ناسخ و منسوخ، تضاد و تقابل، آمنه ودود

دانلود پایان نامه ارشد

را انتشار دادند و ترويج نمودند و از آن هنگام به بعد نام “عليکره” ديگر نام يک دانشکده يا دانشگاه نبود بلکه دلالت بر نوعي از عقل‌گرايي و رنگ و بويي از اجتماعي خاص داشت.166
رابرت کاسپار در مقاله اي با عنوان “احياي مکتب معتزله” به نحو شايسته اي آغاز کار معتزله‌گرايي جديد را از محمد‌عبده تا احمد امين دنبال کرده است. با توجه به محل وقوع اين حرکت در مصر و عمق مقاله کاسپار در ترسيم آن ما قطعاً مديون او هستيم. اما به دليل نقص کار او در ارتباط دادن اين تحقيق با تحولات مشابهي که در ساير نواحي اسلامي رخ داده است مسئوليت اين مغالطه بر عهده او است که نومعتزله‌گرايي در مصر يا جهان عرب را پديده‌اي منزوي و سرچشمه آن را شخص محمد‌عبده تلقي کرده است.167
در سوي ديگر جهان اسلام يعني شبه قاره هند‌،معرفي دوباره برخي مفاهيم معتزلي را مي‌توانيم توسط يکي از تجددخواهان قرن هجدهم يعني شاه ولي الله دهلوي بيابيم. او نيز با احتياط زياد از ذکر نام اين مکتب مطرود پرهيز مي‌کرد.اما عبيدالله سندي (1872ـ1944م) که مفسر و مبلغ عقايد شاه ولي الله دهلوي بود ترسي از اين نداشت که به همساني تعاليمش با آموزه‌هاي معتزلي اشاره نمايد168. براي مثال او به مسأله “ناسخ و منسوخ” اشاره مي کند يعني نسخ برخي آيات قرآن که در دوران اوليه ظهور اسلام نازل شده با آياتي که بعداً نازل شده است. عبيدالله سندي در کتابش “به زبان اردو” به نام “شاه ولي الله و فلسفه او” نشان مي دهد که شاه ولي الله هيچ‌يک از آيات قرآن را منسوخ نمي‌دانست. او به استثناي پنج آيه توضيحاتي عقلي ارائه مي داد تا اعتبار هميشگي آياتي را که گفته مي‌شد منسوخ هستند ثابت کند.اما اگر شيوه او در فهم مفاد هر يک از آيات به اصطلاح منسوخ را در مورد پنج آيه باقي‌مانده و مستثني شده بکار ببريم درمي‌يابيم که خصوصاً اين آيات باقي‌مانده را اصلاً نمي توان منسوخ دانست.بر اين اساس عبيد الله سندي نتيجه مي‌گيرد که شاه ولي الله روي اصلاح عمده نظريه نسخ اصراري نداشت زيرا پنج آيه‌اي که از توضيحات جزء به جزء او حذف شده بود نيازي به تفسير نداشت. شاه ولي الله به آساني مي توانست براي رعايت حال سنت گرايان بحثي از آن‌هابه ميان نياورد.سندي اضافه مي کند که‌: “شاه ولي الله به هيچ وجه با نظرات متفکران سنت‌گرا که معتقد بودند برخي آيات قرآن با آيات ديگر منسوخ مي گردد همنوا نبود.اما با وجودي که او باورهاي رايج را نمي پذيرد و سعي مي کند آن‌هارا اصلاح نمايد مع ذلک به شيوه‌اي محتاطانه مطالب مورد نظر خود را بيان مي‌کند.وي آگاه است که علما نظريه نسخ در قرآن را از سال‌ها پيش پذيرفته‌اند.هر کسي که نسخ را به کلي انکار کند جزو معتزله شمرده مي‌شود و لذا کسي به نظر او توجه نخواهد کرد.شاه ولي الله با نظر به اين گرايش عمومي علماي معاصر خود تلاش مي کند تا اين مسأله را به تدريج تبيين نمايد”.169
محمد سرور يکي از نويسندگان برجسته اي که درباره شاه ولي الله و عبيد الله سندي تحقيق کرده است چنين نتيجه مي‌گيرد که: “به طور خلاصه و با توجه به مسأله مخلوق بودن قرآن‌‌‌،مقصود مأمون از پيشبرد اين امر آن بود که مسأله بغرنج برتري طرز فکر عربي را اصلاح نمايد.از نظر مأمون اصرار سنت‌گرايان بر اينکه قرآن مخلوق نيست مانعي بر سر راه آنچه که مد نظر داشت يعني آميزش درست تفکر عربي و ايراني بود.از آنجا که اين امر عليه منافع سياسي امپراتوري مأمون بود لذا اين موضوع را با تمام توان دنبال مي کرد.مولانا عبيد الله سندي مي گويد که در طول اين دوران بسياري از علماي غير عرب‌‌‌،که در علم و دانش کمتر از همتايان عرب خود نبودند‌‌‌،اعتقاد داشتند که کلمات قرآن مخلوق است. ايرانيان در کنار مأمون به نوعي تفوق فکري دست يافتند و تا اندازه اي جنبش معتزله تجلي همين برتري بود”.170
اصولاً‌ اين ‌که عبيد الله سندي به اين صراحت توانست تمايلات معتزلي امام خود ولي الله را فاش سازد به سبب سيد احمد خان (1817ـ 1898م.) بود.در واقع از زمان او بود که تجدد خواهان مسلمان هندي ميل شديدي پيدا کردند که خود را معتزله جديد بنامند و ادعا کنند که اهداف و آمال اين فرقه روشنگراياسلام را دوباره زنده کرده اند.بنابراين اعتراف آشکار به هواخواهي از مفاهيم معتزلي بسيار قبل تر از مصر در هند انجام گرفته است.او از فعالين جنبش عليگره بود و در تاسيس کالج نقش موثري داشت و از اين رو بر محيط اجتماعي – فرهنگي کالج نيز تاثير بسزايي داشت. جنبش عليگره نشانگر تمايلات نخبگان اردو زبان و اشراف‌زادگان مسلمان در هند اواخر قرن نوزدهم است که هدفش توانا ساختن مسلمانان در تطبيق خويش با واقعيتهاي جديد آن سال‌ها بود و شعارش بر موضوع اصلاحات آموزشي تمرکز داشت171. آثار سيد احمد خان بيانگر کوششي در جهت ساختار اسلام است‌، مقاله او تحت عنوان “طبيعيون يا نيچريون” را مي‌توان تلاش متقابلي جهت مشخص کردن محدوده ادعاهايي که علوم طبيعي له يا عليه مذهب داشته است‌، دانست172. اگر نظرات سيد احمد خان در خصوص پانزده اصل تفسير و مقاله‌اش درباره جادو را کنار هم قرار دهيم‌، به اين نتيجه خواهيم رسيد که گويي از نظر وي معجزات در تضاد و تقابل با منطق و متن قرآن هستند‌، البته پيش از اين هم چنين نگرش هاي خردگرايانه اي وجود داشته است به طوري که “ترول” سيد احمد خان را يک معتزله جديد مي‌داند و مدعي است سيد احمد خان علاوه بر جهان بيني‌، گرايش خاصي را در فلسفه احيا نموده است173.در اين زمينه اهميت زياد نقش جمال‌الدين افغاني را نيز بايد در نظر داشت. سيد جمال‌الدين پيش از اينکه به کار موعظه و سخنراني در خاورميانه بپردازد در هند درس مي خواند.بنابراين به سختي مي توان تصور کرد که نو معتزله‌گرايي هند هيچ انعکاسي در مصر نداشته است. حتي اگر به نحو مقتضي منازعه تند ميان افغاني و سيد احمد خان را درباره مفهوم “طبيعت‌گرايي” مد نظر قرار دهيم‌‌‌،حداقل چيزي که بايد بگوييم اين است که نو معتزله‌گرايي در هند و مصر به موازات هم پيش رفته اند.اين دو شاخه به سبب انزوايي که امپرياليسم انگليس بر مسلمانان هند تحميل کرده بود نتوانسته بودند در مراحل نخستين به يکديگر معرفي شوند اما تماس‌هاي نزديک‌تر و بيشتر ميان متفکران هندي و مصري که در پي آزادسازي تدريجي سرزمين‌هاي دو طرف روي داد موجب گرديد که گرايش‌هاينومعتزله‌گرايي آن‌هاتا حد قابل ملاحظه اي به هم نزديک شوند.174
شبلي نعماني بيش از مصلح نامي الازهر “شيخ محمد عبده”به احياي معتزله کمک کرد‌،کتاب‌هاي متنوع او مملو از اشارات متعدد به معتزله است. کتاب او با عنوان “المأمون” (نوشته سال 1894 ميلادي) نخستين کتابي بود که به يکي از اصحاب قدر قدرت معتزله اختصاص يافته بود و از آن پس تحقيقات مشابهي کم کم به آن افزوده شد از قبيل “عصر المأمون” از فريد رفاعي (قاهره 1927) و “ابراهيم بن سيار النظّام” از عبد الهادي ابو ريده (1946) که احتمالاً در ميان اين تحقيقات از همه برجسته‌تر بودند.علاوه بر آن شبلي نعماني در کتابش درباره غزالي زحمت بسياري متحمل شده است تا ثابت کند که اين امام اهل سنت در بسياري موارد از ديدگاههاي مضيق اشاعره‌‌‌،مکتب ارتجاعي که معتزله را ريشه کن کرد‌‌‌،روي برتافته است. وي مسايل متعددي را مطرح مي سازد که غزالي در آن‌هابا تفسيرهاي معتزله همراهي کرده است. در واقع غزالي با معرفي دوباره برخي استدلال‌هاي معتزله‌‌‌،مکتب اشعري را تا حد زيادي از اعتقاد به تشبيه تبرئه کرد.
“شبلي از ديدگاه اسلام به ارزش‌هاي غربي نظر مي کرد.روش کار او انجام اصلاحات در اسلام با معيارهاي جديد نبود بلکه او مي‌خواست که اسلام را از درون احيا نمايد.بينش او براي برآوردن اين هدف شامل توانمندسازي تمامي علوم اسلامي در تداوم مسير شکوفايي آن در دوره عباسي در بغدادبود. او وظيفه خود را مانند وظيفه فرقه عقل‌گراي معتزله در قرون نخستين اسلامي که مي‌خواست عقايد اسلامي را با فلسفه (در اين مورد فلسفه يوناني مآب) ترکيب و با افکار غير ديني نيز مبارزه نمايد در نظر مي گرفت. بر خلاف سر سيد احمد خان شبلي کل اسلام را با تاريخ آن پذيرفت‌‌،از آن آگاه بود و به آن عشق مي‌ورزيد و با درک ضرورت تبيين اسلامي که جهان نيمه غربي معاصر آن را فهميده و درک کرده آغاز به کار کرد.نمونه اي از روش و کل ديدگاه او اين است که وي قبل از اينکه انديشه کلامي خود را براي مردم امروز ارائه کند مقدماتي را در زمينه تاريخ کلام در گذشته به نگارش درآورد.وي بعد از تلاش‌هايي که براي توانمندسازي علوم کلامي در مدرسه علميه “لکنو” به عمل آورد به سازماندهي مدرسه‌اي براي علوم اسلامي مبادرت ورزيد.بر اين اساس شبلي يک سال قبل از مرگ زود هنگامش “دار المصنفين” را در اعظمگره که بعضاً به “مدرسه شبلي” نيز شهرت دارد بنياد نهاد و آن را وقف کرد”.175
شيخ بو عمران محمد اقبال را يکي از سه نفري که در صدد احياي معتزله و تفکرات ايشان هستند نام برده و چنين نوشته‌: در آغاز قرن نوزدهم تفکر اعتزالي تجديد حياتي کرد و زير نگاه ما بسط يافت. تجدد خواهاني مانند سيد جمال‌الدين افغاني و شيخ محمد‌عبده و اقبال لاهوري از آن براي تقرير نظريه اختيار انسان و ايجاد جنبش اصلاح جامعه اسلامي استفاده نمودند و از آن جهت وارد کردن جامعه اسلامي در جريان تمدن جهاني بعد از قرن ها انحطاط‌، الهام گرفتند176. اين تفکر اعتزالي محمد اقبال در خصوص اختيار‌، در شعرهايش به وضوح قابل مشاهده است .177
يکي ديگر از چهره‌هاي مهم اعتزال نوين فضل‌الرحمان است که به عنوان يکي از مصلحان شبه قاره هند برشمرده مي‌شود.فضل‌الرحمان (1919- 1989) از مصلحان ديني پاکستان است که در سازگار کردن آموزه‌هاي ديني با دنياي جديد مي‌کوشيد. او اين کار را با پيشنهاد متدولوژي و رويکرد خود به تفسير قرآن موسوم به “حرکت دوگانه” انجام داده است. به سبب تهديد و تکفير بنيادگرايان نتوانست پروژه اصلاح را در موطنش پاکستان پيش ببرد و ناچار به جلاي وطن شد ولي تحقيقاتش را در انگلستان و کانادا ادامه داد که حاصلش 5 کتاب و 70 مقاله است که تا به حال به زبان فارسي ترجمه نشده‌اند.178
از شاگردان نامدار فضل‌الرحمان‌، “نورخالص مجيد” در اندونزي و “آمنه ودود” (فمنيست مسلمان مالزيايي) است. اصولاً انديشه‌هاي نوگرايانه فضل‌الرحمان در اندونزي و مالزي طرفداران بيشتري دارد تا در موطنش و شايد يک دليل آن اين باشد که حرکت او کمتر جنبه سياسي و اجتماعي و بيشتر جنبه اخلاقي دارد.
پروژه فضل‌الرحمان ترکيب عقل و معنويت است. او اعتقادات غيرعقلاني را نه تنها احمقانه که غيراخلاقي مي داند و از آن طرف عقلانيت منهاي اخلاق و معنويت را هم نمي پسندد.
نومعتزله از ديدگاه مخالفانشان
در اينجا بهتر است براي روشن شدن عمق نفوذ جريان احياي اعتزال در جهان عرب به گوشه اي از انتقادات و اتهامات سلفي‌ها و سنت‌گرايان عرب در مقابل اين جريان اشاره‌اي داشته باشيم ؛ وسعت اين حملات تا جايي مي‌باشد که در برخي از مواقع به تکفير مي‌انجامد و خود اين مساله يکي از عواملي است که نومعتزليان را از پذيرفتن نام اعتزال دور کرده و بعضا به انکار وامي‌دارد‌، البته مي‌توان اتهامات به نومعتزله را در به صورت زير دسته بندي نمود‌:
احيا تفکرات اعتزالي توسط نوانديشان عرب براي جلب توجه مردم و رسانه‌ها و نيز ارضاي هوا و هوس‌هاي نفساني مي باشد.
تلاش مستشرقان و غربيان براي ترويج افکار اعتزالي در جامعه اسلامي نشاندهنده مسموم بودن اين افکار دارد و غربيان جهت گمراه کردن نسل جوان و انديشمندان مسلمان در صدد احياي تفکرات ايشان هستند.
فريب دادن مردم و تضعيف ايمان و اعتقادات ايشان با تکيه بر عقل گرايي.
معتزله جديد باب اجتهاد در دين را مفتوح مي‌دانند و ادعا دارند بر اساس قرآن و سنت الاهي فتوا مي‌دهند در حالي که خبر واحد را حجت نمي‌دانند و به جز چند روايت معدود هيچ روايتي را نيز متواتر نمي‌شناسند.
فقه را ساخته و پرداخته فقها مي‌دانند و به آن حمله کرده و آن را انکار مي‌کنند.
از ميان برداشتن اجماع و عدم حجت دانستن آن.
باز کردن عرصه تفکر.
حمله به خلافت.
انکار جهاد.
تاکيد بر آزادي زن و اختلاط زن و مرد و رفع حجاب.
مباح نمودن

پایان نامه
Previous Entries عقل و نقل، دانش آموختگان، مدرسه اسلام Next Entries ساختار و محتوا، تعدد زوجات، عقل و نقل