منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، تفاوتهای جنسیتی، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

قهر،غضب،انفعال،غصه،خشم گرفتن و بر آشفته شدن وپرخاش یعنی: خصومت،جنگ وجدال نیز آورده شده است.در فرهنگ معین نیز آن را به مفهوم هایی چون پرخاش یه معنی نبرد،کارزار،جنگ،پیکار،ستیز، محاربه، مجادله کردن،تشر وعقاب عنوان می کند (سید محمدی،1386،ص72).
بر این اساس،پرخاشگری معمولاً به رفتاری اطلاق می شود که قصد آن صدمه رساندن(جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر یا نابودی دارایی دیگران می باشد به نظر می رسد که ارائه تعریف برای اصطلاح پرخاشگری که مورد قبول همگان باشد امکان پذیر نیست زیرا نظرگاه های متفاوتی درباره این که آیا باید پرخاشگری را بر اساس نتایج ملموس وعینی آن ویا بر اساس نیت ومقاصد شخصی افراد تعریف کنیم،باعث پدید آمدن تعریف های متفاوتی از پرخاشگری ارائه شده،بر نیت فرد پرخاشگر تکیه دارد وپرخاشگری رفتاری دانسته شده که به قصد آسیب یا آزار رساندن از کودک سر بزند.در مقام قضاوت نسبت به تعاریف ارائه شده برای پرخاشگری،به نظر می رسد قصد ونیت در پرخاشگری دخالت دارد وهرکس با علم حضوری از نیت خودآگاه است.ومی توان از راه آثار مشابه،آن را در دیگران نیز شناسایی کرد واز این جهت، وسیله قابل تفکیک از سایر نیت ها وحالات درونی می باشد بدین ترتیب،اگر فرد رفتار خشن را برای هدفی از روی عمد انجام دهد،رفتار وی پرخاشگری تلقی می شود،چه از عواقب آن آگاه باشد وچه نباشد (رافضی ،1386،ص34).
2-13-اهمیت تعریف پرخاشگری:
چنانچه میزان ابتلاء جوامع بشری به یک موضوع خاص را یکی از معیارهای اهمیت آن موضوع بدانیم به جرأت می توان ادعا کرد که پرخاشگری از جمله مسائل عمده وبا اهمیتی است که انسانها از گذشته های دور تاکنون به صورت گسترده ای با آن سر وکار داشته ودارند.نگاهی گذرا به آمار خیره کننده وروز افزون جنایات ودرگیری هایی که در جوامع انسانی به وقوع می پیوندد،که بخش عمده ای از آنها ناشی از رفتار پرخاشگرانه است،مؤید این ادعا است. (سید محمدی،1386،ص73).
به موازات پیشرفت صنایع وعلوم ومتحول شدن زندگی بشری،روابط انسانی نیز نسبت به قبل پیچیده تر شده در این راستا،مشکلات ومعضلات روحی روانی فراوانی در جوامع انسانی به وقوع پیوسته که این امر ضرورت بررسی گسترده ودقیق موضوعات روانشناختی نظیر پرخاشگری را ایجاب نموده است.به طوری که امروزه پرداختن به موضوع پرخاشگری منحصر به کتب روانشناسی نیست بلکه در دیگر حوزه های علمی همچون روانپزشکی،آسیب شناسی روانی،روانشناسی اجتماعی وحتی جرم شناسی که یکی از شاخه های حقوق کیفری است،از جهات متفاوت مورد بحث وبررسی قرار گرفته است(سید محمدی،1386،ص73).
در چند دهه اخیر،موضوع پرخاشگری توجه بسیاری از دانشمندان ومتخصصان را به خود معطوف کرده است، به گونه ای که ده ها کتاب وصدها مقاله در خصوص این موضوع به چاپ رسیده است.اما،پیش از بحث،ذکر این نکته ضروری است که «خشم» با «پرخاشگری» تفاوت دارد.صاحب نظران معتقدند که: «خشم یکی از هیجانات نیرومندی است که دست آفرینش در انسان نهاده است واز سالهای اولیه رشد،بروز می کند واغلب رفتارهای پرخاشگرانه را به دنبال دارد». نتیجه آنکه پرخاشگری هیجان نیست بلکه از آثار حالت هیجانی خشم است وبرای فرونشاندن آن ومعمولاً همراه آن رخ می دهد.به طور طبیعی در زندگی خود با افرادی مواجه شده اید ویا خود دچار این حالت شده اید که در مقابل دیگران ودر زمان مشکلات وبرخورد با موانع،خیلی سریع از کوره در رفته وخشمگین وعصبی شده اید وآن حالت را به صورت لفظی یا فیزیکی بروز داده اید.پرخاشگری که بر مبنای ناکامی شکل می گیرد،زندگی فردی،خانوادگی واجتماعی فرد پرخاشگر را تحت تأثیر قرار می دهد و ویران می کند حال آنکه در قلمرو روان شناسی وروان پزشکی این پدیده ویرانگر به خوبی شناخته شده وراههای مقابله وکنترل آن ارائه شده است.با توجه به این امید است که مطالب فوق تا حدودی اهمیت تعریف پرخاشگری را آشکار نموده باشد ( سپانلو ،1385،ص97).
2-14-انواع پرخاشگری:
2-14-1 پرخاشگری وسیله ای: اگر رفتاری در جهت رسیدن ودستیابی به هدفی خارجی انجام گیرد پرخاشگری وسیله ای تلقی می شود.بر اساس نظر برخی از محققین در پرخاشگری وسیله ای از پرخاشگری به عنوان روشی برای ارضای سایر انگیزه ها استفاده می شود.مثلاً شخصی ممکن است از تهدید استفاده کند تا دیگران را به انجام دادن خواسته های خود وادار نماید،یا کودکی ممکن است از پرخاشگری به عنوان روشی برای جلب توجه دیگران استفاده کند.بیشتر پرخاشگری های اطفال خردسال از نوع وسیله ای وبرای تصاحب شیء مورد علاقه است آنها با اعمالی مانند هل دادن در تلاشند تا اسباب بازی دیگران را به چنگ آورند وکمتر مواردی است که به قصد آسیب دیگران واز روی عصبانیت اقدام نمایند ( محی الدین،1378،ص55).
2-14-2- پرخاشگری خصمانه: در صورتی که پرخاشگری به قصد آسیب دیگران باشد،خصمانه تلقی می شود.تعریفی که به نظر اکثریت مناسب است این است که « پرخاشگری خصمانه هر نوع رفتاری است که هدفش اذیت کردن یا آسیب رساندن به موجود زنده دیگری است که بر انگیخته شده است تا از این رفتار پرهیز کند».لازم به ذکر است که پرخاشگری خصمانه طیف وسیعی از رفتارها را در بر می گیرد وممکن است بدنی یا کلامی،فعال یا غیر فعال،مستقیم یا غیر مستقیم باشد.تفاوت پرخاشگری بدنی با کلامی،تفاوت بین آزار جسمی وحمله با کلمات است.تفاوت پرخاشگری فعال با غیر فعال،تفاوت بین عمل آشکار وقصور در عمل است ومنظور از پرخاشگری غیر مستقیم،پرخاشگری بدون برخورد رو در رو است (محی الدین،1378،ص56).
2-14-3- پرخاشگری مستقیم و غیر مستقیم: این تقسیم بندی بر اساس شناخت وعدم شناخت علت و یا علل پرخاشگری صورت پذیرفته است.اگر علت یا علل پرخاشگری روشن باشد،فرد دیگری یا شیئی باعث شده که ما به مقصود خود نرسیم وما هم آن عامل را می شناسیم واز خود رفتار پرخاشگرانه بروز می دهیم،در این صورت پرخاشگری مستقیم اطلاق می شود،اما در صورتی که عاما پرخاشگری را نمی شناسیم مثلاً در اتوبوس به اشتباه با فردی برخورد می کنیم واو شروع به پرخاشگری می کند،این نوع پرخاشگری را که زمینه های قبلی دارد ودر حقیقت تخلیه هیجانهای قبلی است،پرخاشگری غیر مستقیم می نامند ( زارع ،1386،ص46).
2-15-ثبات پرخاشگری:
آیا پرخاشگری دوران کودکی،در سالهای بعد نیز ثابت می ماند واثری پایدار در طول عمر دارد؟این سؤالی است که عده ای از پژوهشگران را به تکاپو انداخته است.در واقع ثبات پرخاشگری،مانند هوش است و همانطور که میزان هوش در کودکی می تواند حاکی از سطح رشد شناختی آینده باشد،آگاهی از وضعیت پرخاشجویی کودک نیز آینه نسبتاً مناسبی برای مشاهده تخمین وارزشیابی (ارزیابی) رفتارهای آتی وی به حساب می آید.به احتمال زیاد کسانی که در سالهای اولیه کودکی به شدت پرخاشجو هستند،در دوران جوانی وبزرگسالی نیز چنین خواهند بود،وافرادی که در کودکی عاری از این ویژگی هستند در دوران بزرگسالی کمتر پرخاشگر می باشند.برخی از محققان که طی تحقیقاتی رفتار 600 آزمودنی را در یک دوره 22 ساله از سن 8 تا 30 سالگی مورد مشاهده قرار دادند،دریافتند کسانی که در 8 سالگی پرخاشگری بیشتری داشتند،هنوز پس از گذشت سه دهه از عمر خود نسبت به همسالانشان خشمگینانه تر عمل می نمودند وبه احتمال قوی از نظر محکومیت های کیفری،بد رفتاری با همسر وتخلفات رانندگی نیز در سطح بالاتری بودند (هیوسان وهمکارانش35،2003).
2-16-تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری:
پسرها پرخاشگر از دخترها هستند.این تفاوت در بیشتر فرهنگ ها وتقریباً در همه سنین ایده می باشد.پسرها بیش از دخترها پرخاشگری بدنی ولفظی دارند.از سال دوم زندگی این تفاوتها آشکار می شود.براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1تا3 سال تفاوتهای جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود وقبل از آن اثری از آن نیست.پسرها به خصوص هنگامی که به آنها حمله می شود یا کسی مخل کارهایشان می شود،تلافی می کنند.در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه،پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند،ولی دو برابر دخترها تلافی کردند (هيوسان 36،2003).
چه چیزی این تفاوتهای جنسیتی را توجیه می کند؟ در این مورد،هم توجیحات فیزیولوژیکی ارائه شده وهم توجیهات اجتماعی.برخی از نظریه پردازان معتقدند که ثبات تفاوتهای جنسیتی که در همه فرهنگ ها وهمه حیوانات دیده می شود،از شواهد محکم در ثبات دخیل بودن عوامل بیولوژیکی است.البته،مطالعاتی که رابطه بین هورمون های جنسی وپرخاشگری را می آزماید نتایج مبهمی در برداشته است.شاید اینکه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد،علتی فیزیولوژیکی داشته باشد،ولی محققان در مشخص کردن اینکه نظام زیست شناختی تا چه حد در این مسئله دخالت دارد،چندان پیشرفتی نداشته اند.تجربه اجتماعی پسرها ودخترها از لحاظ پرخاشگری کاملاً متفاوت است.پرخاشگری بخشی از قالب رفتاری مردانه است وغالباً از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه می رود وبه طور تلویحی تشویق می شود.گر چه رفتار پرخاشگرانه میان مردان وپسرها شیوع بیشتری دارد اما بنا به گفته ابوحامد غزالی زنان زود تر از مردان خشمگین می گرند.البته توجه به این نکته لازم است که زنان ودختران گر چه زودتر عصبانی می شوند اما در مقاسیه با مردان،کمتر به رفتارهای پرخاشگرانه اقدام می ورزند.ودر این جهت تحمل بیشتری از خویش نشان می دهند (سيف،1378،ص47).
2-17-نقش ادراک مقاصد دیگران در نحوه پرخاشگری:
کودک خردسال که به تدریج شروع به شناخت انگیزه های خود ودیگران می نماید،برای اینکه رفتار وی پرخاشجویی آشکار تلقی نگردد،راه هایی را برای برخورد با این انگیزه ها فرا می گیرد.او ممکن است قبل از کسب این شناخت،از غریبه ها بهراسد وفقط نسبت به افرادی که به گمان وی قادر به تلافی نسیتند پرخاش نماید.البته این امر چه بسا کودک را به سوی کسب عادت پرخاش به افراد ضعیف واجتناب از آن در برخورد با افراد قوی سوق دهد.گر چه کودکان به موازات رشد،در پی بردن به نیات دیگران توانایی های روز افزون کسب می نمایند،اما در شناخت صحیح نیات دیگران با یکدیگر تفاوت دارند.برخی از آنها بویژه کودکان بسیار پرخاشگر در این زمینه مشکلات بیشتری دارند ( محی الدین ،1378،ص54).
بر اساس نظریه داج37 در مورد رفتارهای مبهم که نیات پرخاشجویانه ویا نیکوکارانه واضح نیست،نحوه برخورد کودکان شدیداً پرخاشگر متفاوت از سایر خردسال است.احتمالاً در وضعیت های مبهم،این افراد واکنش خصمانه نشان می دهند،چنانچه گویی طرف مقابل در رفتار خود قصد آسیب رساندن وپرخاش داشته است.پسران پرخاشگر کردار دیگران را به گونه ای خاص تفسیر نموده وبیش از بقیه،پرخاشگری را در دیگران می بینند،تا آنجا که گویی جهان وجهانیان را خصمانه وتهدید آمیز تلقی می نمایند.البته طبق برداشت های داج وفریم،شاید بتوان برای دیدگاه های ویژه کودکان پرخاشگر مبنایی در واقعیت جست وجو نموده و ریشه آن را در تجارب خاص آنان یافت.زیرا آنان علاوه بر این بیش از بقیه همسالان خویش آغازگر رفتارهای پرخاشگرانه بی دلیل هستند،بیش از سایرین نیز در تیررس حملات خشم گینانه واقع می شوند ( محی الدین ،1378،ص55).
2-18-عوامل ایجاد کننده شخصیتی،ژنتیکی،خانوادگی وآموزشگاهی پرخاشگری:
الف)شخصیتی:
شخصیت عبارتست از مجموعه گرایش ها وحالتهای رفتاری است که کم وبیش وضع ثابتی دارند وفرد در قبال اوضاع،مسائل ورویدادهای محیط خود احساسات،نگرش ها و واکنشهای خاصی نشان می دهد.ناکامی های پی در پی وفشارهای روانی ممکن است سبب تغییر شخصیت شوند ویا آنکه در نوجوانان رفتارهای نابهنجار،مانند بزهکاری،پرخاشگری وجامعه ستیزی به وجود آورند .شخصیت امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیت خاص انجام خواهد داد فراهم می کند (پارسا،1384،ص174).
آیزنگ38 مدعی است که بین ویژگیهای شخصیتی چون برون گرایی ورفتار انحرافی رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو ومغرور است،سریعاً واکنش نشان می دهد،تمایل به پرخاشگری دارد،زود از کوره به در می رود،احساسات وی در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد شبکه اجتماعی، شبکه های اجتماعی، ارتباط جمعی، افکار عمومی Next Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، پرخاشگری کودکان، عوامل محیطی، روانشناسی