منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، عوامل محیطی

دانلود پایان نامه ارشد

تمسخر آمیز، عبارت طعنه و غیرت نیز نوعی پرخاشگری است(اسفندیار، 1388).
رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به شکل های مختلف دیگری نیز از قبیل: برانگیختگی بیش از حد، ‌نگاه های تند و خشن، به هم فشردن دندان ها، ‌ایجاد مزاحمت کردن و حالت دفاعی به خود گرفتن، دیگران را سرزنش کردن، ‌نظم کلاس و مدرسه را به هم ریختن، دروغ گویی، دزدی عدم رضایت از رابطه خود بااطرافیان، ‌از مدرسه و معلم خاطره خوش نداشتن‌، فرار از مدرسه و منزل(صادقی و مشکبید حقیقی 1385). آزار و اذیت دیگران، شکستن یا پاره کردن وسایل منزل، دشنام دادن به دیگران، مخالفت کردن، ‌پرت کردن اشیاء، تحقیر دیگران‌، بی ادبی، ‌پای کوبی روی زمین، ‌غرغرکردن، ‌فریاد زدن‌، انزوا و سکوت، ‌در خود فرو رفتن همراه با بغض کردن، غذا نخوردن و گریه کردن جلوه گر شوند. هم چنین بعضی از نوجوانان و جوانان با بلند کردن موهای خود، ‌کتک زدن خود، ‌کوبیدن سر به دیوار و یا به جای زنگ زدن برای ورود به منزل بااستفاده از مشت و لگد، ‌پرخاشگری خود را ابراز می کنند. علاوه بر این ها، ‌پرخاشگری ممکن است بدنی باشد. مانند: لگد زدن و گاز گرفتن. یا این که لفظی باشد. مانند: فریاد زدن و رنجاندن. از طرفی، ‌پرخاشگری ممکن است به صورت تجاوز به حقوق دیگران نیز ظاهر شود. مانند: چیزی را به زور از دیگری گرفتن. به هر حال‌، رفتار پرخاشگرانه بروز عکس العمل های منفی را به دنبال دارد که احساسات نوجوان را تشدید می کند(اکبری1385).
24-2میزان و سن شیوع پرخاشگری
پرخاشگرى در حقيقت‏يكى از نمودهاى رشد اجتماعى است ، در پايان يك سالگى، حدود 46 درصد رفتارهاى اوليه همسالان را رفتارهاى پرخاشگرانه و متعارض تشكيل مى‏دهد. (برونسون 1981) . سال‏هاى اوليه كودكى و سنين قبل از مدرسه، مملو از پرخاشجويى بوده و در آن بيش از سال‏هاى قبل و بعد رفتارهاى خصمانه مشاهده مى‏شود. در اين ايام بيش‏تر پرخاشگرى‏ها از نوع وسيله‏اى است، در حالى كه، پس از طى دوره پيش دبستانى به نوع خصمانه مبدل مى‏شود . زمانى كه كودكان دريابند كودك ديگرى قصد آسيب رساندن به آن‏ها را دارد، احتمالا براى تلافى به جاى مضروب ساختن و خراب نمودن اسباب بازى‏هاى وى، خود او را مستقيما مورد حمله قرار مى‏دهند. به موازات رشد سنى كودك، نحوه بروز حالت پرخاشگرى از حالت علنى و آشكار به صورت رمزى درمى‏آيد. او سعى مى‏كند با درونى‏ساختن‏خشم خويش، از برخوردهاى آسيب رساننده جسمانى و لحظه‏اى كاسته و به تدريج‏ با واكنش‏هاى غير مستقيم، فرد مقابل را مورد شكنجه روانى قرار دهد. در سال‏هاى اوليه كودكى ظهور خشم سريع بوده و به زودى از بين مى‏رود، اما در سنين بالاتر، كودك فرا مى‏گيرد كه رنجش و غم خويش را در درون، محبوس ساخته و آن را در مدت مديدى با انجام اعمال منفى گرايانه به ظهور برساند. (خدا پناهی ،1377)
25-2تفاوت‏هاى جنسيتى در پرخاشگرى
پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در بيش‏تر فرهنگ‏ها و تقريبا در همه سنين ديده مى‏شود. پسرها بيش از دخترها پرخاشگرى بدنى و لفظى دارند (مك كوى و جكلين 1974و 1980; پارك و اسلابى 1983). از سال دوم زندگى اين تفاوت‏ها آشكار مى‏شود. براساس مطالعات مشاهده‏اى در مورد كودكان نوپاى بين سنين 1 تا 3 سال تفاوت‏هاى جنسيتى از لحاظ تعدد پرخاشگرى بعد از 18 ماهگى ظاهر مى‏شود و قبل از آن اثرى از آن نيست (فاگوت و هاگان 1982).

پسرها به خصوص هنگامى كه به آنان‏ حمله‏اى‏ مى‏شود يا كسى مخل كارهايشان مى‏شود، تلافى مى‏كنند. در يك مطالعه مشاهده‏اى در مورد كودكان پيش از مدرسه، پسرها فقط اندكى بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولى دو برابر دخترها تلافى كردند. (به نقل از پارك و اسلابى، 1983). چه چيزى اين تفاوت‏هاى جنيستى را توجيه مى‏كند؟ در اين مورد، هم توجيهات فيزيولوژيكى ارائه شده و هم توجيهات اجتماعى. بعضى از نظريه پردازان معتقدند كه ثبات تفاوت‏هاى جنسيتى كه در همه فرهنگ‏ها و همه حيوانات ديده مى‏شود، از شواهد محكم در اثبات دخيل بودن عوامل بيولوژيكى است. البته، مطالعاتى كه رابطه بين هورمون‏هاى جنسى و پرخاشگرى را مى‏آزمايد نتايج مبهمى دربر داشته است. شايد اين‏كه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است ‏يا مى‏تواند آن را بياموزد، علتى فيزيولوژيكى داشته باشد، ولى محققان در مشخص كردن اين‏كه نظام زيست‏شناختى تا چه حد در اين مساله دخالت دارد، چندان پيشرفتى نداشته‏اند. تجربه اجتماعى پسرها و دخترها از لحاظ پرخاشگرى كاملا متفاوت است. پرخاشگرى بخشى از قالب رفتارى مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه مى‏رود و به طور تلويحى تشويق مى‏شود. (ماسن ،1377). گرچه رفتارهاى پرخاشگرانه ميان مردان و پسران شيوع بيش‏ترى دارد اما بنا به گفته ابوحامد غزالى زنان زودتر از مردان خشمگين مى‏گردند. البته توجه به اين نكته لازم است كه زنان و دختران گرچه زودتر عصبانى مى‏شوند اما در مقايسه با مردان، كم‏تر به رفتارهاى پرخاشگرانه اقدام مى‏ورزند، و در اين جهت تحمل بيش‏ترى از خود نشان مى‏دهند. نقش ادراك مقاصد ديگران در نحوه پرخاشگرى كودك خردسال كه به تدريج‏ شروع به شناخت انگيزه‏هاى خود و ديگران مى‏نمايد، براى اين كه رفتار وى پرخاشجويى آشكار تلقى نگردد، راه‏هايى را براى برخورد با اين انگيزه‏ها فرا مى‏گيرد. او ممكن است قبل از كسب اين شناخت، از غريبه‏ها بهراسد و فقط نسبت‏به افرادى كه به گمان وى قادر به تلافى نيستند پرخاش نمايد. البته اين امر چه بسا كودك را به سوى كسب عادت پرخاش به افراد ضعيف و اجتناب از آن در برخورد با افراد قوى سوق دهد. گرچه كودكان به موازات رشد، در پى بردن به نيات ديگران توانايى‏هاى روزافزون كسب مى‏نمايند، اما در شناخت صحيح نيات ديگران با يكديگر تفاوت دارند. برخى از آنان به ويژه كودكان بسيار پرخاشگر در اين زمينه مشكلات بيش‏ترى دارند. براساس نظريه داج (1982) در موارد رفتارهاى مبهم كه نيات پرخاشجويانه و يا نيكوكارانه واضح نيست، نحوه برخورد كودكان شديدا پرخاشگر متفاوت از ساير خردسالان است. احتمالا در وضعيت‏هاى مبهم، اين افراد واكنش خصمانه نشان مى‏دهند، چنانچه گويى طرف مقابل در رفتار خود قصد آسيب رساندن و پرخاش داشته است. پسران پرخاشگر كردار ديگران را به گونه‏اى خاص تفسير نموده و بيش از بقيه، پرخاشگرى را در ديگران مى‏بينند، تا آن‏جا كه گويى جهان و جهانيان را خصمانه و تهديدآميز تلقى مى‏نمايند. البته طبق برداشت‏هاى (داج و فريم،1982) شايد بتوان براى ديدگاه‏هاى ويژه كودكان پرخاشگر مبنايى در واقعيت جست‏وجو نموده و ريشه آن را در تجارب خاص آنان يافت. زيرا آنان علاوه بر اين‏كه بيش از بقيه همسالان خويش آغاز گر رفتارهاى پرخاشگرانه بى‏دليل هستند، بيش از سايرين نيز در تيررس حملات خشم گينانه واقع مى‏شوند. (بناب ، 1374).
26-2-علل پرخاشگری در کودکان
1-26-2-علل شخصيتي:
شخصيت امكان پيش بيني آنچه را كه فرد در موقعيتي خاص انجام خواهد داد فراهم مي كند( رأس ، 1373 )با توجه به نظريات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسي جنايي ايتاليا ميان نقص بدني از يك سو و جنايت از سوي ديگر رابطه نزديكي وجود دارد . ( ستوده ، 1378 ) آيزنگ مدعي است كه بين ويژگيهاي شخصيتي چون برون گرايي و رفتار انحرافي رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سريعاً واكنش نشان مي دهد . تمايل به پرخاشگري دارد ، زود از كوره به در مي رود ، احساسات وي در كنترلش نيست . او بدون تأمل و انديشه عمل مي كند ( ستوده ، 1378 ).
سازمان رواني فرد به گونه اي است كه براي هر عامل تهديد كننده اي از خود واكنش نشان مي دهد و معمولاً يكي از رايج ترين واكنشها به نا امني ، پرخاشگري است همچنين ناكامي هسته مركزي شخصيت آدمي را مورد تعرض قرار داده و ويران مي كند . ( شريفي ، 1376 )نداشتن وضع روحي مطلوب به دليلي ابتلا به برخي بيماريهاي روحي و رواني بحرانهاي ناشي از دوره بلوغ و برخي خصوصيات رفتاري افراد از جمله اضطراب و هيجان ، احساس حقارت ، غرور و … موجب بروز پرخاشگري مي شود . ( فرقاني ، 1376 )
2-26-2-علل خانوادگی
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر می‌باشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت می‌باشد و خیلی از چیزها را افراد در سال‌های اولیه حیات اجتماعی خود در آن می‌آموزند. خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از:
۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می‌بیند برانگیخته می‌شود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت می‌شود. تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده‌است خشمگین و پرخاشگر می‌شود.
۲) وجود الگوهای نامناسب: داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسان‌ها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته‌اند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود. دیکتاتوری خانواده‌هایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود می‌کند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگ‌تر نیز با دیکتاتوری رفتار می‌کنند در این گونه خانواده‌ها فرد دیکتاتور تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد، وظیفه معلوم می‌کند، برنامه می‌ریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست. بچه‌هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می‌کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می‌شود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا می‌دارد. این بچه‌ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود می‌گیرند و به بچه‌های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می‌رسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمی‌توانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی‌لیاقتی خود را نشان می‌دهند و اغلب در کارها با شکست روبرو می‌شوند.
۳) تأیید رفتار پرخاشگرانه: عده‌ای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمی‌کنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود می‌دانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت، موجه و حتی لازم می‌دانند و به آن صحه می‌گذارند.
4) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می‌شود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو می‌شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می‌گویند «از کی نخوری» «توسری نخوری» و… که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی‌مورد تشویق می‌کنند.
۵) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می‌شوند به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه می‌کنند از تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می‌شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می‌شود. (اکبری ، 1385).

3-26-2-عوامل محیطی (اجتماعی – فرهنگی)
‌ریشه خشونت را می توان در تداوم تاریخی مبارزه و مقابله انسان با خطرها و تهدیدهای محیط زندگی فرد دانست که بر تفکر و رفتار او و چگونگی برخورد وی با تهدیدها و خطرها اثر می گذارد. برای مثال، مردانی که برای دفاع از خود به خشونت ترغیب می شود تمایل بیشتری برای پرخاشگری دارند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، اجتماعی شدن، فرزند پروری Next Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، دانش آموزان پسر