پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، اختلافات زناشویی، اجتماعی و فرهنگی، مهارت حل مسئله

دانلود پایان نامه ارشد

بخش جنسي است ، ولي اين روابط يكي از مهمترين علل خوشبختي يا عدم خوشبختي زندگي زناشويي است ، زيرا اگر اين روابط قانع كننده نباشد ، منجر به احساس محروميت ، ناكامي و عدم احساس ايمني مي گردد.طبق نتايج تحقيقات انجام شده ، مسئله رضايت جنسي از لحاظ اهميت در رديف مسائل درجه اول قرار دارد(حسيني ،1337).
يكي ديگر از مسائل مهم در زناشويي ، تناسب و تعداد و مقدار تمايل جنسي در زن و مرد است(مهابادي ،1371 ).
مسايل مالي و اقتصادي
مطالعات زيادي نشان داده كه يكي از مهمترين عوامل موثر بر رضايت زناشويي مسئله اقتصادي و درآمد است، چنانچه اين درآمد از طرف هر دو زوج باشد باعث سهولت زندگي مي‌شود؛ ولي در كنار اين سهولت زندگي، در پاره‌اي موارد باعث بروز مسائل و مشكلات هم مي‌شود كه در اين تحقيق به آن پرداخته مي‌شود. (آبوت، پاملا و ولاس، كلر (1381)، جامعه شناسي زنان، ترجمه منيژه نجم عراقي، چاپ دوم، نشر ني، تهران،)
تاثيري كه كار زن و درآمد وي در ابعاد مختلف زندگي دارد بر كسي پوشيده نيست خصوصاً اثري كه اين درآمد بر رفاه خانواده و رضايت زناشويي مي‌گذارد. امروزه رفاه خانواده در جوامع بسيار مهم است و اعضاي آن خصوصاً زن و شوهر تلاش خود را انجام مي‌دهند تا از هر جهت به آرامش و خوشبختي و رضايت برسند.اشتغال زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي خارج از چهارچوب خانوار كه طي چند دهه گذشته تدريجاً اهميت يافته مسائلي را مطرح كرده است كه به دليل اهميت، موضوع پژوهشهاي متعددي قرار گرفته‌است و از آنجا كه اين امر خصوصا در ایران با شتابزدگي در ميان برخي از گروه‌ها مطرح گرديد و در عين حال شرايط اجتماعي، فرهنگي جامعه ایران در خيلي موارد پويايي مناسب با آن را نداشته است، اشتغال زنان از سويي با مسائل حاد -در برخي از موارد- مواجه گرديده و از سويي ديگر اختلاف عقيده در ميان توده‌هاي مختلف مردم موجب شد .(ساروخاني، 1379 : 178)
فشارهاي اقتصادي نيز در زمره عوامل مهم ، دربروز ناهماهنگي هاي زناشويي است ، زن و شوهري كه تحت فشار رواني و اقتصادي هستند.با انواع مسايل در حال مبارزه هستند.اين عامل فشار ، تعارضهاي زناشويي و مشكلات موجود زناشويي را آشكار مي سازد. زن و شوهر هر دو ممکن است از نظر روانی جذب مسایل مالی – خانوادگی گردند. آن ها ممکن است به دلیل ساعات طولانی کار و تلاش، برای پرداخت هزینه‌های زندگی، فاقد ارزش لازم برای اختصاص دادن وقت به مسایل زناشویی خود باشند، در نتیجه وقت و انرژی کمتری صرف مسایل خانوادگی خواهد شد. فشارهای اقتصادی به تدریج خصومت بین زن و شوهر را افزایش می‌دهد. با افزایش خصومت، گرما و صمیمیت و کیفیت خوب زناشویی کاهش می‌یابد و روابط بی ثبات می‌گردد و همچنين طول زمان وجود فشار مالي ارتباط زن و شوهر را به طور قابل ملاحظه اي تحت تاثير قرارمي دهد (نواب نژاد ،1378).
مسایل مربوط به دخل و خرج هم اغلب موجبات اختلاف زن و شوهر را فراهم می‌سازد، در زمینه‌ی دخل و خرج اغلب با انواع مشغله‌های ذهنی در خصوص انصاف، کنترل و رقابت و سایر معانی نمادین، که به فعالیت‌های مشترک لطمه می‌زند، برخورد می‌کنیم. بسیاری از زوج‌ها بر سر چگونگی پرداخت مخارج با هم اختلاف نظر دارند. بسیاری از آن ها پس از رسیدگی چندین ساعته فهرست مخارج، یک دیگر را به بی‌توجهی در خرج کردن درآمدها متهم می‌سازند و آتش خشم یک دیگر را بر می‌افروزند.
سیدنی بلاچ 24(1969) ،در همین رابطه خاطر نشان می‌سازد که، تحقیقات لوینگر، نشان می‌دهد در مجموع، زوج‌های متعلق به طبقه اقتصادی متوسط به عوامل روانی و عاطفی، بیشتر اهمیت می‌دهند؛ در حالی که طبقات کم درآمد به ثبات مالی و عدم وجود ضرب و شتم در زندگی زناشویی تأکید دارند. درآمد کم، عدم برنامه‌ریزی صحیح مالی و ایجاد هزینه‌های بیهوده نیز می‌تواند منجر به بروز اختلافات زناشویی گردد (قراچه داغی،1380).
طول دوره ازدواج
هر ازدواجي داراي طول عمري است و ‌اين محققان را واداشته است كه مراحلي را براي آن تعيين كنند. پژوهش‌گراني مانند دوال و هيل ، طول زندگي زناشويي يك زوج متأهل كه داراي فرزند يا فرزنداني‌ هستند را به پنج مرحله تقسيم كرده است؛ مرحلة اول: پيوند زناشويي و تشكيل خانواده، مرحلة دوم: گسترش ـ از تولد اولين فرزند تا تولد آخرين فرزند خانواده‌ـ مرحلة سوم:‌ تثبيت‌ـ از مرحلة تربيت فرزندان شروع شده و تا زمان جداشدن اولين فرزند از محيط خانه ادامه داردـ، مرحلة چهارم: مرحلة انجام تعهدات از زمان جداشدن اولين فرزند از محيط خانه شروع شده و تا زمان جداشدن آخرين فرزند ادامه دارد و مرحلة پنجم: مرحلة تنهايي پدر و مادر. برخي ديگر، طول زندگي زناشويي را به سه بخش تقسيم كرده‌اند؛ مرحلة نخست، پنج سال اول زندگي زناشويي را در بر مي‌گيرد. معمولاً زوج‌ها در ‌اين فاصله به اواخر دوران بيست‌سالگي و اوايل سي‌سالگي خود مي‌رسند. مرحلة مياني‌دوران رشد فرزندان است. اين دوران نيز در اواخر چهل‌سالگي و اوايل پنجاه‌سالگي پدر و مادر به پايان مي‌رسد و‌ اين زماني است كه جوان‌ترين فرزند خانواده براي خود زندگي مستقل دست و پا كرده است. در نهايت، مرحلة سوم كه زن و شوهر مجدداً تنها مي‌شوند.‌اين دوران نيز با مرگ زن يا شوهر به پايان مي‌رسد.وجود مقطع‌هاي متفاوت براي ازدواج، محققان را بر آن داشت تا رضا‌مندي زناشويي را در‌اين مقاطع به دست آورند.در تحقيق طولي كه توسط برگس و والين روي 400 زوج انجام شده، نتايج نشان داد بيش از دوسوم زنان و شوهران در سال‌هاي ميانه ازدواج، نسبت به سال‌هاي اول تا پنجم ازدواج، از سازگاري كمتري برخوردار بودند. آنها در مورد مسائل مهمي‌مانند پرورش كودكان، مشكلات مالي و روابط با خويشاوندان، كاملاً توافق نداشته و ‌اين ناخوشنودي با عدم هماهنگي در تصميم‌گيري همراه بوده است.در تحقيق ديگري كه توسط پاريس و لاكي انجام گرفت، نتايج نشان داد رضا‌مندي همسران از زندگي زناشويي، در اواسط سال‌هاي ازدواج كاهش پيدا مي‌كند. نتايج برخي پژوهش‌ها، از جمله مرور نيومن و نيومن به نقل از كار، نشان مي‌دهد، قرارداشتن در مرحلة اوليه يا انتهايي مقاطع چرخة زندگي، يكي از عوامل رضايت زناشويي است و يك علت ‌اين مسئله آن است كه رضايت زناشويي در طي سال‌هاي فرزندپروري كاهش مي‌يابد. تحقيق اسپانير نيز نتايج ‌اين تحقيقات را مورد تأييد قرار داده و نشان مي‌دهد رضايت از زندگي زناشويي در هنگامي‌كه فرزندان از خانواده جدا مي‌شوند و زندگي مستقلي تشكيل مي‌دهند، بيشتر از زماني است كه آنها در خانه حضور دارند. سيف (1368) ، عنوان مي كند : پژوهشگراني مثل هيل 25 تغييرات حاصله در دوران زندگي خانوادگي را به شرح زير تقسيم بندي نموده اند :
مرحله اول : پيوند زناشويي و تشكيل خانواده.
مرحله دوم : مرحله گسترش : از تولد اولين فرزند تا تولد آخرين فرزند خانواده.
مرحله سوم : تثبيت : از مرحله تربيت فرزندان شروع شده و تا زمان جدا شدن اولين فرزند از محيط خانه ادامه دارد.
مرحله چهارم : مرحله انجام تعدات : از زمان جدا شدن اولين فرزند از محيط خانه شروع شده و تا زمان جدا شدن آخرين فرزند ادامه دارد.
مرحله پنجم : مرحله تنهايي پدرو مادر.
در تحقيقي كه توسط برگس و والين26 (1953)،انجام گرفت ،اولين نتيجه بدست آمده اين بود كه : بيش از دو سوم زنان و شوهران در سالهاي ميانه ازدواج نسبت به سالهاي اول تا پنجم ازدواج ، از سازگاري كمتري برخوردار بوده اند. آنها در مورد مسائل مهمي مانند پرورش كودكان ، مشكلات مالي و روابط با خويشاوندان ، كاملاً توافق نداشته و اين ناخشنودي با عدم هماهنگي در تصميم گيري همراه بوده است (سيف ، 1368 ).
در تحقيق ديگر كه توسط پاريس ولاكي 27 (1966) ،در همين زمينه انجام گرفت ، به اين نتيجه رسيدند كه رضامندي از زندگي زناشويي در اواسط سالهای ازدواج كاهش مي يابد.در تحقيق ديگري كه توسط لويس وكول28 (1975)، انجام گرفت ، آنان به اين نتيجه رسيده اند : كه رضايت از زندگي زناشويي در هنگامي كه فرزندان از خانواده جدا مي شوند و زندگي مستقلي تشكيل مي دهند بيشتر از زماني است كه آنها درخانه خود حضور دارند و اسپانير29 (1975 ) ، ميزان رضايت و خشنودي از زندگي زناشويي رادر طي دوران مختلف از طريق نمودارها مختلف نشان داده است.
ازدواج و فرزندان
جان‌بزرگي و هم كاران( 1389) ،كسي كه در فكر ازدواج است و يا ازدواج مي‌كند، انتظار دارد ‌اين زندگي با خوشبختي، سعادت و رضايت همراه باشد و از لحظه لحظه زندگي خود لذت ببرد؛ بدين سبب، آنچه از خود ازدواج مهم‌تر به شمار مي‌رود، موفقيت در ازدواج يا رضا‌مندي زوجين است. رضامندي زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر از ازدواج با يكديگر و با هم‌بودن احساس شادماني و رضايت دارند. بنر و هيل، رضا‌مندي زناشويي را پيامد توافق زناشويي دانسته كه رابطة مناسب بين زن و شوهر را توصيف مي‌كند.‌ايشان مي‌نويسند: هنگامي‌كه زن و شوهر به ميزان قابل توجهي از برآورده‌شدن نيازها و انتظاراتشان در رابطة‌ زناشويي رضايت داشته باشند، رضا‌مندي زناشويي را گزارش خواهند كرد. آلوجا، و باريو و گارسيا به نقل از هاولت مي‌نويسند: رضا‌مندي زناشويي عبارت است از: برونداد ناشي از مجموعه‌اي از عوامل، نظير حل تعارض موفقيت‌آميز، يا موفقيت در فعاليت‌هاي مرتبط با شادكامي‌در فرآيند ازدواج. در واقع، رضا‌مندي زناشويي، يك ارزيابي كلي از وضع فعلي ارتباط ارائه مي‌دهد. همچنين رضايت زناشويي يكي از گسترده‌ترين مفاهيم براي تعيين و نشان‌دادن ميزان شادي و ميزان پايداري رابطه است.تولد كودك نشانه يك تغيير بنيادي در سازمان خانواده است.وقتي كودكي متولد مي شود بايد نقش هاي تازه اي ظاهر شود ، بايد عملكرد واحد زن و شوهري ، براي پاسخگويي به وظايف پدري و مادري تغيير كند.
به طور كلي ، سيستم بايد متناسب با اين تغيير از يك سيستم دوتايي به يك سيستم سه تايي تغيير كند. وجود فرزندان نه تنها شالوده زندگي زناشويي رااستحكام مي بخشد،بلكه عامل موثري در لذت بردن پدر و مادر شده و با افزايش اين لذت اركان زندگي مستحكم خواهد شد.
تحصیلات و طبقه ی اجتماعی و فرهنگی
ميزان تحصيلات مي‌تواند در زندگي هر فرد، نقش مثبت و سازنده داشته باشد. دانش‌آموختن به دليل فراگيري علمي ‌در زمينه‌هاي گوناگون و كسب آگاهي‌هاي بيشتر، داراي اين خصوصيت است كه فرد را از انجام و يا بروز رفتارهاي نامناسب باز مي‌دارد و علاوه بر‌اين، تعيين‌كنندة‌ جايگاه فرد در جامعه است. با توجه به نقش تحصيلات در زندگي فردي، محققان دريافتند سطح تحصيلات مي‌تواند در زندگي همسران نيز تأثيرگذار باشد. تحقيقات دامنه‌دار نشان مي‌دهد، مدارج تحصيلي در خوشبختي خانوادگي بسيار مؤثر مي‌باشد؛ زيرا مقدار تحصيل معمولاً به مقام اجتماعي شخص مربوط است. تفاوت تحصيلات وسيع ممكن است، سبب ‌ايجاد احساس حقارت و آزردگي شود. مشكل ديگري كه نشأت‌گرفته از اختلاف سطح تحصيلات بين زن و شوهر است، عدم درك صحيح طرفين از يكديگر مي‌باشد. ديدگاه فرد تحصيل‌كرده ممكن است نسبت به شرايط اطراف خود خيلي واقع‌بينانه‌تر باشد تا همسر خود؛ زيرا او مسلماً آگاهي بيشتري نسبت به مسائل اطراف خود دارد، ولي همسرش اگر هم‌پا و هم‌سطح او نباشد، طرز تفكري كاملاً متفاوت نسبت به مسائل گوناگون خواهند داشت و بر همان اساس، واكنش آنها نسبت به اين مسائل هم متفاوت خواهد بود. پشتوانة تحقيقي متعددي دربارة تأثيرگذاري سطح تحصيلات زوجين بر رضا‌مندي زناشويي وجود دارد. نيومن و نيومن به نقل از،  كار سطح تحصيلات بالا و نيز موقعيت اجتماعي ـ اقتصادي بالا را از عوامل مؤثر در رضايت زناشويي مي‌دانند و معتقدند: جايي كه اين عوامل وجود دارند احتمالاً افراد در مهارت حل مسئله بهتر عمل مي‌كنند و استرس‌هاي مزمن كمتري در زندگي دارند. همچنين مطالعة  گرين در مورد رضا‌مندي پنجاه زوج آمريكايي و آفريقايي مقيم ايالات مريلند نشان داد، بين ميزان رضايت از زندگي زناشويي و تحصيلات، رابطة معناداري وجود دارد.
ميراحمدي‌زاده و هم كارانش ،در پژوهش خود يافتند، سطح تحصيلات متقاضيان طلاق به طور معنا‌داري كمتر از سايرين بود. نتايج پژوهش بني‌جمالي و هم كارانش نيز نشانگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، رضایت زناشویی، تعارض زناشویی، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع سطح تحصیلات، خارج از خانه، یادگیری اجتماعی، رضایت زناشویی