هورمون رشد، فعال نمودن

دانلود پایان نامه ارشد

– تعريف و اهميت دوره انتقال
دوره انتقال که از سه هفته قبل از زايش تا 3 هفته بعد از زايش را شامل مي‌گردد، زمانيست که گاوهاي شيري از حالت آبستن غير شيرده به حالت غير آبستن و شيرده انتقال مييابند. در اين دوره دام با چالشهاي فيزيولوژيک و عوامل تنشزاي متعدد مربوط به زايش و آغاز شيردهي مواجه ميگردند که موجب تنشهاي تغذيهاي و محيطي شده و دام را در شرايط سختي قرار ميدهد. بنابراين زمان بروز عمده مشكلات سلامتي دام، در اين دوره نسبتاً كوتاه بوده، كه به همين دليل در سال‏هاي اخير، تغذيه و مديريت گاوها طي دوره انتقال، مورد توجه بيشتر محققان قرار گرفته است [84 و 106]. گاوهاي شيري همانند بسياري از گونههاي ديگر، هفته قبل از زايش با کاهش شديد مصرف خوراک مواجه ميگردند [106] و اين کاهش مصرف خوراک معمولاً تا يک هفته بعد از زايش ادامه مييابد. اين در حالي است که در همين زمان، نياز انرژي به طور قابل ملاحظهاي افزايش مييابد، خصوصاً در روز آغاز توليد شير نياز دام به انرژي و ديگر مواد مغذي تقريبا دو برابر ميگردد [123]. اين شرايط دام را با توازن منفي انرژي مواجه مينمايد و دام در پاسخ به توازن منفي انرژي به منظور تامين نيازهاي نگهداري و توليد شير ناچار به بسيج حجم زياد از ذخاير چربي خود ميگردد. آغاز توليد شير و تامين انرژي براي اين فرآيند بر تمام فرآيندهاي فيزيولوژيک مقدم بوده و برخي سازگاري¬هاي متابوليکي شديد با واسطه هورمون‌هاي مختلف و حساسيت بافت‌ها به اين هورمون‌ها رخ ميدهد تا مواد مغذي را به سمت غدد پستاني سوق دهد [81]. بنابراين، توجهات زيادي به منظور درک بيولوژي گاوهاي دوره انتقال و اعمال برنامههاي مديريتي در مراکز تحقيقاتي و مزارع پرورش گاوهاي شيري براي بهينه نمودن توليد، سودآوري و سلامت گاوهاي شيري صورت ميگيرد [193].
2-1-2- سازگاريهاي مهم در دوره انتقال
اهميت سازگاريهاي متابوليکي در دوره انتقال به تغييرات شديد در نياز به مواد مغذي باز ميگردد که هماهنگيهاي بسيار ظريف متابوليسمي براي تامين نياز انرژي، گلوکز، اسيدهاي آمينه و کلسيم را پس از زايش ممکن مينمايد. به عنوان مثالي جالب در اين زمينه، نشان داده شده است که نياز مواد مغذي غدد پستاني در 4 روز پس از زايش در مقايسه با رحم گاو پس از 250 روز آبستني(تقريبا 1 ماه قبل از زايش)، چهار برابر براي گلوکز، دو برابر براي اسيدهاي آمينه و پنج برابر براي اسيدهاي چرب افزايش نشان مي‌دهد [25]. سازگاري هومئورسيز2 اوليه متابوليسم گلوکز براي توليد شير، افزايش همزمان گلوکونئوژنز کبدي و کاهش در اکسيداسيون گلوکز توسط بافتهاي احشايي يا ايجاد مقاومت انسوليني در بافت‌هاي احشايي ميباشد که منجر به سوق دادن گلوکز به سمت غدد پستاني براي سنتز لاکتوز مي‌گردد [193]. سوبستراي اصلي براي گلوکونئوژنز در نشخوارکنندگان پروپيونات حاصل از تخمير شکمبهاي ميباشد و لاکتات از چرخه کوري، اسيدهاي آمينه از کاتابوليسم پروتئين يا از سياهرگ باب و گليسرول حاصل از ليپوليز بافت چربي سوبستراهاي ديگر در سنتز گلوکز ميباشند. سهم اسيدهاي آمينه در سنتز گلوکز در دوره انتقال افزايش مييابد و به نظر مي‌رسد استفاده از اسيدهاي آمينه در سنتز گلوکز بخشي از سازگاري‌هاي متابوليکي پس از زايش ميباشد [192].
سازگاري هومئورسيز اوليه متابوليسم چربي براي توليد شير، بسيج ذخاير چربي بدن به منظور تامين انرژي مورد نياز در زمان توازن منفي انرژي در اوايل شيردهي ميباشد. اسيدهاي چرب غيراستريفيه در دوره توازن منفي انرژي ميتواند در سنتز حداکثر 40 درصد از چربي شير شرکت نمايد [25]. عضلات اسکلتي بخشي از اسيدهاي چرب غيراستريفيه را مصرف مينمايند و وابستگي آن‌ها به گلوکز کاهش مييابد. شواهد حاکي از آن است که اسيدهاي چرب غيراستريفيه به نسبتي که به کبد ميرسند، جذب آن ميگردد [227]، يعني با افزايش آزاد شدن اين ترکيبات از بافت چربي تجمع آنها در کبد بيشتر مي‌شود. ولي نکته مهم اينجاست که کبد ظرفيت کافي براي خارج نمودن اسيدهاي چرب غيراستريفيه به شکل ليپوپروتئين و يا کاتابوليسم کامل و توليد انرژي از اين حجم بالاي چربي را ندارد. پس به ناچار اسيدهاي چرب غيراستريفيه به شکل تريگليسيريد در کبد ذخيره شده و اين سناريو تقريبا براي همه گاوها در اوايل زايش اتفاق ميافتد و ميتواند متابوليسم کبدي را تا حدي مختل نمايد [89]. تحقيقات نشان دادند که افزايش مقدار چربي در کبد، گلوکونئوژنز و ظرفيت سنتز اوره کبدي را کاهش مي‌دهد [209 و 259].
دو عامل اصلي که باعث افزايش ليپوليز بافت چربي و ذخاير بدني مي‌گردد، افزايش مقاومت انسوليني و کاهش سطح انسولين خون مي باشد [41]. سطح انسولين در نزديکي‌هاي زايش گاهي به زير 6 ميکرومول بر ميلي ليتر هم مي‌رسد [81]. سايتوکينها و همچنين هورمون رشد و ديگر سيگنالهاي همورتيک حساسيت انسولين و پاسخدهي بافتهاي غير کبدي به انسولين را کاهش ميدهند [26]. بافت چربي از لحاظ متابوليکي فعال بوده و در فرآيندهاي التهابي شرکت مينمايد. بسياري از ميانجيهاي التهابي سيگنال‌هاي داخل سلولي انسولين را بلوکه نموده و موجب مقاومت انسوليني ميگردد [118]. تنش اکسيداتيو نيز که در ادامه بحث خواهد شد ميتواند در مقاومت انسولين نقش داشته باشد. ايجاد مقاومت انسوليني در گاوهاي شيري اخيراً توسط دکوستر و اپسومر [79] مورد بحث قرار گرفته است. بنابراين استراتژيهاي تغذيه اي که بتواند مقاومت انسولين را کاهش دهد ممکن است بسيج چربي از بافتهاي ذخيرهاي را کاهش داده و وقوع برخي ناهنجاريهاي متابوليکي را کم نمايد.
گاوها در دوره انتقال بدون اينکه علايمي از عفونت ميکروبي و يا ديگر بيماريها را نشان دهند [37]، پاسخهاي التهابي آشکاري از خود بروز ميدهند که با آبستني و آغاز توليد شير در ارتباط است [254]. اين شرايط، تنشهاي متابوليک را افزايش داده و سيستم ايمني را با مشکل مواجه مينمايد. همبستگي آشکاري بين تضعيف سيستم ايمني، وقوع بيماريهاي مختلف، التهاب و تنشهاي متابوليکي وجود دارد. در پاسخ به تغييرات متابوليکي مرتبط با دوره انتقال سيتوکينهاي التهابي ترشح ميگردند و نقش شبکه سايتوکيني در پاسخهاي متابوليکي و التهابي دوره انتقال بسيار متنوع و اساسي ميباشد [270]. در حقيقت تحقيقات اخير نشان دادند که تزريق اينترفرون آلفا موجب تشديد شاخصهاي التهابي (يعني سطح پاييني از پروتئينهاي منفي فاز حاد از قبيل آلبومين، کلسترول، پارااگزاناز3 و پروتئين متصل شونده با رتينول) و اختلال در پاسخ‌هاي متابوليکي (کاهش شديد در گلوکز پلاسما و غلظت بالاي اسيدهاي چرب غيراستريفيه، بتا هيدروکسي بوتيرات و گونههاي فعال اکسيژن) در گاوهاي دوره انتقال ميگردد [269]. همچنين تزريق TNF-? به گاوهاي هلشتاين در اواخر زايش، بسيج چربي را از بافتهاي ذخيرهاي را تشديد نموده و منجر به افزايش تري گليسيريد کبدي شده است که احتمال وقوع کبد چرب در دامهاي اوايل زايش را افزايش مي‌دهد [42]. در پايان نيز قابل ذکر است که بيان ژن اينترلوکين-6 در گاوهاي دچار کتوز افزايش يافت و بيان اين ژن نقش کليدي در اختلالات شديد فعاليت کبدي در دوره انتقال ايفا مينمايد [162].

شکل 2-1-سازگاري‌هاي متابوليکي دوره انتقال. نياز گلوکز در اين دوره افزايش مي‌يابد تا توليد شير را حمايت نمايد. توازن منفي انرژي به دنبال افزايش به نياز گلوکز و کاهش مصرف خوراک اتفاق مي افتد. کاهش گلوکز خون، کاهش سطح انسولين خون را به دنبال داشته و موجب تشديد بسيج چربي از ذخاير بدني و آزاد شدن مقدار زيادي اسيدهاي چرب غيراستريفيه به داخل خون مي‌گردد. افزايش سطح اسيدهاي چرب غيراستريفيه منبع انرژي براي توليد شير را فراهم نموده و کمک مي‌نمايد تا گلوکز بيشتري براي سنتز شير فرآهم گردد. زماني که غلظت انسولين افزايش مي‌يابد، نرخ ليپوليز بافت چربي کاهش مي‌يابد زيرا آنزيم ليپاز، حساس به هورمون انسولين بوده و فعاليتش کاهش مي‌يابد. زماني که بسيج چربي به شدت افزايش مي‌يابد، تجمع شديد اسيدهاي چرب غيراستريفيه ممکن است با پاسخ‌هاي بهينه فيدبکي تداخل نمايد. فرضيه‌اي که در اين راستا وجود دارد افزايش بيان ژن فاکتور نکروز کننده تومور-آلفا مي‌باشد که موجب تداخل در فعاليت ليپاز حساس به هورمون مي‌گردد و در نهايت مقدار اسيدهاي چرب غيراستريفيه را افزايش داده و تنش هاي متابوليکي را ايجاد مي نمايد [255].

اسيدهاي چرب يکي از مهمترين تعديل کنندگان التهاب در بدن ميباشند. زمانيکه اسيدهاي چرب غيراستريفيه در سطح بالايي فرآهم گردند باعث ايجاد شرايط التهابي در انسان و دام شده و مي‌توانند وقوع برخي بيماريهاي متابوليکي از قبيل ديابت و مشکلات قلبي را به دنبال داشته باشد [255]. همچنين افزايش بسيج ذخاير بدني و سطح اسيدهاي چرب غيراستريفيه خون منجر به بسياري از بيماريهاي عفوني از قبيل ورم پستان و عفونت رحمي در دوره انتقال مي‌گردد [35 و 147]. با اينکه جنبههاي مختلف مکانيسم اثر اسيدهاي چرب غيراستريفيه بر پاسخهاي التهابي مشخص نشده است، چندين مکانيسم پيشنهاد شده است که شامل تغيير در سياليت غشا، تأثير بر بيان ژن‌هاي مختلف توسط تغيير در الگوي اتصال گيرنده‌ها، سيگنال‌دهي داخل سلولي و فعال نمودن فاکتورهاي رونويسي، ميباشد. در گاوهاي شيري دوره انتقال بسيج شديد چربي موجب تغيير پروفيل اسيدهاي چرب و فسفوليپيدهاي غشاي سلولي بافتهايي از قبيل بافت چربي و کبدي ميگردد و مقدار اسيدهاي چرب امگا-3 بلند زنجير کاهش مي‌يابد. دستکاريهاي تغذيه‌اي در راستاي افزايش اسيدهاي چرب غير اشباع ميتواند در اين دوره اثرات مثبتي بر سازگاريهاي متابوليکي داشته باشد [83].
تنش‌هاي اکسيداتيو فاکتور مهم ديگري است که ممکن است در پاسخهاي التهابي مربوط به تنشهاي متابوليکي دوره انتقال نقش داشته باشد . متابوليسم هوازي سلولي براي توليد انرژي به اکسيژن نياز دارد که در کنار آن گونه‌هاي فعال اکسيژن که شامل يونهاي اکسيژن، راديکالهاي آزاد و پروکسيدهاي چربي، توليد مينمايد. مقدار توليد گونههاي فعال اکسيژن بايد در دامنه مشخص فيزيولوژيک قرار گيرد تا عملکرد سلولي بهينه بوده و با بکارگيري شبکه آنتي اکسيداني از صدمات سلولي ممانعت گردد [253]. تشديد متابوليسم اکسيژن در دوره انتقال منجر به افزايش نرخ توليد گونه‌هاي فعال اکسيژن و تخليه آنتي اکسيدان‌هاي مهم سلولي مي‌گردد [36، 252 و 253]. در نتيجه تجمع زياد گونه‌هاي فعال اکسيژن مي‌تواند باعث آسيب سلولي و بافتي شده و منجر به شرايط تنش اکسيداتيو در دوره انتقال گردد. باور بر اين است که تنش اکسيداتيو يک فاکتور اساسي در بروز ناکارآمدي سيستم ايمني و ايجاد پاسخهاي التهابي در دوره انتقال ميباشد و حساسيت دام را به بروز برخي بيماريهاي متابوليکي افزايش ميدهد [254]. بالارفتن فرايندهاي کاتابوليک و افزايش اکسيداسيون ميتوکندريايي چربي، ميتواند تنش اکسيداتيو را تشديد نمايد [44]. همچنين ايجاد شرايط التهابي و چالشهاي سيستم ايمني در دوره انتقال موجب افزايش گونه هاي فعال اکسيژن ميگردد. تحقيقات حاکي از آن است که گاوهاي دوره انتقال که نمره بدني بالاتري داشته و بعد از زايش دچار توازن شديد منفي انرژي ميشوند و مقدار بيشتري از ذخاير بدني را در اوايل زايش از دست ميدهند تنش اکسيداتيو شديدتري را تجربه مينمايند [35]. از دلايل اصلي اين تنش، کاهش دريافت آنتي اکسيدانها از طريق جيره و تخليه منابع آنتي اکسيداني همزمان با افزايش توليد گونه هاي فعال اکسيژن ميباشد [197]. همچنين استراتژيهاي تغذيهاي دوره انتقال و نيز سطح توليد شير ميتوانند اثرات غير مستقيم بر توليد گونههاي فعال اکسيژن و شدت تنش اکسيداتيو داشته باشند [66 و 96].
2-2- گياهان دارويي و اثرات آنها بر سلامتي
گياهان دارويي و محصولاتي که از آنها به دست ميآيد، از زمانهاي بسيار دور براي درمان بسياري از بيماريها و ناراحتي هاي مزمن مورد استفاده قرار گرفته‌اند و درمان بيماري‌هاي مختلف با داروهاي گياهي جزء جدايي ناپذير فرهنگ ملل جهان ميباشد که قدمت آن به بيش از 60000 سال ميرسد. امروزه بيش از 80 درصد مردم جهان از داروهايي مصرف مي‌نمايند که به طور

پایان نامه
Previous Entries بهبود عملکرد Next Entries ترکيبات، گياهان، بيولوژيک