موزه ملی، دوره اسلامی، چهار آینه

دانلود پایان نامه ارشد

استعمال می شده و ظاهرا خنجر در بین آنها معمول و متداول بوده است» (ویلسن، 1366، 97).
در بررسی سلاح های ساسانی می توان به آثار دیگری به دست آمده از این تمدن مراجعه کرد که آثاری از این قبیل نقوش ظروف و یا نقش برجسته های سنگی و … « بهرام گور، بهرام پنجم (420 – 438م) در صحنه شکار شیری که روی بشقاب سیمین مجموعه کانینگام در مرزه بریتانیا تصویر شده، پیراهن و شلوار زرهی دارد که بر اساس بافتارش باید زره حلقه ای باشد. در نقش بزرگ طاق بستان که شاه را چون سربازی سوار تصویر می کند شاه نه تنها پیراهن از زره حلقه دار پوشیده، بلکه گردنپوشی دارد که بخشی از صورت او را هم پوشانیده است» (پوپ، 1387، 2961– 2960).
اگر چه در بررسی نقوش به جا مانده از دوران قبل از اسلام شکل و ساختار انواع سلاح ها بر ما روشن می شود و محققین بنام این عرصه نوآوری های بسیاری را در زمینه ساخت سلاح به ایرانیان نسبت می دهند اما به علت عدم وجود این سلاح ها نمی توان بررسی دقیقی انجام داد. «از دوره اسلامی تا قبل از قرن چهارم هجری (دهم میلادی) هیچگونه اسلحهای از ایران در دست نداریم» (زکی، 1366، 268).
اما طی بررسی پژوهشگران «کهنترین خود شناخته شده ایرانی در دوره میانه نزدیک بوداپست کشف شده و اکنون در موزه ملی مجارستان است و از یک قطعه آهن درست شده و کننده کاری فراوانی دارد. درست نزدیک نوک آن نواری از خط کوفی، آرایه های گیاهی وجود دارد که به نقش های اسلیمی تحول می یابد. در وسط و پهن ترین قسمت ققنوس های پرنده روبه رو به هم قرار دارند. کل طرح مشخصات ویژگی بافته را دارد و همه عناصری را روی مجموعه ای از منسوجات ابریشمی سده هشتم میتوان یافت» (پوپ، 1387، 2965).
کلاه خودهای دیگری هم نزدیک به همین دوران به دست آمده «که مهمترین آنها در موزه خیگی استانبول و مسکو و برلن و در موزه ملی کپنهاک است و بیشتر آنها راجع به قرن هم و دهم هجری – پانزدهم و شانزدهم میلادی است» (زکی، 1366، 27).
در مجموعه خلیلی یک نمونه کلاه خود مربوط به قرن 7 یا 8 هجری وجود دارد که می تواند مورد توجه قرار گیرد این نمونه «از آن رو مهم است که به مدت طولانی در جهان اسلام ساخته می شده و به عنوان الگوی مرجع در تولید کلاه خودهای ترکی و همچنین نوع دیگری مرسوم به کلاه خودهای عمامه ای در قرن 15 میلادی مورد استفاده واقع شده است» (الکساندر، 1387، 18).
از جمله وسایل دیگری که جنگاوران برای محافظت از بدن خود و همچنین اسبانشان استفاده می کردند زره و یا جوشن بود «بنا به نظر ارتور پوپ جوشن لبه پایینی کلاهخود مفرغی متعلق به 9 قرن قبل از میلاد که در سرزمین آشور یافت شده و در موزه بریتانیا نگاهداری می شود اصالت ایرانی دارد و باید آن را قدیمی ترین جوشنی شمرد که از آغاز تمدن بشر یافت شده است» (احسانی، 1382، 212).
این زره ها در دوره های بعد هم مورد استفاده قرار می گرفتند. به عنوان نمونه در دوره ساسانی که پیش تر نمونههای آن ذکر شد اما در دوره اسلامی نیز این جنگ افزار بسیار مورد توجه بوده است «زره ایران و آسیای میانه در سده هشتم مسیحی از شهرت زیادی برخوردار بوده، زیرا سالنامه های چینی سال 713 م/ 95 هـ.ق خراجی از زره را ثبت کرده اند که پادشاه کئانگ – کلو Kany – ku (سمرقند) فرستاده بود» (پوپ، 1387، 2961).
این زره ها برای محافظت از اسبان جنگی نیز استفاده شده اند و از این دست می توان «به زره اسبی اشاره کرد که در موزه جنگی پاریس می باشد و راجع به قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) می باشد و غیر از اینها قسمتی از زره اسبی است که در موزه نامردم شناسی سوئیس است و راجع به قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) است» (زکی، 1366، 269).
اما با بررسی مینیاتورها میتوان به نمونه های تصویری بیشتری دست یافت «نخستین نمونه از پوشش محافظ سینه اسب که تاکنون دیده شده در مینیاتوری از نسخه خطی از شاهنامه در مجموعه اجیت غز Ajit Ghose به تاریخ حدود 700 هـ.ق است» (پوپ، 1387، 2962).
با پیشرفت در ساخت این نوع زره ها «در اواخر قرن 16 م فلزکاران ایرانی نوع دیگری سپر دفاعی عرضه کردند که نام 4 آینه معروف شده است. این سپر مرکب از 4 صفحه مستطیل شکل فلزی است که با لولا به یکدیگر متصل شده و دورادور بدن را از آسیب ضربات خصم مصون می داشت» (احسانی، 1382، 217).
بر این اساس «تصور می شود مخترع چهار آینه ایرانیان بوده اند زیرا قدیمی ترین چهار آینه ای که بدست آمده متعلق به قرن شانزدهم میلادی می باشد و در دنیای آن روز برای اولین مرتبه جنگجویان ایرانی از این سلاح استفاده به عمل آورده اند و همیشه نوع تزیین چهار آیینه ها را با کلاه خودها تطبیق می دادند» (دو بنچا، 1346، 107).
سپرها را شاید بتوان یکی از مهمترین ابزارهای جنگی دانست «سپرگرد همیشه شکل دلخواه سپر در شرق بوده و در دوره آشوری دیده شد و در نخستین نقش برجسته های ایرانی ادامه یافته است» (پوپ، 1387، 2968).
از نمونه های موجود دیگر می توان به سپری اشاره کرد که در شهر برلن نگهداری می شود. «در قسمت اسلامی از موزه های برلن سپر آهن است که راجع به نیمه دوم قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) است و تزئینات آن عبارت مینا شد از اشکال حلزونی و برگهای درخت که بر روی آن کنده کاری و قلم زنی شده است» (زکی ، 1366، 271).
در نسخه های خطی و آثار دیگر می توان تصاویری از این گونه سلاح جنگی را مشاهده کرد به عنوان مثال «سربازی که روی پارچی سفالین که در موزه لوور است و احتمالا به سدههای چهارم و پنجم هجری تعلق دارد، در دست راستش سپری گرد با لبه ای مهره نشان و آرایه های گل و بوته دارد. اما در دست چپش تبری جنگی است. در سده هشتم هجری باز هم این نوع ولی با چهار گل میخ و در مینیاتوری از نسخه ای خطی از جامع التواریخ (704– 714 هـ.ق) پدیدار می شود» (پوپ، 1387، 2968). اما «بهترین و زیباترین سپرهای کار ایران سپری است که در موزه کاخ اروزهاینایا17 در شهر مسکو است و دارای امضای سازنده خود «محمد» و راجع به قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی)است» (زکی ، 1366، 271).
از انواع دیگر سلاح های سرد می توان به کمان ها، زوبین ها، قمه ها، تبرها، گرزها و … اشاره کرد. این سلاح ها در اندازه های مختلفی ساخته می شده اند. زیرا برخی از آنها توسط سوارکاران استفاده می شده و برخی دیگر توسط سربازان پیاده نظام. پس می بایست در اندازه و وزن آنها تفاوت هایی وجود داشته باشد. زوبین نیزه کوتاهی بوده که برای استفاده در پشت اسب طراحی شده است. «هیچ نیزه ای که بتوان با اطمینان به سده های میانه نسبت داد وجود ندارد، کهن ترین نمونه ها در موزه توپکاپی است و تاریخ آنها آغاز سده دهم هجری است و آشکارا بخشی از غنایم جنگ چالدران است» (پوپ، 1387، 2977). در مورد کمان ها باید گفت که «از زمان های بسیار قدیم کمان ایرانی مورد توجه بسیاری از مردم مشرق زمین بوده است. چنانچه سیاح معروف فرانسوی بنام شوالیه شاردن مهارت ایرانیان را در مورد تهیه این اسلحه ستوده و تایید کرده است» (دوبنچا، 1346، 101)
از نمونه های باقیمانده می توان به سه کمان ایرانی سده یازدهم اشاره کرد. این کمان ها «در موزه هنر عام مونیخ برداشتی از انواع گوناکون پرداخت تزیینی به دست می دهد. نخستین آنها که هدیه ولیعهد باواریا، پرنس روپرت18 است، با لاک قهوه ای پوشانده شده است و با اسلیمی های زرین ظریف آراسته شده است. دو سر آن سیاه و قبضه اش سبز است. دومی لاک زرد و دو سر و قبضهء سیاه دارد و سراسر آن را اسلیمی های زرین پوشانده است و سومی هم مثل آن دو دیگر با پوست غان پوشیده شده ولی از طرف داخل مرصع به شاخ است و آرایه های آن از اسلیمی های زرین بر روی زمینه لاکی سیاه تشکیل شده، اما در طرف بیرون دو سر و قبضه اش صفحاتی از استخوان کار گذاشته شده است» (پوپ، 1387، 2981).
گرزها و تبرها از سلاح های بسیار قدیمی و مورد علاقه ایرانیان بوده اند. چراکه با بررسی تاریخ سلاح ها از دوران بسیار قدیم، نمونه های این ابزارهای جنگی را میتوان مشاهده کرد. با گذشت زمان این دو سلاح در شکل ها و فرم های متنوعی ساخته شده اند. در این میان سلاح های بسیار مجلل و با شکوهی را می توان مشاهده کرد که به نوعی نشان دهنده رتبه نظامی و مقام صاحب سلاح بوده اند. در ایران انواع گرزها را به صورت زیر دسته بندی کرده اند که «عبارت بوده اند از:
(1)گرزهای تمام چوبی که از چوب های محکم و گره دار جنگلی درست می شده اند.
(2)گرزهایی که از دو قسمت فلزی و چوبی تهیه می شده و فقط دسته آنها چوبی بوده است.
(3)گرزهای تمام فلزی که خود به انواع و اشکال مختلف ساخته می شدند.
الف- گرزهای مدور یا بیضی شکل
ب- گرزهایی که سر آن به شکل سر حیوانات مخصوصا اغلب به شکل سر گاو ساخته می شدند.
ج- گرزهای شش پره که شش پر یا بیشتر داشتند» (دوبنچا، 1346، 92)
«گرزی در موزه دولتی برلین سراسر از فولاد نورد سرد ساخته شده که طرح ها و ابیاتی فارسی مرصع به طلا دارد. با توجه به سادگی شکل و آرایه های متعادل، این گرز ایرانی و از آغاز سده دهم هجری است» (پوپ، 1387، 2978).
در بررسی تبرها هم انواع مختلفی قابل مشاهده است. تبرها نیز مانند گرزها هم جنبه تشریفاتی داشته اند و هم تا دوران اخیر به عنوان سلاح و ابزار مورد استفاده بوده اند سطح پهن تیغه تبر فضای مناسبی بوده برای تزیین آن. «تبرزین های جنگی ایران مانند گرزها به یک شکل نبوده و فرم مخصوصی نداشتند. از طرف دیگر مشخصات عمومی تبرهای ایران کوچکی و ظرافت این اسلحه می باشد. با تغییرات زیادی که در طی ادوار مختلف به وقوع پیوسته است، مع الوصف این سلاح شکل و فرم قدیمی و اصیل خود را از دست نداده و تا این اواخر هم این خصوصیات در ساختمان برخی از تبرزین های جنگی و تبرهای معمولی هیزم شکنان حفظ گردیده» (دوبنچا، 1346، 93-94).
از نمونه های موجود که دارای نقوش تزیینی نیز می باشد تبری است که در موزه تسویگهاوس برلین نگهداری می شود این تبر «در یک طرف نقشی قوشچی کمانداری که بر آهن کنده شده و در طرف دیگر سواری با تفنگ دارد. دسته را چرمی سیاه پوشانده و سری مسین و مطلا دارد» (پوپ، 1378، 2979).
بیان این نکته ضروری است که که برای مطالعه دقیق این سلاحها و نمونه های دیگر میتوان به مینیاتورهای موجود مراجعه کرد مانند مینیاتورهای سده هشتم.
اما شمشیرها و خنجرها را می توان نماد سلاح واز مهمترین آنها به شمار آورد. در اغلب فرهنگ ها داستان ها و افسانه ها و روایت هایی در مورد شمشیرها و اعتباری که برای صاحب خود می آورند وجود دارد در اسلام نیز اینگونه بوده است. «گفته اند که اسلحه شخصی پیامبر تا عهد بنی امیه و بنی عباس موجود بوده شمشیر ایشان در حکم مهمترین سلاح به جا مانده از او به عنوان نشان خلافت در دست خلفا بوده است. مشهورترین شمشیر پیامبر موسوم به ذولفقار همان است که به حضرت علی بخشیده و پس از آن در دست سلسله امامت دست به دست شده اما به قولی دیگر، در دست خلفای عباسی بوده و پس از حمله مغول به بغداد در 1258 میلادی مفقود شده است. سرنوشت ذولفقار هر چه که بوده همواره میان شیعیان و حتی اهل تسنن تقدس خاصی داشته و نقش سمبلیک آن روی بیرق و پرچم های عثمانی ترسیم شده است» (الکساندر، 1387، 9).
به واسطه همین عقاید و باورها بسیاری از قدرتمندان و حاکمان ممالک اسلامی دست به جمعآوری شمیر و نگهداری از آن زدند. ایرانیها از قرنها قبل در ساخت این سلاح مشهور و سرآمد بوده اند. خیام نیشابوری درباره شمشیر اینگونه سخن میگوید: «شمشیر پاسبان ملک است و نگهبان ملت و تا وی نبود هیچ ملک راست نایستد، چه حدهای سیاست به وی توان نگاهداشت و نخستین گوهری که از کان بیرون آورند آهن بود، زیرا که بایستهترین آلتی مر خلق را او بود و نخست کس که از وی سلاح ساخت جمشید بود و همه سلاح با حشمت است و بایسته ولیکن هیچ از شمشیر با حشمتتر و بایستهتر نیست» (خیام نیشابوری، 1379، 53).
و همچنین او از انواع شمشیر چهارده گونه را نام برده که عبارتند از: «یکی یمانی، دوم هندی، سوم قلعی، چهارم سلیمانی، پنجم نصیبی، ششم مریخی، هفتم سلمانی،

پایان نامه
Previous Entries امپراطوری عثمانی، ایران باستان، تخت جمشید Next Entries تیراندازی، آسیای صغیر، دوره اسلامی