت مليتوس نوع يک مبتلا مي شوند با سلولهاي بتاي افراد عادي تفاوتي ندارند چون سلول هاي بتاي پيوند شده به اين بيماري نيز با عود روند خود ايمني موجود در ديابت نوع يک تخريب مي شوند (8)

3-4-1 نقش عوامل ايمني در ايجاد ديابت نوع يک :
با اينکه ساير انواع سلولهاي پانکراس (سلولهاي آلفا و دلتا و pp که انواعي از پروتئين هاي لوزالمعده را مي سازد ) از نظر عملکردي و جنين شناختي مشابه سلولهاي بتا هستند و بيشتر پروتئين هايي که سلولهاي بتا توليد مي کنند در اين سلولها نيز توليد مي شود ولي به طور غير قابل توجيهي اين سلولها از آسيب طي روند خود ايمني محفوظ مي مانند
4-4-1 عوامل ايمونولوژيک:
اتوآنتي بادي هاي سلول جزيره اي همان سلولهاي بتا يا ICA ترکيبي از چند آنتي بادي مختلفند که مولکول هاي پانکراس را هدف قرار داده و به عنوان نشانگر روند خود ايمني در ديابت مليتوس نوع يک بکار مي روند .روشهاي سنجش يکي از چند آنتي بادي ضد سلولهاي جزيره اي لوزالمعده ICA به نام GAD65 به بازار ارائه شده است . انجام آزمايش هاي مربوط به آنتي بادي هاي ضد سلول هاي جزيره اي لوزالمعده ICAs ميتواند به طبقه بندي نوع يک و تشخيص افراد غير ديابتي که در معرض خطر ابتلا به ديابت مليتوس نوع يک هستند کمک نمايد . در حال حاضر اندازه گيري آنتي بادي هاي ضد سلول هاي جزيره اي لوزالمعده ICAs در افراد غير ديابتي عمدتا به عنوان يک وسيله تحقيقاتي به کار مي رود زيرا هنوز درمان اثبات شده اي براي پيشگيري از بروز يا پيشرفت ديابت مليتوس نوع يک وجود ندارد.

5-4-1 عوامل محيطي موثر بر ايجاد ديابت مليتوس نوع يک:
عوامل محيطي متعددي در شروع روند خود ايمني در افرادي که از نظر ژنتيکي مستعد ابتلا به اين بيماري هستند موثر دانسته شده است با اين حال هيچ کدام از اين عوامل به طور قطع با ديابت ارتباط داده نشده است . تشخيص عامل آغازگر محيطي کار ساده اي نيست زيرا ممکن است چند سال پيش از شروع ديابت مليتوس رخ داده باشد .
عوامل احتمالي آغاز گر محيطي عبارتند از
ويروس ها (سرخجه – روبلا) ، پروتئين هاي شير گاو و ترکيبات نيتروز اوره (16)

6-4-1 بيماري زايي ديابت مليتوس نوع دو:
ديابت مليتوس نوع دو با سه ناهنجاري در عملکرد سلول هاي بدن مشخص مي شود:
1. اختلال در ترشح انسولين
2. مقاومت محيطي به انسولين
3. توليد بيش از حد به وسيله کبد
اما مهم ترين اختلالي که در بروز ديابت مليتوس نوع دو نقش دارد مقاومت به انسولين و ترشح غير طبيعي آن است . اکثر مطالعات بر اين موضوع تاکيد دارند که نقش و اهميت مقاومت به انسولين از نقش اختلال ترشح انسولين در ايجاد اين بيماري بيشتر است ولي نکته اينجاست که ديابت فقط زماني به وجود مي آيد که ترشح انسولين ناکافي باشد (6)
در مراحل اوليه اين بيماري با وجود مقاومت به انسولين تحمل گلوکز در حد طبيعي باقي مي ماند چون سلول هاي بتاي پانکراس با افزايش توليد انسولين اين مشکل را جبران مي کنند . به تدريج با مقاومت به انسولين سلول هاي پانکراس ديگر قادر به حفظ و تداوم افزايش انسولين خون نخواهند بود . در اين مرحله اختلال در تحمل گلوکز بروز مي کند که با افزايش قند خون پس از مصرف غذا مشخص مي شود . کاهش بيشتر ترشح انسولين و افزايش توليد کبدي گلوکز منجر به بروز ديابت آشکار همراه با بالا بودن قند خون در حالت ناشتا مي شود (6)

7-4-1 مقاومت به انسولين:
کاهش توانايي انسولين در ايجاد اثرات خود در بافتهاي محيطي (به ويژه عضلات وکبد) مقاومت به انسولين ناميده مي شود که يکي از ويژگي هاي ديابت مليتوس نوع دو به شمار مي رود و چاقي و استعداد ژنتيکي از علل آن هستند . اين مقاومت نسبي است يعني وجود مقادير بالاتر از حد طبيعي انسولين در گردش ميزان قند خون را به حالت طبيعي باز مي گرداند . مقاومت به انسولين باعث مختل شدن مصرف گلوکز در بافت هاي بدن مي شود. در اين وضعيت چون سلول هاي بدن دچار کمبود قند و در نتيجه انرژي هستند بدن اين گونه تصور مي کند که گلوکز خون پايين است . در نتيجه کبد که محل ذخيره گلوکز است شروع به آزاد کردن قند به داخل خون مي کند در نهايت هر دو اثر مذکور (آزاد شدن گلوکز از کبد به داخل خون و وارد نشدن گلوکز از خون به داخل سلول ها) باعث بالا رفتن ميزان قند خون و بروز ديابت مليتوس نوع دو مي شود (6 و 8)

8-4-1 اختلال ترشح انسولين:
گلوکز اصلي ترين تنظيم کننده ترشح انسولين از سلول هاي بتاي پانکراس است ولي مواد ديگر مانند اسيدهاي آمينه مواد غذايي مختلف و آنزيم هاي گوارشي نيز بر ترشح انسولين موثرند . اگر مقدار گلوکز بيشتر ازmg/dl 70 باشد ساخت انسولين تحريک مي شود . اثر تحريکي گلوکز بر ترشح انسولين از طريق انتقال گلوکز به داخل سلول هاي بتاي لوزالمعده صورت مي گيرد
در ديابت مليتوس نوع دو ترشح انسولين در پاسخ به مقاومت به انسولين افزايش پيدا مي کند تا حالت طبيعي تحمل گلوکز حفظ شود. در ابتدا نقش ترشح انسولين خفيف بوده و به طور انتخابي تنها ترشح انسولين با تحريک گلوکز مختل مي شود ولي پاسخ به ساير مواد محرک ترشح انسولين مانند اسيد آمينه و … طبيعي باقي مي ماند.
سرانجام نقش ترشح انسولين به شکلي پيشرفت مي کند که ترشح آن آشکارا ناکافي خواهد بود . دليل کاهش ظرفيت ترشحي انسولين در ديابت مليتوس نوع دو مشخص نيست. با اينکه فرض شده است يک نقص ژنتيکي ديگر بجز مقاومت به انسولين منجر به نارسايي سلول بتا مي شود ولي مطالعات دقيق و جامع ژنتيکي بروز جهش در ژن هاي موثر در اين روند را در سلول هاي جزاير پانکراس رد کرده اند .
وضعيت متابوليک ديابت نيز مي تواند عملکرد سلول هاي جزيره اي را به شکل منفي تغيير دهد. براي مثال وقتي قند خون به طور مزمن بالا باشد باعث ايجاد حالتي به نام مسموميت با گلوکز در سلول هاي بتا مي شود که سبب اختلال علمکرد اين سلول ها شده و به بدتر شدن هيپرگليسمي منجر مي گردد . (5)
بهبود کنترل قند خون غالبا با بهبود عملکرد سلولهاي پانکراس همراه است . به علاوه بالا رفتن اسيدهاي چرب آزاد و چربي رژيم غذايي نيز عملکرد سلولهاي پانکراس را مختل مي کند . (5)

9-4-1 نقش عوامل ژنتيکي در ايجاد ديابت نوع دو:
عوامل ژنتيکي نقش مهمي در بروز ديابت مليتوس نوع دو دارند . با اينکه هنوز بسياري از ژن هاي اصلي زمينه ساز اين بيماري شناخته نشده اند ولي مسلم است که چندين ژن و چندين عامل در ايجاد اين بيماري نقش دارند . همان طور که قبلا نيز اشاره شد عوامل محيطي مانند تغذيه و فعاليت فيزيکي در فعال شدن اين ژن ها و بروز بيماري موثرند . ميزان بروز همزمان ديابت مليتوس نوع دو در دوقلوهاي همسان ، هفتاد تا نود درصد است . (نقش ژنتيک در ايجاد ديابت نوع دو بيش از ديابت نوع يک مي باشد ) احتمال ابتلاي به اين بيماري در افرادي که يکي از والدين آنها به ديابت مليتوس نوع دو مبتلاست نسبت به افراد عادي بيشتر است . اگر والدين هر دو به ديابت مليتوس نوع دو مبتلا باشند خطر بروز اين بيماري در فرزندان آنها به چهل درصد مي رسد(8)
نکته 1: مقاومت به انسولين که به صورت کاهش مصرف گلوکز در عضلات اسکلتي نمايان مي شود در بسياري از خويشاوندان درجه اول غيرديابتي افراد مبتلا به ديابت مليتوس نوع دو وجود دارد.
نکته 2: نقش ژنتيکي ترشح يا عملکرد انسولين ممکن است تا زماني که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع هورمون رشد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، عروق کرونر، هورمون رشد، عروق کرونر قلب