ویلیام جیمز، کرامت نفس، اجتماعی شدن

دانلود پایان نامه ارشد

.
نظریه اسمیت
کوپر اسمیت، خویشتن‌پنداری را عامل بسیاری مهمی در ایجاد رفتار می‌داند و عقیده دارد افرادی که خویشتن پنداری مثبت دارند، رفتارشان اجتماع پسندتر از افراد که خویشتن‌پنداری آنها مخفی می‌باشد. خویشتن‌پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره‌ی خود دارد. این عقیده و پنداره به تمام جوانب خود یعنی جنبه‌های جسمانی، عقلانی و روانی فرد مربوط می‌شود. تصورات انسان درباره هر یک از عوامل فوق، رفتار معین و مشخصی را بوجود می‌آورد. کوپراسمیت معتقد است خویشتن‌پنداری بر اثر تعامل بین عوامل زیر حاصل می‌شود:
الف) پندار والدین درباره فرد.
ب) تصورات و پندار دوستان و همبازیها در مورد فرد.
ج) تصور و پندار معلمان در مورد فرد.
د) تصور و پندار فرد درباره خود.
پنج عامل مرتبط با عزت نفس از دیدگاه کوپر اسمیت عبارتند از:
1. کودک احساس کند که اندیشه، احساس و ارزش او به عنوان یک انسان مورد پذیرش واقع شده است.
2. محدودیتها برای کودک شفاف، منصفانه، غیرظالمانه و قابل مذاکره باشد. به کودک آزادی نامحدود داده نشود. در نتیجه کودک به احساس امنیت خاطر می‌رسد و مبنایی روشن و مشخص برای ارزیابی رفتار او وجود دارد. در ضمن محدودیتها باید شامل معیارهای به اندازه کافی بالا باشند و با این حال آنقدر نه آنقدر بالا که کودک نتواند به آنان دست یابد. معیارها باید در دسترس باشند.
3. به کودک به عنوان یک انسان احترام گذاشته شود. پدر و مادر از خشونت و تحقیر و تمسخر بر علیه کودک استفاده نکنند. پدر و مادر نیازها و خواسته‌های کودک را جدی بگیرند و پدر و مادر بخواهند مقررات و قواعد خانوادگی را با محدودیتهای آن با کودک در میان بگذارند. به عبارت دیگر اقتدار بدون استبداد و اقتدارطلبی در کار باشد. پدر و مادر بهتر است به جای مجازات بیشتر به تقویتهای پاداش دهنده و مثبت توجه داشته باشند. به آنچه می‌خواهند و نه به آنچه نمی‌خواهند توجه کنند.
4. پدر و مادر معیارهای سطح بالا و انتظارات فراوانی از رفتار و عملکرد کودک دارند. نمی‌گویند (مهم نیست، سخت نگیر، می‌گذرد). به جای آن انتظارات و معیارهای خود را محترمانه، از وی خیرخواهی و غیرظالمانه به فرزندشان انتقال می‌دهند. از کودک می‌خواهند به بهترین شکلی که می‌تواند ظاهر شود.
5. پدر و مادر خود از عزت‌نفس بالا برخوردارند. آنها الگوی باور به توانمندی خود و حرمت نفس هستند. کودک آنچه را که باید مطابق آن ظاهر شود می‌بیند. با این وجود کوپر اسمیت اذغان می‌دارد که: (هیچ الگوی رفتاری پدر و مادر که بتوان آن را در مورد همه والدین تعمیم داد وجود ندارد). از این گفته کوپراسمیت به این نتیجه می‌رسیم که رفتار پدر و مادر به تنهایی رشد روانی کودک را رقم نمی‌زند (قراچه‌داغی، 1385).
نظریه ویلیام جیمز
به عقیده ویلیام جیمز9، عزت‌نفس عبارت است از نسبت توانایی‌های واقعی و عینی فرد با آنچه که خواستار رسیدن به آن است و آن را با فرمول ذیل نشان می‌دهد (سروریان، 1381).
= عزت‌نفس
بنابراین برای دستیابی “عزت‌نفس” ثابت افراد ملزم به برقراری چنین نسبیتی هستند، تا بتوانند به ارزشیابی تقریباً ثابت و استواری از”خود”برسند (سروریان، 1381).
عزت‌نفس از دیدگاه اسلام
در اسلام و متون اسلامی واژه‌ی “عزت‌نفس” با بیان گوناگونی آمده است، ولی در حقیقت مفهوم واحدی را بیان می‌کند، واژه‌هایی مانند کرامت نفس، احترام نفس، حریت نفس، نفسات نفس و شرافت ‌نفس به تکرار در روایات و احادیث دیده می‌شود (اسلامی‌نسبت، 1373). قرآن کریم از نفس به عنوان بزرگترین سرمایه آدمی یاد می‌کند و نفس را آنقدر ارزشمند می‌داند که اگر معامله‌ای صورت گیرد، جز با پروردگار عالم این معامله قرار گیرد، مگر در برابر خالق جهان امیرالمومنین (ع) در نامه‌ای خطاب به امام حسن (ع) که در نهج البلاغه آمده است می‌فرمایند:
“اکرم نفسک عن کل ذنبه” « نفس خویش را از هر پستی، بزرگ و برتر بدا» (اسلامی‌نسب، 1373).
انسان در مکتب اسلام از کرامت و عزت ذاتی برخوردار است، قرآن کریم ارزشهای متعالی را برای انسان مطرح می‌کند که همه دال بر برتری کرامت نفس انسان نسبت به بقیه موجودات می‌باشد. اسلام انسان را، خلیفه خدا بر روی زمین می‌داند (بقره، آیه 30). اسلام معتقد است که انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است، او آنگاه خویشتن واقعی خود را درک و احساس می‌کند که این کرامت و شرافت را در خود درک می‌کند و خود را برتر از پستی‌ها و دنائت‌ها و اسارت‌ها و شهوت‌رانی‌ها بشمارد (اسراء، آیه 7).
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:”حاجت‌هایتان را بخواهید و عزت‌نفس را از دست ندهید” اگر حاجت خودتان را با دوست و رفیقی مطرح می‌کنید تا آنجا که شرافتتان، عزت‌نفستان و سلامت نفستان پایمال نشود، مانعی ندارد. در نهج الفصاحه آمده است: “اطلب الحوائج به عزت النفس” :در طلب نیازها عزت‌نفس«خود» را حفظ کنید (اسلامی‌نسب،1373).
عوامل موثر در شکل‌گیری عزت‌نفس
در شکل‌گیری و پیدایش عزت‌نفس، عوامل متعددی از قبیل خانواده، همسالان، معلمان، واکنش‌های اجتماعی دیگران، خودواقعی و خودآرمانی نقش دارند.
نقش خانواده در تکوین عزت‌نفس
می‌دانیم که نخستین تحریکات و جایگاه اجتماعی شدن کودک،در محیط خانواده انجام می‌گیرد و روابط کودک با مادر خود، سنگ پایه روابط اجتماعی شدن او است. تحقیقی که مریتز و همکاران (1992) در مورد ارتباط بین ادراکات والد- فرزندی و عزت‌نفس فرزندان انجام دادند، مشخص کردند هر چه مادران ادراکات بهتر و سازنده‌تری نسبت به فرزندان خود داشته باشند، فرزندان آنها از عزت‌نفس بالاتری برخوردار خواهند بود. تحقیق مستندتری انجام گرفت، بوضوح مشخص کرد نه تنها کودکان عادی نمی‌توانند خودشان را با رفتارهای نامساعد خانواده وفق دهند، بلکه کودکان تیز‌هوش هم در چنین موقعیت‌هایی دچار اغتشاشات فکری- روانی می‌شوند. کودکی که از نظر توانایی‌ها از خواهر و برادر خود بالاتر است، اگر در خانواده‌ای که از لحاظ سطح اجتماعی، اقتصادی، نسبتاً پایین است پرورش یابد، از آنجا که در چنین خانواده‌ای کمتر به نیازها و توانایی‌ها و استعدادهای ویژه‌ی این کودکان کمتر توجه می‌شود، در نتیجه هیچ همگرایی بین عزت‌نفس کودک و استعداد و توانایی‌های ویژه‌ی وی وجود نخواهد داشت (موریس و فورنت،1993).
افزون بر روابط و رفتار نامساعد خانواده به گونه‌ی دیگر خانواده می‌تواند عزت‌نفس کودک دختر و شکل‌گیری طبیعی آن را به انحراف بنشاند و آن مربوط است به شبکه‌ی بیمارگونه‌ی حاکم بر خانواده نظیر جدایی والدین، طلاق، اختلافات خانوادگی و… چرا که چنین محیطی منجر به جوی متشنج، از هم پاشیده، نابسامان و ناراحت کننده می‌شود و مکانیسم همانندسازی که در شکل‌گیری عزت‌نفس نقش فزاینده و اساسی دارد، در هم شکسته می‌شود و کودک دستخوش تعارض و کشمکش‌های روانی، احساس حقارت و خود کم بینی می‌گردد و در نهایت چنین محیطی تاثیرات سوء و مخربی بر پیدایش عزت‌نفس و چگونگی شکل‌گیری آنان دارد، همچنین اگر والدین زیاد از حد نسبت به فرزندان خود محبت کنند و هدف‌های سهل‌الوصول برای آنان فراهم آورند و یا برعکس اگر فرزندان خود را، بزرگسالان کوچک بپندارند و انتظارات بزرگسالان را از آنها داشته باشند و کودک را با مشکلاتی مواجه سازند، ضربات مهلک و کشنده‌ای به عزت‌نفس کودک وارد خواهند آورد، چرا که در حالت اخیر کودک خود را بی یار و یاور می‌پندارد، تصور می‌کند که تمام درها بر روی وی بسته است، در نتیجه اطمینان خاطر خود را از دست داده و حس حقارت در او پیدا می‌شود، بنابراین در دوران اولیه‌ی زندگی تا آنجا که ممکن است موفقیت‌های کوچک را زیاد و شکست‌های او را کمتر کرد، زیرا که شکست برای خردسالان مانع شکل‌گیری عزت‌نفس سالم آنها می‌گردد (شاملو، 1368).
نقش همسالان و معلمان در تکوین عزت‌نفس
یکی از عواملی که تقریباً بعد از 7 سالگی نقش گسترده‌ای در تشکیل عزت‌نفس دارد، الگوی رفتاری همسالان و معلمان می‌باشد. به غایت یکی از موثرترین و مهمترین عواملی که می‌تواند نقش وافری در شکل‌گیری طبیعی عزت‌نفس داشته باشد، الگوی رفتاری آموزگاران و دوستان می‌باشد، زیرا که کودک بر اساس مکانیزم همانندسازی و درون‌فکنی بسیاری از الگوهای رفتاری دوستان و آموزگاران را از آن خود می‌کند و به همان اندازه که این الگوها را از آن خود می‌کند به همان اندازه هم احساس ارزش و کفایت می‌کند به همین دلیل در این دوره اغلب پسران و دختران سعی می‌کنند، رفتارهای مربوط به جنس خود را انجام دهند، بنابراین اگر معلم انعطاف پذیر باشد و احساسات مثبت و گرم ابراز دارد و از اصول تقویت در شکل‌دهی رفتار دانش‌آموزان استفاده نماید و اجازه اظهارنظر را به دانش‌آموزان بدهد، نه تنها عزت‌نفس کودک در مسیر طبیعی شکل می‌گیرد، بلکه از هر گونه ناسازگاریهای رفتاری کودک جلوگیری به عمل می‌آورد. اما چنانچه رفتار معلم تعارض‌آمیز باشد وبه تنبیه‌های عملی متوسل شود تکالیفی ورای توانش‌های ذهنی به دانش‌آموزان بدهد، به طوری که دانش‌آموزان دائماً با شکست مواجه شوند و دانش‌آموزان مورد تمسخر و القاب ناپسند قرار گیرد، درآن صورت عزت‌نفس وی نزول پیدا خواهد کرد (واتسون و همکاران، 1983).
نقش خود واقعی و خود آرمانی در تکوین عزت‌نفس
خود‌‌واقعی اساسی‌ترین مولفه‌ی شخصیتی در نظریه‌ی راجرز است و عبارت از مجموع ادراکات و ارزشهای آگاهانه‌ی من از خود. اما خودآرمانی مربوط به آن خودی است که میل داریم به آن برسیم، به عبارتی دیگر خودآرمانی مجموعه‌ای از افکار تخیلی است که در عالم واقعیت وجود خارجی ندارد و بر اساس آن انسان کمال طلب می‌شود، در مورد آینده خیال‌پردازی می‌کند و انتظارات و اهداف خود را درباره‌ی آینده شکل می‌دهد. هر اندازه شکاف بین خودآرمانی و خودواقعی بیشتر گردد، به همان نسبت ناکام می‌ماند و این ناکامی‌های مداوم زمینه را برای عزت‌نفس پایین فراهم می‌کند. تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که در افراد روان رنجور در مقایسه با افراد عادی، تضاد بین خودآرمانی و خود واقعی زیادتر باشد. به همین جهت این افراد از درجات پایینی از عزت‌نفس برخوردارند، بنابراین عدم همگرایی فرایند بین خودواقعی و خود آرمانی از عزت‌نفس برخوردارند، بنابراین عدم همگرایی فرایند بین خودواقعی و خودآرمانی از آنجایی که منجر به ناکامی و شکست‌های پی در پی می‌گردد، یکی از عوامل مهم در بوجود آمدن عزت‌نفس پایین می‌باشد (شاملو، 1368).
ابعاد عزت‌نفس
عزت‌نفس دارای ابعاد مختلفی چون: عزت‌نفس خانوادگی، عزت‌نفس تحصیلی، عزت‌نفس اجتماعی، عزت‌نفس بدنی و عزت‌نفس کلی است. احترام به خود در خانواده، احساسات کودک را نسبت به خود به عنوان عضوی از خانواده منعکس می‌سازد. کودکی که احساس می‌کند عضو با ارزشی از خانواده است، وظیفه خود را به نحو احسن انجام می‌دهد و به لحاظ محبت و احترامی که از سوی اعضای خانواده دریافت می‌کند، احساس احترم به خود مثبت کسب می‌کند. عزت‌نفس تحصیلی به ارزیابی فرد از خود به عنوان دانش‌آموز مربوط می‌شود. زمینه اجتماعی عزت‌نفس احساسات کودک را در مورد خویش به عنوان یک دوست شامل می‌شود: آیا سایر بچه‌ها او را دوست دارند؟ به عقایدش احترام می‌گذارند؟ آیا از برخورد با همسالانش احساس رضایت می‌کند؟ کودکی که نیازهای اجتماعی‌اش برآورده شده باشد، از عزت‌نفس اجتماعی خود رضایت دارد. احترام به خود بدنی ترکیبی از ظاهر جسمانی و قابلیت‌های بدنی است. نوعاً دخترها بیشتر نگران ظاهر بدنی خود و پسرها نگران توانایی بدنی و ورزشی خود هستند. بالاخره احترام به خود کلی، ارزیابی جسمی از خود است و بر اساس ارزیابی فرد از اکثر خصوصیات خودش است. احترام به خود کلی در احساساتی از قبیل من فرد خوبی هستم جلوه‌گر می‌شود (پوپ،2005). عباس‌نیا (1378) عزت‌نفس را دارای سه بعد تحصیلی (خواندن، ریاضی و…)، اجتماعی (ارتباط با والدین، ارتباط با دوستان) و جسمانی (توانایی جسمانی و ظاهر جسمانی) می‌داند. و معتقد است که در طول سالهای مدرسه واکنش اطرافیان و اولیای مدرسه در چگونگی عزت‌نفس تاثیر دارد، ضمن اینکه دختران و پسران به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره کاروانسرا Next Entries کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، بهداشت روان