منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، اوقات فراغت، گروه همسالان، انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

روی پروفایل افراد قرار میگیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق (که همه اینها اطلاعاتی را در خصوص هویت فرد فراهم میآورد) برقراری ارتباط تسهیل می‌گردد. کاربران می‌توانند پروفایلهای دیگران را ببینند و از طریق برنامههای کاربردی مختلف مانند ایمیل و چت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (پمپک و همکاران31، 2009).
2-9-نظريات مرتبط با رشد هويت و جواني
دو نظريه متفاوت در اين باره بين دانشمندان متداول است: نظريه الگوي هنجاري – بحراني و ديگري نظريه الگوي زماني واقعه‌ ها. روانشناسان سنتي به الگوي اول و روانشناسان ديگر به ترکيب هر دو الگو با تاکيد بر الگوي دوم باور دارند. رشد آدمي بخصوص در سنين بالاي 20 سال را نمي ‌توان به صورت مرحله‌اي يعني در چهار چوب الگوي هنجاري-بحراني تقسيم‌بندي کرد. به همين دليل ترجيحا از اصطلاح دوره رشد جواني، بزرگسالي پختگي و پيري استفاده مي ‌کنيم. تعيين کننده چگونگي رشد در اين دوره ‌ها وقايع زندگي است که در هر دوره اتفاق مي‌ افتد و رشد افراد را با وجود شباهت ‌هاي آنان در يک دوره معين از يکديگر متفاوت مي ‌سازد (عدلی‌پور،1391،ص32).
نوع وقايع زندگي و زمان وقوع آن ها نقش مهمي در چگونگي تثبيت هويت جواني دارد. مثلا زمان وقوع ازدواج و چگونگي و ادامه آن، تاثير بزرگي بر زندگي رواني فرد مي‌گذارد. و يا موقعيت تحصيلي و شغلي و يا ناکامي در آن ها به اين ترتيب حوادث محيطي، در مقايسه با تحولات مرحله‌اي دروني، تاثير بيشتري بر چگونگي هويت فرد در دوره جواني به جاي مي ‌گذارد. ساختار هويت در دوره جواني، هم چنين، شديدا متاثر از زمينه ‌هاي اجتماعي– فرهنگي است. به هر حال، محتواي هويت فرد هر چه باشد، تثبيت آن عموما در سنين جواني رخ مي ‌دهد. در اين دوره معمولا استقلال کامل از والدين و تصميم ‌گيري شخصي و قبول مسئوليت زندگي حاصل مي‌ شود. توانايي جوانان براي در نظر گرفتن تمام جوانب مسائل و يافتن دانش نسبتا وسيع درباره هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي و آگاهي از ضرورت يکپارچه بودن شخصيت بزرگسالي، زمينه‌هاي لازم را براي آنان فراهم مي ‌آورد تا به تثبيت هويت و انسجام خود برسند. در اين دوره هويت شخصي آنان به صورت باورهاي عمومي، ارزش ‌ها و طرح و برنامه مشخص زندگي جلوه‌گر مي‌ شود. آنان هويتي مي ‌يابند که حاکي از وقوف به شايستگي ‌هاي تحصيلي، توانايي‌ هاي بدني، مهارت ‌هاي شغلي و باورهاي اجتماعي است و نقش‌ هاي گوناگون خود در موقعيت ‌هاي مختلف را به خوبي مي ‌شناسند و با تغيير موقعيت ‌ها آنان نيز نقش خود را تغيير مي‌ دهند. تحقيقات مارکوس وکيتاياما32 نشان مي دهد که در فرهنگ‌ هايي که بر جنبه استقلال فردي تاکيد مي ‌کنند، هويت افراد نيز بيشتر حالت فردگرايي، خودمختاري و اتکاي به خود دارد. در حالي که در فرهنگ‌ هايي که بر وابستگي‌ هاي جمعي تاکيد مي‌ شود، حالات ديگري از هويت مانند جمع گرايي، وابستگي، اتکاي به غير و جامعه محوري مورد نظر جوانان قرار مي ‌گيرد (بوید و الیسون33، 2007).
اين محققان مي ‌گويند جواناني که فرهنگ‌ شان بر استقلال فردي تاکيد دارد، افرادي متمايز، پي ‌گير در هدف ‌هاي شخصي، متمرکز بر انديشه ‌ها و عقايد خويش بار مي ‌آيند. اما برعکس جواناني که فرهنگ آنان بر ارتباط و وابستگي افراد به يکديگر تاکيد مي‌ کند، فردي با سعي در سازگاري خود با اهداف ديگران مي ‌شوند که ياد مي ‌گيرند که در هر مورد ذهن ديگران را بخوانند و خود را بر آن منطبق سازند. اين دو نوع هويت باعث مي ‌شود که مسائل جوانان متعلق به فرهنگ‌ هاي مختلف با يکديگر همانند نباشد. در مورد دوم که با تثبيت هويت در ميان بيشتر جوانان کشور ما همانندي دارد. فرد آن همه آزاد نيست که هر طور بخواهد فکر کند و يا هر چه را شخصا مي‌ پسندد، انتخاب کند و به همين دليل تثبيت هويت تا حد زيادي متاثر از الگوهاي فرهنگي و اجتماعي و خانوادگي است. به جز در ميان جوانان طبقات مرفه‌ تر و تحصيل کرده‌ تر که عمدتا بر استقلال فردي خود تاکيد دارند. در ميان اکثريت مردم يعني در طبقات متوسط و پايين و در بين گروه‌ هاي سنتي و در ميان زنان ايراني، تثبيت هويت با استقلال فردي بسيار کمتري همراه است. حد و مرز ايفاي نقش ‌هاي بزرگسالي در ميان گروه‌ هاي سنتي جامعه از قبل معين شده و جواناني که از آن محدوده پا فراتر گذارند و در صدد سنت ‌شکني برآيند، با مشکلات جدي در خانواده و جامعه مواجه خواهند شد. اين وضعيت موجب مي ‌شود که بيشتر مردم در چهار چوب ‌هاي تمرکزگرايي فکري و رفتاري بينديشند و عمل کنند و الگوهاي موجود براي زندگي را لايزال و غيرقابل تغيير بشمارند (وكيليان ،1382،ص68).
باید موضوع هویت را از این منظر بنگریم که آیا اهمیت آن در حدی هست که بتوان به عنوان یک نیاز اساسی به آن پرداخت؟ اریک فروم34، جامعه شناس و روانکاو آلمانی معتقد است: «فرق انسان با حیوان ابتدا در نیازهای اختصاصی اوست، از این رو شناخت او بدون آشنایی با این نیازها میسر نخواهد بود»، این نیازها بدی قرار است: نیاز به تعالی، نیاز به وابستگی، نیاز به هویت (همانندی)، نیاز به رجوع به اصل و نیاز به وسائل راه یابی از این مقوله ها، نیاز به هویت را که با این بحث ارتباط می یابد، توضیح خواهیم داد: نیاز به هویت او می گوید: «هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد، از این روی می کوشد که خویشن را دریابد و بشناسد. در عین حال می خواهد فردی باشد «ممتاز»، و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً مبرز و ممتاز، مرتبط می کند یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند می سازد تا به واسطه امتیاز و تشخصی که آن فرد یا آن گروه ها دارند تا حدی صاحب تشخُّص و امتیاز گردد.» در حقیقت به بیان دیگر منظور اریک فروم این است که هر انسانی به احساس خاص و منحصر به فرد بودن نیاز دارد. اگر نتواند این احساس را از طریق خلاقیت ایجاد کند، آن را از راه همانندسازی با انسان های دیگر تحقق می بخشد. لذا شخصیت هر انسانی بر اساس فرصت ها و امکاناتی که شرایط جامعه و فرهنگش برای او فراهم می آورند شکل می گیرد(وكيليان ،1382،ص69).
2-10-بی توجهی به اوقات فراغت و افزایش انحرافات اجتماعی
اوقات فراغت پیوند تنگاتنگی با شخصیت و زندگی معنوی و فرهنگی افراد دارد؛ چرا که از سویی از فرهنگ جامعه تاثیر می‏گیرد و از سویی دیگر بر آن تاثیر می‏گذارد. علاوه بر آن فرد می‌تواند در اوقات فراغت همان چیزی را که می‌پسندد انجام دهد، شخصیت نهایی خود را بازیابد و آن را ابراز کند. بنابراین قابلیت های فرد غالباً در عرصه اوقات فراغت جلوه گر می‌شود. فعالیتهای اوقات فراغت از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به مثابه آیینه فرهنگ جامعه یاد می‌کنند. پس چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرّف خصوصیات فرهنگی آن جامعه است. در گذران اوقات فراغت، گروه سنی، طبقه اجتماعی و اقتصادی، گرایش مذهبی و جنسیت، سبب مرزبندی و ایجاد تفاوت بین گروه‏های مختلف می‏شود و دراین میان سن و جنسیت بر نحوه گذران اوقات فراغت تاثیر مهمی دارد. (ساروخانی،1391،ص86).
  2-11- عوامل محيطي آسيب هاي اجتماعي
عوامل اجتماعي موثردرايجاد آسيب هاي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود . افزايش بي رويه جمعيت،عدم ثبات وپايداري اجتماعي،بيكاري،تورم وفقردرشماريك گروه ازعوامل اجتماعي به شماررفته وخانواده ، محيط مدرسه وگروه همسالان جزءدسته اي ديگرمي باشند علل خانوادگي خانواده نخستين نهاداجتماعي است كه براي برطرف نمودن نيازهاي ريشه اي و حياتي انسان و بقاي جامعه ضروري است انسان ها پس از تولد تحت تاثير افكار ، عقايد و رفتار اعضاي خانواده خود قرار مي گيرند ، لذا خانواده نخستين جايگاه و عاملي است كه در روند رفتار آدم تاثير مي گذارد .آسيب هايي كه در خانواده مي تواند آثار سوئي بر شكل گيري شخصيت فرد گذاشته و احتمال بروز ناهنجاري از طرف او را افزايش دهد ، عبارتند از:
«فقدان والدين» كه مي توان آن را به دو دسته موقت و دائمي تفكيك نمود : هنگامي كه هم پدر و هم مادر شاغل بوده و بر سر كار خود حاضر مي شوند. در فقدان دائمي ، فوت يا طلاق باعث از دست دادن يكي از والدين مي شود . موضوع «جدا زيستي والدين» ، آثار مخرب تري را به همراه دارد . بحران طلاق احتمال به وجود آمدن التهاب ، نگراني ، تشويش و بي كفايتي شخصيتي در فرزند را افزايش مي دهد . بزهكاري، خلافكاري ويا اعتياد حداقل يكي از والدين يا اعضاي خانواده از ديگر عوامل خانوادگي موثر بر وقوع بزهكاري نوجوانان و جوانان است. «دلسوزنبودن والدين وبي اهميت بودن نسبت به آينده فرزندشان» ، «وجود روابط ناسالم و غيرطبيعي بين اعضاي خانواده» ، «ناسازگاري ها ونابساماني هاي موجود درخانواده» ، «تقليدپذيري وكمبود محبت» (نوابی نژاد ،1377،ص48).
2-11-1-آموزش و پرورش
 موفقيت يا عدم موفقيت در تحصيل و طي كردن دوره هاي آموزشي ، در سازگار شدن و جامعه پذيري آنها موثر است . مدرسه يكي از نهادهاي اجتماعي است كه بعد از خانواده نقش مهمي در زندگي اجتماعي نوجوان ایفا می کند. موقعيت و برنامه هاي مدرسه درعلاقه مندي يا فرار نوجوانان از مدرسه دارد . اهميت از آنجا مشخص می گردد که بدانيم معمولا نوجوان نخستين قدم خويش به طرف آسيب هاي اجتماعي را با فرار از مدرسه بر مي دارد . بررسي ها نشان مي دهند افزايش آمار ترك تحصيل به علت عدم رعايت مسائل انضباطي در مدرسه و يا مشكلات مالي و حتي مردود شدن ، آمار بزهكاران را افزايش داده است ( شعاری‌نژاد ،1383،ص32).
2-11-2-همسالان
معاشرت با دوستان ناباب نيز، نقشي مهم درروي آوردن جوان و نوجوان به افراد نا باب ايفا مي كند. بعضاًخانواده ها ازفرزندان خود غافل شده واین زمينه رابراي گرايش به اینگونه دوستان دارد . وقتي نوجوان پايگاه عاطفي خود را ازمنزل به ميان همسالان مي برد، براي پذيرش درگروه همسالان، ناچاراست كه تن به خواسته هاي آنها بدهد. این انتخاب بدین دلیل است که آنان نیز بسان خود ش دارای مشکلات و چالش هایی در خانواده هستند( شعاری‌نژاد ،1383،ص32).
2-12-پرخاشگری:
روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند.موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را بر اساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.گروهی پرخاشگری را رفتاری، می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند.پرخاشگری ممکن است بدنی باشد(زدن،لگدزدن،گاز گرفتن) یا لفظی(فریاد زدن،رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران (چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف،عینی بودن آن است که به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود.نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.در روان شناسی ودیگر علوم رفتاری واجتماعی،پرخاشگری عبارتست از رفتاری که هدف آن صدمه زدن به خود یا به دیگری باشد در این تعریف قصد ونیت فرد مهم است.یعنی رفتاری پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد یا عمداً برای صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد(کریمی،1378،ص213).
پرخاشگری به منظور توصیف مجموعه ای از رفتارهای برون ریزانه مورد استفاده قرار می گیرد که در همه آنها مشخصۀ تجاوز به حقوق دیگران در اجتماع وتأثیر آزارندۀ این رفتار مشترک است اعمال پرخاشگرانه شامل رفتارهای جسمی وکلامی پرخاشگری نظیر تهدید کردن،مشاجره ی لفظی و…همچنین ویرانی دارایی است.پرخاشگری را باید،از جرأت ورزی متمایز دانست.جرأت ورزی دفاع از حقوق یا متعلقات یا بیان امیال وآرزوها را در بر می گیرد مردم اکثراً فرد با جرأت را پرخاشگر می دانند،در صورتی که کسی که از حق خود دفاع کند با جرأت است نه پرخاشگر(براهنی،1385،ص342).
در معنا ومفهوم پرخاشگری از نظر لغوی در لغت نامه دهخدا غضب،غصه وانفعال ذکر شده است وپرخاشگری به معنی جنگجویی،فتنه طلبی،ستیزه جویی وهنگامه طلبی نیز عنوان شده است.در فرهنگ نفیس هم از واژه پرخاشگری به معنای خشم یعنی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد شبکه های اجتماعی، شبکه اجتماعی، اینستاگرام، ارتباط جمعی Next Entries منبع پایان نامه درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، تفاوتهای جنسیتی، فیزیولوژی