منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، ناخودآگاه، پرخاشگری کودکان

دانلود پایان نامه ارشد

فرد وبرخورد صحیح با آن می توان در شناسایی عواملی که پرخاشگری را ایجاد یا تشدید می کنند اقدام کرد (محی الدین ،1378،ص57).
2-22-نظریه های رایج مربوط به پرخاشگری:
الف) طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری:
گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید ولورنز43 معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات وفطرت انسان دارد.این دو معتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم وفشرده می شود وسر انجام نیاز به تخلیه پیدا می کند.به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب وصحیح مثلاً در طرق ورزش ها وبازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت.در غیر این صورت به گونه ای تخلیه می شود که مخرب خواهد بود وممکن است اعمالی از قبیل: قتل،ضرب وشتم،تخریب ونظایر آن در برداشته باشد.از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است،یعنی همچنان که غریزه زندگی ما را در جهت ارضای نیازها وحفظ ارزشها هدایت می کند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می کوشد به نابود کردن وتخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می کند واز بین می برد واگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده وبه صورت خودآزاری وخودکشی جلوه گر می شود،بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب ومنفی دارد (اکبری،1381،ص215).
ب)طرفداران منشأ اجتماعی پرخاشگری:
عده ای دیگر در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک ومخرب است زیرا داشتن چنین فکری سبب می شود که پرخاشگری مانند میل به غذا یک واکنش اجتناب ناپذیر تلقی شود بنابراین انسان در کنترل یا کاهش آن نمی تواند نقش داشته باشد همچنین این گروه دلایل فراوانی را مبتنی بر اینکه پرخاشگری منشأ ذاتی وفطری نمی تواند داشته باشد ارائه داده اند به همین دلیل از نظر اجتماعی هم قابل آموزش است هم قابل پیشگیری وکنترل.این گروه دلایل خود را در این باره این طور بر می شمرند: 1-دشمنی ذاتی بین حیوانات وجود ندارد وآنچه ما در این مورد می بینیم آموزش هایی است که والدین این حیوانات به آنها داده اند. 2-وجود کروموزوم اضافی را نمی توان دلیلی بر ذاتی بودن پرخاشگری دانست، کروموزوم اضافی سبب افزایش ودرشتی اندام می شود ولی چه بسا وجود اندام قوی وقد بلند از نظر اجتماعی خود یک امتیاز است واین گونه افراد را به عنوان مأمون،آدم کش که حالتهای پرخاشگرانه را به وجود می آورند باشد حال می توان عده ای از پرخاشگران را یافت که فاقد کروموزوم اضافی هستند. 3-تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در مورد حیوان وقتی موجب رفتار پرخاشگرانه می شود که او در برابر حیوانات ضعیف تر ازخود قرار گرفته باشد اگر حیوان در مقابل او قویتر از وی باشد واکنش او فرارو ترس است نه پرخاشگری در انسان نیز حالت هیجانی عصبانیت وپرخاشگری بر طبق نظریه تحریکی- شناختی ناشی از شناخت فرد از کلمات ومفاهیم به عنوان ابزار عصبانی کننده وتوهین آمیز استفاده کرد.به هیم دلیل ممکن است از دو فرد یکی در برابر شنیدن کلمه ای عصبانی نشود ودیگری در برابر شنیدن همان کلمه عصبانی شود.حال آنکه اگر پرخاشگری ذاتی بود بایستی هر دو نفر عصبانی می شدند.گذشته از دو گروه اصلی مطرح شده،گروهی معتقدند که رفتار پرخاشگری ریشه در عدم فرصت یادگیری دارد،یعنی کودک به علت اینکه فرصت یادگیری نداشته ویک موجود ناپخته است،نمی داند که نسبت به یک محرک چگونه عمل کند.لذا ممکن است به صورت پرخاشگری از خود واکنش نشان دهد.لذا این کودک بایستی به مرور یاد بگیرد تا چگونه پاسخ محرکات را به صورت مناسب دهد.گاهی رفتار پرخاشگرانه ناشی از یک احساس ناامنی است که در حقیقت این رفتار یک پاسخ دفاعی به وضعیت ناامنی است که در آن قرار گرفته است.یک کودک با ابزار دفاعی که یک حرکت پرخاشگرانه است از خود دفاع می کند تا وضعیت ناامن را از بین ببرد (نوابی نژاد،1377،ص51).
ج) فرضیه ناکامی- پرخاشگرانه:
گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده وشخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده ای دارند در مجموع می توان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه وتند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط نزدیک با ناکامی دارد.مثلاً کودکی که از بازی کردن منع می شود در اثر خشم اخم می کند یا پاهای خود را بر زمین می کوبد.چیزی که ثابت شده این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش می دهد پرخاشگری می تواند ناکامی های فشرده را رها سازد ونوعی تسکین موقتی برای فرد فراهم آورد.اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مسأله مطرح کرد وبرای آن به دنبال راه چاره افتاد پرخاشگری ممکن است مستقیماً خود مانع را هدف قرار دهد ( جمشیدیان ،1383،ص41).
جان والر 44وهمکارانش(1999) فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود.این افراد مانند فروید45 پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می دانستند.پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می تواند در پرخاشگری بودن یک کودک مؤثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریک های عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی شود ( جمشیدیان ،1383،ص42).
2-23-ویژگی های افراد پرخاشگر:
در حال استراحت: ابروان گره خورده،آرواره های بهم فشرده،با حالی عصبی،لیکن به ظاهر مطمئن از خویش. از رفتار او چنین بر می آید که از هیچکس وهیچ چیز ترس و واهمه ای ندارد.در حال کار وفعالیت: زنجیر گسیخته وفریاد کشان همه را مسخره می کند ودست می اندازد وجواب ومتلک آماده را در آستین دارد.همیشه شق ورق،پر باد ونخوت.اطرافیان همگی با او کنار می آیند وبا نرمی ومسالمت آمیز رفتار می کنند ولی رفته رفته پیرامون وی را خالی کرده وبالاخره تنهایش می گذارند.با خشونت وخشکی همه را تأدیب می کند وخوار وضعیف می سازد وشلاق زبان را به کار می گیرد واین زمانی است که به اصطلاح با کوچک تر از خودش طرف شود.اگر بزرگتری از خود را پیش رو ببیند نرم می شود وآتشبار کلامش را استتار می کند وبه چرب زبانی می پردازد او همه چیزش بدلی وتقلیدی است: خنده اش،رفتارش،حرکاتش،راه رفتنش،از دست دادنش،و…(مقدم،1384،ص38).
2-24-الگوهای پرخاشگری:
همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند.همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قائلند ومیزان محدود کردن آن،باهم فرق دارند.برای مثال،درمیان قبایل سرخ پوست آمریکایی،کومانچی ها کودکانشان را جنگ جو بار می آورند وحال آنکه هوپیها و زونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیرپرخاشگرانه می آموزند.اصولاً در فرهنگ آمریکا برای پرخاشگری وخشونت وسرسختی ارزش قائلند .
چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند؟
1-الگوپذیری فرزند از والدین: یکی از دلایل مهم پرخاشگری کودکان ونوجونان یادگیری است یعنی اگر الگوی رفتار پرخاشگرانه داشته اند،همانند الگوهای خود رفتار می کنند.واز آنجا که کودکان ونوجونان با والدین همانند سازی می کنند،بنابراین بسیاری از رفتار پدر ومادر ناخودآگاه توسط فرزندان فراگرفته می شود وکودکان آنچه را مشاهده می کنند یاد می گیرند؛حتی اگر آن رفتار به طور مستقیم در مورد خود آنها صورت نگیرد (پارسا،1384،ص175).
2-کودکان ناکام پرخاشگرند.
3-اضطراب وپرخاشگری: کودکان مضطرب نمی توانند آرام باشند.اگر از کودک مضطرب بپرسیم که چرا پرخاش می کنی وعصبانی هستی؛خواهد گفت نمی دانم،یا خواهد گفت دست خودم نیست.
4-پرخاشگری،نشانه ای از تضاد درونی: گاهی نوجوانان در تضاد درونی قرار می گیرند یا بهتر بگوییم،گاهی بر سر دو راهی گیر می کنند ونمی دانند کدام راه را انتخاب کنند؛واین حالت آنها را دچار تعارض،اضطراب وخشم می کند. مثال،کودکی که دوست دارد نزد مادرش در منزل بماند واز طرفی می بیند تمام کودکان به مدرسه می روند،همزمان تمایل به مدرسه رفتن نیز دارد دچار دوگانگی می شود.
5-پرخاشگری و افسردگی:پرخاشگری وکج خلقی در کودکان ونوجوانان چنانچه با علامت دیگری همراه باشد می تواند نشانه ای از افسردگی باشد که در اینصورت لازم است شرایط زندگی وی تمام وکمال مورد بررسی قرار گیرد.
6-پرخاشگری،بیماری ها،مصرف دارو: بعضی از بیماری ها به مصرف دارو نیاز دارد وممکن است از عوارض جانبی داروها کج خلقی ورفتارهایی باشد که خشونت را بر می انگیزد (جوانمرد،1384،ص121).
7-پرخاشگری و مدرسه:گاهی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند واین قربانی شدن باعث می شود که آنها نیز عامل خشونت شوند.عواملی که باعث پرخاشگری در مدرسه می شوند عبارتند از:
-وقتی کودک توسط دانش آموزان دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
– وقتی کودک توسط دانش آموزان دیگر کتک بخورد وقادر به دفاع از خود نباشد.
– وقتی کودک همیشه از مشاجرات فرار می کند وحتی در مواقعی به گریه متوسل می شود.
-وقتی کودک مرتب اشیاء،وسایل وپول خود را گم می کند.
– وقتی کودک از لحاظ ظاهری(پارگی لباس ویا نامناسب بودن آن) مورد تمسخر قرار می گیرد.
– خجالتی بودن وسکوت مکرر در کلاس.
– افت تحصیلی،افسردگی وناراحت بودن.
این عوامل کودک را قربانی خشونت دیگران می کند وخود کودک نیز عامل خشونت می گردد ورفتارهای پرخاشگرانه از او سر خواهد زد (شعاری نژاد،1383،ص134).

2-25-پیشگیری از پرخاشگری:
1-دوران بلوغ که بحرانهای روحی وعاطفی نوجوانان را در برمی گیرد،بهترین راه برای پیشگیری از پرخاشگری،مسامحه وسازگاری است.اغماض،گذشت ونادیده گرفتن رفتارهای او همراه با آرامش در اغلب مواقع از استمرار وپیشروی پرخاشگری های فیزیکی ولفظی جلوگیری می کند.
2-راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب پرخاشگری وآثار اجتماعی آن وهمچنین مشاوره با خانواده دانش آموزان درباره کاهش رفتارهایی که منجر به پرخاشگری نوجوان می شود بسیار مؤثر خواهد بود.
3-ایجاد زمینۀ فعالیتهای مؤثر در خانه ومدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان وتخلیه انرژی های جسمی و روانی او در کاهش خشونت ورفتارهای پرخاشگرانه بسیار تأثیرگذار است.
4-خودداری مدرسه از بکار بردن روشهای انضباطی غلط وایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان ودانش آموزان نوجوان خشونت گرا،به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد.
5-والدین باید نظارت بیشتری روی فیلم های تلویزیون،بازی های کامپیوتری و ویدئویی که فرزندانشان می بینند داشته باشند زیرا تلویزیون عامل مؤثری در رشد،تحول وشکل گیری رفتار وارزشهاست ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های آن مروج خشونت هستند وکودکان به تقلید خشونت می پردازند.چون ناخودآگاه با شخصیتهای خاصی چه قربانیان وچه قربانی کننده گاه همانند سازی می کنند ولازم به ذکر است که همانندسازی،ناآگاهانه وبسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است (سپانلو،1385،ص117).

2-26-راه های اصلاحی برای از بین بردن حالت پرخاشگری:
*آگاهی دادن:
این مسأله مهمی است که به دانش آموزان تفهیم شود راه وصول به هدف از طریق پرخاشگری ممکن ودرست نیست.داشتن زور وقدرت خوب است ولی به کار بردن آن به صورت وحشیانه امری نامطلوب است.
*اقدام به رشد فکری:
در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد ویا برسر دانش آموزان داد کشید.این امر ممکن است اثری فوری داشته باشد ولی در دراز مدت کار بیهوده ای است.باید از جر وبحث وجار و جنجال دست کشید واز طریق ذکر داستان ها وبیان مسائل حقایق و واقعیت ها کوشید سطح آگاهی واندیشه او را بالاتر برده و او را به تدریج پخته و ورزیده سازد.
*آشنا کردن به حقوق دیگران:
این ضرورت حیات است که انسانها به حقوق و وظایف خود در قبال دیگران آشنا باشند و بدانند در برابر طرف مقابل چه موضعی باید اتخاذ کنند تا این گمان برایشان پیش نیاید که پدر و مادر و احیاناً دیگران مؤظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده را متحمل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، پرخاشگری کودکان، عوامل محیطی، روانشناسی Next Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، هویت اجتماعی، اعتیاد به اینترنت، عوامل خانوادگی