منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، پرخاشگری کودکان، مشکلات رفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

کنترلش نیست.او بدون تأمل واندیشه عمل می کند سازمان روانی فرد به گونه ای است که برای هر عامل تهدید کننده ای از خود واکنش نشان می دهد ومعمولاً یکی از رایج ترین واکنش ها به ناامنی،پرخاشگری است همچنین ناکامی هسته مرکزی شخصیت آدمی را مورد تعرض قرار داده و ویران می کند.نداشتن وضع روحی مطلوب به دلیل ابتلا به برخی از بیماریهای روحی و روانی بحرانهای ناشی از بلوغ وبرخی خصوصیات رفتاری افراد از جمله اضطراب وهیجان،احساس حقارت وغرور و…موجب بروز پرخاشگری می شود (سيدمحمدي،1386،ص94).
ب)ژنتیکی:
ژنی که می تواند مسئول خشمگین شدن بسیاری از انسانهای آرام وصلح جو باشد توسط تیمی از محققان آمریکایی،فرانسوی وفنلاندی کشف شد.گروهی از محققان بین المللی موفق به کشف جهش ژنتیکی در مغز شده اند که می تواند در ایجاد رفتار پرخاشگرانه تأثیر گذار باشد.محققان با به دست آوردن توالی دی ان ای تعدادی از افراد پرخاشگر ومقایسه آن با توالی ژنتیکی افرادی که چنین رفتاری از خود بروز نداده اند،پس به این جهش ژنتیکی بردند.آنها موفق به یافتن جهشی شدند که ژنی به نام B2 HTR که مسئول کنترل رفتارهای به شدت پرخاشگرانه است را مسدود می کند.این ژن به میزان تولید سرتونین در مغز اثرگذار است.سرتونین یک انتقال دهنده عصبی است که می تواند بر روی بسیاری از رفتارهای انسان از جمله خشونت وپرخاشگری تأثیر بگذارد.«دیوید گلدمن39» از مؤسسه ی ملی اعتیاد به الکل در مریلند می گوید در این مطالعات با شگفتی مشاهده شد که تنوع ژنتیکی به تنهایی قادر به ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه در انسانها نیستند به گفته وی مصرف مواد الکلی بر روی این ژن ودر نتیجه بروز رفتارهای پرخاشگرانه تأثیر قابل توجهی دارد.گلدمن40 معتقد است پرخاشگری یا عمل بدون دور اندیشی عامل بسیاری از رفتارهای بیمارگونه از قبیل خودکشی،پرخاشگری واعتیاد است.اما در عین حال تصمیم گیری سریع ویا شرایطی که نیازمند ریسک کردن است نیز این رفتار می تواند بسیار تأثیرگذار باشد(جوانمرد،1384،ص112).
ج)خانوادگی:
سختگیری ها،خشونت ها،سرزنش ها وتحقیرهای والدین مستبد اثرات مخرب وجبران ناپذیری بر روی ساختار شخصیتی کودکان ونوجوانان باقی می گذارد واحساس بی کفایتی،ترس،انزوا و گوشه گیری،ناتوانی در برقراری روابط عاطفی واجتماعی ناسازگاری وپرخاشگری و… می تواند زائیده چنین رفتارهای ناسنجیده ونا بخردانه والدین باشد.بر اساس یک تحقیق 46% بزهکاران جامعه ما در خانواده های بی قید وبند زندگی می کرده اند.در تحقیق دیگر 75% پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده ویا الگوی فردی برای یادگیری نداشته اند (کریمی ،1378،ص128).
الگوهای خانوادگی نیز با رفتار پرخاشگرانه ارتباط دارد.والدین کودکان بشدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد ومعیارها خشونت دارند وپرخاشگرند.یکی از پیچیده ترین وجامع ترین روشهایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاتسون41» وهمکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی«شهر اورگون» بوده است.آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه ومدرسه وارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بوده اند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری،دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنندکه باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند.برای مثال،برادری بر سر خواهرش فریاد می زند،خواهر بر سر او فریاد می زند وناسزایی به او می گوید: دراین موقع برادرش او را کتک می زند واین ماجرا ادامه می یابد.تمام اینها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن وتنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند وبا استفاده از راه های مؤثر وبدون اینکه با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند.وبازآوری کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسر است.در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال : خشونت از ارزشهای آمریکایی تلقی می شود،پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود.در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزشهای اجتماعی به کودکان است،به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود،رفتارهای پرخاشگرانه شخصیتهای تلویزیونی غالباً تقویت می شود؛قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمانها.در مطالعه ای کودکان 4 ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند واز لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط وزیرمتوسط طبقه بندی شدند.سپس در طول چهار هفته بعد،کودکان به گروههای تقسیم شدند که در مهد کودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل«بت من» و«سوپرمن» یا فیلم های معمولی ویا برنامه های جامعه پسند می دیدند.کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد وبعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی را که برنامه های معمولی را دیده بودند.دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند وهر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت.این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند (اکبری،1381،ص197).
هر چند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند.کودکانی که در سالهای اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی وبزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود وکودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگر نخواهند بود.به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین،بیماری،مرگ،تولد خواهر یا برادر دیگر،تغییر منزل ویا دیگر اتفاق های مهم زندگی،اغلب در او پنهان می ماند وبا بروز عصبانیت وپرخاشگری به کودک آسیب می رساند.زیرا او احساس می کند مورد آزار واذیت واقع شده وسعی می کند این احساس را منتقل کند.اگر کودک لطیفه ای را برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید ویا کوله پشتی برادرش را پرت کند،به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوهای رفتاری خانواده اش بستگی دارد.مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم،داد وفریاد وپرخاشگری هایی مثل «به هم زدن در» در آنها مشاهده می شود.دربیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات،اتفاقات وهیجانات نا آرام وسرکوبگر هستند،الگوی دیگری وجود دارد.الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند(اکبری،1381،ص198).
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد مؤثر می باشند،چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت می باشد وخیلی از چیزها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن می آموزند.خانواده می تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتند از:
1)نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می بیند برانگیخته می شود ودر صدد گرفتن آن حتی با اعمال خشونت می شود.تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات وانتظارات فرد برآورده شده باشد اوبیشتر از کسانی که توقعات وانتظاراتشان برآورده نشده است خشمگین وپرخاشگر می شود.
2) وجود الگوهای نامناسب:داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیار انسانها علاقمند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند وچنین کسانی را راهنما والگوی زندگی خود قرار دهند.بررسی های انجام شده نشان می دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته اند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبوده بلکه از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود.
دیکتاتوری خانواده هایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود می کنند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر رفتار واعمال دیگران است که غالباً پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر،خواهران وبرادران بزرگتر نیز با دیکتاتوری رفتار می کنند در این گونه خانواده ها فرد دیکتاتور تصمیم می گیرد،هدف تعیین می کند،راه نشان می دهد،وظیفه معلوم می کند،برنامه می ریزد وهمه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند وحق اظهار نظر از آن اوست.بچه هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می کنند حالت تسلیم واطاعت در رفتارشان مشاهده می شود وهمین حالت آنها را به هیجان واضطراب وا می دارد.این بچه ها در مقابل دیگران حالت دشمنی وخصومت به خود می گیرند وبه بچه های هم سن وسال خود یا کمتر از خود صدمه می رسانند.این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند واز به سر بردن با دیگران عاجز هستند،درکارهای گروهی نمی توانند شرکت کنند واز اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند ودر امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان می دهند واغلب در کارها با شکست روبه رو می شوند.
3) تأثیر رفتار پرخاشگرانه: عده ای از افراد پرخاشگری و زورگویی را تقبیح نمی کنند بلکه آن را نشانه شهامت وقدرت خود می دانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود ودیگران را مثبت،موجه وحتی لازم می دانند وبه آن صحه می گذارند.
4) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین ودیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می شود گاهی با والدین ومربیانی روبه رو می شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می گویند: «از کی نخوری» «توسری نخوری» و… که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق می کنند.
5) تنبیه والدین ومربیان: والدین ومربیانی که در برابر پرخاشگری وخشونت کودک عصبانی می شوند وبه صورت پرخاشگرانه او را تنبیه می کنند.در تشدید این رفتار در او مؤثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده وتقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم واحتمالاً پرخاشگری کودک می شود،شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می شود (پورصالح،1381،ص25).
تکنیک هایی برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده لازم است که به شرح ذیل است:
1-صمیمیت: صمیمیت در خانواده امری لازم وضروری است زیرا سهم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد.
صمیمیت هنگامی افزایش می یابد که افراد خانواده در امور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند.همچنین اعتماد واطمینان در مشارکت بین اعضای خانواده باعث صمیمیت می شود.
2-تأمل وسکوت: یکی از بهترین راههای کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد،بهترین شگرد در این هنگام آن است که دیگران سکوت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس در یک فرصت مناسب به بحث و بررسی بپردازند.
3-تخلیه: یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم.تحقیقات جدید نشان داده که پرخاشگری کلامی وحتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی دهد بلکه باعث افزایش آن نیز می شود.
4-مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرایانه(قدم زدن و…)، تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود را بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته اند ولی به طور کل این روش هم زیاد مؤثر نیست.
5-تنبیه: در طول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنبیه بوده است که توسط آن جلوی تجاوز خشونت ودیگر رفتارهای پرخاشگرانه را می گرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، تفاوتهای جنسیتی، فیزیولوژی Next Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، ناخودآگاه، پرخاشگری کودکان