هتک حرمت

دانلود پایان نامه ارشد

الحسين او تباکي وجبت له الجنة” از موجبات رحمت خدا است و هر قطره از قطرات آن عبادت درّي ارجمند و گوهري گرانبها است.
فصل: شيخ ابوالقاسم جعفر بن قولويد در کتاب کامل الزيارات از امام جعفر صادق عليه السلام امر فرموده و ابو هرون در اجابت فرمان زبان به خواندن شعري گشوده. پس آن حضرت ديگر بار گفته شعري بخوان چنان که خود مي‌خوانيد و نزد شما شيوع دارد يعني به عنواني که رقتي دور آن باشد و شنوندگان را به گريه آرد. پس ابو هرون شعري خوانده موافق فرموده و مصرعي از آن شعر در اثناي حديث روايت نموده. و چنان بود که آن حضرت را گريانيده و نوبت سوم که به خواندن مامور گرديده قصيده ديگر به عرض رسانيده که شنوندگان پس پرده را نيز به گريه داشته چنانکه آثار گريه و نوحه ايشان از وراي حجاب نمودار گرديده و همانا قصيده معروضه مشتمل بر ذکر بعضي از وقائع کربلا بود که عرش رحمن از جريان آن لرزيده و تپيده. ابو هرون گويد که چون فارغ شدم آن حضرت نويد داد و گفت:‌اي ابو هرون هر کس در مرثيه امام حسين شعري خواند پس گريد و ده نفر را گرياند بهشت از براي او نوشته شود. و هر کس امام حسين نزد او ياد کرده شود پس از چشمش بيرون آيد از سر شک به اندازه پر مگسي ثوابش بر خدا است و خدايي راضي نيست به کمتر از بهشت از براي پاداش آن چنان کسي.
فصل: و از آن جمله اختيال است در رفتار و گام گذاشتن از روي تجبر و استکبار. پايمال تطاول و فريفته اختيال چندان که گردن استکبار افرازد خيالي است محال که به قلل جبال تواند رسيد. و رهين بطرو قرين اشر هر چند نظر به کمال چيدن پيکر و خميدن منظر اندازد هوسي است بي مجال که پيرامون خرق زمين تواند گرديد. و از آن جمله نشستن بر مائده شراب خواران هر چند شريک نباشي در عمل ايشان. و همچنين فروختن خمر و خريدن و خورانيدن آن. در خبر است که ايزد تعالي خمر را لعن کرده و غارس آن يعني آن کس را که نهال تاک يا نخل مي‌نشاند به قصد اينکه حاصل آن خمر گرداند و همچنين افشارنده و آشامنده و خوراننده و فروشنده و خريدار و خورنده قيمت آن را و آن کس را نيز که خمر از جاي به جايي برد و آن کس را که به سوي او نقل شود. و از آن جمله گفتن و خواندن شعري است که مشتمل باشد بر تشبيب زني به حضور که تمتع از وي حلال نباشد بر منشدان يا تشبيب از مردان و همچنين گوش فرا داشتن به استماع اين و آن. اما شعري که در آن تشبيبي باشد نسبت به زني از زنان حلال انشاد آن جائز باشد در بعضي احوال و همچنين تغزل و تشبيب نسبت به بعضي نسوان بر سبيل ابهام و اجمال. و از آن جمله انشاد شعري است که مشتمل بر فحشي باشد در خبر است که هر کس يک بيت شعري از فحش خواند هيچ نمازي از نمازهاي او در آن روز به درجه قبول نرسد. و هر کس در شب چنان بيتي بخواند هيچ نمازي در آن شب از او شايسته قبول نباشد.
و از آن جمله به طريق غنا و سرود آواز برکشيدن است و نغمه سرائيدن و صورت را بر وجه اطراب ترجيع دادن و در گلو گردانيدن خواه ترجيع صوت مطرب قرين آلتي از آلات لهو گردد مانند آواز نوازنده چنک و مزمار و خواه بدون آلت مانند خنياگري و نغمه سرايي به الحان طوائف ديگر از فساق و فجار در چندين روايت از اهل بيت عصمت و هدايت وارد است که مراد لهو الحديث در آيت (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ)133 غنا است و همچنين مراد از قول زور هم در آيت (وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ)134 و هم در آيت (وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ)135 غناست و در بعضي اخبار (وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً)136 را نيز به غنا تفسير نموده‌اند و نهي از حضور و نزديکي مجلس آن فرموده‌اند و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده که خانه غنا و سرود از آفت عذاب دردناک در آن ايمن نتوان بود و دعا در آن خانه به اجابت نرسد و فرشته داخل آن خانه نشود و هم از آن حضرت روايت شده که رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود که قرآن به الحان عربان و اصوات ايشان تلاوت کنيد. و از لحون ارباب فسق و اصحاب کبائر بر حذر باشيد و اجتناب از آن لازم دانيد. پس به درستي که بعد از اين گروهي آيند که به خواندن قرآن آواز خود را گردانند مانند گردانيدن غنا و نوحه گري و رهبانيت تلاوت ايشا از گلوهاشان درنگذرد و به بالا نرود دلهاي آن گروه سرازير شده باشد و بر گرديده و همچنين دلهاي کساني که شيوه ايشان را خوش کرده‌اند و پسنديده و بالجمله اخبار و آثار در حرمت و عقوبت غنا از ائمه اطهار سلام الله عليهم بسيار رسيده است و بايد دانست که ترجيع صوت به تلاوت قرآن به عنواني که به حد غنا نکشد و سرودي به آن نباشد جائز است و پسنديده چه در بعضي روايات ترغيب به آن وارد گرديده و همچنان که نغمه سرايي و غناگري حرام است، شنيدن و آموختن آن نيز از جمله معاصي و آثام است و در بعضي اخبار آمده که استماع غنا و لهو سبب رستن نفاق گردد در دل چنان که آب باعث رستن گياه شود از گل.
فصل: و از آن جمله دانسته نظر کردن مردان است به سوي اجنبيات زنان و نظر کردن زنان به جانب اجانب مردان مگر در صورتي چند که استثنا شده از اين و از آن به شرط براءت ساحت نظر از آلايش شوائب لذت و اطمينان قلب ناظر از اقتران حرکت شهوت. اما ديدن روي و کفين و قدمين زنان بيگانه با عدم شهوت بدون اضطرار. از جمله شبهاتي است که ترجيح هر يک از حرمت و کراهت آن که معيار است در نظر احتياط پيشگان عفت شعار. در خبر معتبر وارد است که هر کس چشمهاي خود را از آنچه بر او حرام باشد پر کند در ديدار ايزد تعالي روز قيامت چشمهاي او را از آتش پر کنند مگر آنکه بازگشت نمايد از آن کردار. و هر کس دست زني را گيرد که بر او حرام باشد پس به تحقيق که مستوجب غضب پروردگار گردد. و هر کس زني را بر وجهي از وجوه حرام در برگيرد او را با شيطاني از شياطين در زنجير آتشين قرين سازند. پس هر دو را با يکديگر در آتش دوزخ اندازند و هر کس دانسته نظر به عورت مسلماني اندازد ايزد تعالي او را در آتش دوزخ قرين منافقان سازد و از دنيا بيرون نرود تا آنکه خداي تعالي او را رسوا کند و هر کس تامل در عورت مسلماني نمايد هفتاد هزار فرشته زبان به لعن او گشايند و هر کس با مسلمان در بيع و شراء غش نمايند و طريق خدعه و مکر بپيمايند شمار مسلمانان نتواند بود بلکه بخشاينده زيان و سود روز قيامت او را با جماعت يهود محشور خواهد نمود چه فريبندگي و دشمني طائفه جهود افزون تر مي‌باشد از فريبندگي طواهت ديگر از فريفتگان انکار و جحود. هر کس جامه فاخره پوشد که به آن افتخار و اختيال نمايد قرين قارون گرديده و نواحي و اطراف جهنم راه… چه قارون اول کفران پيشه بود که انديشه اختيال نموده ديده استکبار گشود تا آخر با خانه و اثاث و هر چه با او بود نگون سار به زمين فرو رفته سربلندي خود را آزمود. و هر کس ستمکاري را از فرمان راويان مدح گويد و ستايد و نسبت با او افتادگي و فروتني فراوان نمايد. يا نزد او زبان عرض حال به بيان قلت مال و تنگي احوال گشايد. که شايد به دريافت آنچه آن نوال افضالش اميد دارد به مقصود رسد و آسايد در آتش جهنم با آن فرمانروا قرين خواهد گرديد. و در آنجا به پاداش کفران نعمت خداوند وَدود خواهد رسيد و از اينجا است که سرور انبياء صلّي الله عليه و آله ستايش کنندگان بيجا را نهي وکيد و منع شديد نموده و “احْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَابَ”137 فرموده يعني خاک بر روي مدح کنندگان پاشيده و بهرزه ورايي ايشان را به چيزي نگيريد و از فريب ياوه سخنان که در مقام ستايش شنويد بر حذر باشيد.
فصل: از جمله معاصي ترهيبات اکيده و تهديدات شديده از ارتکاب آن رسيده اغتياب اهل ايمان است و از خصايص غيبت نسبت به محرمات ديگر آن است که غيبت کردن همکنان به مثابه خوردن گوشت مردگان است. در خبر است که عقوبت غيبت از عقوبت زنا سخت تر است از اين جهت که زناکار هر گاه به بازگشت و استغفار گرايد کردگار بردبار او را آمرزد و بخشايد به خلاف غيبت کننده که مادام که خصم خود را راضي ننمايد از وخامت غيبت ناسايد. و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده که هر کس در حق مومني گويد آنچه را که به چشم خود ديده و به گوش خود شنيده پس هر آينه از آنان باشد که خداي عزوجل در شأن ايشان گفته: (إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ)138 و نيز از آن حضرت روايت شده که هر کس بر مومني روايت کند آنچه را ناپسند داند از گفتار و کردار بيت عدم مروت و اظهار عيب و شنار از براي آنکه آن مومن را از نظر مردمان اندازد و روي دل همکنان را از سوي او منعطف سازد. خداي عزوجل آن بد انديش را از ولايت و نصرت خود دور دارد. و با امداد و اعانت شيطان واگذارد. پس هر آئينه شيطان نيز آن مردود درگاه الهي را از خود رانده و از امداد او گرداند. و ناچاران نابکار را به نوميدي و خسار رساند پس با کمال مذلت و در آن تباهي و سياهي ماند. و بايد دانست که همچنان که پيرامون غيبت گرديدن گناهي است عظيم. شنيدن و پسنديدن آنچه غيبت کننده گويد از اسباب استيجاب عذابي است اليم. از اين جهت در بسياري از اخبار شنونده را با گوينده شريک نموده‌اند و در تحذير از استماع آن “السَّامِعُ لِلْغِيبَةِ أَحَدُ الْمُغْتَابَيْنِ”139 فرموده‌اند. و مراد شنيدنيست که مقرون به رضا باشد در حالت اختيار نه شنيدني که اتفاق افتد ناچار در صورت اضطرار. و به هر تقدير هر يک از شنوندگان که انکار متحن گوينده توانند جائز نيست که به خاموشي گذرانند بلکه واجب و لازم فوري است که انکار کنند و برگردانند مگر آنکه مقام مقام اشتباه باشد و التباس يا مقام تقيه و هراس که به هنگام التباس بايد گفتار گوينده را توجيهي استوار کنند و بر محملي پسنديده نهند و آسوده مانند و به هنگام هراس که قادر بر رد و انکار نباشند. بايد گفتار را در گلوي آن بدکار شکسته از آن مجلس برخيزند و از يکديگر پاشند و اگر تنگنايي است که آن نيز مقدور نيست تالم و انکار قلبي کافي است. در خبر معتبر وارد شده که هر کس غيبتي را نسبت به يکي از برادران در مجلسي شنود از او برگرداند خداي تعالي هزار گونه شر از شرور دنيا و آخرت از او کيباند و اگر قادر بر رد آن غيبت باشد و زبان به انکار نجنباند هفتاد برابر گناه گوينده بر او لازم آيد و بر گردن او ماند.
فصل: چون پرتو بيان بر حرمت غيبت و استماع آن تافت، اکنون بر اين معني اطلاع بايد يافت که هر گاه غرضي صحيح به ذکر عيبي از عيوب شخصي تعلق يابد در آن صورت واجب نيست که گوينده از ارتکاب آن اجتناب کند يا شنونده در رد آن کوشد و به انکار آن شتابد و همچنين کساني که هتک حرمت شريعت کرده عيب خود را بر خو نپوشند و از فاش کردن کردار و گفتار بد باک ندارند. بر ديگران تکليف آن شده که به تکلف در پرده پوشي مثالب و معائب ايشان کوشند. و فنون مناهي و معاصي که از آن نامتدينان عاصي نبيند و شنونده ناديده شمارند و ناشنيده انگارند. و از اين قبيل است اباحت غيبت آناني که بدون عذر و علت نمايايي از حضور جمعه و جماعت پاسداران مراسم ايماني پاي آمد شد ببندند و روي رغبت گردانند و در اوقات رقامت صلوات از مجامع و مساجد عزيزان ناحيه خشوع و اخبات گريزانند، و به مجرد افسانه وسوسه طرازان بر بهانه مانند زنانه بيگانه در يکي از زواياي خانه پنهانيد. حاصل که ارتکاب اغتياب بعد از تحقق اجتناب از شوائب ارتياب و توجه نيّت به جانب خير انديشي و صواب در صورتي که غرضي از اغراض دينيه بدوزان به حصول نپيوندد روا است. و قبائح رسوا و فضائح هويداي پرده در آن جلابيب حيا را در حالتي که از مصالح اخفاء و نهفتن معرا باشد گفتن و شنفتن مباح و در اخبار اهل بيت عصمت از ساير افراد غيبت مستثنا است “مَنْ أَلْقَى جِلْبَابَ الْحَيَاءِ عَنْ وَجْهِهِ فَلَا غِيبَةَ لَهُ”140 از احاديث نبوي است. و به همين معني مکرر در روايات معتبر از خانواده آن سرور مروي است پس هر يک جلباب از روي خود انداخته باشد او را غيبتي نيست. و از امام جعفر صادق عليه السلام وارد گرديده که غيبت آن است که در حق

پایان نامه
Previous Entries خداي، همچنين، طريق Next Entries بعضي، غيبت، گويد