مواد مخدر، مصرف مواد، متادون

دانلود پایان نامه ارشد

اين خانواده مستاجر بوده و همانطور که ذکر شد تنها فرد شاغل آن زن خانواده است و سرپرستي خانواده نيز بر عهده وي مي باشد. مرد بعلت معلوليت تحت پوشش سازمان بهزيستي قرار داشته و زن و دختر خانواده نيز تحت پوشش کميته امداد هستند، همچنين از محل تحصيل دختر خانواده نيز از طريق اولياء دانش آموزان کمکهايي در اختيار آنان قرار مي گيرد. ميزان تحصيلات مرد تا اول راهنمائي و زن تا سوم راهنمائي است. روابط خانوادگي آنان پس از اطلاع فاميل از بيماري شان بخصوص با خانواده مرد کمتر شده و اکنون بيشتر با خانواده زن اين روابط وجود دارد.

مورد دو- مصاحبه شونده زني است مسن که پسرش’ ن ‘ به اچ آي وي آلوده شده است. وي علاوه بر آن به هپاتيت سي نيز مبتلاست. وي 30 ساله بوده و حدود 2 سال پيش از همسر خود جدا شده است. طلاق تقريباً همزمان با زمان اطلاع از بيماري بود. وي پس از آن در خانه پدري خود زندگي مي کند. در حال حاضر در خانواده وي 6 نفر زندگي مي کنند. پدر، مادر و 4 فرزند. راه انتقال ويروس در مورد وي بعلت سابقه اعتياد به احتمال زياد استفاده مشترک از ابزار تزريق مواد مخدر بوده است. بنا بر اظهارات مصاحبه شونده و همينطور مشاهدات موجود، فرد مبتلا وابستگي فراواني به مادر خود داشته و بسياري از امور فرزند از دوره پس از ازدواج نيز توسط مادرش انجام مي گرفته است از جمله تامين هزينه هاي وي و همسرش تا پيش از طلاق، پيگيري کارهاي مربوط به ترک اعتياد و… مادر خانواده در يک شرکت توليدي کت و شلوار دوز بود و ماهانه دويست هزار تومان حقوق کسب مي کرده، ولي بمنظور پيگيري امور فرزندش حدود پنج ماه است که شغلش را ترک نموده است. پدر خانواده نيز کاروان زيارتي داشته، ولي به گفته مصاحبه شونده سفرهاي معدودي انجام مي دهد و درآمد چنداني بدست نمي آورد(حدود 170 هزار تومان).بلحاظ ميزان تحصيلات خانواده، پدر خانواده ديپلم، مصاحبه شونده (مادر) تا متوسطه، دو دختر خانواده ليسانس، دو پسر خانواده و همينطور مبتلا تا دوم نظري تحصيل نموده اند.

مورد سه- مصاحبه مرد جواني است بنام’ا’ حدود 27 ساله، مجرد که تقريباً 17 ماه پيش متوجه شده که به اچ آي وي آلوده شده است. وي از 12 سالگي شروع به مصرف مواد مخدر نموده، ولي اکنون در دوره ترک به سر مي برد و در جمعيت آفتاب (N.A) نيز عضويت دارد و در جلسات آن شرکت مي کند. وي با خانواده پدري خود زندگي مي نمايد. خانواده اي 6 نفره متشکل از پدر که سرپرست خانواده است، مادر، دو پسر، يک دختر و مبتلا. دو فرزند ديگر نيز جدا از خانواده زندگي مي کنند. مبتلا فرزند پنجم خانواده است. در اين خانواده 4 نفر شاغلند. خود مبتلا بنا بر اظهاراتش از 12 سالگي کار مي کرده تا 18 ماه پيش که تصميم به ترک اعتياد گرفته است. پدر خانواده 62 ساله داراي شغل آزاد مي باشد… از موضوع بيماري تاکنون خانواده مبتلا مطلع نبودند، ولي بر اساس گفته هاي وي از طريق يکي از مراکز درماني که مبتلا بدانها مراجعه مي نموده و طي تماس کادر آنجا بطور تصادفي خانواده وي نيز از موضوع بيماريش اطلاع يافتند… از لحاظ ميزان تحصيلات خانواده، مبتلا تا اول راهنمائي و پدر و مادر وي نيز تا پنجم راهنمائي تحصيل کرده اند.

مورد چهار- مصاحبه شونده زني است 40 ساله، مطلقه و داراي دو فرزند مي باشد که از سال 82 (تاريخ طلاق) با همسر سابقش زندگي مي کنند. وي علاوه بر اج آي وي مدت 17 سال است که به ام.اس نيز مبتلاست. علت طلاق وي بنا به گفته مصاحبه شونده، بيماري ام.اس وي بوده است که همسر سابقش آنرا تاب نياورده است. مصاحبه شونده اواخر سال 83 متوجه موضوع اچ آي وي اش گرديد. از موضوع بيماري اش خانواده وي (پدر، مادر، خواهر، برادر، زن برادر، فرزند برادر و…) مطلع اند. طريقه آلودگي وي به اچ آي وي -بدليل اعتياد همسر سابقش- احتمالاً از طريق وي بوده است. مصاحبه شونده پس از طلاق با خانواده پدري اش زندگي مي کند. پدر وي بازنشسته شرکت نفت است و اکنون حدود دويست و بيست هزار تومان مستمري دريافت مي کند و مصاحبه شونده نيز بواسطه پدرش از بيمه درمان برخوردار است. مصاحبه شونده پس از طلاق باقي مانده مهريه خود را (حدو 5/8 ميليون تومان) از طريق برادرش به يکي از آشنايان وي سپرده و ماهانه سودي در حدود دويست هزار تومن را از آن شخص دريافت مي داشته تا داروهاي مربوط به بيماري ام.اس اش را تامين نمايد، ولي پس از تصادف برادرش و عدم توانايي جسماني وي طي چند ماه گذشته فرد مذکور از پرداخت مبلغ ياد شده اجتناب مي کند. همچنين وي تحت پوشش کميته امداد بوده که در زمينه تامين هزينه داروهاي ام.اس از کمکهاي آن استفاده مي کند. خانواده پدري مصاحبه شونده بوده و متشکل از پدر، مادر، مبتلا و برادر وي مي باشد. تحصيلات مبتلا تا دوم راهنمائي، پدر وي تا پنجم ابتدائي و مادرش نيز بيسواد است.

مورد پنج- مصاحبه شونده زن، مبتلا، 30 ساله، متاهل و داراي يک فرزند پسر 3 ساله است. وي تنها فرد مبتلا در خانواده سه نفره اش محسوب مي شود. کمتر از يکسال است که متوجه بيماري اش شده است. البته همانطور که خودش ميگفت سال 72 مبتلا شده است و بر اساس پرونده پزشکي وي احتمالاً از طريق “خون بازي” با همکلاس خود که قبلاً در آمريکا زندگي مي نموده و مادرش نيز بر اثر بيماري ناشناخته فوت کرده بود، مبتلا شده است. از موضوع بيماري مصاحبه شونده فقط همسرش مطلع است. همسر مصاحبه شونده تقريباً 17 سال خارج از ايران زندگي نموده است و بر اساس اظهارات مصاحبه شونده موضوع بيماري وي براي همسرش مسئله ساز نبوده است و عادي با آن برخورد نموده است. از نظر اشتغال مصاحبه شونده طراح داخلي منزل مي باشد. پيش از بارداري در شرکتي مشغول بکار بوده، ولي پس از بچه دار شدن در منزل کار مي کند. همسر وي نيز در زمينه فعاليتهاي تاسيسات مشغول بکار است… آنطور که از مشاهدات بعمل آمده و همچنين اظهارات مصاحبه شونده مشخص گرديد، وي نسبت به ساير مصاحبه شوندگان از وضعيت رفاهي و معيشتي و بعبارت کلي پايگاه اقتصادي، اجتماعي بهتري برخوردار مي باشد.

مورد شش- مصاحبه شونده زني بيوه و داراي يک فرزند از ازدواج اول خود مي باشد. وي حدود سال 81 مبتلا شده و پس از يکسال متوجه بيماري اش شده است. همسر اول اين زن در يک نزاع خياباني کشته شده است. همسر دومش نيز معتاد بوده و سابقه زندان نيز داشته است و بر اثر بيماري ايدز فوت نموده است. طريقه ابتلاي وي احتمالاً از همسر دومش بوده است. در حال حاضر مصاحبه شونده، بهمراه پدر، مادر و فرزندش در خانه پدري خود زندگي مي کند. اکنون وي بر اساس اظهارات خود مصاحبه شونده با يکي از افرادي که سابقه اعتياد داشته و در دوره ترک به سر مي برد و براي دريافت متادون به کلينيک مراجعه ميکند نامزد بوده و با وي رفت و آمد خانوادگي دارند. اتومبيلي که متعلق به مصاحبه شونده است، در اختيار اين فرد بوده و وي در تامين مخارج مصاحبه شونده و فرزندش کمک مي نمايد. علاوه بر اين، مصاحبه شونده نيز مقداري پول نزد بانک سپرده گذاري نموده و بهره پول خود را دريافت مي کند. مصاحبه شونده قبلاً آرايشگر بوده، ولي پس از اطلاع از بيماري و بعلت مشغله زياد در حال حاضر شاغل نمي باشد.

مورد هفت- مصاحبه شونده زن بيوه مبتلايي است که سال 77 ازدواج نموده است و يک فرزند دختر 6 ساله دارد که او سالم مي باشد. زن و همسر فوت شده اش سال 81 متوجه بيماري شان شدند. همسرش علاوه بر ايدز دچار سرطان ريه نيز بوده و سال 82 بر اثر بيماري سرطان ريه فوت نمود. از موضوع بيماري همسرش خانواده خودش و خانواده همسرش اطلاع دارند، ولي از بيماري خودش تنها خانواده خودش مطلع اند. همسر فوت شده وي در زمان حياتش شغل آزاد داشته و خود قبلاً در آسايشگاه سالمندان کار ميکرده، ولي بعلت مسائل روحي ناشي از فوت سالمندان آنجا شغلش را ترک نموده است… تحصيلات مصاحبه شونده ديپلم مي باشد.

مورد هشت- مصاحبه شونده زني است متاهل که خود و همسرش اچ آي وي مثبت اند. همسر وي سابقه اعتياد داشته و طريقه انتقال اچ آي وي به وي احتمالاً از طريق استفاده مشترک از ابزار تزريق مواد مخدر و در نتيجه انتقال از وي به زن مصاحبه شونده بوده است. اين زوج پنج سال ازدواج کرده اند و فرزندي ندارند. در حال حاضر مستاجر هستند. مرد شاغل نيست و منبع درآمدي غير از مستمري پدر فوت شده اش که سهمي از آنرا مادرش به وي مي پردازد، ندارد. با اينحال زن يکي-دو سال است که شاغل شده و در منازل مردم کار مي کند. گرچه پيش از ازدواج نيز شاغل بوده است. زن فاقد پوشش بيمه درماني است، ولي مرد بواسطه بيمه پدر فوت شده اش از بيمه خدمات درماني ارتش برخوردار است… از موضوع بيماري اين زوج فقط مادر شوهر مصاحبه شونده مطلع است. وي قبلاً از آنها حمايت مالي مي نموده، ولي در حال حاضر فقط مقداري پول به فرزندش ميدهد. بعبارت کلي سرپرستي و مسئوليت تامين مخارج خانواده بر عهده زن مي باشد. درآمد وي در حدود دويست هزار تومان است. اين خانواده تحت پوش کميته امداد بوده و هر دو ماه يکبار مبلغ چهل هزار تومان مستمري دريافت مي کنند. علاوه بر اين، از کارت درماني کميته امداد نيز برخوردار مي باشند… ميزان تحصيلات مرد و زن هر دو ديپلم مي باشد.

مورد نه- مصاحبه شونده زن بيوه اي است حدود 35 ساله داراي دو فرزند پسر. علاوه بر همسر فوت شده اش (که پسر عمويش نيز بود) خود و فرزند کوچکش نيز مبتلا مي باشند. حدود 6 سال پيش متوجه بيماري شان گرديدند. چهار سال پيش پدر خانواده فوت نمود. در حال حاضر مادر و دو فرزندش با هم و در خانه ملکي که همسرش در زمان حيات ابتياع نموده زندگي مي کنند، هرچند سند آن در رهن بانک بوده و با توجه به عدم پرداخت اقساط وام دريافتي -جهت خريد خانه- امکان ضبط منزلشان در آينده نزديک وجود دارد… اکنون سرپرست خانواده زن مصاحبه شونده است که تا پيش از فوت همسرش خانه دار بوده، ولي حدوداً از يک ماه و نيم پيش از انجام مصاحبه در يک انجمن مربوط به بيماران اچ آي وي/ايدز شروع به فعاليت نموده و در حدود صد و پنجاه هزار تومن از اين طريق کسب مي کند. علاوه بر آن چون همسرش در زمان حيات شاغل و بيمه بوده، در حال حاضر مستمري اي در حدود دويست و بيست هزار تومان دريافت مي کنند. همسر فوت شده اين زن در دوره جواني در کشور هند تحصيل مي نمود و بنا بر نظر پزشک مربوطه احتمالاً آنجا و در حدود سن بيست و پنج سالگي به ويروس ايدز آلوده شده بود و در نتيجه همسر و فرزند وي نيز از طريق وي به اچ آي وي آلوده شده اند. همسر مصاحبه شونده در زمان حيات در يکي از سازمانهاي دولتي اشتغال داشته و همچنين عضو هيئت علمي دانشگاه و تدريس مي نموده است. ميزان تحصيلات وي دکتراي تخصصي بوده و مصاحبه شونده نيز ديپلمه است. دو فرزند آنها نيز اکنون محصل مي باشند. فرزند کوچک که مبتلاست، زماني که 7 سال داشت و کلاس اول بود -همزمان با فوت پدر خانواده- با اطلاع يافتن اولياء مدرسه محل تحصيل وي به مدت 15 روز از سوي آنان اجازه حضور در مدرسه را نداشت، که با پيگيري مادرش و همينطور کادر درماني کلينيک مثلثي مرکز بهداشت اجازه حضور دوباره در محل تحصيل را يافت… روابط خانوادگي اين خانواده فقط با خانواده زن مصاحبه شونده بوده و تقريباً روابط مورد توجهي با خانواده پدر فوت شده خانواده ندارند و هنوز نيز با آنها در خصوص سهم بري از ارث پدر فوت شده خانواده اختلاف دارند.

مورد ده- مصاحبه شونده زن مطلقه اي است 30 ساله که در حال حاضر بهمراه دختر خردسالش که وي نيز به اچ آي وي آلوده شده است، با خانواده پدري خود زندگي مي کند. گرچه وي از شوهرش جدا شده، ولي هنوز با خانواده همسري خود در تماس بوده و سعي مي کند همسر سابقش را که به مواد مخدر اعتياد دارد، ترک دهد. همسر وي از طريق استفاده مشترک از ابزار تزريق مواد مخدر به اچ آي وي آلوده گرديده است. آلودگي به اچ آي وي در مورد مصاحبه شونده نيز از طريق همسرش بوده، دخترشان نيز از طريق انتقال از مادر به جنين به اين ويروس آلوده شده است… در خانواده همسر مصاحبه شونده اين امکان وجود دارد که علاوه بر همسر سابق او

پایان نامه
Previous Entries آزمون و خطا، مواد مخدر، مصرف مواد Next Entries افراد مبتلا، مواد مخدر، تحت درمان