هویت فرهنگی، باورهای دینی، میزان استفاده

دانلود پایان نامه ارشد

خود پیدا نکرده اند و این امر باعث شده است تا والدین دچار تعارض شدیدی در رفتار خود شوند. بسیاری از والدین در شیوه برخورد با معضلات فرزندان خود شدیداً اظهار عجز میکنند و فرزندان نیز به خوبی از فقدان توانایی والدین خود آگاهی دارند. در اینجا است که باید به نقش فعال و مؤثر رسانه در تربیت فرزندان اشاره کنیم. برنامه هایی که با موضوع مشاوره خانوادگی در رادیو و تلویزیون تولید می شود اغلب راهکارهایی را مطرح می کنند که والدین به کمک آنها بتوانند بر ضعف کنترل خویش غلبه کنند. هنگامی که والدین درانجام مقاصد خویش احساس ناتوانی می کنند اقدام به اعمال کنترل از طریق بکارگیری خشونت می کنند. به عبارت دیگر هنگامی که رسانه ها برخی از کجروی ها را به گونه ای نمایش می دهند که فاعل آنها فردی موفق مطرح می شود، نابهنجار بودن کجروی نیز کمرنگ شده و حتی از بین می رود.
نظریه «کنترل146» می گوید افراد جز در صورتیکه آموخته باشند مرتکب خلاف نشوند به گونه ای ضد اجتماعی رفتار خواهند کرد. «روک147» معتقد است این آموزش نقش مهمی در رفتار فرد دارد و تعیین کننده رفتارهای آتی او نیز خواهد بود. فرزندان به این نوع آموزش نیازمندند، اگر محیط خانواده قادر به انجام آن نباشد، این الگوها به شکل دیگری در ذهن آنها جایگزین می گردد. باید توجه داشت که منظور از محیط خانواده تنها نگرش والدین نیست بلکه شیوه رفتار آنها نسبت به یکدیگر عامل مهمی است که فرزندان از آن الگوبرداری می کنند. پرخاشگری در محیط خانواده طیفی از شکلها و گونه های متفاوت به خود می پذیرد که بدرفتاری با کودکان در یک سوی آن قراردارد و نگرش ها و گفتارهای پرخاشگرانه والدین در سوی دیگر. «بندورا148» معتقد است در همین عرصه تربیتی کودکان با شدت تمام در معرض نمونه هایی روشن و زنده از قهر و اجبار و پرخاشگری قرار می گیرند و عمل والدین آن نمونه ها را به عنوان شیوه های مطلوب حل اختلاف و اظهار تمایلات و خواسته ها به آنان معرفی می کند(بندورا،1973 ص47). بنابراین رسانه هم می تواند از طریق تأثیرگذاری بر روابط بین زوجین، فرآیند تربیت فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد و هم بصورت مستقیم بر اندیشه و طرز رفتار فرزندان مؤثر واقع شود. این تأثیر حتی می تواند ساختار خانواده را با تغییراتی عمیق روبرو سازد. رسانه می تواند با شیوه های گوناگون تصور درستی از موقعیت های مناسب و رفتار متناسب با آن را ایجاد نماید. این تأثیر جدای از کنترل اجتماعی غیر رسمی است که در جامعه یامدرسه صورت می گیرد بلکه اثر آن را باید به ابزارهای درونی مربوط دانست، “رسانه می تواند بر نیازهایی مانند عشق و تعلق و احترام تأکید نماید و از طریق آنها فرد را تحث تأثیر قرار دهد”(سلیمی، 1385ص 507). دیدگاههای نوین جامعه شناسی تأکید زیادی بر نقش باورهای دینی در آرامش بخشی و احساس آرامش دارند. اندیشمندانی چون «پیتر برگر149» معتقدند: دین سایبان مقدسی است که انسانها را از گزند حوادث و ناامیدی ها نجات می دهد بنابراین اگر خانواده در ایجاد باورهای مذهبی و اخلاقی فرزندان خود ناتوان باشد زمینه لازم برای ارتکاب جرائم گوناگون توسط آنها را فراهم می سازد چرا که اعتقادات دینی در خانواده نقش مهمی در ثبات و تعادل روحی افراد داشته و احساس شادی و رضایت را در آنان تقویت می کند. دینداری باعث معنا دادن به زندگی می شود، از افراد حمایت روانی بعمل می آورد، همبستگی اجتماعی را تقویت نموده و بر رفتارآنان کنترل ایجاد می کند(استارک150،1996 ص8).
در برخی از کشورها مانند کوبا ساختار نظام خانواده چنان از هم پاشیده، که می توان گفت میزان کنترل والدین بر فرزندان به حداقل ممکن کاهش یافته است. فرزندان احترام به والدین و بزرگترها، رعایت هنجارها و قوانین اجتماعی و شیوه های مناسب و مجاز پیشرفتهای اجتماعی را از طریق برنامه های گوناگون رسانه می آموزند اینکه رسانه در این زمینه نقشی مثبت یا منفی دارد به محتوای برنامه های آن مربوط می شود. در واقع در اینجا هم فرستنده پیام و هم گیرنده آن دارای اهمیت هستند. تلویزیون در خانواده های متحد و سالم هماهنگی و وفاق را افزایش می دهد، در صورتی که در خانواده های متزلزل، به پراکندگی دامن می زند(ساروخانی،1384،ص153).
رسانه می تواند با ایجاد اعتماد در فرزندان، زمینه لازم برای قبول ارزشهای اجتماعی از طریق خانواده را فراهم سازد. کار «اریکسون151» در مورد اهمیت اعتماد در دوره رشد اولیه کودک، نگرش های عمده ای را ارائه می دهد. او معتقد است “اعتماد تنها به معنای اتکاء شخص به تأمین کنندگان خارجی اش را یاد گرفته است بلکه این را نیز فرا گرفته که می تواند به خودش اعتماد کند”(ثلاثی،1384،ص112).
آنچه که امروزه دیده می شود نشان دهنده این واقعیت است که درخانواده هایی که ارتباطات صمیمی بین والدین و فرزندان وجود دارد، والدین قادر به کنترل رفتارهای فرزندان خود بوده و ارزشهای خود را به شیوه هایی مقبول ارائه نموده اند اما در بیشتر خانواده ها که تنها تحت تأثیر عوامل بیرونی و از جمله رسانه ها بوده اند الگوبرداری فرزندان متفاوت از خواسته های والدین بوده است. در کشور ما با همه کاستی هایی که در نقش رسانه وجود دارد تأثیر آن بر تربیت فرزندان تأثیری مثبت بوده است و در مجموع فرزندانی که از تربیت مناسب برخوردار نبوده اند اغلب تحت تأثیر دوستان یا رسانه های غیر رسمی و بیگانه قرار گرفته اند.

2-43 رسانه(ماهواره)، خانواده و چالشهای پیش رو:
خانواده در دوران مدرن دچار تحولات عظیمی شده است که می توان آنرا در بخشهای زیر خلاصه نمود:
1- تغییرات ساختاری: که خانواده را از شکل گسترده به هسته ای و سپس به صورت خانواده های تک نفری و تک والدی در آورده و زندگی مشترک بدون ازدواج را رواج داده است.
2- تغییرات ارزشی: بطوریکه در دوران مدرن ارزش هایی چون وفاداری زن و مرد نسبت به یکدیگر تولید مثل و تولد فرزندان، روابط خویشاوندی، قوامیت و سرپرستی مردان و نان آور بودن آنها و خانه دار بودن زنان بسیار کمرنگ شده است.
3- تغییرات عملکردی: نقش های سنتی مرد، زن و فرزندان در درون خانواده دچار تحول شده است. نقش تعیین کننده مرد در معیشت از انحصار او بیرون آمده و با ورود انبوه زنان به کارهای خارج از خانه، قدرت چانه زنی آنها افزایش یافته است(شیخی،1380ص 42).
اگر چه در ایران جدایی فرزندان از خانواده مانند غرب نیست و روابط عاطفی بین فرزندان و والدین حتی در سنین بالا نیز ادامه می یابد و در بسیاری موارد وابستگی اقتصادی به والدین نیز امری معمول محسوب می شود با اینحال در کشور ما نیز تحول در ساختار خانواده کاملاً محسوس است. اینکه رسانه تا چه حد می تواند این روند را اصلاح کند یا خود عاملی بر تشدید آن باشد یا این که اصولاً این تغییرات الزامی و غیرقابل کنترل است همه از سئوالات مهم در این زمینه است. آنچه می توان گفت اینکه دولتها بنا به مصالح خود سعی بر آن دارند تا از پتانسیل رسانه در جهت هدایت افکار عمومی جامعه و تأثیرگذاری بر نهادهایی چون خانواده، روند مطلوبی را ایجاد نمایند تا بتوانند نقش خود را در جهت کنترل اجتماعی بخوبی ایفا کنند(رئوف، 1377).

2-44 پیشینه داخلی پژوهش :
علی اکبر فرهنگی152 و هانیه کیانا153(1391) در پژوهشی با موضوع :«تأثیر رسانه ها در تبلیغ سبک زندگی غربی با تأکید بر الگوی پوشش غربی» به بررسی تأثیر مستقیم و غیر قابل انکار رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی بر زندگی افراد جامعه در زمینه های رفتارها، عادات، هنجارها و… پرداخته اند. در این تحقیق که با روش پیمایشی انجام شده است. بر اساس نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل پاسخ های مندرج در پرسشنامه ، میان استفاده از رسانه های داخلی و خارجی و ترویج مد و مدگرایی رابطه ای مستقیم وجود دارد. و می توان مشاهده کرد که رسانه ها نقشی مستقیم در پذیرش و الگو پذیری افراد قشرهای مختلف جامعه به ویژه جوانان از پدیده مد دارند.
شاکری نیا، ایرج154 (1389) در پژوهشی با هدف بررسی « سرمایه اجتماعی خانوادگی، رضایتمندی از زندگی زناشویی و بهداشت روانی زنان استفاده کننده از شبکه های ماهواره ای » زنان استفاده کننده از ماهواره را مورد پژوهش قرار دادند. داده های تحقیق حاصل استخراج پرسشنامه هایی است که توسط بانوان استفاده کننده از شبکه های ماهواره ای در شهر رشت تکمیل گردیده است، نتایج بررسی نشان داد که آزمودنی های مشارکت کننده در تحقیق ، از سرمایه اجتماعی ضعیف تر ، رضایتمندی از زندگی کمتر ، و بهداشت روانی نامطلوب تری برخوردارند.
رمضانی، رحمت155 (1389) در تحقیقی تحت عنوان «مقایسه نوع هویت دانش آموزان پیش دانشگاهی استفاده کننده ازماهواره و شبکه های خارجی تلویزیون و گروه غیر استفاده کننده» ، دانش آموزان مراکز پیش دانشگاهی شهر ایلام را مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش بر این نکته تأکید شده است که برنامه های ماهواره ای عادی ، الگوی فرهنگی ویژه ای است که می تواند بر هویت شخصی، ملی و مذهبی شهروندان موثر باشد. بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از ماهواره، هویت ملی نوجوانان را کاهش داده و احساس عدم تعلق به هویت ملی را افزایش می دهد. علاوه بر آن ، استفاده از ماهواره و شبکه های خارجی تلویزیون بر هویت مذهبی نوجوانان تأثیر دارد.
سلطانی فر و ملکیان (1389) در پژوهشی با عنوان «تحلیل برنامه های شبکه ماهواره ای ام، بی، سی156 فارسی به منظور دستیابی به فرهنگ و فنون ارتباطی به کار گرفته شده در انتقال پیام به این نتیجه رسیدند که فنون به کار رفته در برنامه شبکه ام، بی، سی فارسی ، فرهنگ ویژه ای همچون اسراف ، خشونت ، از هم پاشیدگی فرهنگی و مشکلات ارتباطی بین نسل ها (شکاف بین نسلی) را رواج می دهد.
باصری ، احمد و حاجیانی ، ابراهیم (1389) در پژوهش خود با عنوان « کارکرد رسانه های ماهواره ای در تصویر سازی ذهنی مردم » به این نتیجه رسیدند که رسانه های ماهواره ای در حد زیادی توانسته اند بر تصویر های ذهنی مخاطبان خود در حوزه های اعتماد عمومی مردم به نظام و ارکان آن ، اعتماد به نیروهای مسلح ، انسجام اجتماعی ، ترویج احساس نا امنی در جامعه و کاهش باورهای دینی آنان تأثیرگذار باشند.
محمد پور، احمد (1387)در پژوهشی به «بررسی ارتباط بین میزان استفاده از شبکه های تلویزیونی ماهواره و هویت فرهنگی بومی (کُردی) انسجام خانواده و ارزش های فردی» میپردازد. به لحاظ نظری، جهت بررسی این رابطه تلفیقی از نظریات در حوزه پیامدهای هویتی رسانه به کار گرفته شده است. روش شناسی پژوهش، کمی ـ پیمایشی بوده و از ابزار پرسش نامه جهت گردآوری اطلاعات در بین دانشجویان کُرد کلیه دانشگاه های شهر سنندج استفاده شده است.
نتایج نشان دارد که 5/46 درصد پاسخگویان ماهواره داشتند و از آن استفاده میکردند. میزان استفاده از ماهواره بر حسب ساعت در شبانه روز و نیز بر اساس سه نوع محتوای خبری، سرگرمی و آموزشی سنجیده شده و رابطه آن با هشت مولفه هویت فرهنگی شامل پایبندی به زبان، علاقه به میراث فرهنگی بومی، تدارکات ازدواج سنتی، آداب و رسوم، اجرای آیین های مذهبی، تمایل به محصولات فرهنگی محلی، علاقه به غذای سنتی و اوقات فراغت بومی به طور جداگانه و سپس یکجا مورد بررسی قرار گرفتند. آزمون فرضیات نشان داد که بین میزان استفاده از ماهواره و نیز محتواهای سه گانه آن (به ویژه محتواهای خبری و سرگرمی) با هویت فرهنگی بومی دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد؛ به این ترتیب که افرادی که زمان بیشتری را صرف استفاده از ماهواره کرده اند، به نسبت، نمره کمتری از سازه هویت فرهنگی محلی دریافت کرده اند که به نوبه خود نشانگر تغییر رفتار به سمت الگوهای جدید است. به علاوه، نمره میزان هویت فرهنگی دانشجویان مورد مطالعه به حد وسط گرایش دارد؛ به این معنا که هویت آنان نه منسجم و نه گسسته، بلکه بیطرفانه و سازش کار است.
ملکی تبار، مجید و علی لاریجانی(1386) در پژوهشی که با عنوان «بررسی راهبردی- امنیتی تأثیرات ماهواره بر باورهای جوانان » انجام شده است ، وضعیت باورهای دینی و عقیدتی و پایبندی به ارزش های دینی و نیز ملی گرایی دو گروه از

پایان نامه
Previous Entries ارتکاب جرم، آسیب های اجتماعی، خشونت خانگی Next Entries سبک زندگی، هویت جنسیتی، انسجام خانواده