پایان نامه ارشد با موضوع اصلاحات اداری، نظام قضایی، ایران باستان، نظام اداری

دانلود پایان نامه ارشد

و تأسیس مدارس جدید، و رواج سکولاریسم در ایران است. به اعتقاد نویسندگان این مجله، تعلیم عمومی بهترین و مشروع‌ترین وسیله‌ی تحقق انقلاب اجتماعی است، اما معتقد بودند که این عمل با وضعیت ایران امروز ممکن نیست، زیرا اولاٌ تعلیم عمومی امری است تدریجی و متجدد کردن ایران زمانی طولانی می‌طلبد و ثانیاٌ تا زمانی که نخبگان ایرانی، این‌ها هستند که بر ایران حاکم‌اند، امکان تعلیم عمومی نخواهد بود، بنابراین چاره در روی کار آمدن “دیکتاتور عالم” است که باید با اقدامات سرکوبگرانه خود ، موانع تجدد و ترقی را از بیخ و بن برکند (خلیفانی به نقل از روزنامه‌ی فرنگستان، 1375: 89).
روشنفکران و نویسدگان با پشیبانی سردار سپه، وظیفه‌ی تبلیغ و تدوین اندیشه‌ی نوخواهی جدید ایران برمحور ناسیونالیسم باستان‌گرایی را دنبال کردند. مجله‌ی “آینده” این وظیفه را بر عهده گرفته بود. از منظر گردانندگان این مجله، ایران ایدهآل تنها بر محوریت حس وطن‌خواهی و ملیت به وجود خواهد آمد. برآیندی که از مطرح کردن این مباحث در جامعه‌ی آن روز ایران مد نظر بود این بود که وحدت ملی، اصلاحات اداری و اصلاح اصول حکومت ملی و نمایندگی ملی از جمله نیازهای فوری تجدد و نوسازی ایران است که بدون استقرار یک دولت مقتدر امکان نخواهد داشت. “شرط لازم هر اقدام اساسی و اصلاحی در این مملکت، حکومت مقتدر و بادوام است” (صلاحی، 1384: 233- 232).
تبلیغ این اندیشهها مورد حمایت جدی رضاخان قرار گرفت. وی در دوران سلطنت خویش با کنترل کامل بر نظام آموزشی، مطبوعات کشور، نظام اداری و تبلیغاتی کشور در جهت افزایش قدرت شخصی و دیکتاتوری خویش بر ناسیونالسم ایران باستان با محوریت، ایران‌پرستی و شاه‌پرستی تأکید داشت (طبری، 1356: 100). هماهنگ با برنامه‌های دولت استعماری انگلیس برای از بین بردن روح مقاومت در کشورهای اسلامی که پس از جنبش تنباکو و با درک نقطه‌ی قوت جوامع اسلامی از سوی این دولت شروع شده بود، در تمام دوران حکومت رضاشاه کوشش در جهت احیای فرهنگ شاهنشاهی ایران باستان و تلاش برای حذف مظاهر فرهنگ ایرانی- اسلامی به صورت ایدئولوژی این رژیم درآمد. ادبایی که به خدمت رژیم درآمدند به تصحیح و تقنیح متون ادبی پرداختند و سراسر تاریخ هزار و سیصد ساله ایران بعد از اسلام را دوره‌ی انحطاط معرفی کرده و به مباهات ایران قبل از اسلام پرداختند ( سینائی، 1384: 186).
رضاشاه بعد از کودتای 1299، در جهت تشکیل یک دولت مرکزی قوی، از همان ابتدا بر ضرورت شبه‌نوسازی و اصلاحات مالی، اداری، اقتصادی، نظامی، آموزشی و پیشرفت تجارت از طریق احداث جادهها و راه‌آهن تأکید کرد. به طور کلی اصلاحات و شبه‌نوسازی در این دوره را می‌توان در چهاربخش دسته‌بندی نمود.

4-2-1) تحول نظامی- اداری و سیاسی
در واقع در ایران عملاٌ هرج و مرج و بیقانونی حاکم بود. در چنین شرایطی بود که در اسفند 1299 رضاشاه که در آن زمان فرمانده‌ی تیپ قزاق و در قزوین مستقر بود، طی یک برنامه‌ی از قبل طراحی شده و با حمایت انگلستان به ایران آمد و با یک کودتای تقریباٌ بدون خونریزی حکومت را در دست گرفت. این کودتا را می‌توان شروع سازمان یافته‌ی اجرای سیاست‌های اصلاحی براساس الگوی پیشرفت و تمدن غرب در ایران به حساب آورد. با توجه به این که تمرکز قدرت، وحدت ملی، انجام اصلاحات و ایجاد نظام دیوانی مدرن، همگی نیازمند استقرار ارتش جدید و مدرن بود رضاشاه به تأسیس ارتش مدرن دست زد، چرا که مدرن‌سازی ارتش، زمینه‌ساز شبه‌نوسازی در دیگر حوزه‌های جامعه را فراهم می‌ساخت (بشیریه، 1378 :70).
با توجه به هرج و مرج حاکم بر ایران و نبود یک دولت قدرتمند دارای اعمال حاکمیت، اولین هدف رضا شاه، در هم شکستن و پایان دادن به قیام‌های محلی، قومی و حرکت‌های استقلال‌طلبانه بود تا بتواند یک حکومت قدرتمند مرکزی با هدف ایجاد امنیت و گسترش و تعمیم حاکمیت دولت مرکزی بر همه‌ی سرزمین ایران به وجود آورد. بنابراین اولین برنامه‌ی اصلاحات رضاشاه در راستای بسط قدرت خود و جامه‌ی عمل پوشیدن به حاکمیت حکومت مرکزی، ایجاد یک ارتش مدرن و متحد بود. وی در این زمینه تفنگداران جنوب فارس را منحل کرد و با ادغام افسران ژاندارمری و قزاق‌ها ارتشی جدید، سازمان داد. جذب امکانات مالی و درآمدهای نفتی، افزایش تعداد کادر افسران ایرانی، خدمت نظام وظیفه‌ی اجباری، خرید سلاحهای جدید، همگی برتری ارتش و قدرت مطلقه‌ی رضاشاه را بر جامعه تثبیت می‌نمود (دیگار، 1378: 101). وی با ایجاد تشکیلات نظامی واحد در سال 1300 ش و تأسیس دانشکد‌ی افسری در همان سال به این روند تداوم بخشید و به این ترتیب طبقه‌ی افسران به عنوان بخشی از حاملان فرایند نوسازی در عرصه‌ی تغییرات اجتماعی، مؤثر واقع شدند (زهیری، 1381: 126).
در سال‌های 1299 تا 1304 رضاشاه با دنبال کردن افزایش شمار نیروهای آموزش دیده و سازمان یافته‌ی ارتش، تقریباٌ همه‌ی قیام‌ها و شورش‌های قومی و غیر قومی را شکست داد و برای اولین بار پس از چندین دهه، دولت مرکزی توانست حاکمیت خود را در سراسر ایران اعمال کند و به تدریج با فرستادن نظامیان به فرانسه برای تعلیم و اجباری کردن خدمت سربازی درصدد افزایش و کارآمد کردن نیروهایش برآمد؛ با خرید هواپیمای جنگی؛ کشتی جنگی و سایر جنگ‌افزارها و آموزش و تعلیم افسران و نیروهای متخصص نظامی، رفته رفته یک ارتش قدرتمند مرکزی متشکل و تجهیز کرد، به صورتی که در سال 1320، ارتش با الگوی غربی و با قابلیت تجهیز و بسیج 400000هزار نفر شکل گرفته بود (زهیری، 1379: 23- 24).
رضاشاه از ارتش به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد هویت ملی، تسریع آهنگ شبه‌نوسازی و تغییر ساختار دولت استفاده نمود و با سرکوب شورش‌های عشیره‌ای، منطقه‌ای و قومی، به برقراری وحدت ملی دست زد. هم‌چنین برای تضمین قدرت خود با پشتوانه‌ی ارتش، روزنامههای مستقل همچون توفان و ستاره سرخ را تعطیل و مصونیت پارلمانی را از نمایندگان سلب نمود و احزاب سیاسی را از بین برد (خلیلی خو، 1373: 147).
اصلاحات اداری از دیگر اصلاحاتی بود که نقش مؤثری در اعمال حاکمیت دولت مرکزی داشت. تا قبل از به قدرت رسیدن رضاشاه هیچ گونه نهاد و سازمان مدرن اداری وجود نداشت و کارهای دولتی بدون هیچ‌گونه قانونمندی و ضابطه‌ای، انجام می‌شد. به این ترتیب رضاشاه، به منظور پایان بخشیدن به هرج و مرج و استفاده از نظام اداری به عنوان ابزاری برای بسط و توسعه‌ی گسترش حاکمیت دولت مرکزی در سراسر ایران و اجرای سیاست‌های اصلاحاتی خود و مستحکم کردن پایه‌های سلسله‌ی، تازه تأسیس پهلوی، شروع به اصلاحات و نظم بخشیدن به سیستم اداری کرد. نخستین حرکت مهم در سال 1301 زمانی انجام شد که مجلس اولین قانون را در زمینه‌ی منظم و محدود کردن مستخدمین اداری تصویب کرد. براساس مدل‌های غربی این قانون سن، ملیت، تحصیلات و صلاحیت‌های شخصیتی برای مستخدمین اداری متقاضی، معین کرد. جنبه‌ی دیگر اصلاحات اداری، معطوف به تقسیمات جغرافیایی و اداری ایران بود. به طور سنتی ایران به چند ولایت و تعداد بی‌شماری ناحیه تقسیم شده بود. وی با قوانین تصویبی سال 1316، ایران را به سیزده استان، که مطابق با الگوی فرانسه هر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به چندین بخش زیر نظر وزارت کشور تقسیم کرد و برای اجرای برنامه‌های اصلاحی خود در این زمینه مشاورین خارجی استخدام کرد. با توجه به این اصلاحات در ارتش و سازمان اداری کشور، برای اولین بار در عصر مدرن محدوده‌ی کنترل دولت به خارج از پایتخت گسترش یافت و مراکز استانی، شهرستان‌ها و حتی روستاها را نیز شامل شد. با حضور ارتش و ژاندارمری نوعی حاکمیت دوگانه‌ی نظامی و غیر نظامی برقرارشد و استاندار عملاٌ تحت قدرت ونفوذ فرمانده‌ی نظامی بود (کاتوزیان، 1373: 154).
به این ترتیب دولت به بیش‌تر مناطق کشور از طریق وزارت داخله که دارای شبکه‌ی سلسله‌مراتبی از استانداران، فرمانداران و بخش‌داران بود دسترسی پیدا کرد. دراین دوره، دیوان‌سالاری به معنای بزرگ شدن قوه‌ی مجریه و سازمان‌هایی بود که به گسترش هرچه بیش‌تر حاکمیت دولت مرکزی و تسلط بر منابع قدرت کمک می‌کردند (سینائی، 1384: 189).

4-2-2) تحول حقوقی- قضایی و آموزشی
ویژگی اصلی سیاستهای اصلاحی مورد نظر رضاشاه در مسیر ساختن یک کشور قدرتمند براساس ملی‌گرایی و سکولاریزم بود. بعد از انجام اصلاحات در نیروهای نظامی او قادر شد از ارتش به عنوان پایه‌ی قدرتش استفاده کند و با اصلاحات اداری وضعیت و جایگاه قدرتش را تحکیم ببخشد. برای تحقق اهدافش، قوانین و اصلاحاتی ارائه کرد تا نفوذ مذهب و روحانیون را در حوزه‌هایی از حکومت که حاکم بودند محو کند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های حکومت که براساس قوانین مذهبی اداره می‌شد و در تسلط روحانیون بود نظام قضایی ایران بود. تغییر ساختار قضایی در حکومت رضاخان برای رسیدن به مدرنیسم، اهمیت ویژهای داشت. علاوه بر محدود و محصور کردن حضور روحانیون، استقرار نظم جدید رضاشاهی نیازمند منسوخ کردن قوانین شرعی و جایگزین نمودن قوانین عرفی بود، از این رو تغییر در حوزه‌ی قضایی، نخستین اقدام وی پس از به سلطنت رسیدنش بود. رضاشاه با ایجاد یک نظام حقوقی و قضایی جدید به دوگانگی میان محاکم شرع و محاکم عرف پایان داد. اگر چه مقدمات این نظام حقوقی جدید در دوره مشروطه و با قانون اساسی و متمم آن فراهم شد، ولی رضاشاه پس از رسیدن به سلطنت به تدریج در رویارویی مستقیم با دین و روحانیت درصدد تضعیف و محدود نمودن نقش و نفوذ و اقتدار حوزه‌ی فعالیت و اختیارات علما در امر قضاوت، معاملات، عقد و ازدواج برآمد. به موجب اختیاراتی که داور در بهمن ماه 1305 ش، از مجلس شورای ملی گرفت سازمان عدلیه و همه دادگاه‌ها را منحل کرد و سازمان نوین دادگستری را به وجود آورد. به این ترتیب روحانیون از ریاست دادگاه‌ها برکنار شدند و تحصیلات دانشگاهی برای قضاوت الزامی شد و به حدی رسید که 90 درصد روحانیون، مشاغل قضایی و وضعیت اجتماعی خود را از دست دادند (دیگار، 1378: 100).
داور با همکاری جمعی از قضات عالی کشور و برگزاری نشست‌های متعدد حقوقی، موفق به تدوین لایحه‌ی قانون مدنی شد. تصویب قانون مدنی از سوی مجلس در جهت سکولار کردن دادگاه‌های شرع بود. قوانین توسط مجلس تصویب می‌شد و فقط دادگاههای دولتی و دفتر دادستان کل می‌توانستند پرونده‌ای را به دادگاه‌های شرع و هر گونه محکمه‌ی مذهبی ارجاع دهند. بنابراین در عمل دادگاه‌های شرع زیر تحت نظارت و سرپرستی دادستان کل درآمد. تصویب قانون ثبت اسناد و املاک در سال 1311 توسط مجلس، ضربه‌ی نهایی را به مذهب وارد کرد. این قانون شامل بعضی اختیاراتی بود که توسط دادگاه‌های شرع اعمال می‌شد. از قبیل ثبت اسناد حقوقی و قانونی مانند اقرارنامه. در نتیجه دادگاه‌های شرع و متعاقب آن علما قسمت عمده‌ای از قدرت حقوقی خود را از دست دادند. دومین قانونی که سکولاریزاسیون و غرب‌گرایی دائمی نظام قضایی ایران را تکمیل کرد، در سال 1315 به تصویب مجلس رسید. این قانون، تعداد زیادی از علما را از سمت قضایی خود حذف کرد و شرایطی را برای قضاوت وضع کرد: داشتن مدرک لیسانس قضایی از دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران یا دانشگاهی خارجی؛ قضات شاغل می‌بایست در امتحان حقوق مخصوص وزارت دادگستری قبول شوند تا بتوانند در سمت خود باقی بمانند. در نتیجه تا اواخر دهه 1320 با تصویب قوانین متعددی در زمینه‌ی سکولار کردن نظام قضایی کشور، رضاشاه به شدت قدرت علما را در حوزه‌ی مسائل حقوقی- قضایی کاهش داد. انگیزه وی از ارائه‌ی لوایح و قوانین در زمینه‌ی اصلاحات سیستم قضایی در راستای هدف جدایی مذهب از حکومت و کاهش نفوذ علما بود و نه ملاحظه احتیاجات نظام جدید و تأثیراتی که این چنین قوانینی خواهند داشت (سینائی، 1384: 171- 170).
نوسازی در حوزه‌ی آموزش نیز یکی از پردامنه‌دارترین اقداماتی بود که در چارچوب سیاست‌های دولت پهلوی در ایران به اجرا گذارده شد. نظام آموزشی جدید در ایران که جای مکتب‌خانهها را گرفت، در سال‌های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عصر مشروطه، ناسیونالیسم، روشنفکران، چارچوب شریعت Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ناسیونالیسم، روشنفکران، امپریالیسم، نظام حکومتی