وجود خداوند، صرف الوجود، انسان کامل

دانلود پایان نامه ارشد

به وسيلهي آن انسان متناهي با خداي نامتناهي ارتباط برقرار ميکند و علم لدني را از خدا دريافت ميکند114. بنابراين بين معناي تجربهي ديني و مکاشفه و مشاهده در لسان عرفاء نزديکي زيادي وجود دارد. اگر چه بين اين دو اصطلاح تفاوتهاي جزئي وجود دارد. و حتي اين دو اصطلاح در اصول و مباني و غايات داراي تفاوتهاي عرضي وتفاوت دربرداشت و تفاوت دو ديدگاه دربارهي يک موضوع است. گويي اين دوگروه يک موضوع را به دو شيوه مينگريستند و دو گونه دربارهي آن سخن گفتهاند. به عبارت ديگر همانگونه که مشرب غربيها بيشتر حسي و تجربي است اين موضوع را به صورت حسي و تجربي انگاشتهاند، اما مشرب علماي اسلامي بيشتر عقل گرايانه و شهود گرايانه است و لذا پايه آنرا نوعي شهود و مشاهده (مکاشفه) نهادهاند. بنابراين تفاوت اين دو اصطلاح تفاوت جوهري و ماهوي نيست، بلکه بيشتر تفاوت عرضي و تبعي است. ما در اين پايان‌نامه بر مشرب بزرگان خود، اين دو اصطلاح را در معنايي نزديک به يکديگر قصد ميکنيم.
راههاي شناخت از ديد عارف
عارف به صورت کلي سه راه شناخت براي خود معرفي115 ميکند: 1- قلب 2- عقل 3- حدس.
1- قلب:
عارف قلب را يکي از راههاي شناخت ميداند،116 اما مراد او از قلب، اين قلب محسوس که جزء اعضاي بدن است نيست. بلکه مرتبهاي از روح است که با امور غير محسوس در ارتباط است. لذا بحث از ماهيت و ويژگيهاي قلب براي عارف از ارزش بالايي برخوردار است. عارف از احوال، مقامات، تغيير و تحولات قلب و مراتب شناخت آن مثل توکل، صبر و رضا صحبت ميکند.
حصول معرفت براي قلب نياز به شرايط و رفع موانعي دارد که ما بعداً به تفصيل آنها خواهيم پرداخت. مهمترين شرط براي معرفت قلبي وجود استعداد117 و ظرفيت پذيرش حقايق غيبي است. و مهمترين مانع آن چيزي است که عارف از آن تعبير به حجاب ميکند، حجابهاي حسي و آنچه قلب را داراي زنگار ميکند مانند هوي و هوس، و عقايد باطل است که بايد برطرف شود.
محل شناخت و تجربهي خداوند قلب است و احاديث و کلمات مختلف عرفاء آنرا تأييد ميکند. در حديث قدسي آمده است: “ما وسعني ارضي و لاسمائي و وسعني قلب عبدي المؤمن”. اين روايت و اين مضامين دلالت ميکند که راه شناخت خدا و علم شهودي به خداوند قلب انسان است و طلب اين شناخت از حس و عقل طلبي غير ممکن و دور از انتظار است.
2- عقل:
بحث دربارهي عقل و حجيت آن در عرفان بسيار مناقشه برانگيز است و کلمات بزرگان در اين زمينه خالي از صعوبت نيست. برخي ظواهر کلام عرفاء حجيت عقل را رد ميکند و برخي کلمات آنرا تأييد ميکند. اما آنچه به نظر درست ميرسد اين است که عقل داراي دو وجه است: (عقل بشري، عقل محض) و ميتوان بين آنها تفاوت گذارد. عقل بشري منبع118 علوم حسي و عقل عرفي است و عقل محض، منبع شناخت خداوند است. به عبارت ديگر آن عقلي که قدرت درک خدا را ندارد اين عقل ظاهر بين، جزئي نگر است. اما عقلي کلي و خالص شده از شوائب حسي119 و وهم و خيال قدرت درک حقايق غيبي را دارا ميباشند.
3- حدس
حدس همان بصيرت در اصطلاح عرفان است. اين اصطلاح در تفاسير شيخ سهروردي ديده ميشود. سهروردي انسان را داراي قوهاي ميداند که اشراق و نور را از عقل فعال دريافت کند. در حقيقت حدس قوهاي نفساني است که ارتباط سريع با عقل فعال پيدا ميکند. شيخ اشراق حدس را کمکي براي برهان در راه کشف حقايق ميداند. يعني قوهي حدس انسان مطلبي را درک ميکند. و برهان آنرا تحليل ميکند تا حقيقت آنرا دريابد. البته اينکه، راههاي عرفان را منحصر در اين سه روش کنيم و اين گونه آنها را تقسيم کنيم، داراي نقائص است که ما آنرا متذکر خواهيم شد. به طور کلي راههاي معرفت و نسبت اين روشها به صورت جالبي جدا نشده است و لذا ما در بحث فلاسفه به نظر صدرا که به نظر ميرسد راه درست و متقني است اشاره ميکنيم.

مراتب درک خدا در تجربه ديني
از آنجا که مهمترين موضوع در تجربهي ديني درک خداوند و مواجهه با امر قدسي است در اينجا به اين نکته ميپردازيم که عارف اسلامي چه مراتبي از اين تجربه را در حق خدا جايز ميشمرد. اما قبل از آن ما ناچاريم که مختصري دربارهي جهان بيني عارف صحبت کنيم.
قبل از هر چيزي اين نکته را يادآوري ميکنيم که در بيان کيفيت عوالم بين عرفاء اختلافهايي120 به چشم ميخورد و ما در اينجا به يک تقسيم اشاره ميکنيم.
به نظر عارف در عالم وجود موجودي به جز خداوند متعال وجود ندارد و ساير موجودات تجليات اويند. در اين ميان خداوند داراي يک مرتبه و مرحله است که کسي را به شناخت آن دسترسي نيست و آن مرحلهي غيب الغيوب و کنه ذات است. اين مرحله جزو عوالم نميباشد و خداوند منزه از هر موجودي است اما بعداز آن عوالم بر حسب ذات121 و صفات خدا تقسيم ميشود. خداوند داراي ذات، اسماء، صفات و افعال است و بر حسب اين چهار وجه، چهار عالم وجود دارند که مظاهر و تجليات آن صفاتاند. مظهر ذات خداوند، عالم لاهوت است. مظهر اسماء او عالم جبروت، و مظهر صفات او عالم ملکوت، و مظهر افعال او عالم ناسوت است عالم پنجم عالم انسان کامل است که (کون جامع) و مظهر عوالم مافوق خود است. بنابراين خداوند داراي پنج تجلي است.
حال بايد ديد کداميک از اين عوالم و تجليات قابل دسترسي است و تجربهي ديني و مشاهده نسبت به کداميک از اين عوالم امکان دارد. در اين ميان درک مقام غيب الغيوب براي بشر و غير بشر (فرشتگان) ممکن نيست. زيرا خداوند در آن مرتبه هيچگونه ظهوري ندارد و سراسر خفاء است. پس تجربهي ديني نسبت به اين مرحله ممکن نيست. هيچ نوع مکاشفه، معاينه و مشاهدهاي در اين مقام ممکن نيست لذا نبايد توقع نوعي تجربه ديني در اين مقام را داشته باشيم. دليل اين هم شدت نورانيت و شدت وجود خداوند در آن مرحله است. براي تقريب به ذهن مثال به ديدن خورشيد توسط چشم ضعيف ميزنيم که به صورت مستقيم ميسر نيست و باعث کوري چشم ميشود. دليل اين نکته بعدا به صورت مفصل خواهد آمد.
خداوند در مقام غيب الغيوب122 هيچ تعيني ندارد و صرف الوجود است و صرف الوجود و بسيط الحقيقه قابل دسترسي موجود مرکب نخواهد بود. اين مقام را عرفاء جزو عالم نميدانند، بلکه مافوق123 وجود و مافوق عالم است و عوالم پس از اين مرحله پي در پي ميآيند. حتي به عقيدهي عرفاء رؤيت خداوند در مقام احديت هم ممکن نيست زيرا شدت نوريت درآن مقام هم وجود دارد.
و لذا وقتي حضرت موسي عليه السلام از خداونددرخواست نمود که مقام ربوبيت خود را نشان دهد، جواب داده شد که اين مرحله هم قابل رؤيت نيست “قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي “124 در اين آيهي شريفه به مقام الوهيت اشاره نشده بلکه مرتبهي ربوبيت که به مراتب پايينتر است اشاره شده و آنرا هم غير قابل رؤيت دانسته است. بنابراين تجربهي ديني و مواجههي با خداوند فقط در برخي125 مقامات ومراحل اتفاق ميافتد و تجليات الهي به تمامه قابل درک نيستند. اما رؤيت خداوند در مقام احديت امري اختلافي است. استاد جوادي آملي آنرا امري ممکن ميداند. وي ميفرمايد که فقط در126 مقام غيب الغيوب که مقام عدم تعيين است رؤيت خدا ممکن نيست. اما در مقام احديت و پائينتر اين امر امکان دارد اما به نظر ميرسد اين قول صحيح نباشد، زيرا مرحلهي احديت مقام تجلي ذات بر ذات است و ذات خداوند فقط براي خود او قابل رؤيت است. به علاوه خداوند در اين مرحله بسيط مطلق است و بسيط مطلق به ادراک در نميآيد.
اما ملاصدرا ميفرمايد، علم و معرفت به مقام احديت هم واقع نميشود127، اما استاد جوادي آملي در تفسير احديت مطالبي را ميگويد گويي که مراد او از احديت همان مقام غيب الغيوب است.

چرا تجربه ديني و مکاشفهي ذات خداوند محال است؟
در بحثهاي گذشته بيان نموديم که تجربهي ديني داراي محدوديتهاي است و انسان امکان هر نوع مکاشفهاي را ندارد، در اين موارد انسان محدوديت دارد، اکنون به بيان دلائل اين نکته از زبان ملاصدرا ميپردازيم. ملاصدار سه عامل کلي را براي عدم درک و تجربهي ذات خداوند و مراتب عاليهي الهي بيان نموده است. هر چند مکاشفهي مراتب نازله امري ممکن است. 1- ضعف قواي ادراکي 2- وجود مانع و حجابهاي مختلف و متعدد 3- شدت وجودي حضرت ربوبي.
1- اولين دليلي که باعث ميشود درک مراتب عاليه الهي ممکن نباشد ضعف شديد قواي ادراکي ماست. “ظهور خداوند در تمام موجودات وجود دارد. … هر مرتبه‌اي که مخفي‌تر و پائين‌تر باشد ظهور آن براي قواي ادراکي ضعيف راحت‌تر مي‌باشد. و براي همين است که درک اجسام که در نهايت نقص هستند براي انسانها از درک فرشتگان و مجرّدات راحت‌تر است. زيرا فرشتگان به خاطر شدّت وجود و ظهورشان مورد درک بصر و فهم در نمي‌آيند و از حواس و وهم دورند.128
در عبارات فوق به روشني دليل عدم درک خداوند ضعف قواي انساني دانسته شده است. انسان که به نسبت موجودات مادون خود داراي قواي قويتري است، در برابر رؤيت نور حضرت حق ناتوان و ضعيف است. اين قوا صرفا ميتوانند نور ضعيف شده را که در موجودات وجود دارد ببينيد. اين نور ضعيف سرشار از اعدام و نقصان است و همين امر سبب شده است که خورشيد جمال حق را بتوانيم از درون آينهاي غير شفاف و ضعيف درک نمائيم.
2- دومين مانع رؤيت مستقيم خداوند، حجابهاي نوراني و ظلماني است. در باب اينکه حجاب چيست؟ و اقسام و انواع آن چگونه است، بحثهاي مفصلي در ميان مفسرين واقع شده است. حجاب به معناي مانع و به چيزي اطلاق ميشود که باعث عدم درک خداوند ميشود. ابن عربي وجود اين حجاب‌ها را به سه صورت عقلي، نقلي و کشفي قابل اثبات ميداند. هر سه نوع دليل ميگويند که چون خداوند در عين عظمت است تجلي او فقط در صورتها وجود دارد. اين صورتها متفاوتاند، بعضي عقلي و بعضي خيالي و بعضي حسياند. اگر اين پردهها کنار روند کل عالم خلقت از شدت نور الهي نابود ميشود، فقط موجوداتي که داراي قواي قويتري هستند (خداوند از جبرئيل به شديد القوي129 ياد ميکند که نشان دهنده توان وجودي اوست). ميتوانند مراتب بالاتر وجود خداوند را مشاهده کنند، اگر چه آنها هم داراي محدوديتهايي هستند ونميتوانند تمام مراتب را درک کنند. ابن عربي متذکر ميشود که بسياري از عرفاء گمان130 ميکنند که در شهودخود يا در عالم رؤيا خود خداوند را ديدهاند در حاليکه آنچه ديدهاند فقط صورتي از صور خدا بوده که حجابي براي ديدن خود خداوند گرديده است.
برطرف کردن اين حجابها امري ممکن است. انسان ميتواند با مجاهده و تلاش نفس خود را صيقل دهد و قواي خود را قوي کند. ابن عربي معتقد است که کسي که به مقام قرب نوافل برسد131 و “کنت سمعه الذي به يسمع …” شود ميتواند حجابها را کنار زدند. حجابهاي مذکور فقط در مورد خداوند وجود ندارد. بلکه رؤيت ملائکه هم براي انسان به راحتي ميسر نيست. انسان در صورتي که حجابها را کنار زند ميتواند ملائک را نيز مورد مشاهده قرار دهد.
ملاصدرا در جلد اول اسفار متذکر ميشود که حجاب امري عدمي است. به عبارت ديگر معناي وجود حجاب اين نيست که براستي مانع حجابي در برابر خداوند وجود دارد و ما را از درک خداوند ناتوان ميکند. مانع چه عقلي باشد يا خيالي يا حسّي درهر صورت امري عدمي132 است و عدم نميتواند مانع حقيقتي براي درک خداوند شود. بلکه همين عدم، مانعي است از ديدن نور وجود خداوندي که خود وجود محض است. در حديث شريفي امده است که “ان لله تعالي سبعين الف حجاب من نور و ظلمة لو کشفها لا حرقت سبحات وجهه کلما انتهي اليه بصره”
ملاصدرا در توضيح اين حديث ميفرمايد: مراد از حجابهاي نوراني عقول مجرده133 (فرشتهها هستند که نور خالص هستند و عدمي در آنها راه ندارد، و مراد از حجابهاي ظلماني نفوس و طبايع هستند که در خود عدم دارند، زيرا امور زماني هستند و در امور زماني همواره عدم وجود دارد.)
3- شدت نور حضرت حق است، همانطور که در کلامي که از ملاصدرا نقل شد ديديم، خداوند داراي نور قوياي است که هر کسي توان ديدن او را ندارد. ديدن خداوند فقط در صورتي ممکن است که خداوند تنزل پيدا کند و در مراتب پائينتر قرار بگيرد. مراتب پائين وجود حق براي انسانها و ساير موجودات قابل مشاهده است و هر موجودي به اندازهي توانايي قواي خود ميتواند از اين

پایان نامه
Previous Entries ديني، تجربهي، داراي Next Entries عالم محسوس، واجب الوجود، اسفار اربعه