پایان نامه ارشد با موضوع اتحاد اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

(تأسيس در سال 1982 و انحلال در تاريخ 16/5/2003).
13. حزب آزادي بخش اسلامي (ابولحسن انصاري).
14. مجلس اعلاي آزادسازي عراق (گروهي شيعه که از حضور نيروهاي آمريکا در عراق حمايت ميکند و در جنوب عراق فعال هستند و تعدادي تظاهرات نيز در بغداد در حمايت از حضور آمريکا داشتهاند.)
15. جمعيت کردي – اسلامي (رئيس سازمان دکتر علي قرهداغي).
16. جنبش عربي ملي متحد اسلامي (دکتر احمد عبيد الکبيسي).
17. جماعت برادري اسلامي.
18. جماعت اسلامي کردستان (به رياست علي عبدالعزيز).
19. جنبش اسلامي در کردستان.
20. اتحاد اسلامي کردستان (تأسيس در سال 1994).
21. جبهه عمل اسلامي (محمد تقي مدرسي).
22. انصار الاسلام کردستان (به رهبري ملاکريکار).
23. اخوان المسلمين (رهبري کل در رعق: دکتر اسامه التکريتي).
24. جندالامام .
25. جنبش حزب الله (که يک حرکت انقلابي و کردي است ادهم بارزاني).
26. جنبش وفاق اسلامي (جمال الوکيل) .
27. جنبش وفاق اسلامي ترکمان عراق (اعضاي آن کردهاي شيعه هستند).
28. جبهه علماي موصل.221
جايگاه جريان‌هاي اسلام‌گراي غير شيعي عراق پس از صدام
جامعه سني عراق بين دو تشکل اصلي تقسيم شده است و گروهاي متعددي نيز از هريک از اين تشکل‌ها به وجود آمده اند. اين دو تشکل عبارت اند از: جماعت اخوان المسلمين و حزب تحرير اسلامي.
الف). جماعت اخوان المسلمين
دکتر حسن لطيف الزبيدي در کتاب دايره المعارف احراب عراق معتقد است: “اولين پايهگذار اخوان المسلمين در عراق، شيخ عبدالله نعمة در شهر موصل بوده است222” امّا علي سعدي جامعه شناس و استاد دانشگاه بغداد معتقد است که اين جماعت در سال 1946م در بغداد تأسيس شد و به نام “جماعت الاخو? الاسلامي?” مجوز فعاليت گرفت. مؤسس آن را آل شيخ محمد محمود الصواف شيعي مي‌داند223، که هنگام تحصيل در الازهر با شيخ حسن البنا، بنيانگذار جماعت اخوان المسلمين در مصر آشنا مي‌شود. دو طرف توافق مي‌کنند شعبه‌اي از اين جمعيت در عراق تأسيس شود. با اين که جماعت در بغداد شکل گرفته بود، اما توافق بر سر اين موضوع وجود دارد که در ابتدا فعاليت خود را در شهر موصل و به رهبري شيخ عبدالله النعمه آغاز و از همان جا دفاتر نمايندگي را در بغداد، بصره، کرکوک، سامرا، بعقويه، تکريت، فلوجه، رمادي و … افتتاح شد.
از شخصيت‌هاي برجست? اخوان المسلمين شاخ? عراق مي‌توان به تحسين عبدالقادر فخري، علي فاطن، عبدالرحمن شيخلي، منيب دروبي، عبدالغني شنداله و محمد فرج سامرائي. در سال 1971 ميلادي بسياري از رهبران اين جنبش و برجسته‌ترين آنها در آن زمان محمد فرج سامرائي اعدام شدند224. در سال 1982 “تشکّل اسلامي براي آزاد سازي عراق” يکي از سازمان‌هاي اخوان المسلمين در عراق سر بر آورد که خود شامل شش زير مجموعه بود: جنبش اسلامي، حزب اسلامي، گروه سامي البدري، ارتش مسلمان کر، جنبسش افسران مسلمان و جنبش اخوان‌المسلمين225. بعدها حزب اسلامي عراق به رياست دکتر محسن عبدالحميد که از آن منشعب شده بود در روند فعاليتهاي خود افت و خيزهاي بسياري را تجربه کرد، اما همچنان به عنوان حزب مهم عراقي که حضوري چشمگير در مناطق سني نشين عرب دارد، باقي ماند. مهمترين ويژگي اين حزب، مخالفت با خشونت سياسي و ايمان به ارزشهايي مانند آزادي و [سياست] درهاي باز است. در بيانيه اين حزب آمده است: حکومت به خودي خود يک هدف نيست، بلکه وسيله‌اي براي برپايي عدالت و تحقق منافع بندگان خداست.
ب). حزب تحرير اسلامي
اين حزب امتداد حزبي است که با همين نام در سال 1952م در قدس توسط مبلغ شيخ محمد تقي نبهاني تأسيس شد226. آوازه افکار او از طريق تعدادي از جوانان فلسطيني و اردني در اواسط ده? 1950 به عراق رسيد. درخواست وي براي دريافت مجوز در زمان عبدالکريم قاسم به دليل فعاليت‌هايش ضد نظام سلطنتي و پيمان بغداد و دستگير شدن تعدادي از اعضايش در آن زمان، رد شد. اين حزب در ابتدا سعي کرد فرقه گرايي را کنار گذارد، از اين رو، تعدادي از شيعيان را نيز در جمع خود پذيرفت. از جمله تزهاي سياسي خود، درخواست ياري و توجه به بعد ديني و ترجيح آن بر بعد ملي و تکيه بر پرورش نيرو و آموزش داخلي براي تربيت کادر ويژه رهبري بود. حزب التحرير در شهرهاي بغداد، موصل، بصره و ناصريه شعبه داشته که هسته رهبري آن هميشه غير عراقي بودند.227در حال حاضر، هيئت علماي مسلمين به رياست شيخ حارث الضاري که پس از اشغال عراق تأسيس شده، بخشي از ويژگيها و افکار اين حزب را حفظ کرده است. از جمله برجست? آن مي‌توان به احمد السامرائي اشاره کرد. اگرچه امروز اين حزب خود را به عنوان يک حزب يا دنباله يک حزب سياسي مطرح نکرده، در عرصه داخلي عراق به ويژه در ميان عرب هاي سني داراي جايگاه است زيرا اين حزببر اين اساس شکل گرفته است که آنها نماينده سياسي عربهاي سني عراق باشند. آنها همچنين با ساز و کار-اي ايجاد شده بعد از سرنگوني رژيم صدام حسين مخالفت کرده، انتخابات ژانويه 2005 را تحريم کردند و قانون را نپذيرفتند. آنها از مردم خواستند در نظرخواهي (15 اکتبر 2005) جواب “نه” بدهند. همچنين انتخابات 15 دسامبر 2005 را نيز تحريم کردند.228
مبناي انتخاب ما جهت نامبردن از جريان‌هاي موجود غير شيعي، کرسي‌هاي پارلمان است که توسط احزاب يا جريان‌هاي غير شيعي کسب شده است.
در تحولات اخير عراق مخصوصاً در عرص? انتخابات، از مجموع 325 کرسي پارلمان عراق در سال 2010، جريانهاي اسلام‌گراي غير شيعي حائز 120 کرسي به شرح زير شدند:
احزاب و جريانهاي سنّي به جز ليبرال‌هاي سني که 3 کرسي را کسب نمودند (جبهه توافق 44 کرسي، مردم عراق و جبهه گفتوگوي ملّي عراق 11 کرسي، ليبرالهاي سنّي 3 کرسي) جمعاً 55 کرسي را کسب کردند.229

پس از طرح شماي کلي جغرافيايي(تاريخي، انساني و اقتصادي) عراق و نيز توصيف، تبيين و تحليل مؤلفه‌هاي اجتماعي شيعيان عراق به طور عمومي اينک به بخش اصلي تحقيق خواهيم پرداخت. جايز است که منظور خود را از عنوان تحقيق، ارائه داده و از اين پس در هرجاي تحقيق که نامي از عنوان انتخاب شده ذکر شد، محقّق مطمئن باشد ابتدا ذهنيت خود و ديگران را از موضوع تحقيق شفاف کرده‌است.
منظور از “جريان‌هاي عمد? شيعي در عراق معاصر” با توجه به گرايش‌هاي شديد قوميتي حاکم بر اين کشور به جريان‌هاي اسلام‌گرا و ليبرال-سکولاري گفته مي‌شود که در رأس آنها شيعه‌اي شناخته شده حضور داشته باشد حال ممکن است معيار عمل خود را، تفسيرش از آموزه‌هاي شيعي بدانند، يا به گونه‌اي ديگر در عرص? سياسي اجتماعي جديد عراق عمل نمايد. حال ممکن است تشکّل سازمان يافت? شيعي (همچون مجلس اعلاي اسلامي عراق، حزب الدعو? الاسلامي?، حزب فضيلت اسلامي، و صدريون) مورد بحث بوده، يا فردي شيعي که در رأس يک جريان اجتماعي- سياسي است و محلّ فعاليت خود را در محدود? مرزهاي جغرافيايي عراق ترسيم کرده (همچون العراقيه به رهبري أياد علاوي و کنگر? ملّي عراق به رهبري احمد چلبي) حال ممکن است موضع تأثيرگذاري در جامع? عراق از سوي فردي مستقل امّا سرشناس گرفته شده باشد. از آنجا که تاريخ معاصر عراق نشان دهند? جايگاه مستحکم مراجع و رهبران ديني مي‌باشد ما از انتخاب يک مفهومي با عنوان “جريان حوزه و مرجعيّت” (همچون حوزه نجف و آيت الله العظمي سيستاني دامت برکاته ، حوزه کربلا و آيت الله العظمي شيرازي دامت برکاته و حوزه سامرّا و مراجع تأثيرگذار بر روند بهبود وضعيت اجتماعي- سياسي نه تنها شيعيان عراق بلکه اقليّت‌هاي ساکن در اين کشور) خودداري نموده‌ايم؛ در همين حال قابل ذکر است که اکثر جريان‌هاي شيعي موجود در عراق معاصر هويّت و موجوديت خود را با مرجعيّت و حوزه گره‌خورده مي‌دانند. لذا ما يکي از متغييرهاي منتخب جهت مطالع? جريان‌هاي عمده شيعي در عراق معاصر را با عنوان “تعامل با حوزه و مرجعيت ديني” انتخاب نمود‌ه‌ايم. در ادامه به اين پرداخته مي‏شود که جريان اهل تشيّع در عراق مانند جريان اهل سنّت يکدست نيست، بلکه خود داراي اختلافات و دسته‎بندي‎هاي دروني مي‎باشد که نگارنده آن را در قالب دو جريان : 1) اسلام‌گرايان شيعي 2) سکولار-ليبرال شيعي، در فصل آتي مورد بررسي قرار مي‎دهد.

فصل سوّم: جريان‌هاي عمد? شيعي در عراق معاصر

جريانهاي عمده شيعي چه جايگاهي در عرصه سياسي عراق پس از صدام دارند؟ براي پاسخ به اين سئوال ضروري‌ است به سئوالات مقدماتي‌تري پاسخ داد؛ از جمله اينکه اين جريان‌ها در دور? پس از صدام، با توجه به شرايط و تحوّلات سياسي-اجتماعي جدي در اين کشور، براي کسب جايگاه مناسب خود در عراق جديد به چه اقداماتي دست زدهاند؟ نقاط اشتراک و اختلاف جريان‌هاي مذکور کجاست؟ و نهايتاً اين بخش را با بررسي واکنش جامعه عراقي در برابر حرکتها و اقدامات شيعيان عراق براي رسيدن به حقوق پايمال شده خود به انتها خواهيم رساند.
پيش از ورورد به بررسي جريان‌هاي اسلام‌گراي شيعه در عراق چند نکته را اشاره خواهيم نمود:
1. اين جريانها با تمسّک به مؤلفه‌هاي مذهبي آموزه‌هاي ديني همچون: تقيّه، جهاد، ولايت، انتظار، مهدويت و… موتور محرک? پويايي جامعه را در زمان‌هاي مختلف با جهت‌گيري‌هاي متفاوت به تحرک واداشته‌اند آنچنان که پژوهشگران خارجي معتقدند: “مذهب تشيع به سبب پيام بنيادين خود (مهدويت) قادر است در دراز مدت يک نيروي انفجاري عظيم در دل خود حمل کند.”230
2. جريان‌هاي عمده شيعي از جمله فراگيرترين و مؤثرترين حرکت‌هاي مردمي هستند که در جوامع اسلامي231 باعث تحرک و پويايي آن جامعه گشته‌اند.
3. وجود مرجعيت و پويايي اجتهاد ديني در بستر سازمان روحانيت شيعه در طول تاريخ تشيع کارکرد ويژه‌اي را براي جامع? شيعي داشته است. لذا ارتباط تنگاتنگ جريان‌هاي فعال و مؤثر شيعي عراق با حوزه علميه عموماً، و مرجعيت ديني خصوصاً حاکمان خودکامه عراق را در دوران‌ها مختلف و بالاخص حزب حاکم بعث را به چالشي جدي کشاندند و امروزه نيز نقش مسلطي را در سپهر سياسي- اجتماعي عراق ايفا مي‌نمايند.
4. جريان‌هاي اسلام‌گراي شيعه همواره اسلام را در مرکز ثقل خود قرار داده و مجموعه‌اي از اهداف را براي خود ترسيم نموده‌اند که بتوان بوسيله آن اهداف، يک سياست‌گذاري اسلامي مشوق تلاش جهت ساختن جامعه‌اي ايده آل، مطابق با اصول اسلامي را پي‌افکنند. لذا بازسازي جامعه را مبتني بر ذهنيت اسلامي شروع کرده‌اند.
بخش اوّل: جريان‌هاي اسلام‌گراي شيعي عراق پس از صدام
ظهور جريان‌هاي شيعي اسلام‎گرا ويژگي عمد? توسعه سياسي و اجتماعي عراق بود. پس از کودتاي عبدالکريم قاسم و روي کار آمدن حزب بعث در سال 1378 ه.ق/1958م فضاي سياسي نسبتاً باز و پرتحرّکي در عراق پديد آمد و جريان‌هاي دين‌ناگراي ناسيوناليستي و سوسياليستي و کمونيستي عربي در قالب امواج توفند? فراگيري، جوانان مسلمان و شيعه عراقي را در خود جذب مي‌کرد232؛ همچنين “سرکوب سازمان يافت? شيعيان و اعمال تبعيض‌هاي آشکار، باعث نوزايي در انديش? سياسي و حوز? تفکر در بطن جريان‌هاي شيعي موجود و به خصوص حوزه‌هاي علميه در عراق شد”233. در چنين فضايي بود که اوليّن تشکل روحاني عراقي با عنوان “جماعه العلماء” به رهبري شيخ مرتضي آل‌ياسين در سال 1959م، به منظور مبارزه با جريان‌هاي فوق‌الذکر پديد آمد و به انتشار مجلّاتي234 در اين زمينه همت گمارد235. منابع کشمکش تفکر شيع? سياسي با رژيم بعث همچون: سکولار بودن رژيم، تنزل پيدا کردن اسلام به يک نظام اخلاقي درجه دوم، تنزل نقش روحانيان شيعه باعث شکل‌گيري جريان گسترده‌تري متشکل از روحانيون جوان سياسي جهان عرب مخصوصاً عراق در محيط‌هاي حوزه‌اي و مدارس نجف شد.
از جمله سيّد محمّد باقر صدر که ضرورت ايجاد يک تشکل سياسي اسلام‌گرا با عنوان “حزب الدعوه الاسلاميه” را جهت مبارزه با احزاب سياسي ملّي‌گرا و سوسياليست، و به قدرت رساندن تحصيل‌کرده‌هاي مسلمان عراقي، مرکّب از حوزوي‌ها و دانشگاهيان، احساس نمود؛ و بدين‌ترتيب جوانان تحصيل‌کرده عراقي را به سمت سازماندهي سياسي و تلاش براي دست‌يابي قدرت و حاکميّت سوق داد.236 شهيد محمدباقر صدر را مي‌توان “نمودار يک متفکر اسلامي به معناي درست کلمه دانست. او کسي بود که انديش?

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اتحاد اسلام، قرن نوزدهم، دولت - ملت، حقوق بشر Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تقسیم سود، گزارشگری مالی، پروژه های سرمایه گذاری، کیفیت گزارشگری