پایان نامه ارشد با موضوع اخگر، خلخالى، مرندى

دانلود پایان نامه ارشد

مدتي بر”بدار”حاکميت داشته است. در اواخر عمر، اعتکاف و انزوا و انعزال از خلق را پيشه خود کرده است. رساله‌هاي متعددي در عرفان، فلسفه و علم حروف و جفر[علوم غريبه‌]نوشته است.
به جهت هم اسم بودن جدّ و نوه، کتابهاي موجود به هر دو منسوب است. به نظر مي‌رسد درباره اسمش اين ترتيب درست باشد (محمد بن محمود بن محمد بن احمد) که همگي به فاميل دهدار معروف بوده‌اند و از اهالي خفر جهرم بوده‌اند.186
در يک نگاه کلي درباره انديشه‌هاي حکيم دهدارمي توان گفت: عارف محقق محمد بن محمود دهدار شيرازي، عالمي عارف و عارفي عامل بود که توغّل در معقولات مانع ورود و پرداختش به ذوقيات نمي‌شد، وي داراي روشي بود که مصرّ به اتيان واجبات و تأکيد کننده بر نوافل بود؛ تفکر و درون پردازي را وجهه همت خود کرده و در اواخر عمر، طريق عزلت و انزوا را برگزيد؛ در تفکر مروّج نظريه “وحدت” از نوع متعادل “وحدت در تجلي و شهود” است. شرط موحّد بودن را، توأم کردن علم و عمل مي‌دانست و خود در اين راه رياضتهاي زيادي را متحمل شد.با وجود رويکردي جدّي به عرفان و تصوّف، از اجتماع و سياست نيز به دور نبوده است و بجز در اواخر عمر، ما بقي عمر خويش را در مصاحبت با دانشمندان و امرا سپري نمود.وي داراي قلمي رسا، شيوا و نغز است، رو به تمثيل آورده و در نوشته‌هايش، معقولات را به مثالهاي ساده حسّي تشبيه مي‌کرد.از پر نويسي مي‌پرهيزد و معاني مغلقه را در کلماتي آهنگين و شيوا به بيان در مي‌آورد.اهل سرّ است و در زندگي شخصي خويش به حقايقي عظيم دست يافته و از يک اطمينان و آرامشي برخوردار بوده است.

شرح حديث حقيقت187 / محمد على بن محمد حسين خلخالى
محمد على بن محمد حسين خلخالى
محمد على بن محمد حسين بن محمد سعيد بن حاج محمد صالح بن محمد سعيد خوجينى188 خلخالى يكى ديگر از شخصيت هاى علمى اي است که به شرح حديث حقيقت اقدام کرده است . از تاريخ زندگانى و تولد و وفات وى خبرى در دست نيست . او در سال 1263 ق در لاهيجان بوده و كتابش عيون الأسرار را براى حاكم زنجان نوشته است .
از ملا محمد على خلخالى تا كنون سه اثر شناسايى شده است .
1. عيون الأسرار المكنونة
2. رساله اى در وحى در 4 صفحه كه نسخه آن به شماره 2/3486 در كتاب خانه دانشگاه تهران نگهدارى مى شود. 189
3. شرح حديث قدسى و مسائل ، سيزده مسئله حديثى و تفسيرى است كه مؤلف بر افاضل رشت طرح نموده و پاسخى از آنها نشنيده است. نسخه اين رساله كه حاوى سه برگ است در مجموعه ش 7069 آستان قدس رضوى نگهدارى مى شود. 190 اين رساله را نيز على اكبر بن محمد كريم طبيب، ساليانى، در رشت و در سال 1263 تحرير نموده است . 191

شرح حديث حقيقت خلخالى(يا عيون الاسرار المکنونه)
خلخالى اثرى دارد در معرفت بيان وحى و الهام و مشخصات نبوت عامه و خاصه و ولايت خاصه و عامه كه به عيون الأسرار المكتومة موسوم است. او اين كتاب را در لاهيجان و به خواهش حاكم آن ديار ميرزا محمد على خان لاهيجانى نگاشته و آن را در هشت فصل و يك خاتمه قرار داده كه عنوان فصول و خاتمه آن چنين است :
فصل اول : در فرق ميان وحى و الهام ؛
فصل دوم : در بيان وحى ؛
فصل سوم : در بيان اقسام خواطر ؛
فصل چهارم : در بيان كشف و اقسام آن ؛
فصل پنجم : در بيان فرق ميان رسول و نبى و امام و ولى ؛
فصل ششم : در معنى نبوت و ولايت ؛
فصل هفتم : نبوت و ولايت مطلقه و مقيده ؛
فصل هشتم : تعيين خاتم نبوت مطلقه و مقيده و خاتم ولايت مطلقه و مقيده ؛
فصل نهم : شمه اى از اوصاف حقيقت محمديه؛
خاتمه : در شرح حديث حقيقت .
از اين كتاب تاكنون يك نسخه شناسايى شده كه در كتاب خانه آستان قدس رضوى نگهدارى مى شود. 192
همچنان كه ملاحظه مى شود خلخالى در خاتمه عيون الأسرار المكنونة حديث حقيقت را شرح كرده است . شرح خلخالى به روش عرفانى برگزار شده و مؤلف ، دقائق اين حديث را تفسير فلسفى و عرفانى نموده است.
روش تصحيح
محقق ارجمند جناب آقاي صدرايي خويي که به تصحيح اين شرح اقدام کرده اند نوشته اند نسخه منحصر كتاب عيون الأسرار در كتاب خانه آستان قدس رضوى به شماره 806 نگهدارى مى شود. اين نسخه در سال 1263 در زمان حيات مؤلف ، به دست على اكبر بن محمد كريم طبيب ساليانى كتابت شده است. اين نسخه را مرحوم حاج عماد فهرستى وقف كتاب خانه آستان قدس رضوى نموده است.
از عبارتى كه كاتب در پايان نسخه آورده (کلمه استادي) معلوم مى شود كه او شاگرد مؤلف بوده است . او پس از ختم رساله در وصف مؤلف مى نويسد:
… قدوة العلماء و زبدة العرفاء و السالكين اُستادي و اُستاد الكل في الكل آخوند ملا محمد علي خلخالي مدّ ظله العالي …
او اين رساله را در رشت در مدرسه حاج ميرزا بابا مستوفى گيلانى تحرير نموده و خود محبّ علوم عرفانى و فلسفى بوده است.193

شرح حديث حقيقت194 / شيخ على بن محمد جواد مرندى
شرح حال و شخصيت مرحوم مرندي
شيخ على بن مولى محمد جواد بن على مرندى ، در سال 1287 ق ، در شهر مرند چشم به جهان گشود . تحصيلات مقدماتى را در ايران سپرى كرد و در سال 1314 ق ، راهى نجف اشرف گرديد . در آن شهر از محضر آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و فاضل شرابيانى و شيخ عبدالله مامقانى بهره برد ، ولى تحصيلات عمده وى نزد شيخ الشريعه اصفهانى انجام گرفت . از نوشته هايش استنباط مى شود كه در عرفان و اخلاق نيز از محضر اساتيد بهره مند بوده و گويا ايامى را نزد شاگردان آخوند ملا حسينقلى همدانى تلمذ نموده است . مرندى خود از اساتيد بنام نجف بود و مقبره شرابيانى ـ كه محل درس مكاسب وى بود ـ گنجايش شاگردان شركت كننده را نداشت . و مرحوم آيت اللّه نجفى مرعشى از وى اجازه نقل روايت دارد . در عين حال گرايش اصلى وى به خودسازى و اصلاح نفس و عبادت و طاعت بود ؛ به همين جهت به انزوا و گوشه گيرى رغبت زيادى داشت و از منزلش جز براى زيارت خارج نمى شد و در حرم نيز توقف چندانى نداشت . او به تأليف علاقه زيادى داشت و اغلب آثارش در فقه و اصول است . او تحقيقات خود را در ديگر علوم مانند تفسير ، علوم حديث ، نجوم ، اعداد ، عرفان ، اخلاق ، ادبيات و . . . در مجموعه اى با نام “مجموعه فوائد” در نه جلد ـ شامل 1233 فائده ـ جمع آورى نموده كه نشانگر اطلاع وسيع وى در علوم مختلف و دقت نظرش در مسايل علمى است . او جلد نهم اين مجموعه را در 15ربيع الاول 1369 به پايان رسانيده است . مرندى عاقبت در 14 جمادى الثانى 1370 ق ، دار فانى را وداع گفت و در وادى السلام نجف در جايگاه ابدى خود قرار گرفت . 195

آثار
مرندى بخش عمده عمرش را در تأليف و نگارش آثار ، صرف نمود . شيخ آقا بزرگ ، نسخه اصل آثار وى را نزد مؤلف ملاحظه و در الذريعه گزارش نموده است . 196
شرح مرندي
رساله مرحوم مرندى شرح كوتاهى بر حديث حقيقت است ، كه فائده دويست و شصت و هشتم از مجموعه فوائد وى است . او پس از نقل متن حديث ، به شرح عرفانى فقرات آن پرداخته و در پايان متذكر شده كه آن را براى تشويق برادرى ايمانى به سيروسلوك نگاشته و در بيان اسرار آن بيش از اين مأذون نبوده است ؛ زيرا كه در مسلك اهل عرفان افشاى اسرار توحيد برابر با كفر است . اين رساله را جناب آقاي صدرايي خويي نسخه شناس معروف و محقق برجسته اين حوزه از روي دستخط مؤلف استنساخ کرده و آيات و احاديث و اقوال موجود در آن را از مصادر استخراج کرده است .

شرح حديث حقيقت/ قاسم علي اخگر حيدرآبادي
نسخه اي از شرح سؤال كميل و جواب اميرالمؤمنين به خط مؤلّف، در كتابخانة ملّي موجود است. فهرست نگاران اين كتابخانه از مشخّصات اين نسخه چنين ياد كرده‌اند:
اين شرح رساله‌اي است مختصر مشتمل بر سؤال كميل رضي لله عنه از حضرت علي عليه السلام و پاسخ آن حضرت با زباني عرفاني و ممتنع و شرح مؤلف از اين مطالب. در پايان هم مجموعه‌اي از اشعار عرفاني مؤلّف درج گرديده است.
آغاز نسخه: “بسمله، يا من بصفات حقيقتك لسان العقل يتلجلج …”
انجام نسخه:
اخگر از اين لجة درياي خون هيچ كس بُرد نه كشتي برون
25 برگ، 15 سطر، اندازة سطرها 90*160، قطع 170* 255.
گفتني است كه ميكرو فيلم اين نسخه به شمارة 4/58 در كتابخانة مولانا آزاد در دانشگاه اسلامي عليگر در هند موجود است.197
دربارة منابع مورد استفادة قاسم علي اخگر در كار تأليف اين كتاب، در اين مجال، به كوتاهي مي‌توان گفت كه دقّت او در نقل منابع و تصريح به نام مؤلفان و آثارشان، در اين رساله نيز همچون نهاية الظهور در خور تحسين است. و هرگاه كه بدانيم منابع مورد استفادة او، طيف بسيار متنوّعي را شامل مي‌شود، بر كار او ارج بيشتري خواهيم نهاد.
همچنين از نگاه روشمند و به دور از تعصّب مؤلّف در بهره‌گيري از منابع شيعه و اهل سنّت بايد ياد كرد كه بسا در گرايش‌هاي فلسفي و ذوق عرفاني او ريشه داشته باشد.
امّا از ميان اين منابع، در نخستين گام، به كتاب‌هاي “الاصابة” ابن حجر عسقلاني و “طبقات” ابن سعد و “اقبال الاعمال” ابن طاووس مي‌بايد اشاره كرد كه دستماية مؤلّف در نگارش شرح حال كوتاه كميل بوده‌اند.
شرح حال و زندگينامه قاسم علي اخگر حيدرآبادي
علامهء حکيم،ميرزا قاسم علي اخگر حيدرآبادي(م بعد از 1365 ق)،شاعر،عارف و حکيم اشراقي شيعي مذهب‌ اين ديار در قرن چهاردهم هجري است که تا چندي‌ پيش در ايران ناشناخته بود، امّا اکنون به همت دو تن از پژوهشگران حوزهء مطالعات ايراني و اسلامي،آثار اين حکيم‌ ارجمند به زيور طبع آراسته گشته است و موجبات آشنايي‌ علاقمندان به فلسفه و عرفان با اين متفکر شيعي و فارسي‌ زبان ديار هند را فراهم آورده است.

مشخصات کتابشناختي‌
اين آثار عبارتند از:
1. نهاية الظهور(شرح فارسي رسالهء هياکل النور سهروردي)،(نگاشتهء 1356 ق)،دفتر اول مشتمل بر مقدمه و شرح هيکل‌هاي اول تا سوم،علامهء حکيم ميرزا قاسم علي اخگر حيدرآبادي،با مقدمه و تصحيح و تحقيق: محمد کريمي زنجاني اصل،تهران:انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و دانشگاه تهران،1385.
2. مجموعهء رسائل عرفاني(:مثنوي نزهة الابرار،شرح‌ بيتي از امير خسرو دهلوي،شرح حديث حقيقت)،علامهء حکيم ميرزا قاسم علي اخگر حيدرآبادي،با مقدمه،تصحيح‌ و تحقيق مليحه کرباسيان و محمد کريمي زنجاني اصل، تهران:انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و دانشگاه تهران، 1385.
درباره زندگي اين حکيم، براساس پژوهش مصححان‌ آثارش،در بيشتر تذکره‌هاي موجود نشاني يافت نمي‌شود. تنها در تذکرة نزهة الخواطر عبد الحي حسني لکهنوي شرح‌ حال يکي از پيشينيان هم نام او آمده است که در سال‌ 1302 در حيدرآباد در گذشته و لقب اخگر را نيز ندارد. به نظر مصححان،اکنون به واسطهء مجموعه‌اي از رسايل‌ مختلف که به قلم ميرزا قاسم علي اخگر موجود است و مشتمل است بر رساله‌هايي در ادبيات و پزشکي و نجوم‌ و اديان هندي و عرفان و فلسفه،مي‌دانيم که او دست‌ کم از تاريخ 1312 تا 1365 هجري قمري در قيد حيات‌ بوده است.
تنها منبعي که از او يادي کرده است، “تذکره سخنوران‌ چشم ديده”، نوشته ترک علي شاه ترکي قلندر نور محلي‌ است که به سال 1322 هجري تأليف شده است و مصححان‌ محترم بدان دست يافته‌اند.وي در اين اثر،در شرح حال‌ مؤلف مورد نظر مي‌نويسد: “اخگر تخلص،ميرزا قاسم علي‌ نام حيدرآبادي،نوجوان و خوش‌خو و خوش‌گو،از ملازمان‌ سرکار نظام است،با فقير شناسائي مي‌دارد…”، و در ادامه‌ از قاسم علي اخگر ابياتي عاشقانه نقل مي‌کند.
با توجه به اينکه حکيم مورد بحث ما نيز در ديوان‌ عرفاني/فلسفي‌اش”اخگر”تخلص مي‌کرده است،مي‌توان‌ يقين حاصل کرد که گزارش فوق دربارهء اوست.ديوان اشعار اخگر که تاريخ سرودنش به سال 1326 هجري بازمي‌گردد، در عين حال،نخستين اثر تأليفي مؤلف محسوب مي‌شود و تأمل در اشعار ژرف آن،ضمن اينکه فاصلهء فراوان سرايندهء آنها از اشعار عاشقانه‌اي را که ترک علي شاه از وي نقل‌ کرده است نشان مي‌دهد،بر دانش گستردهء او در علوم‌ حکمي دلالت دارد و سندي گويا از دانش‌اندوزي او در اين علوم است.198
قاسم علي اخگر و شرح حديث حقيقت
شرح اخگر بر حديث حقيقت را مي‌توان در شمار واپسين شرحهاي اين حديث ارزشمند دانست.
منابع مورد استفادهء اخگر در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانش پژوه، فصوص الحکم، قضا و قدر Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع حوزه و دانشگاه، کمالات ذات، امام صادق