پایان نامه ارشد با موضوع ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

ايران درس خواند و خيلي خوب هم پيشرفت کرد گفت : اوه! او از بچگي درس خون بود …. ليسانس خود را هم با معدل عالي گرفت. پرسيدم برادرت چه مي کند؟ گفت: او با اينکه نظام وظيفه اش را هم گذرانده، معذلک دو سال است که به همه در زده و هنوز کار گير نياورده440.
4 ـ 1 ـ 2 مسائل اداري و دولتي
ادارات و ارگان هاي دولتي نقش به سزا و مستقيمي در زندگي اجتماعي و اقتصادي آحاد مردم و تأمين آسايش و رفاه افراد جامعه به عهده دارند. مسلم است که وجود ضعف و نقص در اين ادارات و دستگاه ها نيز مستقيماً بر زندگي افراد تاثير گذار است. در اين آثار به کمبودها و نقص هاي مختلف دستگاه هاي اداري و دولتي اشاره هاي طنز آميز فراواني شده است و مسائل مربوط به اين حوزه را مي توان به صورت زيردسته بندي و ارائه کرد:
4 ـ 1 ـ 2 ـ 1 رواج معضلاتي مثل پارتي بازي، رشوه خواري و تبعيض در ادارات دولتي
از مطالب و مسائل نقل شده در آثار مورد بحث به راحتي مي توان دريافت که در دستگاه هاي اداري و دولتي عصر مؤلف نابرابري و ظلم اجتماعي بسيار فراوان بوده است. مهم ترين و بزرگ ترين نقص ادارات دولتي رواج توصيه و پارتي بازي است که مانند مرضي چنان فراگير بوده که در اغلب موارد در ادارات به طور کلي روابط حکمفرما بوده و نه ضوابط. از عواقب و تبعات اين امر هم رواج تبعيض در بين کارمندان ادارات بوده است به طوري که بسياري از کارمندان با وجود مهارت و وجدان کاري بالا هنگامي که مورد تعبيض مسئولين قرار مي گرفته اند از کار خود دلسرد و مأيوس شده و در نتيجه کار ادارات دولتي رو به افول مي گذاشته است. ازطرف ديگر در چنين محيطي کم کم ظاهر سازي و چاپلوسي جاي صداقت و وجدان کاري را مي گرفته است.
از ديگر معضلات اساسي موجود در دستگاه هاي اداري و دولتي رواج و شيوع رشوه خواري در بين کارمندان بوده که مؤلف اشاره هاي فراواني به اين مسأله داشته است.
ـ روزنامه خواندن درس اخلاق هم به آدم مي دهد. مثلا در خبر “انتصابات” مي بينيد همان کسي که تا ديروز به لياقت و جربزه ي او ايمان نداشتيد و طرز کارش را مسخره مي کرديد امروز در فلان مؤسسه به يک مقام حساس منصوب شده است. به يادتان مي آيد که ريشتان پيش آن موسسه گير است و قريبا با رئيس جديد سروکار پيدا خواهيد کرد441….
ـ استاد باز پرسيد: ” آيا شما آدم کشته ايد ؟ جواب داد : ” من مدير موسسه اي بودم و شايستگي مديريت نداشتم. مرتب نان قرض مي دادم و به توصيه ي اين و آن گوش مي کردم و گاهي بر اثر يک توصيه، مقامي را که ميبايست به کارمند شايسته اي بدهم به کارمند ناشايسته اي مي دادم. بدين ترتيب چند تن از کارمندان را چنان مأيوس و دلسرد ساخته ام که ظاهراً پشت ميز مي نشينند و زنده اند و نفس مي کشند، اما حکم مرده را دارند و در واقع من مسئول مرگشان هستم.442
ـ کسي که اهل اين مرزو بوم است بالاخره در زير بته عمل نيامده و با عده اي افراد سرشناس و متنفذ يا خويشاوندي دارد يا آشنايي و با استفاده از پارتي و نفوذ و توصيه ي اين و آن مي تواند به سرعت راه خود را باز نمايد و پيشرفت کند، کجا در خارجه کسي اين همه فرصت ترقي دارد؟443
ـ درشت ترين تيتر آن، اين بود : “رشوه: اين لولو را از ادارات بيرون کنيد!” ظريفي خنديد و گفت : رشوه اسامي و القاب و عناوين افتخار آميز زيادي دارد : انعام، پيشکش، تحفه، تا به حال نشنيده بوديم که کسي اسم رشوه را “لولو” بگذارد….. ولي رندي که بارها فيض حضور رشوه را درک کرده و از برکات انفاس او بهره مند شده بود مي گفت: من يقين دارم که اين “لولو” نيست و “لؤلؤ” است به معني درّ و گوهر444!
ـ هر کارمندي هم روز اول که وارد دستگاهي مي شود حکم دونده اي را دارد که وارد ميدان شده باشد، تا مدتي وظايف خود را خوب انجام مي دهد چون خيال مي کند با كوشش و ابراز لياقت مي توان ترقي کرد. اما اگر رفته رفته پي ببرد که ” خود غلط بود آنچه مي پنداشته است” ، راه پيشرفت و ترقي درستي و جديت نيست، پارتي بازي و خوش خدمتي است، اگر بفهمد کار و کوشش سکه اي نيست که رواج داشته باشد، يقينا ديگر دست و دلش به کار نمي رود و حق هم دارد445.
ـ امروز توصيه بازي از هر بازي ديگري بيشتر رواج دارد و اگر توصيه نامه هايي که از صبح تا غروب بين اشخاص رد و بدل مي شود در هوا به صورتي قابل رويت در مي آمد خيال مي کرديد که هزاران هزار کبوتر سفيد از زمين به آسمان پرانده يا ميليون ها ورق کاغذ از آسمان به زمين ريخته اند.446
4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بي مسئوليتي کارمندان و عدم رسيدگي صحيح به امور
از ديگر مسائل و نقص هاي ادارات دولتي که در اين آثار اشاره هاي فراواني به آن شده است رواج بي مسئوليتي در ميان کارمندان ادارات است و اين بي مسئولتي و به اصطلاح نبود وجدان کاري دربين کارمندان ادارات بي شک حاصل عواملي چون پايين بودن دستمزد کارمندان، تبعيض و توجه به روابط و مسائلي از اين قبيل است که به برخي از آنها درمباحث گذشته هم اشاراتي شد. مؤلف روش هاي کارمندان ادارات دولتي را براي فرار کردن از کار و شانه خالي کردن از مسئوليت، با زباني طنز آميز و گاهي آميخته با اغراق شرح و توضيح داده است.
ـ مي نويسم بعضي از کارمندان وقتي مي خواهند از اداره جيم شوند و در بروند، يک عينک و يک قلم خود نويس روي ميز خود مي گذارند تا چنين وانمود کنند که از اداره قاچاق نشده اند، بلکه در اتاق هاي ديگر دنبال انجام وظائف اداري هستند. معلوم است که به چنين نوشته اي خيلي زودتر ترتيب اثر داده مي شود، بدين نحو که از فردا تعداد بيشتري قلم خود نويس و عينک روي ميزها ديده خواهد شد447!
ـ چند روز پيش به ميرزا غلامرضا خان برخوردم که در کافه قهوه مي خورد. تازه باز نشسته شده، گفتم : از بازنشستگي حوصله ات سر نمي رود؟ گفت : نه. من چون سال ها کارمند اداره بودم به بيکاري عادت کرده ام448 !
ـ ….. کارمندي داشتيم که خود را به ناخوشي ميزد و ماهي چند روز از دکتر استراحت مي گرفت. وقتي به ساختمان جديد منتقل شديم، يک روز نيرنگ تازه اي براي تمارض طرح کرد. آن هم اين بود که از پله هاي هفت طبقه عمارت چنان تند بالا رفت که وقتي به طبقه ي هفتم رسيد قلبش حسابي به تپش افتاده بود. با اين حال پيش دکتر رفت و از تپش قلب ناليد. دکتر هم به او دو روز استراحت داد449.
ـ روي هم رفته آقا از سه جا حقوق مي گيرد و در هيچ کدام از آن ها هم هيچ وقت نيست. روزي هم قطار ها پشت سرش بالاي منبر رفتند و هي نسبت ناراستي و نادرستي به او دادند. در اين ميان يکي گفت: ولي ظاهرا خيلي دم از پاک دامني مي زند. ديگري جواب داد: حق دارد، چون مدتي است که يک لباس شويي باز کرده و در آن جا تمام وقت کار مي کند.450
ـ از صبح چهارشنبه که پشت ميز قرار مي گيرد فقط جسمش به ميز نزديک است ولي روح و فکر و ذکرش فرسخ ها از ميز فاصله دارد خودش در اداره است و دلش در خانه. چون مي خواهد تعطيلات آخر هفته را در کنار دريا بگذراند و فکرش در اطراف چمداني دور مي زند که در خانه بايد بسته شود451…..
4 ـ 1 ـ 2 ـ 3 عدم مديريت صحيح در ادارات و اتلاف نيروي انساني
يکي ديگر از معضلات بخش اداري و کارهاي دولتي که دقيقا به عنوان يک خلأ بزرگ در دستگاه هاي اداري آن دوران وجود داشته و مؤلف همواره با اظهار تأسف فراوان با طنزي تلخ از آن ياد مي کند مسأله ي عدم مديريت صحيح در ادارات است که مسلما اين نبود مديريت صحيح منجر به عواملي مثل اتلاف نيروي انساني، اتلاف بي مورد هزينه هاي دولتي، رواج کاغذ بازي و نهايتا نارضايتي و يأس ارباب رجوع از ادارات دولتي مي شده است. در چنين مواردي، مؤلف در بسياري جاها به مقايسه ي ايران با کشورهاي پيشرفته ي آن زمان مي پردازد و در اغلب موارد وضعيت اسفناک و معيوب ادارات دولتي را به خوبي مجسم و منعکس مي کند.
ـ ….. سرش را بلند مي کند و به او مي گويد: برو پس فردا بيا، به قدري هم خونسرد اين جواب سر بالا را ميدهد که انگار طرف سنگ است و به همان آساني که سنگ را از پيش پا دور مي کنند و از آن انتظار هيچ گونه عکس العملي ندارند او هم بايد دست به سر شود و ابداً جيکش در نيايد……. اما کسي که پشت ميز نشسته مهلتش نمي دهد. با لحني تند به او مي گويد: مگر آدم نيستي؟ گفتم برو پس فردا بيا. خوب، بد نمي گويد، مگر آدم نيستي؟ اگر آدم هستي تا پايت قوت و چشمت سو دارد بايد هي بروي و پس فردا بيايي …… براي اينکه آدمي و آدم هم که ارزشي ندارد.452
ـ رئيس کار گزيني عرض کرد: قربان آخر اين آقا ليسانس ندارد، ديپلم ندارد، گواهينامه ي ششم ابتدايي هم ندارد، حتي خط خوانايي هم ندارد و يک نامه ي چهار سطري هم نمي تواند بنويسد که بي غلط باشد. پرسيد: حتي امضا هم نمي تواند بکند؟ عرض کرد: چرا قربان، تصادفا امضاي قشنگي دارد. گفت: خوب او را هم رئيس کنيد453
ـ اتلاف نيروي انساني، صاف و پوست کنده عرض کنم، به معني عاطل و باطل گذاشتن کارمندان است که در عين حال نوعي اسراف و حيف و ميل شمرده مي شود و در هر دستگاهي هم که اينگونه معايب وجود داشته باشد گناهش به گردن گرداننده ي دستگاه است که يا دلسوز نيست يا سوراخ دعا را گم کرده و چيزي از رياست سرش نمي شود.454
ـ هر کسي که به مأموريت مي رود پس از بازگشت اگر بخواهد جريان انجام مأموريت خود را شفاهاً به عرض رئيس خود برساند قبول نيست. هنوز لب نگشوده، آقاي رئيس به او مي گويد که جريان را کتباً گزارش کند. چون شنيدن گزارش شفاهي حوصله لازم دارد. شايد بعد هم آسپرين لازم داشته باشد. کارمند مذکور هم با صرف مقداري وقت و انرژي درباره ي نحوه ي انجام مأموريت خود کلي روده درازي مي کند و يک گزارش صد صفحه اي به دست آقاي رئيس مي دهد. رئيس که حوصله ي شنيدن گزارش شفاهي او را نداشت. براي خواندن گزارش کتبي او هم به طريق اولي حوصله ندارد و آن را مي فرستد به جايي که مدفن صدها کيلومتر پرونده است و “بايگاني” نام دارد.455
4 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ناکارآمدي ادارات برق ، آب ، گاز و ….
در ميان مسائل و مشکلات موجود درسيستم هاي اداري و دولتي، مؤلف به ناکارآمدي بعضي از ادارات خاص توجه و نگاه دقيق تري دارد و علت اين امر هم اين است که اين ادارات طرف حساب همه ي مردم در تمام ايام هستند و بي شک ناکارآمدي اين ادارات باعث به وجود آمدن شرايط سخت براي اغلب مردم مي شود. از ميان اين ادارات خاص ناکارآمدي اداره ي برق و مسأله ي عدم خدمت رساني صحيح به مردم در اين زمينه و مشکل خاموشي هاي متعدد و طولاني، پر رنگ ترين مسأله اي است که مؤلف به آن تأکيد دارد.
همچنين به مشکلات و نقص هاي ادارات آب، گاز، پست و مخابرات با زبان طنز آميز و سرشار از گلايه و ناراحتي پرداخته شده است. اساسي ترين مشکلات اين ادارات يکي عدم خدمت رساني صحيح به مشترکين و ديگري بالا بودن نرخ خدماتي اين ادارات است.
ـ گفتم: آقا جان برق ما خاموش شده. چرا درست جواب نمي دهي؟ گفت: آخر جواب ابلهان خاموشي است و فوري گوشي را گذاشت456.
ـ …. اما همين آدم يک سال بعد که به تهران برگشت چون مي داند که شما توقع داشتيد به مجرد رسيدن به پاريس نامه اي بنويسد و آدرسي معين کند و باب مکاتبه اي بگشايد براي آنکه متهم به سهل انگاري و بي وفايي نشود معايب پست ما را بهانه قرار مي دهد و مي گويد: خوب آدم حسابي، من از آن جا سه تا کاغذ براي تو نوشتم و تو حتي يکي از آن ها را هم جواب ندادي اين رسم رفاقت است؟….. مي بينيد؟ حالا اگر وضع پست ما مرتب بود، او کي مي توانست به اين آساني از خجالت شما در آيد؟457
ـ همين طور اگر براي گرفتن يک شماره تلفن از صبح تا ظهر معطل شويد، خونتان به جوش نمي آيد، چون به اداهاي او عادت داريد. گاهي مجبوريد که يک شماره را پنجاه بار بگيريد. بار اول هنوز نخستين نمره را نگرفته بوق اشغال مي زند بار دوم ناگهان قطع مي شود و ناچاريد مدتي توي سرش بزنيد و شکنجه اش کنيد تا صدايش در بيايد. بار سوم عوضي مي گيرد و شماره ي شما را به جاي ديگر وصل مي کند و بالاخره هر بار يک جور بازي در مي آورد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع بازنشستگان، اجاره نامه، مشاغل آزاد Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع قولنامه، مشاغل آزاد