ناسازگاری، تعامل اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

جو بپردازند. دادن پاسخهای ساده می تواند نگرانی آنها را برطرف نماید.
2 ) ترس از جدایی کودک و ترس از اینکه پرستاران با انجام کار بیشتر توجه کودک را جلب خواهندکرد. چنانچه والدین ناراحت هستند از اینکه پرستاران مراقبت کودک را به عهده می گیرند. پرستار مسئول، می تواند پیشنهاد دهد که در مراقبت کودک تشریک مساعی نمایند.
3 ) ترس از اینکه کار بیمارستان، موجبات رنج کودک را فراهم خواهند ساخت.
4 ) ترس از اینکه احتمال سری بودن بیماری مطرح باشد و اینکه ممکن است به اعضای دیگر خانواده سرایت نماید.
5 ) ترس از بار مالی ناشی از بیماری که در این رابطه می توان از مددکار اجتماعی کمک لازم را دریافت نمود.
6 ) ترس از اینکه بیماری به عنوان انعکاسی از رفتار والدین در اجتماع مطرح خواهد شد (مارلو، ترجمه مانیاس، 1379 ).
موقعیت خانواده و عکس العمل آنها نسبت به بیماری و بستری شدن فرزندشان تأثیر دارد. مثلاً خانواده های تک والدینی اغلب در زمانهای بحرانی به عنوان مثال بستری شدن، قدرت کمتری برای سازگاری دارند و محیط بیمارستان برای چنین خانواده هایی و کودکان شدیداً مضطرب کننده خواهد بود، زیرا اینگونه خانواده های از هم گسیخته از نظر اجتماعی، زمانی و انرژی قدرت رویارویی با استرسهای اضافی را ندارد.
اگر والدین بتوانند احساسات خود را کنترل کنند، بهتر نیازهای کودک را درک و برآورده می کنند و می توانند خود را با بیماری و بستری شدن انطباق دهند.
« یکی از کارهایی که والدین می توانند انجام دهند این است که یک محیط امیدوار کننده برای کودک بیمار ایجاد کنند. والدین می توانند اتاق کودک در بیمارستان را تزئین کنند و با توجه به قواعد بیمارستان اشیایی را بیاورند. به جز مواردی مانند گلها و گیاهان طبیعی، یا بادکنکهای پلاستیکی. والدین بهتر است اشیایی که برای کوکان آشنا و راحت هستند همراه ببرند. مانند :
( تصاویری از خانه ؛
( لباسهای راحت و لباسهایی که از جلو باز می شوند (مانند پیژامه، لباسهای بلند و گشاد، کفش راحتی ) ؛
( استفاده از بالش، و یا لحاف و بالاپوش که در واقع آسایش را برای کودک ایجاد می کند ؛
( انجام دادن فعالیتهایی که والدین و بچه ها از انجام آن لذت می برند : مانند پازلها، هنر و کاردستی، کتاب خواندن، ویدئو، CD و یا با کامپیوتر ؛
( رنگ آمیزی پنجره ها با رنگهای شاد ؛
( استفاده از چیزی که به کودک و والدینش امیدی دهد، مانند نمادی از قدرت و ایمان » (منبع اینترنت).
عوارض بستری شدن
کابوسهای شبانه، ترس از ناتوانی و مرگ، ترس از جراحی، نگرانی از عدم بهبودی، پیش بینی از دست دادن قسمتی از بدن، تغییر تصور از خود (ترس از بیهوشی و از دست دادن کنترل) از عواملی هستند که در زمان بستری شدن باعث اضطراب کودکان و حتی اختلالات رفتاری و عاطفی آنها می گردد (میانجی، 1368).
از دست دادن حس کنترل و اقتدار شخصی، اضطراب جدایی، رفتارها تهاجمی نامناسب، بازگشت به دوره های قبلی از زندگی، وابستگی، احساس ترس، اضطراب و خجالت، پیدایش ترسهای جدید، بی خوابی، گوشه گیری، وابستگی به اسباب بازی یا پتو و غیره، منفی کاری، تغییر در اشتها و عادات غذا خوردن، تغییر در تغذیه، تغییر در الگوی دفع مانند شب ادراری، مقاومت در مقابل رفتن به بستر و خوابیدن، تغییر در الگوی خواب و بیداری، لباس پوشیدن، حمام کردن، تعامل اجتماعی، تغییر در فعالیتهای سرگرم کننده و تغییر در امر مراقبت از خود از جمله مواردی است که می توان ذکر نمود (علیپور، 1379).
کمیت و کیفیت تجربه های بیمارستانی نیز در عوارض بستری شدن تأثیر دارد. این که کودک در زمان بستری شدن با چه مسائلی برخورد کرده است، عامل تعیین کننده دیگری در واکنش عاطفی کودک نسبت به بستری شدن به شمار می رود. همچنین بیمارستان تا چه اندازه توانسته است به مسائل روانی و اجتماعی کودک رسیدگی کند و رضایت خاطر او را فراهم سازد. یکی از مخرب ترین جوانب بستری شدن، هماهنگی در مراقبت می باشد. تعداد برخوردهای مختلف و متعدد بین کارکنان و پرسنل پرستاری باعث می شود که ارتباط کودک با یک پرستار خاص قطع شود.
سافر74 با مطالعه بر روی 200 کودک مشاهده کرد که تعداد قابل توجهی از آنها (حدود 60% – 20% ) سه ماه پس از بستری شدن ناسازگاریهای از خود نشان دادند که واکنش تعدادی از این کودکان جدی بود. سافر نتیجه گیری می کند که خطر ضربه روانی بعد از جراحیهای کوچک به مشکل قابل ملاحظه ای بزرگتر از خطر خونریزی و یا عفونت است. همچنین با افزایش زمان بستری امکان عوارض برجا مانده نیز بیشتر می شود. علاوه بر محدودیتهای فیزیکی، تماسهای کودک در روابط اجتماعی او را محدود کرده و نشانه هایی از محدودیت عاطفی، هوش و ناسازگاریهای رفتاری را در آینده به دنبال می آورد که همگی می توانند باعث ایجاد پاسخهای منفی در کودک شود (سافر، 1985).
بالردیک75 1957 ، می نویسد تحقیقات نشان داده که بستری شدن کودکان به ویژه در مدت طولانی باعث می شود که اغلب کودکان مورد بدرفتاری والدین قرار بگیرند. در تحقیقی که در سال 1957 توسط وی بر روی 48 کودک کمتر از 6 سال صورت گرفت نشان داد که در میان کودکانی که مورد اذیت و آزار والدین قرار گرفته بودند اکثریت کسانی بوده اند که در بیمارستان به مدت طولانی بستری شده بودند (انصاری، 1364).
بررسیها نشان داده اند که برای کودکان زیر 5 سال، آسیب پذیرترین منبع روانی در بستری شدن، به جدایی از خانواده، به ویژه از مادر مربوط می شود و اولین مرحله اعتراض به صورت نوعی افسردگی بروز می کند (انصاری، 1364).
منشاء یکی دیگر از ترسهای او، استفاده از روشهای جدید و ترسناک، به کار بردن وسائل ناشناخته برای او مثل سندها76، تزریقات وریدی، تزریقات عضلانی، به کار بردن درجه حرارت مقعدی، ترس از محیط جدید، ترس از افراد غریبه، لباسهای گوناگون، کارکنان و عدم آگاهی او از قوانین خشک محیط بیمارستان می باشد. او مرتب از خود سوال می کند اینجا کجاست؟ اینها چه هستند؟ اینها که هستند و چرا وجود دارند؟
نکات مثبت بستری شدن
سی پین 1975 در مورد اثرات مثبت بستری شدن کودکان سن قبل از مدرسه در بیمارستان و عکس العمل آنها نسبت به بیماری و بستری شدن اظهار می دارد : بیماری و بستری شدن کودک دوره قبل از دبستان ترس بی حد و بی حصر او را به کنترل در می آورد، چون یکی از ویژگیهای مهم او در تکامل اجتماعی این سن به دست آوردن استقلال و عدم وابستگی است. و بروز مشکلات ناشی از بیماری و بستری شدن وی در بیمارستان بستگی به قدرت تطبیق وی در برخورد با مسائل دارد. کودک سن قبل از مدرسه به درجاتی از رشد دست نیافته است که توان «کنترل خود77» را داشته باشد. به همین دلیل نیاز به داشتن محیطی آرام برای درک محیط و اوضاع و احوال دارد. و این بهترین زمان برای تسلط بر اعمال بدن و افکار وی می باشد (کریمی، 1368).
جسنر78 در سال 1952 ، سولنیت79 در سال 1960 ، ری80 در سال 1968 ، اورملند81 در سال 1973 ، مشترکاً چندین مورد را در مورد بستری شدن مفید تلقی می کنند. از جمله : تشویق روشهای رشد طبیعی، حمایت ارتباط کودک و والدین، ایجاد پناهگاهی روانی برای تغییرات عاطفی ناگهانی در کودک و ایجاد الگوی شناخت برای والدین و کودک. همچنین لانگفورد82 1964 بیان می کند : کودکانی که از خانواده های از هم گسیخته برای بستری شدن مراجعه می کنند، خوب است که بیمارستان برای آنها مراقبتهایی در جهت سازگاری بیشتر و قبولاندن آنها به والدینشان زمانیکه به خانه بر می گردند، ارائه شود ( مری شریدان، ترجمه توکلی، 1382 ).
تحقیقات اخیر تأکید می کنند که بازی برای سلامت بدنی و روانی کودکان ضروری می باشد. بیانه منتشر شده در کنفرانس شورای بین المللی بازی کودکان83، در سال 1960 نشان می دهد که ستیزی بین والدین و معلمان برای انجام دادن کارهای بزرگی که در سالهای آتی در پیش است وجود دارد.
» بیانیه کنفرانس I.C.C.P. ، برایتون که به اتفاق آراء مورد تایید قرار گرفته است :
ما تصدیق می کنیم که بازی یکی از چند عاملی است که در تمامیت شخصیت کودک، کمک به او برای اینکه فردی با اراده، خلاق و شاد گردد و عضو مفیدی برای جامعه باشد، از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین ما روی نیاز کودک برای بازی در رابطه با هر مورد با تمام موارد زیر تأکید می کنیم :
1 ) رشد جسمانی و سلامت بدنی ؛
2 ) ثبات عاطفی و سلامت روانی ؛
3 ) نمو عقلی و یادگیری ؛
4 ) دوستی و تشریک ساعی بین کودکان ؛
برای کمک به برقراری حق کودک برای بازی در تمام کشورها، نمایندگان در اولین کنفرانس I.C.C.P. نکات زیر را مورد تأکید قرار دادند :
1 ) عموماً پذیرفته شده است که کودکان به وقت تقریباً نامحدودی برای بازی نیازمند هستند، اما اغلب فراموش می شود که بازی برای کودکان از اهمیت حیاتی برخوردار است و به کودکان در مدرسه نیز باید وقت کافی برای بازی داده شود.
2 ) کودکان بایستی قادر باشند که رابطه ای محکم در دنیایی که در آن متولد شده اند و زندگی می کنند برقرار سازند دنیای اولیه کودک شامل پدر و مادر است. اما زندگی والدین در یک جامعه صنعتی ایجاب می کند که از کودک خود دور باشند و نتوانند رابطه مطلوب و تفاهم لازم را با فرزند خویش برقرار سازند. چنین فقدانی کودک را برای یافتن طرحی از نمو که مورد پذیرش جامعه باشد با اشکال مواجه می سازد.
3 ) با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک زمان، مسلم است که برای کمک به کودک بایستی فرصتهای لازم را در اختیار او قرار داد تا با مواد و وسایل بازی برخورد نماید و تجارب همراه آنان را (آب، زمین، شن، پناهگاه سازی، از درخت بالا رفتن، آتش روشن کردن و غیره ) بیندوزد.
4 ) در گذشته طرحهای فرهنگ سنتی، والدین را در رفتارشان با کودکان راهنمای می کرد. در دنیای به سرعت در حال تغییر فعلی، ناکامی و نارسا بودن این گونه طرحهای سنتی، به صورتی فزاینده احساس می شود. جایی که نگرشهای سنتی درهم شکسته می شود لازم است نگرشهای جدیدی مبتنی بر درک نیازهای کودکان که از طریق مشاهده و مطالعه شناسایی می گردند. والدین در کسب فهم و بینشی، اغلب نیازمند کمک می باشند. » (مری شریدان، ترجمه توکلی، 1382).
والدین به تنهایی نمی توانند مسائل و مشکلاتی را که تهیه امکانات برای بازی کودکان ایجاد می کند حل نمایند، ما به مسئولیت جامعه در این مورد اعتراف می کنیم. تا زمانی که جامعه در برقراری شرایط بهتر (نظیر مراکز بازی بیشتر و بهتر) موفق شود، والدین و افراد دیگر بایستی بر تلاشهای خود در جهت کمک به کودکان برای بازی بیفزاید و در همان زمان نیز از مسئولین جامعه بخواهند در این زمینه گامهای لازم را بردارند.
همچنین استیلی (1977) فواید بستری در بیمارستان را چنین مطرح می کند که کودک در اثر بستری شدن، با دیدن کودکان مشابه خود، بهتر با محیط و جامعه خود کنار خواهد آمد. و کودک به علت دور بودن از خانواده از اضطرابها و نگرانیهای منزل دور خواهد بود و پرستاران باید در شرایط نامناسبی که در منزل است مورد بررسی قرار دهند و سعی کنند، اگر شرایطی در جهت عدم تکامل کودک وجود دارد، به خانواده کمک کنند. و والدین در اثر برخورد پرستاران، طرز رفتار با کودک را فرا گرفته و یاد می گیرند چه نکاتی را درمراقبت از وی بایستی به کار گیرند. همچنین با شرکت دادن کودک در مراقبت از خود، مانع ایجاد حالت ناسازگاری در کودک می گردد و اگر از کودکان به درستی در بیمارستان مراقبت شود، این تجربه باعث تقویت روحیه و تشویق آنها شده و بنابراین این معلومات و تجارب را در منزل مورد استفاده قرار می دهند و در صورت نیاز مجدد به بستری شدن راحت تر به بیمارستان بر می گردند (میانجی، 1368).
از دیگر فواید بستری شدن می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1 ) حفظ و توسعه روابط کودک و والدین از طریق افزایش اطلاعات آنها در مورد رشد و تکامل کودکانشان و نیازهای او ؛
2 ) تشخیص کودکان طرد شده ؛
3 ) علاوه بر جنبه درمانی سبب اطمینان حاصل کردن از روابط خانوادگی می شود غ
4 ) ایجاد موقعیتهای مناسب آموزشی ؛
5 ) آموزش

پایان نامه
Previous Entries پرخاشگری، کودک خردسال، پیش دبستانی Next Entries بازی درمانی، کاهش اضطراب، احساس تنهایی