ورودی شهر، فضای شهری، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

عمومی با فضاهای شهری – تقسیم و تغییر جهت حرکت و حل مسایل کالبدی و ایجاد هماهنگی بین بنا و فضاهای پیرامونی در نظر گرفته می شد.
بطور کلی ویژگیهای فضای ورودی بنا در کامل ترن شکل آن را می توان به دو دسته ویژگیهای ادراکی و عملکردی تقسیم نمود که انعکاس نحوه شکل گیری –جزء فضاهای ورودی و خصوصیات و ویژگیهای کالبدی و عملکردی آنهاست ویژگیهای ادراکی فضای ورودی بنا عبارتند از :دعوت کردن هویت بخشیدن ایجاد حس ورود آماده ساختن برای درک فضای جدید برقراری ارتباط ادراکی بین دو فضا. و ویژگیهای عملکردی فضای ورودی بنا عبارتند از : برقراری ارتباط فیزیکی بین دو فضا تامین امنیت و نظارت بر ارتباط هدایت کنترل و حضور در فعالیتهای روزمره شهر.
بنابراین نحوه شکل کیری فضاهای ورودی بناها در گذشته به منظور پاسخگویی به چند عملکرد اصلی و جنبی بوده که حاصل الگوهای رفتاری آداب و رسوم و سنن و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی آن دوران می‎باشد از آن زمان تا کنون دگرکونی تدریجی ارزشهای فرهنگی و اجتماعی و تحولات صورت گرفته در سنن و الگوهای رفتاری بسیاری از عملکردهای فضای ورودی بناها و ساختار فضایی کالبدی آنها را تا حد زیادی تغییر داده است. (همان منبع ص59)

2–5 بررسی عوامل موثر بر طراحی ورودی ها
بخش عمده شناخت ما از شهر در فضاهای باز شهری شکل می گیرد. این فضاها تصویر برجسته شهر را می‎سازند. ورودی شهرها به عنوان اولین نقاطی که اکثر مسافران با آن برمی خورند، بخش عمده تصویر اولیه شهر را شکل می دهد. تصاویر و حال و هوا و قوت مکان آنها در شکل دهی ذهنیت مخاطبان در رابطه با شهری که پیش رو خواهند داشت بسیار موثر است. به هم خوردن تسلسل مراتب در نظام کالبدی شهرها سبب شده تا ورودی شهرها که یکی از حلقه های این اتصال است، عملکرد مناسبی نداشته باشد، نقش خود را به خوبی ایفا نکنند و حامل پیام، معما و یا تصویری از شهر نباشد. (حبیبی ومقصودی1381ص 95)

2-6 نحوه تاثیرگذاری نقش ورودی در طراحی
در گذشته ورودی ها محل انجام تبادلات اقتصادی و اسکان موقت کاروانسراها و مکان انجام مراسم اجتماعی بودند آنها نه تنها نقطه شروع شهر و مرز بین درون و بیرون به حساب می آمدند و در شکل گیری ساختار ذهنی مسافران از شهر نقش اساسی داشتند، بلکه دارای عملکردهای ارتباطی، نظارتی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی نظیر گذران اوقات فراغت، مجازات محکومین، تماس ها و مبادلات اقتصادی، بدرقه و استقبال نیز بودند. با این تعاریف زمینه شکل گیری فضایی پیرامون دروازه ورودی و بسط مفهوم ورودی از یک مرز و یا سطح عمودی برای عبور که با عنصر شاخص دروازه تعریف می شد، به فضایی خاص از نظر عملکردی فراهم می شد.
ورودی های امروز تنها به عنوان عنصری جهت مشخص کردن محدوده شهر عمل می کنند. آنچه که امروزه در ورودی شهرها مشاهده می شود تنها تقلیدی ناآگاهانه از کالبد و شکل ظاهری دروازه هاست؛ لذا در ذهن طراح تعریف ارائه شده از ورودی تاثیر خود را در برنامه ریزی فعالیت ها و عملکردهای ورودی خواهد گذاشت. نقش نشانه ای یا نقش ارتباطی ورودی می تواند در برنامه ریزی تاثیر فراوانی بگذارد. (گلشن، حبیبی 1378ص 38)
1-  تاثیر سرعت، حرکت و زمان بر طراحی
بخش عمده ادراک ما از فضا، نخست بصری است که ادراک بصری خود در وهله اول فضایی نیز است. با حرکت در فضا، محیط اطراف به صورت توالی محرک های بصری تجربه می شود و نسبت به میزان ارتباط بین محرک های مختلف در یک فضا به صورت منسجم درک شده و حس خاصی نسبت به آن مکان پیدا می‎شود. در این حالت، فضا دارای حس مکانی قوی و پرمعنایی خواهد بود و پیوسته و کامل به نظر می‎رسد. ولی اگر عناصر موجود در فضا، پیوستگی و ارتباط لازم را با یکدیگر نداشته باشد، فضا مبهم و ناهنجار جلوه می کند و از نظر بصری، فاقد انسجام و حس مکان خواهد بود. امروزه با ورود اتومبیل، سرعت و نوع حرکت در گذشته متفاوت است. لذا ترکیب بافت لبه شهر باید به گونه ای باشد که با سرعت حرکت ناظری که به شهر نزدیک می شود، هماهنگی داشته باشد. اگرچه بافت لبه و ورودی شهر امروز حتماً مقیاس و ترکیبی متفاوت از شهر قدیم خواهد داشت؛ اما مفهوم بنیادین ورودی ما همان است.
تغییر سرعت ورود ناظر و متحرک بودن آن موجب می شود تا ورودی نه به عنوان یک نقطه بلکه به صورت مسیر تعریف شده و مجموعه ای از سکانس های متوالی را برای ناظر به نمایش بگذارد. (همان منبع قبلی ص109)
2- بررسی تاثیر منظر سایت بر طراحی:
مسافر یا گذرنده از شهر، هنگام نزدیک شدن به شهر باید بتواند تصویری کلی از بافت و زندگی شهر را در ذهن خود مجسم بدارد. گستردگی این تصویر و جامعیت آن با نزدیک شدن به شهر و نیز شکل بستری که شهر در آن قرار گرفته، متفاوت است. بی توجهی به زمینه، امری است که موجب بی هویتی هرچه بیشتر شهرهای امروز شده است. ورودی شهرها فارغ از موقعیت قرارگیری شان در فرم‎ها و اشکالی مشابه همدیگر شناخته می شود و بار معنایی خاصی را به دنبال ندارد. (همان منبع ص56)

2-7 نقش های تعریف شده برای ورودی
ورودی، تاکیدی بر گذار و انتقال. ورودی به مثابه منتقل کننده آگاهی و اطلاعات. ورودی به مثابه توقفگاه. ورودی به مثابه حلقه واسط در گذر از دو فضای متفاوت. ورودی به مثابه مرز جدایی شهر از حومه (شروع شهر و اتمام حومه). ورودی به مثابه عنصر هدایت کننده. ورودی به مثابه نشانه شهری. ورودی، نقطه آغاز سازمان فضایی شهر (نقطه شروع استخوان بندی). ورودی به مثابه منطقه امن. ورودی نقطه فعال شهر از نظر اجتماعی و محل شکل گیری خاطرات جمعی. ورودی به مثابه تعریف کننده سلسله مراتب ورود. ورودی، انتقال حس معنوی. ورودی، میدان مهم شهری. ورودی محلی برای گذران اوقات فراغت. ورودی، فضای مبدل حرکتی. ورودی مکمل شهر.
از میان حالتهای کلی مطرح شده، نقش ورودی به عنوان نقطه انفصال حومه و شهر و نقطه ورود به سازمان فضایی شهر مهمتر از بقیه تشخیص داده شده است. پذیرفتن این نقش لزوم احساس ورود، احساس عبور از فضای واسط و خاطره انگیزی و نشانه بودن در فضا را تاکید می کند. از آنجا که در این میان ورودی نقش واسط را بازی می کند، لذا به عنوان مبدل حرکتی (پایانه‎ها و ایستگاه های اتوبوس و تاکسی) و کارکردی (به دلیل ارتباط با شهر لزوم ارتباط با آن و استخوان بندی شهر و قرارگیری کاربری‎های واسط الزامی است)، نیز عمل می کند. نکته حائز اهمیت در رابطه با نقش ها و برنامه های یاد شده این است که اگرچه هیچ یک به تنهایی نمی تواند پاسخگوی ویژگی های کلی فضای ورودی شهر باشد؛ اما در این میان بعضی سناریوها هماهنگی بیشتری با ویژگی ورودی شهر دارد، بنابراین انتخاب یک یا دو نقش ازآنها وجه کلی فضا را مشخص کرده و به معنای نفی سایر گزینه ها نیست.
ورودی های امروز تنها به عنوان عنصری جهت مشخص کردن محدوده شهر عمل می کنند. آنچه که امروزه در ورودی شهرها مشاهده می شود، تنها تقلیدی ناآگاهانه از کالبد و شکل ظاهری دروازه هاست. در حالی که مسافر یا گذرنده، هنگام نزدیک شدن به شهر باید بتواند تصویری کلی از بافت و زندگی شهر را در ذهن خود مجسم بدارد. گستردگی این تصویر و جامعیت آن با نزدیک شدن به شهر و شکل بستری که شهر در آن قرار گرفته، متفاوت است. بی توجهی به زمینه، امری است که موجب بی هویتی هرچه بیشتر شهرهای امروز شده است. (حبیبی ومقصودی1381ص 125)

2-8 ورودی شهر امروز صحنه تناقض و تضاد
در گذشته نخستین تصویری که از هر شهر در ذهن مسافرین نقش می بست ورودی آن بود. پس از مدت ها گذر از میان بیابان یا کوهستان با رسیدن به مزارع و باغات اطراف شهر کم کم احساس نزدیک شدن به یک مجتمع زیستی به انسان دست می داد؛ یا عبور از بین آنها، مسافر به دروازه ای می رسید که چون در میان باروی شهر جای داشت، مدخل شهر محسوب می شد. گاه نیز این دروازه بدون اینکه باروی در کار باشد، تنها حریمی را تعریف می کرد. در هر حال دروازه بیشتر جنبه نمادین داشت و احساس ورود به شهر از مدت‎ها پیش و به محض نمایان شدن سواد شهر و مزارع و باغات اطراف آن در مسافر برانگیخته شده بود. در واقع از جایی که ردپای دخل و تصرف متمرکز انسان در محیط طبیعی نمودار می گشت، مقدمات ورود فراهم می شد و شهر خارج از دروازه اش به استقبال مسافر می آمد. پس از گذر از دروازه نیز باغات درون شهر همچنان مسافر را تا مسافتی همراهی می نمودند تا اینکه نهایتاً وارد شهر شود. به این ترتیب ورود به شهر رویدادی نبود که در یک لحظه و یک نقطه به وقوع پیوندد، بلکه زمان و عرصه‎ای را به خود اختصاص می داد. تمامی این عرصه در واقع نقش ورودی را بازی می کرد. این عرصه قابلیت این را داشت که ضمن استقبال از مسافر، وی را به ÷هنگام خروج از شهر نیز بدرقه کند زیرا در دو طرف دروازه بسط پیدا کرده بود.
تمامی این آداب ورود در شرایطی برگزار می گردید که نظام حرکتی تنوع سرعت چندانی نداشت. حمل و نقل توسط حیوانات انجام می شد و سرعت آنها چندان با سرعت پیاده فرق نمی کرد. بنابراین ورود به شهر به آهستگی انجام می گرفت. در این سرعت حتی یک دروازه می توانست به مسافر تذکر دهد که در حال عبور است. با این وجود به یک دروازه به عنوان ورودی شهر بسنده نمی شد. بر این مبنا در شرایط فعلی که سرعت حرکت میان شهرها به شدت افزایش یافته است، نیاز به وجود چنین فیلتری که سرعت جاده را به سرعت درون شهری تبدیل نماید و مسافر را آماده مواجهه با شهر کند، به شدت احساس می شود. بدیهی است که هرچه سرعت بالاتر می رود عرصه بیشتری باید در اختیار فرد قرار گیرد تا در سرعت بالا مجال ادراک ورود به شهر را داشته باشد. هرچه قدر این عرصه با روحیه استقبال و بدرقه هماهنگ تر باشد، در این راستا کمک موثرتری خواهد نمود. (همان منبع ص140)
از اینجاست که لزوم پرداختن به ورودی شهر به عنوان یک فضای شهری مطرح می شود و اهمیت آن در این است که ورودی، نخستین فضای شهری مطرح می شود و اهمیت آن در این است که ورودی، نخستین فضای شهری است که هرکس به هنگام ورود به شهر با آن مواجه می گردد. این در حالی است که ورودی شهرهای کوچک و بزرگ ما از چنان وضعیت ناهنجاری برخوردارند که هیچ احساسی از رسیدن با شوق ورود در مسافر بر نمی انگیزد و تصویری مطابق با توقع وی از ورودی یک شهر در ذهن ایجاد نمی کند.
امروز در این گونه بندی ورودی شهرهایمان به طور معمول با دو صحنه روبرو هستیم:
1- صحنه ای خودجوش که توسط ساکنین حوزه به صورت غیر قانونی اجرا شده است و از هیچ الگوی از پیش فکر شده‎ای تبعیت نمی کند.
2- صحنه ورودی هایی که بر اساس الگویی نامعلوم با دخالت مدیران شهری شکل گرفته است.
صحنه اول معمولاً مربوط به شهرهای کوچک و آبادیهایی است که بر سر راه های مواصلاتی مهم کشور قرار گرفته‎اند. ورودی های فرعی شهرهای متوسط و بزرگ ما نیز با چنین صحنه ای دست به گریبان هستند. فارغ از اینکه شهرهای مورد نظر کویری، ساحلی یا کوهستانی باشند. مناظر مشابهی در ورودی به آنها به چشم می خورد. تنها عاملی که به راننده و مسافر اعلام می کند که به شهر نزدیک شده، تابلویی است که شروع شهر را اعلام و خوشامد می گوید مکانی که می بایستی معرف شهر بوده، به عبارتی ویترین نمایش هویت شهر و ارزش های نهفته در آن باشد به نخاله، زباله دان و تبعیدگاه (صفوف مزاحم) تبدیل شده است. بناها اغلب نیمه کاره وکثیف بوده، شانه های خاکی جاده پر از چاله های ریز و درشت می‎باشند. صف طویلی از توده های انباشت نخاله که ماحصل ساخت و سازهای شهری است، لکه های بزرگ و سیاه روغن و بالاخره زباله های پراکنده مسافرین، عرصه اطراف به اصطلاح ورودی را پوشانده‎اند. بناها اکثراً بدون برنامه و خودجوش شکل گرفته‎اند. نه توالی آنها دارای نظمی است و نه احجام و جداره های آن طراحی و تعریف شده اند. ساکنین و مسافرین از هر محلی که بخواهند از جاده عبور می کنند در کنار جاده می‎نشینند، کودکان و حیوانات خود را بدون توجه به سرعت بالای خودروها در اطراف جاده ها رها می‎کنند. (همان منبع ص167)
وجود تابلوهای هشداردهنده نیز کمکی نمی کند. ورودی های فرعی شهرهای متوسط و بزرگ نیز به علل مختلف از جمله نبودن در

پایان نامه
Previous Entries ورودی شهر، معماری سنتی، جهان بینی Next Entries ورودی شهر، عرصه عمومی، عرصه خصوصی