نور فلورسنت

دانلود پایان نامه ارشد

مشابهي در دو شدت نور مطالعه شده داشتند و گونه G. etunicatum گونه قويتري براي تشکيل کلوني در ريشه ژنوتيپهاي نعناع بود.
اثرات متقابل بين کيفيت نور و قارچ ميکوريزا نشان داد که بيشترين ميزان کلونيزاسيون در نور سفيد و سپس آبي+قرمز، با ژنوتيپ G. etunicatum به ترتيب با 6/54 و 3/48 درصد مشاهده شد (جدول 4-15). کمترين ميزان اين صفت در نور سفيد و ژنوتيپ G. mosseae با درصد کلونيزاسيون 86/8 به دست آمد. اين روند نيز مطابق با روند تغييرات درصد کلونيزاسيون مشاهد شده در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه بود و نشان داد که گونه قارچ G. etunicatum گونه قويتري براي تشکيل کلوني در ريشه ژنوتيپهاي نعناع به خصوص تحت نور سفيد و آبي+قرمز ميباشد.
با توجه به جدول اثرات متقابل بين کيفيت نور و ژنوتيپهاي گياه، ژنوتيپ اصفهان در نور آبي و ژنوتيپ قزوين در نور قرمز به ترتيب با درصد کلونيزاسيون 8/34 و 3/30 بيشترين ميزان اين صفت را داشتند (جدول 4-16). ژنوتيپ همدان در نور قرمز با ميزان 17/7 کمترين درصد کلونيزاسيون را داشت.
به طور کلي، ژنوتيپ اصفهان بيشترين و ژنوتيپ قزوين کمترين درصد کلونيزاسيون را داشت (جدول 4-17). اين روند همانند روند مشاهده شده در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه بود. موثرترين نور براي افزايش درصد کلونيزاسيون نور آبي بود و نورهاي ديگر بدون داشتن اختلاف آماري معنيدار در رده دوم اهميت قرار گرفتند. در ميان گونههاي قارچ ميکوريزا نيز همزيستي با قارچ G. etunicatum و G. clarum به ترتيب بيشترين و کمترين تأثير را در تغييرات درصد کلونيزاسيون باعث شد. اين روند نيز همانند روند مشاهده شده در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه بود.
مقايسه دو شدت نور نشان داد که ميزان کلونيزاسيون در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه 2/13 درصد بيشتر از شدت نور بالا بود (جدول 4-17). نتايج به دست آمده در اين مطالعه مطابق با برخي گزارشات و در عين حال متضاد با برخي مطالعات ديگر ميباشد. به عنوان مثال، هيمن [123] گزارش نمود که ميزان کلونيزاسيون ميکوريزايي با شدت نور در ارتباط بوده و با افزايش شدت نور، درصد کلونيزاسيون نيز افزايش مييابد. وي نتيجهگيري نمود که در شدت نور بالاتر، به دليل توليد بيشتر مواد فتوسنتزي، انتقال کربوهيدراتهاي محلول به ريشه گياه ميزبان افزايش يافته و اين امر در تغذيه بهتر قارچ ميکوريزا و در نهايت رشد و نمو آن تأثيرگذار ميباشد. هيمن و همکاران [123]، فرگوسن و منگ [92] و نيمي و همکاران [203] نيز به نتايج مشابهي دست يافتند. اما در برخي مطالعات ديگر به عکس نتايج فوق اشاره شده است. در اين رابطه، در مطالعه فورلان و فورتين [95] ميزان کلونيزاسيون ميکوريزايي در پياز در شدت نورهاي پايين بيشتر از شدت نورهاي بالا بود. آنها نتيجهگيري کردند که فرضيه افزايش درصد کلونيزاسيون همراه با افزايش شدت نور، عموميت نداشته و همواره صحيح نميباشد. نتايج حاضر در اين مطالعه نيز موافق با اظهارات فورلان و فورتين ميباشد و نشان ميدهد که در برقراري همزيستي بين ميکوريزا و گياه ميزبان، فاکتورهاي متعددي از جمله شدت و کيفيت نور، گونه قارچ و گونه و ژنوتيپ گياه ميزبان دخيل است. از سوي ديگر، نور به کار رفته در اين مطالعه نور LED ميباشد که به دليل تک فام بودن و دارا بودن محتواي انرژي بالا ممکن است باعث ايجاد عکسالعملهاي کاملاً متفاوتي نسبت به ديگر منابع نوري مورد آزمايش در گذشته در گياه و قارچ گردد که اين عکسالعملها کاملاً ناشناخته بوده و مطالعاتي در اين زمينه تا به امروز صورت نگرفته است.
محتواي اسانس
الف- شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه
با توجه به جدول اثرات متقابل بين ژنوتيپ نعناع و گونه ميکوريزا، ژنوتيپ اصفهان تحت همزيستي با G. mosseae بيشترين محتواي اسانس را توليد کرد (جدول 4-14). ژنوتيپهاي همدان و قزوين، تلقيح شده با G. mosseae در ردههاي دوم و سوم قرار داشتند.
مقايسه ميانگين اثرات متقابل بين کيفيتهاي مختلف نور و گونه قارچ نشان داد که گونه G. mosseae در نور قرمز و سپس آبي، موثرترين تيمارها در افزايش توليد اسانس در گياه بودند (جدول 4-15). به طور کلي، در تمام تيمارهاي نوري، ژنوتيپ G. mosseae بهترين تيمار براي افزايش اين صفت بود.
مقايسه ميانگين اثرات متقابل بين کيفيتهاي نور و ژنوتيپهاي نعناع نشان داد که ژنوتيپ قزوين تحت نور قرمز بالاترين محتواي اسانس را توليد نمود (جدول 4-16). محتواي اسانس در هر 3 ژنوتيپ تحت نور سفيد در مقايسه با ديگر طيفهاي نوري کمتر بود.
به طور کلي، بر اساس مقايسه ميانگين نورهاي مورد مطالعه، محتواي اسانس توليدي در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه بين 74/1 تا60/2 درصد متغير بود (جدول 4-17). بالاترين محتواي اسانس توليدي مربوط به تيمار نور قرمز و پايينترين آن مربوط به نور سفيد بود. لازم به ذکر است که گياهان تحت نور فلورسنت، در تمام شرايط آزمايشي، بسيار ضعيف بوده و اسانس قابل اندازهگيري توليد نکردند.
بر اساس مقايسه ميانگين ژنوتيپها، اختلاف معنيداري بين ژنوتيپهاي مورد مطالعه از لحاظ محتواي اسانس توليدي در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه مشاهده نشد (جدول 4-17).
در بين گونههاي ميکوريزا، G. mosseae موثرترين گونه در افزايش توليد اسانس بود (جدول 4-17). ژنوتيپهاي G. calrum، G. etunicatum و تيمار شاهد، محتواي اسانس تقريبا يکسان (به ترتيب 70/1، 81/1 و 87/1 درصد) توليد نمودند. اينطور به نظر ميرسد که با استثناء G. mosseae، همزيستي گياه با قارچ در شدت نور پايين، تأثير چشمگيري بر افزايش محتواي اسانس توليدي نداشته است.
ب- شدت نور 300 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه
با توجه به جدول اثرات متقابل بين ژنوتيپ نعناع و گونه ميکوريزا، ژنوتيپ همدان و سپس قزوين تحت همزيستي با G. mosseae بيشترين محتواي اسانس را توليد نمودند (جدول 4-14). روند تغييرات توليد اسانس در ژنوتيپهاي تحت همزيستي با ميکوريزا در اين شدت نور، تقريباً مشابه با روند تغييرات در شدت نور پايينتر بود و اين موضوع نشان دهنده عکسالعمل تقريباً يکنواخت ژنوتيپهاي نعناع به همزيستي با گونههاي ميکوريزا در دو شدت نور بود، با اين تفاوت که در شدت نور بالاتر، توليد اسانس به طور معنيداري افزايش يافت.
مقايسه ميانگين اثرات متقابل بين کيفيتهاي مختلف نور و گونههاي قارچ نشان داد که گونه G. mosseae در نور قرمز و سپس آبي، موثرترين تيمارها در افزايش توليد اسانس در گياه بودند (جدول 4-15). به طور کلي، در تمام تيمارهاي نوري، ژنوتيپ G. mosseae بهترين تيمار براي افزايش اين صفت بود. اين روند، با روند مشاهده شده در شدت نور پايينتر نيز مطابقت داشت.
مقايسه ميانگين اثرات متقابل بين کيفيتهاي نور و ژنوتيپهاي نعناع نشان داد که همانند شدت نور پايين، در اين شدت نور نيز ژنوتيپ قزوين تحت نور قرمز بالاترين محتواي اسانس را توليد نمود (جدول 4-16).
با توجه به جدول مقايسه ميانگين دادهها (جدول 4-17)، محتواي اسانس توليدي بين تيمارهاي نوري در شدت نور 300 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه بين 91/2 تا 95/3 درصد متغير بود و روند تغييرات بين تيمارها همانند شدت نور پايينتر بود. نور قرمز بهترين و نور سفيد ضعيفترين نور براي توليد اسانس بود. به طور کلي، محتواي اسانس توليدي در تمامي تيمارهاي نوري، در شدت نور بالا (300 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه) به طور معني داري بيشتر از شدت نور پايين (150 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه) بود.
بر اساس مقايسات ميانگين ژنوتيپها، ژنوتيپهاي همدان و قزوين توليد اسانس بيشتري نسبت به ژنوتيپ اصفهان نمودند. اين موضوع نشان دهنده عکسالعمل متفاوت ژنوتيپها به شدتهاي مختلف نور در توليد اسانس ميباشد. به طور کلي، توليد اسانس در شدت نور 300 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه نسبت به شدت نور پايينتر افزايش معنيدار داشت و و اين موضوع نشان داد که که احتمالاً براي توليد اسانس بيشتر در گياه نعناع، شدت نورهاي بالاتر (در اين مطالعه) مناسبتر است. از آنجايي که بر اساس مطالعات انجام شده، براي توليد بيشتر ترکيبات ثانويه، وجود تنش، از جمله تنش نوري بسيار موثر است [167 و 223] ميتوان اينگونه نتيجهگيري کرد که در شدت نور بالا، به دليل وجود استرس نوري، بيشتر توليدات گياهي صرف توليد متابوليتهاي ثانويه در گياه و از جمله افزايش توليد اسانس شده است.
در بين گونههاي ميکوريزا، G. mosseae موثرترين ژنوتيپ در افزايش توليد اسانس بود (جدول 4-17). ژنوتيپ G. calrum ضعيفترين ژنوتيپ قارچ در افزايش توليد اسانس در نعناع بود. ار آنجائي که توليد اسانس در تيمار شاهد بالاتر از تيمارهاي تلقيح با G. Mosseae و G. clarum بود، ميتوان نتيجهگيري کرد که افزايش توليد اسانس بسته به گونه قارچ، بسيار متغير ميباشد و لزوماً همزيستي با قارچ ميکوريزا باعث افزايش توليد اسانس در گياه نميگردد.
به طور کلي، تحت همزيستي گياه با قارچ ميکوريزا در شدت نور 300 ميکرومول فوتون بر مترمربع در ثانيه، ميزان توليد اسانس 1/37 درصد افزايش يافت. احتمال دارد شدت نور بالاي LED به منزله نوعي تنش نوري براي گياه محسوب گرديده و توليدات ثانويه را در گياه افزايش داده است. تا به حال گزارشي مبني بر عکسالعمل گياه به اثرات متقابل بين کيفيتهاي مختلف نور و همزيستي با قارچ ميکوريزا مشاهده نشده است. در برخي مطالعات گزارش شده است که قارچهاي آربوسکولار ميکوريزا ترکيبات فرار گياهان از جمله محتواي اسانس را افزايش ميدهند [72]، اما ميتوان از نتايج اين تحقيق اينطور استنباط کرد که تلقيح گياه با قارچ به منظور افزايش توليد اسانس، همواره موفقيت آميز نبوده و فاکتورهاي متعددي از جمله ژنوتيپ گياه، گونه قارچ، شدت و کيفيت نور در اين امر دخالت دارند.
به طور کلي، بسياري از جنبههاي اثرات متقابل قارچهاي ميکوريزا با گياهان از جمله اثرات رشدي، تغييرات تغذيهاي، کنترل در برابر پاتوژنها، مقاومت به تنش خشکي مورد مطالعه قرار گرفته است اما اطلاعات کمي در مورد اثرات آنها بر توليدات ثانويه گياهان وجود دارد [72].
در مطالعه کاراگيانيديس و همکاران [146] تلقيح دو گونه گياه M. spicata و M. piperita با گونه قارچ G. etunicatum باعث افزايش در محتواي اسانس توليدي در مقايسه با شاهد (بدون قارچ) شد. آنها گزارش دادند که تلقيح نعناع با قارچ ميکوريزا نه تنها باعث افزايش کميت اسانس ميشود بلکه کيفيت آن را نيز بهبود ميبخشد. در اين رابطه، گوپتا و همکاران [117] پس از تلقيح گياه M. arvensis با گونه قارچG. fasciculatum مشاهده نمودند که علاوه بر کميت، کيفيت و ترکيبات تشکيل دهنده اسانس در اين گونه افزايش يافت. در مطالعه ديگري، تويسانت و همکاران [260] پس از تلقيح ريحان با G. mosseae و G. caledonium گزارش نمودند که ميزان کافئيک اسيد و رزماريک اسيد در اندام هوايي گياه افزايش يافت. آنها نتيجهگيري کردند که همزيستي با قارچ ميکوريزا علاوه بر کميت، باعث افزايش کيفيت ترکيبات ثانويه توليدي نيز ميگردد. هر چند افزايش کيفيت اسانس بستگي به ژنوتيپ گياه و گونه قارچ نيز دارد و همواره اين همزيستي منجر به افزايش کيفيت اسانس نخواهد شد. در مطالعه انجام شده توسط خوساد و همکاران [149] 3 ژنوتيپ گياه کاکوتي (Origanum sp) متعلق به خانواده نعناعيان، مورد تلقيح با قارچ G. mosseae قرار گرفتند. محتواي اسانس توليدي در 2 ژنوتيپ نسبت به شاهد (بدون قارچ) افزايش يافت اما کيفيت اسانس در هيچکدام تغيير نکرد.
4-5-2- همبستگي بين صفات مورفولوژيک ژنوتيپهاي نعناع تحت اثرات متقابل بين نور و قارچ ميکوريزا
جدول ضرايب همبستگي بين صفات در شدت نور 150 ميکرومول فوتون بر متر مربع در ثانيه نشان داد که همبستگيهاي مثبت و قوي بين طول ساقه با وزن تر و وزن خشک ساقه وجود داشت (جدول 4-18). همچنين همبستگيهاي مثبت و قوي بين وزن تر ساقه با وزن خشک و درصد کلونيزاسيون وجود داشت. به نظر ميرسد که همزيستي با قارچ در شدت نور

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ و زبان، ناخودآگاه، خودآگاهی Next Entries بهبود عملکرد