پایان نامه ارشد با موضوع ادیان الهی، عدالت اجتماعی، غریب القرآن

دانلود پایان نامه ارشد

دست آید. در نهایت، معنای اصطلاحی عدالت را از نگاه اندیشمندان مورد بازبینی قرار داده تا از مقایسهی آناها، رابطه‌‌ی آراء یادشده با دیدگاه امیرالمؤمنین( و میراث روایی امامیه، درباره‌‌ی مفهوم “عدالت” به دست آید.

1-2. معنای عدالت
عدالت در لغت از ماده‌‌ی “عدل” مشتق شده است. “عدل” مصدر ثلاثی مجرد است و اهل لغت درباره‌‌ی معنای آن اظهارات مختلفی داشته‌‌اند.
فیومی در مصباح المنیر “عدل” را به میانه روی در امور و مفهوم مخالف “جـــور” معنا کرده است. از نظر او، عِدل (به کسر عین) هر چیز، هم جنس یا هم مقدار آن چیز است. تعادل به معنای تساوی است و به نوعی از تقسیم که بر اساس ارزش شیء صورت می‌گیرد و نه مقدار آن، “قسمه التعدیل” گفته می‌شود. بنابراین چه بسا در “قسمه التعدیل” بخش کوچکتر به لحاظ ارزش و قیمت، معادل قسمت بزرگتر باشد.2 در کلام لغویِ بزرگ، فیومی، چند نکته وجود دارد:
الف) تفسیر عدل به قصد و میانه روی در امور؛
ب)‌ مخالفت عدل با جور؛
ج) اینکه تعادل به معنای تساوی است.
ابن فارس در معجم مقاییس اللغه3 که به هدف بررسی روح معانی و اصول آن‌‌ها در کاربردهای مختلف نگاشته شده، در ماده عدل چنین می‌نویسد:
عدل دو ریشه متضاد دارد که یکی دلالت بر استواء و دیگری دلالت بر کجی دارد. مثال معنای اول عدل از مردم است که به کسی گفته می‌شود که راه و روش درست و مورد رضایتی دارد. از همین باب است واژه “عدلان” که به دو ظرفی که برای حمل بار بر دو طرف چهارپایان می‌‌گذارند، اطلاق می‌شود؛ زیرا که با یکدیگر مساوی هستند. همچنین “عدیل” نیز از همین باب است؛ که به فردی که در محمل در کنار فرد دیگری قرار می‌گیرد گفته شده است. در ادامه می‌‌افزاید: عدل نقیض جور است و شتران معتدل به شترانی گفته می‌شود که اعضای آن‌‌ها هماهنگ و نیکو منظر باشد. تا اینجا کلام ابن‌‌فارس در تفسیر “عدل” شامل مطالب و نکات زیر است:
الف)‌ عدل به معنای استواء و راستی و ضد کجی است؛
ب) راه و روش پسندیده و درست و مرضی، موجب اطلاق عدل بر فرد می‌شود؛
ج) هماهنگی از جمله معانی مورد نظر در برخی کاربردهای عدل است.
از نکته دوم و سوم فهمیده می‌‌شود که از دیدگاه ابن‌‌فارس، استواء و مساوی بودن به تنهایی معنای کامل عدل نیست؛ بلکه نیکویی و پسندیده بودن روش و نیز هماهنگی اعضای یک کل در نسبت با یکدیگر (مثل زیبایی شتر که در واقع از نسبت هماهنگ اعضا حاصل می‌شود)، عدالت را رقم می‌زند. ابن‌‌فارس در پایان بحث از ماده عدل، در جایی که “عدل” به معنای “انعدل” به کار رفته است، معنای کجی یا اعوجاج را نیز به اختصار ذکر می‌‌کند.
راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، کتابی در باب تفسیر لغات قرآن، دیگر ادیبی است که به تحلیل و تفسیر “عدل” از نگاه لغت می‌پردازد:4 عدالت و معادله، اقتضای معنای مساوات را دارد و به اعتبار اضافه چیزی به چیز دیگر به کار میرود.
عدل (به فتح عین) و عدل (به کسر عین)‌ در معنی به یکدیگر نزدیک‌‌اند؛ ولی عَدل در مواردی که با بصیرت و شناخت درونی درک می‌شوند کاربرد دارد، و عِدل و عدیل در مواردی که با حواس ظاهری شناخته می‌شوند (مثل اشیائی که قابل شمارش یا وزن کردن هستند) به کار می‌رود. بنابراین عدل و تقسیط در معنی مساوی‌‌اند. بر همین اساس روایت شده “آسمان‌ها و زمین به عدل برپا شده اند.” تا به این نکته آگاهی دهد که چنانچه عناصر اربعه جهان، کم یا زیاد شوند، نظم عالم به هم می‌ریزد. نکته قابل توجه در تحلیل کلام راغب این است که:
اولاً: عدالت مقتضی معنای مساوات است. بر خلاف دیگر لغت‌‌شناسانی که عدالت را به مساوات معنی کرده‌‌اند؛ راغب با دقت نظر و استفاده از این تعبیر، گوشزد می‌کند که عدالت دقیقاً مساوات نیست؛ بلکه می‌‌توان گفت عدالت در درون خود به تساوی نظر دارد ولی نه تساوی مطلق.
ثانیاً: اینکه عدالت در نسبت دو چیز با یکدیگر در نظر گرفته می‌شود. (یستعمل باعتبار المضایفه). یعنی عدالت در جایی معنی پیدا می‌‌کند که چیزی در نسبت با چیز دیگری که به هم مرتبط هستند، در رابطه درست خود قرار گرفته باشد. ممکن است مراد راغب این باشد که نسبت درست اعضای یک مجموعه یا رابطه صحیح دو عنصر مرتبط، منشأ انتزاع عدالت با‌شد.
ثالثاً: تفسیری که راغب از روایت «بِالْعَدْلِ‏ قَامَتِ‏ السَّمَوَاتُ‏ وَ الْأَرْضُ»5، علاوه بر تاکید بر نکته پیشین یعنی عدلی که از نسبت متعادل اجزای مجموعه حاصل می‌شود، نظم طبیعی نیز ناشی از عدل دانسته شده است.6
وی در پایان و جمع‌‌بندی اینگونه می‌‌گوید:7
عدل دو گونه است : اول عدلی که عقل به صورت مطلق حکم به حسن آن می‌کند و در هیچ یک از زمان‌‌ها منسوخ نیست و در هیچ فرضی، تعدی شمرده نمی‌‌شود؛ مانند نیکی به کسی که به انسان نیکی کرده است. دوم عدلی است که عدل بودن آن از شرع فهمیده می‌‌شود و ممکن است در برخی زمان‌‌ها منسوخ باشد مانند قصاص. بنابراین منظور از کلام خداوند که فرموده «إن اللهَ یأمُــرُ بِالعَدل وَ اِلاحسـان.»8 همین معنای دوم است.
مطلب دیگری را در باب معنا‌‌شناسی عدل و اختلاف آن با اصطلاحات نزدیکش از زبان ابوهلال عسکری در الفروق اللغویه9 پی می‌‌گیریم. او درباره‌‌ی تفاوت بین عدل و انصاف می‌‌نویسد:
انصاف، دادن نصف است ولی عدل عام‌‌تر است و شامل مورد انصاف و موارد دیگر می‌‌شود … و فرق بین عدل و قسط این است که قسط عدل آشکار است و لذا ترازو، قسط نامیده شده است؛ چرا که عدالت در وزن را به عیان می‌نمایاند در حالی که برخی افراد عدل پنهان هستند.
و سرانجام مرحوم مصطفوی در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل ماده “عدل” چنین آورده است:
معنای اصلی ماده “عدل” عبارت است از: حالت بین افراط و تفریط به طوری‌‌که کاستی و زیادتی در بین نباشد که همان معنای اعتدال و قسط حقیقی است. اطلاق عدل بر اقتصاد، مساوات، قسط، استواء‌ و استقامت10 جملگی با لحاظ همین معناست که در هر مورد قید معنایی خاص به خود را نیز به تناسب دارد.11
از نظر ایشان، زمانی عدالت در اندیشه و فکر محقق می‌‌شود که فکر، از انحراف و ضعف و تندی مصون بوده و با حق و صواب مطابق باشد. عدالت در صفات نفس به معنای وجود اخلاق باطنی معتدلی است که در آن افراط و تفریط نباشد، مانند شجاعت بدون تهور و ترس. همچنین عدالت در افعال انسان اعم از فردی و اجتماعی و گفتاری به این معنی است که مطابق حق و راستی محض باشد؛ بدون هیچگونه زیادت و نقصان و یا افراط و تفریط.
مرحوم مصطفوی معتقد است که تفسیر عدل از جانب فیلسوفان و حکیمان به معنی “وضع الشیء فی موضعه”، تفسیر دقیق و کاملی نیست؛ چون گاهی عدل بدون توجه به وضع و موضع مورد نظر قرار می‌گیرد.12 از دیدگاه این محقق همانند جماعتی دیگر از لغویان، مفهوم مقابل عدل، “جور” است که به معنای مایل شدن به چیزی است که خارج از متن حق باشد. از مصادیق جور “ظلم” است که ضایع نمودن حق و عدم ادای آن میباشد.13 ایشان در تفسیر آیهی شریفه «الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ.»14 که به هر دو مفهوم “تسویه” و “عدل” اشاره دارد، ‌آورده است: تسویه، توسط همراه با اعتدال است و عدل گونه خاصی از توسط (ایجاد حالت وسط) است، بدون زیادت و نقصان؛ و عدل اخص از تسویه است.15
در زبان فارسی نیز “عدل” را به داد کردن، داد دادن، نهادن هر چیزی به جای خود، حد متوسط بین افراط و تفریط در هر یک از قوا، انصاف، عدالت، دادگری، رعایت اندازه و حد اعتدال، تفسیر کرده‌‌اند.16
با توجه به مطالب یاد شده، رابطه‌‌ی معنایی واژهی “عدالت” با واژگانی چون ظلم و جور در طرف ضد آن، و تسویه، حق، قسط،17 انصاف، مساوات و امثال آن در طرف همراه و همسوی آن، مهم است. بدین جهت به این اصطلاحات همسو نیز به طور مختصر اشاره خواهد شد. مع‌‌الوصف و با وجود اختلاف در معنای عدل، گروهی از لغویان کوشیده‌‌اند معنی [میانه‌‌روی در امور]18 را قدر متیقن و معنای جامع عدل به شمار آورند. ایشان شاهد بر این مدعا را نقيض بودن “عدل” با جور و ظلم دانسته‌‌اند؛ و اين هر دو به معناي خروج از حد و انحراف از ميانه‌روي و قرار دادن شيئ در غير جايگاه واقعيش مي‌باشند.19

1-3. پیشینه معرفتی عدالت پژوهی
همواره انگیزههای نیرومند و متقاعد کننده ای برای بحث و درنگ در مضمون عدالت وجود داشته است. عدالت به مثابهی فضیلتی فردی و آرمانی اجتماعی، هم تاکید و تشویق ادیان الهی را در پی داشته و هم تامل فلسفی اندیشه وران را به خود جلب کرده است.در میان ادیان الهی، دین حنیف اسلام تاکید ویژه ای بر عدالت و برابری دارد و بطور خاص، اولیای بزرگوار مذهب تشیع، نه فقط در میدان نظر، به موضوع عدالت توجه خاص کرده اند تا جایی که “عدلیه” نامیده شدند؛ بلکه در میدان عمل اجتماعی نیز گاه جان بر سر آرمان عدالتخواهی و حقطلبی نهاده اند. در سنت مکتوب فلسفی نیز پرسش از معنای عدالت، تاریخی طولانی دارد و از گذشتهی دور فیلسوفان بزرگی همچون افلاطون، ارسطو و فارابی به آن پرداخته اند و باز در روزگار معاصر شاهد اوج گیری و شکوفایی بیشتر اندیشه ورزی در حوزه عدالت پژوهی هستیم. پژوهش دربارهی عدالت از آن دست مباحثی است که به رغم برخورداری از قدمت و تاریخ کهن، هنوز تازگی خویش را حفظ کرده است، گره خوردن موضوع عدالت با مباحث و حوزه های مختلف ارزشی، اخلاقی، حقوقی، سیاسی، انسان شناختی و معرفت شناختی بر دشواری عدالت پژوهی افزوده است و آن را با مباحث رشته های گوناگون دانش و تامل نظری مانند: فلسفهی سیاسی، فلسفهی اخلاق، فلسفهی حقوق و انسان شناسی فلسفی پیوند داده است؛ اما همین امر طراوت و جاذبهی بیشتر بحث عدالت و ژرف اندیشی افزونتر اندیشمندان و صاحبان خِرد را دربارهی عدالت را در پی داشته است. در ادامه بصورت اجمالی به گوشه ای از پژوهش ها و آراء مطرح شده در باب عدالت که توسط برخی اندیشمندان مطرح شده است اشاره خواهد شد.

1-3-1. افلاطون
اهمیت افلاطون در عدالت پژوهی از آن رو است که مهم ترین اثر وی، “کتاب جمهوری”20 نخستین و مبسوط ترین تک نگاشت دربارهی عدالت است که تاکنون به رشته تحریر درآمده است. افلاطون در این کتاب در گام اول به تعریفی از عدالت می پردازد که البته فراتر از حوزه عدالت فردی نیست و در ادامه عدالت را در حوزه جامعه و دولت مورد بررسی قرار می دهد. این رساله که در ده کتاب تدین شده است، دارای سه محور اصلی است:
الف) وصف سازمان و ویژگی های جامعه آرمانی
ب) تبیین مراد افلاطون از مفاهیم حکیم و فیلسوف و اینکه جامعهی آرمانی افلاطونی، نظامی است که در راس آن حکیمان و فیلسوفان حکومت می کنند.
ج) تحلیل و نقد نظام های سیاسی و دولت های موجود آن زمان.
افلاطون در جمهوری به نقل از ترازیماخوس نقل می کند که: «عدالت آن چیزی است که برای قوی سودمند است.» و در توضیح آن می گوید: در هر کشور حق و عدالت چیزی است که برای حکومت آن کشور سودمند باشد، پس عدالت همه جا یک چیز بیشتر نیست؛ چیزی که برای قوی سودمند باشد.21 افلاطون عدالت را بخشی از نظام وجود انسانی و کیهانی می داند و ریشهی آن را در عالم “مثل” می بیند. وی از آن جا که عدالت را نتیجه نظم عادلانه حاکم بر جهان می پندارد در معنای عدالت به همان قرار گرفتن اشیاء در موضع طبیعی خودشان قائل است؛ که این نگاه تا ارادهی او در عدالت اجتماعی ادامه پیدا می کند و تصویر او از عدالت اجتماعی، قرار گرفتن هر انسانی در منزلت طبیعی خویش است تا آنجا که تجاوز، ارتقاء یا تنزل او به دیگر مراتب طبیعی و طبقات اجتماعی را ظلم می شمارد و خلاف عدل می داند. وی معتقد است اگر جامعه بخواهد عدالت مدار باشد، باید بر اساس نظم عادلانه عالم مثل سامان یابد با این تفاوت که عدالت در نظام مثل اصیل و محض است؛ اما عدالت در نظام فردی و اجتماعی ناخالص بوده و به دلیل اختیار انسان ممکن است در آن انحراف هایی پدید آید، به همین دلیل تعلیم و تربیت از دیدگاه افلاطون امری ضروری برای عدم انحراف از عدالت است.22
افلاطون در رساله گرگیاس نیز عدالت را مطرح کرده و به موضوع عدالت کیفری م

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عدالت اجتماعی، نهج البلاغه، نظام اخلاقی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عدالت اجتماعی، ارزش های اخلاقی، خواجه نصیر