نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر، منابع سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

‌ از خود به‌‌جاي‌ گذشته‌اند. آنچه‌ به‌ طور خلاصه‌ در صفحات بعد ذکر مي شود نام‌ و دستاورد تعدادي از متفکران ‌برجسته‌ و مهم‌ در عرصه‌ انديشة‌ مديريت‌ اسلامي‌ است‌ که‌ از آنها نه‌ تنها در جهان‌ اسلام‌، بلکه‌ در عالم‌ غرب‌ نيز سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد و آنان‌ نيز از انديشه‌ سياسي‌ اين‌ متفکران‌ درمراکز علمي‌ خود بهره‌ مي‌برند.
قبل‌ از توضيح‌ دربارة‌ کساني‌ که‌ نظريه‌پرداز حکومت‌ اسلامي‌ از آغاز تاکنون‌ بوده‌اند، لازم‌ است‌ به منابع‌ مورد استفاده‌ آنها بطور مختصر اشاره‌ شود.

2-2- منابع‌ تحقيق‌ در مديريت‌ اسلامي‌
از يک‌ ديدگاه‌، مي‌توان‌ منابع‌ را به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ کرد: الف‌ – منابع‌ دست‌ اول‌، شامل‌ قرآن‌، سيره‌ (سنت‌)، عقل‌ و اجماع‌.
ب‌ ـ منابع‌ دست‌ دوم‌، شامل‌ منابع‌ اسلامي‌ برگرفته‌ از منابع‌ دست‌ اول‌ و منابع‌ تطبيقي ‌و ساير منابع‌.
“اسلام‌، ديني‌ کامل‌ است‌ که‌ تقريباً براي‌ تمام‌ فعاليتهاي‌ بشري‌ اعم‌ از فردي‌ يا جمعي‌، قوانيني‌ را در خود دارد. اسلام‌ قوانين‌ کاملي‌ را براي‌ ادارة‌ حکومت‌، دولت‌، جنگ‌ وتعيين‌ حدود ارائه‌ کرده‌ است‌. هيچ‌ عرصه‌اي‌ از فعاليت‌ فردي‌ و اجتماعي ‌وجود ندارد که‌ در پوشش‌ حقوق‌ اسلامي‌ قرار نگرفته‌ باشد. باور بر اين‌ است‌ که‌ چنين‌ دين‌ کاملي‌، مستعد ارائه‌ پاسخ هاي‌ جديد به‌ مسائل‌ امروزين‌ جوامعي‌ است‌ که‌ در جست‌وجوي‌ توسعه‌ و نوسازي‌ هستند.
در اين فصل سعي شده مجموعه ي کامل و مفيدي از نظريه هاي مديريت اسلامي گردآوري شود. همچنين تعدادي از نظريه هاي مديريت به دليل مقايسه و تشابه آن ها با مدل نهايي در اين فصل ذکر شده است. قبل از ارائه نظريه هاي مديريت اسلامي لازم است بعضي از واژه هاي مهم و کليدي اين پژوهش شرح داده شود.
3-2- تعاريف مديريت
1-مديريت فرآيندي است که بوسيل? آن کوشش هاي فردي و گروهي براي رسيدن به اهداف مشترک با هم هماهنگ مي شوند (صادق پور ومقدس، 1370، 50).
2-هنر ادار? مجموعه امکانات و استعدادهاي مادي ومعنوي در يک سازمان را، براساس آگاهي هاي مناسب، بخاطر بهتررسيدن به هدف را مديريت گويند (تقوي دامغاني،1368،18).
3-مديرت فرآيند بکارگيري مؤثر وکارآمد منابع مادي وانساني دربرنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امکانات، هدايت وکنترل است که براساس نظام ارزشي مورد قبول وبراي رسيدن به اهداف سازماني صورت مي گيرد ( صفرزاده، 1385، 4).
هر سازمان اجتماعي که توسط افراد انساني اداره مي شود، بايد يک دسته وظايف مديريتي را انجام دهند، که به اين وظايف مديريتي گاهي اوقات عناصر يا اصول سازماني نيز گفته مي شود. اين وظايف عبارتنداز:
1-برنامه ريزي: عبارتست از پيش بيني وتدوين برنامه ها واقدامات لازم که اجراي صحيح ديگر وظايف مديريت(سازماندهي،هدايت، کنترل وبسيج منابع) به برنامه ريزي بستگي دارد.
2-سازماندهي: سازماندهي عبارتست از شناسايي و گروهبندي فعاليت ها، تعيين اختيار ومسئوليت هاي شاغلين، تعيين مراتب سطوح و ايجاد هماهنگي بين وظايف و فعاليت ها.
3-هدايت: ارتباط وتعامل مناسب بين رهبر و پيرو، مديران و زيردستان در سازمان در جهت انجام فعاليت هاي برنامه ريزي شده که موجب کسب اهداف تعيين شده و بقاي تعادل و رشد سازماني مي گردد.
4-کنترل: سنجش عملکردها براساس برنامه ها از وظايف مهم همه مديران است که با انجام اين وظيفه از انحرافات برنامه ها جلوگيري مي شود و اقدامات اصلاحي در راستاي برنامه ها نيز انجام خواهدشد.(سيد جوادين، 1383، 14).

4-2- مهمترين اهداف مديريت عبارتنداز:
1-تحقق اهداف سازمان
2-تسهيل، تسريع و بهبود جريان سازمان
3-افزايش کارآيي سازمان؛ يعني انجام دادن صحيح کار به منظور افزايش بازده (راندمان) وبالارفتن نسبت ستاده مورد انتظار به داده واقعي.
4-افزايش اثربخشي سازمان؛ يعني انجام دادن کار صحيح به منظور افزايش کارآمدي ونيل به هدف هاي سازمان.
5-افزايش رشدسازماني؛ يعني افزايش درصدي و کمي سالان? کالا، خدمات وتوليد.
6-توسعه پايدارسازمان؛ يعني شکوفايي مداوم وپيوسته واستفاد? مطلوب و متعادل از تمام امکانات ومنابع سازمان.
7-افزايش بهره وري سازماني؛ يعني استفاد? مطلوب از عوامل توليدجهت افزايش کارآيي، توليد و محصول.
8-استفاده صحيح از عوامل توليد؛ يعني سرمايه، نيروي انساني، منابع طبيعي، مديريت وآموزش.
9-ايجاد وحدت و هماهنگي در فعاليت ها و هدف ها.
10-بوجود آوردن احساس مسئوليت مشترک در افراد سازمان. (بهارستان، 1384، 17).

5-2- مفاهيم مديريت ورهبري اسلامي
-رهبري و مديريت در اسلام مترادف است با ارشاد و رشد ياهدايت و رشد. قدرت رهبري همان قدرت بر هدايت و ارشاد است و قدرت مديريت همان است که در فقه اسلامي رشد ناميده شده است (مطهري، 1364، 209).
-رهبري عبارتست از هنر برانگيختن وقدرت نفوذ برپيروان به گونه اي که با ميل و رغبت جهت نيل به هدف هاي سازمان، تلاش نمايند (بهارستان،1384،15 ).
-امامت و رهبري الهي در اسلام يعني پيشوايي و رياست امور دين و دنيا از سوي کسي که داراي شرايطي از قبيل عصمت، ولايت معنوي و مرجعيت ديني است وچون جانشين پيغمبراست، بايد از راه پيغمبر شناسانده شود (تنصيص)؛ تا به هدايت ورهبري جامعه در اجراي احکام و قوانين کلي شريعت و اخلاق و حفظ مواريث معنوي اسلام بر پايه اصول دين بپردازد (مطهري، 1364، 15).
– مديريت در اسلام (که رهبري حالتي خاص از آن است)، براساس طرح و برنامه اي سازگار با مباني اسلام و به سوي اهداف اسلام پسند است که در رأس هم? آنها، قرب الهي قرار دارد و در اين راستا، وسيله وکيفيت برخورد با افراد نيز بايد مطابق موازين اسلامي باشد (مصباح يزدي، 1391، 15).
-مديريت اسلامي عبارتست از تنظيم روابط افراد(در ابعادرابطه باخود، خلق وخالق) و هماهنگي نيروها به عنوان تکليف ومسئوليتي الهي در خدمت آزادسازي انسان از قيد و بندهاي غيرالهي به منظور رشد و شکوفايي استعدادهاي اوجهت نيل به هدف هاي ارزشمندسازمان که به قرب الهي مي پيوندد (بهارستان، 1384، 15).
-مديريت اسلامي شيوه ي بکارگيري منابع انساني و امکانات مادي، برگرفته از آموزه هاي اسلامي براي نيل به اهداف متأثر از نظام ارزشي اسلام است (پيروز وديگران،1384، 11).

6-2- اهداف مديريت اسلامي
1-برقراري عدالت اجتماعي و اقامه قسط و عدل در سازمان
2-احقاق حق افراد سازمان
3-ظلم ستيري و کفرستيزي
4-تعليم وآگاهي بخشيدن به افراد سازمان و تربيت معنوي و احياي ارزش هاي اخلاقي
5-ايجاد فرصت و فراهم ساختن زمينه براي رشد، تعالي، کمال شايسته و توفيق قرب الهي در افراد سازمان.
6-فراهم ساختن فرصت و امکان به فعل درآمدن توانايي هاي بالقو? افراد و بروز قو? خلاقيت، سازندگي و ابتکار در افراد سازمان و بعبارت کوتاه، احياي فطرت پاک افراد و کنترل هواي نفس.
7-هدايت، حمايت، تقويت، ياري و مساعدت به افراد سازمان به جاي تفتيش، بازرسي و انتقاد جويي.
8-فراهم ساختن زمينه هاي مشورت، تبادل نظر، هم انديشي، تعاطي افکار و تعامل بين افراد سازمان.
9-برقراري روحيه برابري و برادري و برقراري روابط انساني در افراد سازمان.
10-حل مشکلات، فردي، سازماني و اجتماعي
11-تأمين مصالح مادي و معنوي افراد و سازمان
12-انجام وظيفه بعنوان عبادت و عمل صالح
13-اتخاذ تصميمات عاقلانه، منصفانه و حکيمانه
14-ازدياد تأليف قلوب و تقويت اخوت اسلامي
15-رسيدن به فلاح و رستگاري به عنوان هدف نهايي مديريت اسلامي(بهارستان،1384،17).

7-2- جايگاه نهج البلاغه
نهج البلاغه، بي ترديد پس از قرآن کريم گرانقدرترين و ارزشمندترين ميراث فرهنگي اسلام است.
اين کتاب مجموعه اي است به ابعادوجودي يک انسان کامل، زيرا نازلات و صادرات وجودي است که والاترين وجود پس از پيامبراکرم (ص) است (دلشاد تهراني، 1379، 11).اين مجموعه ي نفيس و زيبا که منتخبي از خطابه ها، دعاها، وصايا، نامه ها و جملات کوتاه مولاي متقيان علي (ع) است، به وسيله سيدشريف بزرگوار”رضي” در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.
کلمات اميرالمؤمنين از قديمترين ايام با دو امتياز همراه بوده است: يکي فصاحت و بلاغت، وديگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدي بودن. توأم شدن اين دو با يکديگر، سخن علي(ع) را قريب به حد اعجاز قرارداده است، و به همين جهت سخن علي (ع) در حد وسط کلام مخلوق وکلام خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند: “فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق” (مطهري، 1386، ص 25 -24).
علامه سبط ابن جوزي، در گذشته به سال 654 هجري، دربار? کلام اميرمؤمنان(ع) و شگفتي آفريني آن مي نويسد:
“علي(ع) به بياني سخن گفته که سرشار از عصمت است، او با ميزان حکمت سخن رانده، سخني که خداوند برآن مهابت و شکوه افکنده است. اين کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتي و حيرت وا مي دارد.
خداوند در سخن گفتن بدو نعمتي ارزاني داشته که توانسته است حلاوت و ملاحت را يکجا گرد آورد، وسحر بيان و زيبايي فصاحت را باهم درآميزد. نه مي توان از آن کلمه اي اسقاط نموده و نه با محبت و دليلي با آن مسابقت داد. سخنگويان را به عجز و ناتواني کشانده وگوي سبقت از همگان ربوده است. کلمات او الفاظي است که نورانيت نبوت برآن تابيده و آنچه از وي صادرشده عقل ها و فهم ها را متحيّر و شگفت زده ساخته است” (سبط ابن الجوزي،1401ق،114).
نهح البلاغه از وجوه گوناگون کتابي شگفت است: الفاظ، جملات، بافت سخن، هندسه بيان، موسيقي کلام، قوت و استحکام، لطافت و سحرآن، معاني و معارف والا، تأثيرگذاري بردل ها و نفوذ در جان ها، و محدود نبودن به يک زمينه خاص. استادشهيد مرتضي مطهري در اين باره مي نويسد: “ازامتيازات برجسته سخنان اميرالمؤمنين که به نام نهج البلاغه امروز در دست ماست، اين است که محدود به زمينه اي خاص نيست.
علي (ع) به تعبير خودش تنها در يک ميدان اسب نتاخته است.
در ميدان هاي گوناگون که احياناً بعضي با بعضي متضاد است تکاور بيان را به جولان درآورده است.
نهج البلاغه شاهکار است، اما نه تنها در يک زمينه، مثلاً موعظه ياحماسه، يا فرضاً عشق و هزل يا مدح وهجا وغيره، بلکه در زمينه هاي گوناگون” (مطهري، 1386 ،42).
خاصيت همه جانبه بودن سخن علي و روح علي مطلبي نيست که تازه کشف شده باشد، مطلبي است که حداقل از هزار سال پيش اعجاب هارا برمي انگيخته است. سيدرضي که به هزارسال پيش تعلق دارد، متوجه اين نکته و شيفته آن است، مي گويد:
“از عجايب حضرت علي (ع) که منحصر به خود اوست واحدي با اودر اين جهت شريک نيست، اين است که وقتي انسان در آنگونه سخنانش که در زهد و موعظه وتنبّه است تامّل کند، موقتاً از ياد مي برد که گوينده ي اين سخن، خود، شخصيت اجتماعي عظيمي داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالک الرقاب عصر خويش بوده است، شک نمي کند که اين سخن از آن کسي است که جز زهد و کناره گيري چيزي را نمي شناسد و کاري جز عبادت و ذکر ندارد، گوش? خانه يا دامنه کوهي را براي انزوا اختيارکرده، جز صداي خود چيزي نمي شنود و جز شخص خود کسي را نمي بيند و از اجتماع و هياهوي آن بي خبر است.
کسي باور نمي کند که سخناني که در زهد وتنبّه و موعظه تااين حد موج دارد و اوج گرفته است، از آن کسي است که در ميدان جنگ تا قلب لشکرفرو مي رود، شمشيرش در اهتزار است و آماده ي ربودن سردشمن است، دليران را به خاک مي افکند، و از دم تيغش خون مي چکد، و درهمين حال اين شخص زاهدترين زهّاد و عابدترين عبّاد است” (مطهري،1386 ،143).
نهج البلاغه از خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار حضرت علي (ع) تشکيل شده است. اميرمؤمنان علي (ع) در نامه 53 خود به مالک اشتر معروف به عهدنامه مالک اشتر مطالبي دارد که اعجاز آن را هر خواننده ي ماهري متوجه مي شود و ده ها کتاب و صدها مقاله در شرح وتفصيل آن نوشته شده است. براي تدوين آداب حکومت و مديريت،

پایان نامه
Previous Entries نهج البلاغه، رسول اکرم (ص)، عهدنامه مالک اشتر Next Entries نهج البلاغه، نهاد خانواده، سلسله مراتب