ورودی شهر، پوشش گیاهی، این همانی

دانلود پایان نامه ارشد

ناگهانی در کالبد یا فعالیتها در دو طرف ورودی نیز مانع از جدایی قطعی و یکباره د فضا می شود. اگر حال و هوای فضاهای بلافصل دو طرف ورودی تا حدودی به هم شبیه باشد، فرد با پشت سر گذاشتن یک فضا، گذر از ورودی و رسیدن به فضای بعدی همچنان خود را در محیطی نسبتا آشنا می‎یابد و فرصت خواهد داشت فرایند نفوذ از یک رصه به دیگری را به یاد آورد، زیرا ارتباط آنها برایش محسوس بوده است. (پاکزاد 1386 ص125)
اگر این شرط را بپذیریم که ورودی یک فضاست، لازمست خود این فضا نیز نفوذ پذیر باشد، زیرا در غیر این صورت اساسا باتوقع نفوذپذیری از مکانهای وروددی در تعارض قرار میگیرد. برای آنکه بتوانیم فضایی را نفوذ پذیر بخوانیم، باید بتوان در آن به فعالیت پرداخت. ابتدایی ترین فعالیتی که در خصوص ورودی به ذهن هر کس خطور می کند، حرکت است. اما برای ادراک فضای ورودی و فضاهای ماقبل و ما بعد آن، در برخی موارد سکون و فعالیتهایی که واجد این خصلت هستند، نیز ضروری به نظر می رسند. بنابراین ورودی باید در صورت نیاز بستر فضایی لازم برای انجام فعالیتها ی متنوع را فراهم آورد. در این راستا باید رفتارهایی را که در یک ورودی انجام پذیر هستند شناسایی نمد و تسهیلات و امکانات مورد نیاز آنها را مهیا ساخت. بههمین دلیل است که بلوارها و فلکه های وسیع و خالی از فعالیت که حتی به فرد فرصت مکث و انتخاب مسیر را در بدو ورود به شهر نمی دهند، نمی توانند نقش ورودی یک شهر را به عهده گیرند. از طرف دیگر نفوذ پیر بودن یک ورودی در گروی آن است که فضا از گشادگی متناسب با مقتضیات عرصه‎های دو طرفش و میزان فعالیتی که در ان انجام می شود، برخوردار باشد. برای مثال ورودی یک خیابان شهری نمی تواند فضایی تنگ باشد در حالی که شاید تنگ شدن ورودی یک خیابان محلی چندان نامطلوب نبوده، به حفظ حریم خصوصی آن کمک می کند. (همان منبع ص130)

2-10 توقعات موردی از ورودی شهر
در گذشته نخستین اصویری که از هر شهر در ذهن مسافران نقش می بست، ورودی آن بود. پس از مدتها گذر از میان بیابان یا کوهستان، با رسیدن به مزارع و باغات اطراف شهر کم کم احساس نزدیک شدن به یک مجتمع زیستی به فرد دست می داد. با عبئر از بین آنها، مسافر به دروازهای می رسید که چون در میان باروی شهر جای داشت، مدخل شهر محسوب می شد. گاه نیز این دروازه بدون اینکه بارویی در کار باشد، تنها حریمی را تعریف می کرد. در هر حال وجود دروازه بیشتر جنبه نمادین داشت و احساس ورود به شهر از مدتها پیش و به محض نمایان شدن سواد شهر و مزارع و باغات اطراف آن در مسافر بر انگیخته شده بود.
مانند هر ورودی دیگر شخص انتظار دارد که در زمان ورود پذیرفته شود و احساس ناخوشامد بودن به او دست ندهد. بنابراین اولین توقعی که از ورودی شهری می رود پذیرندگی است. خوانایی توقع دیگری است که از ورودی شهر انتظار می رود. حذف موانع دید و تنظیم سکانس بندی ها و سلسله مراتب بر این توانایی می افزاید. از سوی دیگر افراد انتظار دارند که ورودی هر شهر معرف خصوصیات و عناصر شاخص هویتی همان شهر باشد. از این رو تشخص هر ورودی که آن را از ورودی سایر نقاط متمایز کند اهمیت زیادی دارد (همان منبع ص136) .

2-10-1 پذیرندگی
در زمان ورود به هر شهر اولین توقعی که هر فرد در ذهن خود دارد حس پذیرفته شدن است، یعنی شخص انتظار دارد که در بدو ورود با فضایی مواجه شود که به او خوشامد می گوید. اما مسلما ورود به شهر با ورود به سایر فضاها تفاوتهایی دارد، اولین توقعی که شخص از ورودی یک شهر دارد، دلبازی است. حضور عناصر طبیعی، فضا را دلپذیر کرده و تغییر تدریجی از فضای طبیعی به مصنوع را ممکن می کند. به همین دلیل طرفین جاده می بایست با پوشش گیاهی محصور شود تا هم محصوریت جاده، سرعت افراد را کاهش داده و هم منظر جاده و ورودی را ضمن نزدیک شدن به شهر بهبود بخشد. این پوشش گیاهی حوزه ورودی را به عنوان یک مکان خاص تعریف کرده و به ایجاد سلسله مراتب حرکتی کمک می کند. علاوه بر کاشت پوشش گیاهی، حفظ مناظر و عناصر طبیعی اطراف در طرفین ورودیها اهمیت زیادی دارد.
دید به این عناصر از قبیل دشت یا جنگل، کوه یا دریا و مانند آن ضمن اینکه برای فرد مطلوب و لذت بخش است به او حس ورودد به محدوده شهر با خصوصیات خاص اقلیمی و طبیعی خود را می دهد. حفظ و تقویت دیدها و مناظر در تقویت دلبازی و مفرح بودن حوزه وزودیها نقش مهمی دارند. به همین دلیل باید دقت شود که دیدها توسط عناصر کالبدی و احجام مصنوع بسته نشوند. عرض مسیر و طول هر قطعه از آن می بایستی در هر قوس و انحناء به گونه ای باند که مانع از دیده شدن این عناصر و نشانه ها نشوند. به همین جهت باید در ناطی که این عناصر دیده می شوند، دیدها گشوده شوند.
مسئله دیگر در ایجاد حس مطلوب برای افرادی که به شهر وارد می شوند، راحتی است. از این جهت، ایجاد باندهای تندرو و کندرو در مسیر ورودیها اهمیت زیادی داردتا خودروهای عبوری بتوانند به مسیر خود ادامه داده و خودروهایی که قصد استفاده از خدمات بین راهی یا مراجعه به بناهای اطراف ورودی را دارند بتوانند بدون مزاحمت به کار خود بپردازند. دسترسیهای سریع و آسان به این نقاط اعم از رستوران، فروشگاه مواد غذایی یا سوغاتی و مانند آنها می بایست به راحتی ممکن باشد. بررسی و پیش بینی نیازهای مسافرین و نیز ساکنین محل و بقیه کاربریهای لازم برای آنها می بایست در کناره ورودیها در نظر گرفته شود. (همان منبع ص139)

2-10-2 خوانایی
نکته دیگری که بخصوص به دلیل حاکمیت سواره در ورودی شهرها اهمیت زیادی دارد، خوانایی است که به افزایش ایمنی و راحتی مسافرین کمک زیاد می کند. برای اینکه مسیری خوانا باشد ابتدا میبایست دارای وضوح کافی بوده و به راحتی رانندگان را هدایت کند. ادامه مسیر میبایست در روز و شب کاملا قابل رویت بوده و خالی از هر گونه مانع مزاحم برای دید باشد تا ایجاد مشکل و خطر نکند. به همین دلیل تنظیم شیبها و انحناء مسیر جاده طبق اصول طراحی راهها به نحوی که دید و منظر را مخدوش ننماید، اهمیت زیادی دارد. پارک خودروها در حاشیه باند تندرو و بخصوص تقاطعها و خروجیها و تغییرات ناگهانی در مسیر چه در عرض و چه در پستی و بلندیها کف مسیر باعث اختلال در حرکت می شود. عناصر موجود در اطراف و بعضا در میان جاده از جدول گرفته تا تابلوهای راهنما یا تبلیغاتی نمیبایست باعث مخدوش نمودن دید رانندگان شوند. یک نکته دیگر در خوانایی مسیرها مسئله راهبر ی است تا افراد بتوانند مسیر خود را به راحتی دنبال کرده و در جهت یابی خود هنگام ورود به شهر دچار مشکل نشوند. به همین جهت نشانه های شاخص شهر چه طبیعی و چه مصنوع میبایست قابل رویت باشند تا فرد بتواند موقعیت خود را با آن ارزیابی کند. به همین دلیل تابلوهای راهنمای تعیین مسیر می بایست در فاصله مناسب قرار داشته و خروجی ها نیز از فاصله مناسبی قابل رویت باشد. در این راستا، با ایجاد تمایز و تفاوت در جداره‎ها می‎بایست فرد را متوجه نزدیک شدن به نقطه تصمیم گیری کرد. برای اینکه دید فرد به نقطه مقصد هدایت شود لازمست که زاویه دید به تدریج به سمت مقصد کاهش یابد. در هر سکانس میبایست حدالقل یک عنصر یا نشانه شاخص از شهر دیده شود این سکانس ها می توانند به دلیل وجود پیچ و خم و انحناء مسیر و یا تغیییرات کالبدی و یا عملکردی د رمسیر باشند. در هر صورت تمی بایست انحناء دید رها شده و خالی باشد.
عامل دیگری که به خوانایی محل کمک می کند نظم است، ایجاد تقارن نسبی در طرفین و محصوریت یکسان در حوزه ورودی به منظم بودن این بخش کمک می کند.
وجود یک سلسله مراتب مشخص چه در ریتم حرکت و چه در جزئیات بدنه ها شخص را متوجه حرکت تدریجی از طبیعت به سمت محیط مصنوع می کند. به همین دلیل ترکیب تدریجی آنها و ظهور تدریجی سیلوئت و نشانه های شهر که به تدریج قوت می گیرندفرد را آماده ورود به شهر می کند. (همان منبع 141)

2-10-3 تشخص
نکته کیفی مهمی که مشکل اصلی ورودی شهرهای ما است عدم تشخص آنها می باشد. الگوی بی ماخذی که در تمام شهرهای ما چه ساحلی، چه کویری و چه کوهستانی تقلید می گرددجوابگوی نیازهای این شهرها نیست. ورودی شهر نشانگر هویت و شخصیت یک شهر است و نمی توانبا ایجاد فلکه و بلوار، چند تابلو و مجسمه آن را تعریف کرد.
نمی‎توان از اینک شهر، توریستی یا مذهبی یا صنعتی باشد صرفنظر کرد. برای تحق تشخص خاص هر ورودی لازم است که ورودی نماد چهره و شخصیت شهر باشد.
به همین دلیل از تقلید ورودی سایر شهرها جدا باید پرهیز شود و مسیر ورودی منطبق با تپوگرافی و کاراکتر طبیعی محل باشد. ورودی هر شهر می بایست سبک و مصالح بومی معماری در محل را معرفی کرده، صنعتی و توریستی بودن شهر را نشان دهد. سیلوئت هر شهر دارای نشانه ها و عناصر خاصی چه طبیعی و چه مصنوع است که در قدیم سواد شهر خوانده می شده و به مسافر اطلاع می داد که به آن شهر خاص رسیده است.
مسافرین و ساکنین شهر هنگام ورود توقع دارند که از شهر آن چیزی را در ذهن خود دارند، ببینند از این رو، این همانی و تطبیق چهره ورودی با تصویر ذهنی افراداهمیت زیادی دارد. به همین جهت حفظ نقاط خاطره انگیز اعم از بناها یا عرصه های طیبعی مانند تپه، آبگیر، چشمه و مانند آن به تقویت تصویر ذهنی آنان کمک زیادی کند. نیز حفظ نحوه ساخت و سازها به روشهای سنتی و بومی محل تاثیر بسیاری در حفظ این همانی با فضا دارد. حفظ خطوط تپوگرافی و پوشش گیاهی بومی و حال و هوای طبیعی محل نیز برای ارضاء حفظ این همانی افراد اهمیت زیادی دارد.
در این مورد همانگونه که قبلا هم اشاره شد می بایست تصویر ذهنی افراد از هر شهر و توقعات آنها چه توسط ساکنین و چه توسط مسافرین و گردشگران شناسایی شده و در طراحی ورودی مورد توجه قرار گیرد.
نکته مهم دیگری که اغلب ار آن غفلت می شود این است که با توسعه شهر، ورودی به بخشی از داخل شهر تبدیل می شود و محل جدیدی نقش ورودی را می یابد. این انعطاف و تبدیل پذیری می بایست در طراحی ورودیها به گونه ای اعمال شود تا زمانی که این بخش به شهر می پیونددضمن اینکه قابلیت ادغام با بافت را داشته باشد شخصیت و خاطره آن از میان نرود. کاربریها و کالبد جداره ها و احجام می بایست قابل تبدیل در جهت رفع نیازهای داخل شهر را داشته باشند و در صورت نیاز به ایجاد تغییرات در آنه، دانه های شاخص و کاربریهای خاص محل برای حفظ هویت و خاطره آن حفظ شوند. (همان منبع ص15047)

2 –11 نظریه پردازان جهانی
نظریه های مربوط به ساماندهی ورودی هاابعاد گوناگونی را مورد بررسی قرار می دهد، که در آن میان دو بعد فرهنگی و اقتصادی اساسی ترین ابعاد می باشند که در معاصر سازی اثر موثر می افتد. نظریه‎های مربوط به ساماندهی ورودی در نیمه دوم قرن نوزدهم بوجود آمده که نظریه پردازی در این مورد تا کنون نیز ادامه دارد.

2-11-1 جان راسکین (1900-1818)
راسکین حقوقدان اینگلیسی بود که با روی آوردن به هنر، ابتدا به نقد فلسفه هنر پرداخت و سپس روی به فلسفه اجتماعی آورد. «مطالعات عمیق زاسکین به او ثابت کرد که هنر و آثار هنری به طور چشمگیری از عوامل اجتماعی و اقتصادی تاثیر می پذیرد راسکین علت انحطاط هنر زمان خویش را در وضعیت اجتماعی – اقتصادی زمان صنعتی می بیند و در این مورد روابط و مناسبات تولید صنعتی را مقصر میداند» (مهندسان مشاور تالش 1373، پیشگفتار و حناچی 1378 ص 47) راسکین دو نظریه داشت که به قرار زیر است:
1 – منظر سازی : شهرها و بافت تاریخی مربوط به آنها در محیط طبیعی زیبایی قرار گرفته اندکه بنا به گفته راسکین به یکباره خلق نشده اند، بلکه از تعامل فضایی انسان ساخت و فضای طبیعی بوجود آمده اند.
2 – نظم اندامواره یا سازمند : به عقیده راسکین آنچه باعث زیبایی بافت های کهن شهری شده است، برخوردار بودن آنها از یک نظم اندامواره است، این نظم از قدرت خلاقه انسان و هستی سرچشمه گرفته است که هرچه پیشرفته تر باشد، نشاندهنده هوش برتر انسان است و بلعکس هر جه به بی نظمی صنعتی نزدیکتر باشد نشاندهنده از میان رفتن هنر ساختن است.

2 -11-2 کامیلو بویی تو (1914 – 1836)
محقق و معمار

پایان نامه
Previous Entries ورودی شهر، عرصه عمومی، عرصه خصوصی Next Entries استان گیلان، ساماندهی شهری، دریای خزر