پایان نامه ارشد با موضوع استقراض، درماندگی مالی، جریان نقد عملیاتی، محدودیت مالی

دانلود پایان نامه ارشد

وال-مارک54 و کمارک55 در تحلیل خود استفاده میکند. وال مارک از جریان نقد کل منفی، به دلیل سرمایهگذاریهای بزرگ در فعالیتهای اقتصادی خود، برخوردار است. ولی یک شرکت کامیار و در حال رشد است. در مقایسه، کمارک، که جریان نقد مثبت را گزارش کرده است، با درماندگی مالی روبرو شد و در سال 2002 اعلام ورشکستگی کرد.
یک شرکت که به خوبی کار میکند معمولاً جریان نقد عملیاتی خالص مثبتی را تولید میکند و از جریان نقد اضافی بای نیازهای مالی و سمایهگذاری استفاده میننماید (برای مثال خرید تجهیزات و دارایی و زمین و پرداخت بدهی). بر همین منوال ترکیب جریان نقد عملیاتی مثبت و جریان نقد فعالیتهای تأمین مالی و سرمایهگذاری منفی میتواند نشلانگر یک عملکرد مالی خوب باشد. ترکیب جریان نقد عملیاتی مثبت و جریان نقد حاصل از فعالیتهای سرمایه-گذاری منفی (به عنوان مثال خرید دارایی)، و جریان نقد حاصل از فعالیتهای تأمین مالی مثبت (برای مثال استقراض و افزایش سرمایه) همچنین میتواند بیانگر یک شرکت سالم و در حال رشد باشد. شرکت با فراوانی فرصتهای سرمایهگذاری روبرو است ولی دارای محدودیت در زمینه جریان نقد حاصل از عملیات است؛ بنابراین با استفاده از جریان نقد حاصل از فعالیتهای تأمین مالی ورودی برای استفاده از فواید فرصتهای سرمایهگذاری استفاده میکند.
یک شرکت هنگامی نشانههایی از درماندگی مالی را نشان میدهد که نتواند مقدار وجه نقد کافی برای نیازهای خود را تولید کند. هنگامی که شرکتهای دارای درماندگی مالی به کمبود جریان نقد عملیاتی برخورد میکنند، آن شرکتها از جریانهای نقد حاصل از فعالیتهای تأمین مالی و سرمایهگذاری برای پوشش این نقصان استفاده میکنند. ترکیب جریان نقد عملیاتی منفی و جریان نقد مثبت تأمین مالی و سرمایهگذاری نشاندهنده این است که یک شرکت با درماندگی مالی جدی روبرو شده است. این ترکیب بیان میکند که شرکت وجه نقد عملیاتی کافی ندارد و مجبور است داراییها را به فروش برساند و پول بیشتری را برای حل مشکلات مالی خود (و/یا سهام بیشتری را انتشار دهد) قرض کند. در این مورد، شرکت اگر با آن رویه در تولید مقدار وجه نقد عملیاتی کافی ادامه دهد، میتواند با نکول بدهی روبرو شود و دیگر نمیتواند برای پوشش کمبودهای نقدینگی خود از جریانهای نقد ورودی حاصل از فعالیتهای سرمایهگذاری و تأمین مالی استفاده نماید (جانتادج56، 2006).

2- 2- 18- سرمایهگذاری و جریانهای نقدی
مدل کیو توبین سرمایهگذاریها پیشبینی میکند که بازارهای کارآ، در جایی که وجوه داخلی و خارجی به طور کارآ جایگزین هم میشوند، تصمیمات سرمایهگذاری شرکت تنها بر عملکرد فرصتهای سرمایهگذاریان بستگی دارد و به جریانهای نقدی شرکت نامربوط است. در بازارهای ناکارآ، به هر حال، وجود عدم تقارن/ هزینههای اطلاعات و نمایندگی یک حایل میان وجوه داخلی و خارجی شرکت ایجاد میکند، که هزینههای اطلاعات را گرانتر میکند. شرکتهای با وجوه داخلی پایین ممکن است از شرکتهای با سطوح بالا، میزان کمتری سرمایهگذاری را ایجاد کنند، زیرا تأمین مالی خارجی بسیار گرانتر از تأمین مالی داخلی شرکت است. ادبیات مرسوم در این حالت پیشنهاد میدهد که محدودیتهای مالی بیشتر شرکت در قالب هر کدام از موارد1) ناکارآییهای بازار سرمایه، یا 2) دسترسی به وجوه داخلی، دارای سرمایهگذاری کمتر و حساسیت سرمایهگذاری- وجه نقد بیشتری است (چادهری و همکاران57، 2011).
در زمانی که شرکتها با ناکارآییهای بازار روبرو میشوند، آنها مجبور به پرداخت صرف برای وجوه مازاد خاجی، علاوه بر وجوه داخلی تولید شده، میشوند. ناکارآییهای بازار سرمایه ممکن است در نتیجه مشکلات گوناگون نمایندگی و اطلاعات نامتقارن باشد و آن مشکلات برای شرکت دارای وجوه داخلی بیشتر، کمتر است. بر پایه علوم مرسوم، شرکت دارای درماندگی مالی بیشتر، در مورد شرایط بازار سرمایه یا در دسترس بودن وجوه داخلی، سرمایهگذاری کمتری خواهد داشت (کلیری و همکاران، 2007).
یک نتیجه آشکار این است که در زمانی که تأمین وجوه خارجی بسیار گرانتر از تأمین وجوه داخلی است، یک شرکت درمانده مالی همیشه در موقعیت سرمایهگذا کمتری است، یا به عبارت دیگر، از شرکتهایی که درماندگی مالی ندارند، میزان سرمایهگذاری کمتری دارند.
در هنگامی که وجوه داخلی شرکت بالا است، ولی در تأمین مالی مقیاس سرمایهگذاری درجه یک کافی نیست، شرکت میزان کمی استقراض میکند و بنابراین، با یک زیان نقدینگی کوچک برای سرمایهگذاری در یک مقیاس بسیار کوچکتر میشود. حالا یک کاهش کوچک در وجوه داخلی را در آن شرکت در نظر بگیرید. برای باقی ماندن همان مقیاس از سرمایهگذاری، شرکت احتیاج به استقراض و تعهد بازپرداخت بیشتری دارد، و با یک زیان نقدینگی مورد انتظار بالاتر روبرو میشود. به وسیله کاهش سرمایهگذاریها، شرکت میتواند از این هزینهها اجتناب کند، در حالی که چشمپوشی از درآمد، تا زمانی که سرمایهگذاری به سطح بهترین درجه نزدیک باشد، کوچک است. بنابراین، برای سطوح بالاتر وجوه داخلی، کلیری و همکاران (2007) به این پیشبینی رسیدند که یک کاهش در وجوه داخلی منجر به یک کاهش در سرمایهگذاری میشود. در یک سطح پایینتر از تأمین وجوه، شرکت سرمایهگذاری کمتری میکند، ولی در همان زمان احتیاج به استقراض بیشتری دارد و با ریسک نکول و نقدینگی بالاتری روبرو میشود. کلیری و همکاران (2007) عنوان کردند، در هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان شرکت زیاد میشود، منجر به یک حساسیت بیشتر سرمایهگذاری-جریان نقدی میشود، در جایی که رابطه مثبت باشد. بدون محدودیت آخر (رابطه مثبت سرمایهگذاری-جریان نقد) هیچ پیشبینی روشنی امکانپذیر نیست. آنها عنوان داشتند که مطابق با تئوری خود و با توجه به نتایج فازاری و همکارن (1988)، شرکتهای با ضریب پرداخت سود سهام عادی به سود سهام ویژه، حساسیت جریان نقدی-سرمایهگذاری بالاتری نسبت به شرکتهای با ضریب پرداخت سود سهام عادی به سهام ویژه، دارند.

2-2-19- عوامل موثر بر ارزیابی روش های تأمین مالی
چارچوب متداول برای تحلیل روش های مختلف تأمین مالی معمولاً بر عوامل مشروح زیر مبتنی است:
1. قابلیت انعطاف
2. مخاطره
3. سود
4. زمان بندی
5. سایر عوامل مشتمل بر : ارزشهای وثیقه، هزینه انتشار اوراق بهادار، سرعت و پی آمد های آتی
اهمیت نسبی هر یک از عوامل ذکر شده، به وضعیت خاص واحد انتفاعی بستگی دارد اما مدیران مالی باید از ملحوظ داشتن کلیه عوامل مربوط اطمینان حاصل کنند.عامل قابلیت انعطاف، به تاثیر تصمیمات جاری تأمین مالی بر روشهای مختلف تأمین مالی در دسترس، در دورههای آتی اشاره دارد. استفاده از یک روش تأمین مالی مشخص در زمان حاضر ممکن است روشهای تأمین مالی قابل استفاده در زمانهای آینده را محدود کند. به عنوان مثال، استفاده از یک فقره تسهیلات مالی در حال حاضر میتواند محدودیتهایی را از لحاظ استقراض مجدد در سال آینده بر واحد انتفاعی تحمیل و آن را ناگزیر کند تا به منظور تأمین وجوه مورد نیاز، روش انتشار سهام رامورد استفاده قرار دهد.
مخاطره و سود، با یکدیگر ارتباط نزدیک داشته و از اهمیت بالایی برخوردارهستند. کنترل واحد انتفاعی نیز مورد علاقه و توجه سهامداران است. چنانچه اکثریت سهام یک واحد انتفاعی در حال حاضر در تملک تعداد اندکی از سهامداران باشد که واحد مزبور را کنترل میکند، حفظ این کنترل، در تصمیمگیریهای مرتبط با انتخاب بین روشهای مختلف تأمین مالی و تاثیر هر یک از این روشها بر آن، مورد توجه خاص قرار خواهد گرفت. اما در شرکتهای بزرگی که سهامداران متعدد دارند، معمولاً عامل کنترل، تاثیر چندانی بر تصمیمات تأمین مالی نخواهد داشت. زمان بندی، نیز یکی از عوامل بسیار با اهمیت در تحلیل روشهای تأمین مالی محسوب می شود. اهمیت عامل مزبور به نوسانات بازار سهام و اوراق قرضه بستگی
دارد و هر چه این نوسانات شدیدتر باشد، اهمیت عامل زمان بندی نیز بیشتر خواهد بود. (کیومرث بیگلر، 1384)
سایر عواملی که علاوه بر موارد ذکر شده، می بایست مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:
ارزشهای وثیقه، معرف داراییهای در دسترسی است که می توان به عنوان تضمین استقراض، مورد استفاده قرارداد. هزینه انتشار اوراق بهادار، معرف مخارجی است که باید برای انتشار و فروش اوراق بهادار انجام شود. سرعت دسترسی به وجوه، معرف سریعترین زمانی است که وجوه مورد نیاز دردسترس قرار میگیرد.
پی آمدهای آتی، معرف امکاناتی است که بر اثر انتشار اوراق بهادار در حال حاضرو آشنایی خریداران با واحد انتفاعی ایجاد می شود (همان منبع) .
مدیران با استفاده از منابع به دست آمده در جهت بقاء و رشد سازمان خود تلاش میکنند. این درحالی است که شرایط رقابتی شدید، بحران های مالی، اقتصادی، سیاسی و الزامات مالکیتی و قانونی، شرکتها را بر آن داشته تا منابع بیشتری را خواستار شده وگاه منابع حاصل از نتایج عملیات واحد اقتصادی را نیز که
متعلق به مالکان است، درون واحد اقتصادی مجدداً سرمایهگذاری نمایند. به طور کلی واحدهای فعال اقتصادی استفاده از منابع خارجی نظیر وجوه ناشی ازافزایش سرمایه و استقراض را به دو دلیل مورد استفاده قرار می دهند:
1 . اجرای پروژه های سرمایه ای نظیر طرح های توسعه و همچنین افزایش کارایی
عملیات جاریِ در حال اجرا
2 . اصلاح ساختار سرمایه در جهت کاستن از هزینه های مالی ناشی از بدهی ها
وکمک به افزایش بازده سهامداران
هر چند به کارگیری وجوه حاصل از فعالیتهای تأمین مالی میتواند به طور همزمان هر دو هدف فوق را دنبال نماید، اما مسئله مهم در این راه بررسی اثر ناشی از تأمین مالی بر بازده کل شرکت خواهد بود . به عبارت دیگر در یک بازار کارا، رشد و سودآوری شرکت و در نهایت افزایش ثروت سهامداران زمانی محقق خواهد شد که بازدهی ناشی از بکارگیری منابع مالی ناشی از انتشار سهام بیش از هزینههای فرصت ناشی از پروژههای سرمایهای مورد اجرا باشد.
از آنجا که روشهای تأمین مالی به همراه تصمیمات سرمایهگذاری و سیاستهای تقسیم سود بر ارزش و در نهایت بر ثروت سهامداران موثر است، شناسایی الگوها ومدلهایی که تصمیم گیری شرکتها و مدیران از آن تبعیت میکنند، از اهمیت به سزایی برخوردار است.(مرادزاده ونادعلی پور،1387)
حساسیت جریان نقدي-سرمایهگذاري واکنش سرمایهگذاري به میزان جریان نقدي تولید شده به وسیله شرکت میباشد (فازاري، 1988 ؛ کارپنتر وپترسن ،1995). حساسیت از طریق ضریب تهیه شده به وسیلهي رگرس کردن سرمایهگذاري برجریان نقدي با کنترل کردن فرصتهاي رشد به وسیله ي کیوتوبین، اندازه -گیري میشود (فازاري وهمکاران، 1988). این محققان شرکتهاي داراي محدودیتهاي مالی را در نظر گرفتند که تأمین مالی خارجی براي آنها بسیار هزینه بر باشد، در این حالت شرکتها از وجوه داخلی براي تأمین مالی سرمایهگذاري به جاي تقسیم سود استفاده میکنند. فازاري و همکاران شرکتهاي داراي نسبت سود تقسیم پایین را به عنوان شرکتهاي داراي محدودیت مالی بیشتر و شرکتهاي با نسبت سود تقسیمی بالا را به عنوان شرکتهاي داراي محدودیت مالی کمتر طبقه بندي و بیان کردند که سرمایهگذاري شرکتهاي داراي محدودیت مالی بیشتر، به جریان نقدي نسبت به شرکتهاي داراي محدودیت مالی کمتر،حساسیت بیشتري دارد.
به دلایل زیر شرکتها وقتی که جریان نقدي بالاست، بیشتر سرمایه گذاري میکنند:
1) وجوه داخلی نسبت به وجوه خارجی کم هزینه تر باشد(محدودیتهاي مالی).
2) مدیران تمایل دارند درمصرف وجوه داخلی افراط کنند (فرضیه جریان نقدي آزاد).
3) جریانهاي نقدي شرکت با فرصتهاي سرمایهگذاري همبستگی دارد (تئوري کیو، توبین)
دهقانی فیروزآبادي، (1383) در پژوهشی به بررسی”تأثیر شیوههاي تأمین مالی (انتشار سهام؛ بدهی بلندمدت) بر روي ارزش سهام شرکتهاي بورس اوراق بهادار تهران”پرداخت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان میدهد که قیمت سهام بعد از افزایش سرمایه کاهش پیدا نمیکند. بنابراین، دیدگاه سرمایهگذاران در مقابل تأمین مالی از طریق افزایش سرمایه مثبت است؛ فرضیه دوم: تأمین مالی از طریق اخذ وام موجب افزایش قیمت سهام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع جریان نقدی، محدودیت مالی، درماندگی مالی، ادبیات تحقیق Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع جریان نقدی، محدودیت مالی، اهرم مالی، تحقیق و توسعه