مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

تنبيهها، رفتار را مطابق نظريه يادگيري اجتماعي تحت تاثير قرار مي‌دهند، نمايش داده شده است.
کاهش رفتار
تنبيه
افزايش رفتار
تقويت
محرکها
تنبيه مثبت(دريافت تنبيه)
تقويت مثبت(گرفتن پاداش)
+
تنبيه منفي (حذف پاداش)
تقويت منفي (حذف تنبيه)

شکل 3-1- چهار روش تأثير پاداش و تنبيه روي رفتار
منبع: (ايکرز، 1977: 46؛ به نقل از هيگن215 ، 1985: 169)
اينکه آيا رفتار انحرافي يا انطباقي حاصل ميشود و همچنان ادامه دارد به پاداشها يا تنبيههاي حال و گذشته براي رفتار، و پاداشها و تنبيههاي مرتبط به رفتار بديل بستگي دارد (ايکرز و همکاران، 1979: 638).
رفتار اجتماعي با شرطيسازي ياد گرفته ميشود – مقدمتا وسيلهاي216 يا عامل همانطور که از شرطيسازي بازتابي217 (کلاسيک) يا پاسخگر مشخص ميشود- رفتار به وسيلهي پيآمدهاي رفتار؛ يعني پاداشها و تنبيههاي اجتماعي و غيراجتماعي، شکل ميگيرد. تقويت اجتماعي به جنبهاي از اين فرايند اشاره دارد که احتمال اتفاق افتادن يک رفتار بوسيلهي پاداشها و تنبيههايي که از رفتارهاي مختلف به دست ميآيد، بررسي ميشود (کرن218 و همکاران، 1985: 456). ايکرز ميان تقويتکنندههاي اجتماعي و غيراجتماعي فرق ميگذارد؛ تقويتکنندههاي غيراجتماعي بدون هيچ شرطي در سطحي فيزيولوژيک پاداش دهنده هستند در حالي که تقويت کنندههاي اجتماعي نياز به ساير افراد انساني دارند تا هنگامي که وضعيت و نتايج مورد تأييد اين افراد بود، به کنشگر کمک کنند (عليوردينيا و حيدري، 1391).
3-1-1-3-1- ارتباط بين تقويت افتراقي و ديگر نظريهها
مفاهيم و گزارههاي اصلي در هر يک از ترس از مجازات قانوني در نظريه بازدارندگي و تعادل پاداش/ هزينه (يا تابع سودمندي مورد انتظار) در نظريه انتخاب عقلاني، تحت فرمول عموميترِ تقويت افتراقي در نظريه يادگيري اجتماعي قرار ميگيرند. تقويت افتراقي شامل طيف وسيعي از بازدارندهها و تسهيلکنندههاي رفتاري شامل: پاداشها / هزينهها؛ تقويتکنندهها و تنبيهکنندههاي گذشته، حال و پيش بينيشده؛ مجازات رسمي و غير رسمي؛ جرايم قانوني و فراقانوني219 ؛ و تنبيه مستقيم و غير مستقيم، است که درهرصورت بهگونهاي عقلاني محاسبه ميشوند. برخي از مدلهاي انتخاب عقلاني تکرار مفاهيم و متغيرهايي هستند که از نظريه يادگيري اجتماعي مشتق شدهاند (ايکرز، 1990: 658-655).
همچنين ايکرز و کوکران (1985) در اشاره به ارتباط تقويت افتراقي با نظريه کنترل اجتماعي بيان ميکنند: هيرشي (1969) تعهد را به سبب اينکه به هزينههايي از رفتار انحرافي، براي مثال مقدم بودن پاداشها و سرمايهگذاري زمان و انرژي در حرفههاي رسمي220 اشاره دارد؛ “مولفهي عقلاني در همنوايي221” مينامد. توقعات شغلي و آموزشي بيشتر، و تعهد به همنوايي بيشتر؛ ميتواند داراي فعاليتهاي انحرافي کمتري باشد. اين اساسا يک بازدارندگي222 يا مفهوم مهار رفتاري223 است که يک زيرمجموعه در يک طرف معادلهي تقويت افتراقي است. مفهوم تقويت افتراقي توازني از پاداشهاي مثبت و پرهيز از هزينهها (تنبيه) در يک سمت، و هزينههاي مستقيم، و از دست دادن پاداش در طرف ديگر است. بنابراين مفهوم خودداري از انحراف، به دليل هزينهي از دست دادنِ آنچه در هم نوايي به دست مي‌آيد، يک مثال عيني از مفهوم عموميتر تنبيه منفي است. رفتار خودداري ميشود به دليل زيان پيش‌بيني‌شده يا واقعياي که از رفتار حاصل خواهد شد. در نظريه يادگيري اجتماعي بازدارندگي، هزينه-پاداش، تقويت مثبت و منفي همه شاخصهايي از مفهوم تقويت افتراقي هستند. مفهوم تعهد هزينههاي متحمل شده به واسطهي انحراف، به دليل از دست دادنِ آنچه که دارد يا اميدوار است از طريق فعاليتهاي رسمي داشته باشد، ميتواند زيرمجموعه تقويت افتراقي قرار بگيرد (ايکرز و کوکران، 1985: 339).
3-1-1-4- تقليد
نظريه يادگيري اجتماعي مفهوم تقليد را به عنوان مفهوم محوريِ فرايند يادگيري مورد لحاظ قرار ميدهد (ايکرز و همکاران، 1985) و به مشارکت در رفتار، بعد از مشاهدهي مستقيم يا غيرمستقيم رفتارهاي ديگران اشاره ميکند (ايکرز و جنسن224، 2006: 6). در نظريه يادگيري تقليد شامل افرادي است که شخص آنها را ميپسندد، با خود يکي ميکند و دوست دارد شبيه مدلهاي رفتار آنها باشد. برگس و ايکرز ملاحظه کردند عنصر تقليد از فرايند يادگيري رفتاري زير چتر گستردهاي از شرطيسازي رفتار کنشگر قرار ميگيرند؛ يعني، تقليد خودش به عنوان يک نوع ساده از رفتار است که ميتواند به واسطهي نزديکي پي در پي، و نه يک مکانيسم رفتاري جداگانه، شکل بگيرد (ايکرز و جينينگز، 2009: 325). رفتار اجتماعي هم از طريق شرطيسازي مستقيم و هم از طريق تقليد يا مدل‌سازي رفتار ديگران به دست ميآيد (ايکرز و همکاران، 1979: 638). اينکه آيا رفتار الگو گرفته شده، به وسيلهي ديگران تقليد خواهد شد يا نه، توسط ويژگي‌هاي مدل، رفتار مشاهده شده و پيامدهاي مشاهده شدهي رفتار (تقويت نيابتي) تحت تأثير قرار ميگيرد. تقليد در اکتساب225 و عملکرد اوليه از رفتار جديد226، نسبت به نگهداري يا قطع الگوهاي رفتاري که سابقا ايجاد شدهاند، اهميت بيشتري دارد؛ با اين وجود تقليد به داشتنِ برخي تأثيرات در حفظ رفتار ادامه ميدهد (ايکرز و جنسن، 2006: 6).
3-1-1-4-1- ارتباط بين تقليد و ديگر نظريه‌ها
در ارتباط تقليد با ديگر نظريهها ميتوان به نظريه پيوند اشاره کرد. اگرچه نظريه پيوند هيچ مفهومي از مدلسازي يا تقليد ندارد، اما مفهوم تعلق ارجاعات تجربي دارد که با مفهوم تقليد همپوشاني ميکند. يک مقياس مهم از تعلق به والدين و همتايان به وسيلهي هيرشي استفاده شده که “آيا شما تمايل داريد شبيه شخصي از خودتان (پدر، مادر، دوستان نزديک) باشيد؟”. در نظريه يادگيري اجتماعي وقتي افرادي مورد پسند شخص است، آن‌ها را با خود يکي ميکند، يا ميخواهد شبيه مدلهاي رفتار آن‌ها باشد و انحراف يا همنوايي به‌احتمال بيشتري تقليد ميشود. بنابراين يک مفهومِ در همپيچيده، نه تنها بين دلبستگي و پيوند افتراقي؛ بلکه همچنين بين دلبستگي و تقليد نيز وجود دارد (ايکرز و کوکران، 1985: 340).
3-1-2- فرايند نظريه يادگيري اجتماعي
نظريه يادگيري اجتماعي فرايندي را پيشنهاد ميکند که روابط دروني ميان اين متغيرها را تنظيم و معين ميکند. ارتباط افتراقي، به تعامل و اتحاد با گروههاي مختلف، در نخستين بار اشاره ميکند. اين گروهها محيط اجتماعياي را فراهم ميکنند که در معرض تعاريف، تقليدِ مدلها، و تقويت اجتماعي براي انجام يا دوري از هر رفتار خاصي که اتفاق ميافتد، قرار ميگيرند. تعاريف به واسطه تقليد يادگرفته ميشوند و تقويت اجتماعي آن‌ها به‌وسيله‌ي اعضاي گروههايي که با آن‌ها يکي است مرتبط ميشود، و همين که اين تعاريف يادگرفته ميشوند، به عنوان محرکهاي متمايزکننده براي انجام يا دوري از رفتار به کار ميروند. تعاريف در تعامل با تقليد از مدلهايِ انجام يا دوري از رفتار، و پيشبينيِ موازنهي تقويتها، رفتار اوليه يا ادامهي رفتار را تقويت ميکنند. بعد از رفتار اوليه، تقليدکم اهميتتر ميشود؛ در حالي که اثرات تعاريف بايد ادامه يابد، در واقع اين رفتارها به وسيلهي تجربه خود فرد تحت تأثير قرار ميگيرند. در اين مرحله از فرايند است که پيآمدهاي واقعي، يعني تقويتکنندهها و تنبيهکنندههايِ اجتماعي و غيراجتماعيِ يک رفتار خاص براي بررسي احتمال ادامهي رفتار، روي کار خواهند آمد. اين پيآمدها شامل تأثيرات واقعيِ انجام رفتار يا دوري از رفتار در بار اول، و عکسالعملهاي واقعي ديگران حاضر در همان زمان، يا کساني است که بعدا درباره آن اطلاع پيدا ميکنند، همچنين شامل عکسالعملهاي پيشبينيشده ديگران غايب، يا کساني که درباره رفتار اطلاع ندارند؛ ميباشد (ايکرز و همکاران، 1979).
شکل(3-2) يک پيرفت اساسي را فراهم ميکند که اين مفاهيم را سازماندهي ميکند. ايکرز اشاره ميکند که پيوند افتراقي (در معرض قرارگرفتن ارزشها و فرهنگهاي متعدد) درطول زمان يک مجموعه اوليه از رفتارها را به وجود ميآورد. اينکه آيا بزهکاري در طول زمان تکرار ميشود، مقدمتا به تقويت بستگي دارد. مطابق با رفتارگرايي وقتي پاداشهاي مثبت به دست آورده شوند، رفتار تقويت ميشود و هنگامي که تنبيه صورت بگيرد، رفتار تضعيف ميشود (ويتو و همکاران، 2005: 181).
شکل3-2- فرايند نظريه يادگيري اجتماعي
پيوند افتراقي
? درمعرض قرارگرفتن با مدلهاي نقشِ متفاوت، و تعاريف و ارزشهاي متفاوت.
? همه مدلهاي نقش يا نگرشها داراي اهميت برابر نيستند(برخي ارزشمندترهستند).

رفتارهاي اوليه
? به مرور زمان، تعادل مدلهاي نقش (غير اجتماعي يا انحرافي) و تعاريف، رفتارهاي اوليه را به وجود ميآورند.

تقويت افتراقي
? رفتارهاي اوليه که پاداش مي‌گيرند (تقويت مي‌شوند) گرايش دارند که باگذشت
زمان تکرار شوند.
? تقويت مي‌تواند بيشتر (پول، سرخوشي مواد مخدر) يا کمتر (افزايش منزلت در بين همتايان) احساس شود.
منبع: (ويتو و همکاران،2005: 181)
ايکرز معتقد است که فرايند يادگيري اجتماعي ارتباط ميان شرايط ساختاري اجتماعي و رفتارهاي فردي را تعيين ميکند. براي نمونه نابرابري اقتصادي فرايند مدرنگري، بي‌سازماني اجتماعي و فشارهاي ساختاري، اجتماعي؛ همگي به رفتار مجرمانه پيوند خوردهاند. شرايط ساختاري اين چنين با تأثير بر معاشرتهاي ترجيحي شخص، تعريفها، الگوها و تقويتها، جرم را تحت تأثير قرار ميدهند (ولد و همکاران، 1391: 269). چنانچه خود ايکرز در مطالعات اخيرترش استدلال ميکند که يادگيري اجتماعي فرايندي است که واسطهي اثرات عوامل ساختاري اجتماعي در رفتار مجرمانه و انحرافي است (نگاه کنيد به؛ ايکرز، 2009، ايکرز و جنسن، 2006).
3-1-3-تقلب/عدم صداقت علمي و يادگيري اجتماعي
يک دانشجو ياد ميگيرد که در اعمال عدم صداقت علمي شرکت کند يا به واسطهي تعامل با ديگران از چنين رفتارهايي خودداري کند. اين از خانواده شروع ميشود، اما تأثير مهمتر در دانشجويان دانشگاه، و رفتارها و گرايشهاي دوستان است. اين گروههاي با نفوذ، تعاريف هنجارياي براي افراد ارائه ميکنند که عمل تقلب را به عنوان صحيح يا نادرست طبقهبندي ميکنند و مدلهايِ رفتاري از صداقت يا عدم صداقت، و تقويت اجتماعي براي مهار يا ارتکاب به عمل تقلب فراهم ميکنند. به ميزاني که افراد اين رفتارها را ياد ميگيرند و آنها را به عنوان گرايشهاي خودشان مي‌پذيرند، تعاريف مطلوب و يا غير مطلوبي را براي تقلب علمي مطرح خواهند کرد. اگر يک تعريف براي عدم صداقت علمي مطلوب باشد، اقدام به تقلب قابل‌قبول و شکل رفتار تأييد مي‌شود. به ميزاني که يک دانشجو اخلاقا تقلب را ناپسند مي‌شمرد از آن خودداري خواهد کرد، دانشجويي که به‌طور بيشتري يک عمل خاص از تقلب را مي‌پسندد به‌احتمال بيشتري آن را مرتکب مي‌شود. تعاريف ممکن است براي تقلب مطلوب باشند؛ زيرا که آن‌ها براي خنثي کردن نامطلوبي عمل قابل‌قبول‌تر ظاهر ميشوند (لرش، 1999: 104-103). بسياري از تعاريف عدم صداقت علمي تحت عنوان اعتقادات رسمي قرار ميگيرند به گونهاي که بسياري از دانشجويان با توجه به قوانين و مقررات حاکم بر محيط دانشگاهي، نسبت به انجام تقلب ديدگاهي منفي دارند. اين دسته از دانشجويان ممکن است بر اين باور باشند که تقلب خلاف قوانين آموزشي دانشگاه است و از رفتاريهاي مبتني بر نقض قوانين دوري ميکنند. از طرفي دانشجويان ديگر ممکن است که تحت عنوان باور مثبت ديدگاهي را برگزينند که تقلب علمي را کاملا مطلوب و مجاز ميداند. براي مثال اگر دانشجويي بر اين باور باشد که با تقلب نمرهي او تا حد بالايي افزايش پيدا کند، اين يک باور مثبت نسبت تقلب علمي ميباشد. گاهي اوقات رفتارهاي متقلبانه علمي با آنچه که ايکرز “باورهاي خنثيسازي” مينامد همراه است. باورهاي خنثيسازي به‌وسيله‌ي توجيهات و دلايل شخصي رفتار متقلبانه را باعث مي‌شوند. بسياري از مطالعات (نگاه کنيد به؛ بولين، 2004؛ وول، 2004، لرش، 1999؛ لانزاکادوک و کلاگ، 1986؛ ميشل و مايت 1989) گرايشها و نگرشهاي مطلوب نسبت به تقلب را مورد حمايت قرار

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع منافی عفت، برتراند راسل، احساس امنیت Next Entries اعتبار سازه، استان هرمزگان، معنادار بودن