منبع پایان نامه درمورد هویت اجتماعی، اعمال مجرمانه، پیامبر اسلام (ص)، داستان یوسف

دانلود پایان نامه ارشد

بَینِه وَ بَینَ اللهِ اَحسَنَ الله مَا بینُهُ وَ بَینَ النَّاسِ:آن کس که درونش را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح می نماید و هر کس برای دینش کار کند خداوند دنیایش را کفایت می کند و آنکس که میان خود و خدا را اصلاح کند،خداوند بین او و مردم را اصلاح خواهد کرد.»213 همانطور که می بینیم اصلاح جامعه از اصلاح فرد آغاز می گردد و اصلاح و درست شدن همه امور به خود فرد باز می گردد.زیرا جامعه مفهومی سوای از افراد آن نیست. بلکه مفهومی است که از تک تک آنان تشکیل می شود و عمل هر یک از این افراد بر روی کل جامعه تاثیرگذار خواهد بود.
برای کامل شدن افراد جامعه نیز چاره ای جز تهذیب روح نیست و تهذیب روح از راه عفت ورزی و راه ندادن بیگانه به حریم دل است. وقتی هرگونه سخنی را می گوییم به هر جایی نگاه کرده،به هر چیزی گوش فرا می دهیم،هر غذایی را خورده و به مال هر کسی چشم طمع دوخته ایم یک بیگانه ای که با فطرت ما در تضاد است را درون خود راه داده ایم که کم کم این بیگانه در قلب و روح ما نفوذ کرده و دل مارا تصاحب می کند.به تدریج بدی برای انسان به امری عادی تبدیل می شود و حجاب و قبح بسیاری از امور در او شکسته می گردد.شخص مستعد انجام بسیاری از اعمال مجرمانه می گردد که زیانش نه تنها خود،بلکه کل جامعه را در بر می گیرد.214
بند اول: عفت چشم
در اسلام توصیه فراوانی در نگاهداری از چشم شده است. بطوریکه سرمنشا بسیاری از مشکلات و آغاز بسیاری از مفاسد را چشم و عدم پرهیزکاری آن می دانند.هر فرد مومن وظیفه دارد که نگاه خود را از زن بیگانه دور داشته و حریم چشمان خویش را از مناظر ناپاک و منافی با عفت فروپوشد.حوزه این تکلیف الهی نیز نه تنها زنان بلکه خانه،حیاط آن و به طور کلی هر فضایی که انسان آن را به عنوان حرم خویش بر شمرده و در آن لباس و زینتهای خویش از تن بر می گیرد تسری می یابد.در اسلام عدم نگاه به درون خانه و حفظ حریم خصوصی افراد محترم و بر هر فرد مسلمان فرض گرفته شده است.215
عفت ورزی یعنی داشتن تقوا و پرهیز در امور،تقوا حفظ و نگهداری چیزی است که به او آسیب و زیان می رساند.مانند پوشش و محفظی است که هر چه در آن قرار بگیرد محفوظ می ماند.پس گذاشتن یک فیلتر در سر راه استفاده از حواس انسان می تواند از ورود آلودگیها و مشکلات بسیاری جلوگیری کند.216 یکی از توصیه های موکد دینی مراقبت از نگاه و عفت چشم است که هر یک از زن و مرد در این زمینه وظایفی دارند.البته زنان به دلیل داشتن میل به خودآرایی و قرارگرفتن در مقام مطلوبی و محبوبی کمتر از مردان نیاز به حفظ چشم دارند و بیشتر بایستی در زمینه حجاب و پوشش رعایت نمایند اما نگه داشتن چشم از وظایف اصلی مردان است.زیرا تمایل مردان به این سمت می رود.«قُل لِلمُومِنینَ یَغُضُوا مِن أَبصارِهِم وَیَحفَضُوا فُروجَهُم ذلکَ أََزکی لَهُم إِنَّ اللهَ خَبیرً بِمَا یَصنَعُون:به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند،که این برای آنان پاکیزه تر است،زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است.»217 «وَ قُل لِلمومناتِ یَغضِضنَ مِنَ أَبصَارِهِنَّ:به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرونهند.»218
یکی از فواید عفت چشم و کنترل آن طبق این آیه و دستورات اکید دینی خالی ماندن ذهن از افکار آلوده و تمنا و آرزوهای دل است.اعمال قبیح و مفاسدی چون زنا ابتدائا از همین نگاه آلوده و نامشروع حاصل می گردد که به عنوان مقدمه ای برای گرایش به یک فعل مجرمانه با نگاه در ذهن آدمی نقش می بندد.
داشتن یک روح نظیف و پاکیزه از فواید دیگر نگهداری از چشم و نگاه آن است.چشم به عنوان یکی از حواسی که به عنوان راهی برای کسب داده های دنیای خارج که به ذهن وارد می شود باید از هر نظر سالم و به دور از آلودگی باشد.زیرا نقش موثری در سوق دادن ذهن و خواست انسان به سمت گرایش های مجرمانه دارد.
بند دوم: عفت زبان
اگر نمی توانید حرف خوبی بزنید،چه بهتر که حرف نزنید.دیگران هر اندازه بد و وحشتناک باشند جنبه های خوب هم دارند.وقتی کسی نظر شما را درباره کسی چیزی یا جایی می پرسد،حرف خوبی درباره اش پیدا کنید و جنبه مثبتش را بگویید.«قولوا لناس حُسنَاً:و با مردم(به زبان)خوش سخن بگویید.»219 مسلما اگر تنها بخواهید حرف های خوب بزنید از میزان شایعه پراکنی،پشت سر دیگران حرف زدن،بی ادب بودن و شکوه و شکایت کردن کاسته می شود.220
حضرت علی(ع) می فرماید:”ضَرَبُ اللِّسانِ أشَّدُّ مِن ضَرَبِ السِّنانِ: زخم زبان از زخم سرنیره نیز شدیدتر و سوزناکتر است.221
زبان در کش ای مرد بسیاردان که فردا قلم نیست بر بی زبان
صدف وار گوهــر شناسان راز دهان جز به لوء لوء نکردند باز222
یکی از گناهان زبان سرزنش است.اگر ما کسی را سرزنش کنیم و به خاطر عمل بدی که انجام داده است ملامت کنیم اولا باعث به وجود آمدن کینه در او می شویم ثانیا او را مستعد انجام جرائم آینده می گردانیم و روحیه حقارت را در او تقویت می کنیم.به علاوه این کار به برچسب خوردن افراد نیز کمک می کند و فرد در درون، خود را سزاوار آن عمل می بیند.
« و لا تَلمِزُوا اَنفُسَکُم: هرگز عیب جویی از هم دینتان نکنید.»223 همانگونه که در گناهان زبان دوست نداریم که از ما گفته شود پس ما هم باید زبان از تمسخر،زخم زبان،عیب،غیبت،افشای راز،فتنه انگیزی،دروغ،سخن چینی و عادت های زشت دیگری که به واسطه زبان فرد و جامعه را دچار آن می کند دور بمانیم224 از پیامبر(ص) نقل شده است که از گمان دوری کنید زیرا گمان دروغترین سخن است.به سخنان مردم گوش نکشید و عیبجویی نکنید و در جای دیگر از ایشان نقل شده که من مامور نیستم که دلهای مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم.225 حال ای مومن این پیامبر توست،پس تو چگونه به او می مانی؟
«و لا یَغتَب بَعضُکُم بَعضًا اَیُحِبِّ اَحَدُکُم اَن یَأکُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتًا فَکَرِهتُموهُ:غیبت یکدیگر را روا نداری،آیا شما دوست داری که گوشت برادر مرده خود را بخورید،البته کراهت و نفرت از آن دارید.226
چو کاری بی فضول من بر آید مرا در وی سخن گفتن نشاید
اگر بینم که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینم گناه است
فلسفه نهی غیبت این است که باعث می شود شخصیت و هویت اجتماعی افراد سلب شود و شخصیت ساخته شده به دلخواه دیگری جایگزین آن گردد که ثمره آن اعتماد و مراودات و برخوردهای افراد با یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود افراد از یکدیگر سلب اعتماد کنند.به وسیله غیبت قضاوت افراد از یکدیگر تحت تاثیر قرار می گیرد و باعث می شود که دیگران از فرد غیبت شونده بدشان بیاید،فرد در اجتماع برچسبی بخورد که خودش هم از آن خبر ندارد.در جایی از پیامبر اسلام (ص)نقل شده است که غیبت از زنا شدید تر است.از ایشان پرسیدند دلیل آن چیست؟فرمودند:برای اینکه ممکن است مردی زنا کند و بعد از آن توبه کند،خدا هم توبه اش را می پذیرد،ولی مرتکب غیبت آمرزیده نمی شود،مگر وقتی که شخص غیبت شده او را ببخشد.227
در سریالی … به زیبایی بین هنرپیشه اصلی فیلم که گرفتار در طمع بود و به خاطر پول پرستی و رسیدن به موقعیت باندی را تشکیل داد بحث زیبایی مطرح شد.در قسمتهایی از دیالوگ وقتی که اعضایش برای او یا دیگران داستان حقه ها و فریب ها و سرقت های خود را تعریف می کردند او می گفت:”این را برای کس دیگری تعریف نکن” او این نکته را از مادربزرگ خود که زن وارسته ای بود شنیده بود و او تا کار بدی را از کسی می شنید می گفت که این را برای کس دیگری تعریف نکن زیرا همین تعریف زمینه ساز بسیاری از انحرافات و گناهان را تشکیل می دهد. البته به نگاه تجربی و دینی مادربزرگ وقتی که یک کار بد و خلافی انجام می شود بدتر از آن این است که شخص با تعریف آن کار برای دیگران؛اولا رضایت خود را نسبت به آن عمل زشت نشان می دهد و ثانیا شوق انجام آن عمل یا عقده و ضعف انجام آن کار را در او تقویت می گرداند.مثلا افرادی که رشوه می گیرند یا زنا می کنند یا حتی کسی را در معامله یا غیر آن فریب می دهند باید بدانند که در ارتکاب جرم های آینده شنونده خود،آنها نیز سهیمند.یکی از مواردی که دین از آن نهی کرده همین اشاعه فحشا است که از طریق زبان صورت می گیرد.
بند سوم: عفت شکم
عفت را در مقابل با شهوت به کار می برند و مفهوم آن خویشتنداری و نگهداری خود در برابر هرگونه شهوت و افراط است.حضرت علي (ع) فرموده‌اند:‍«مكارم اخلاق به كمال نرسد مگر با عفاف و ايثار».228 عفت یک صفت درونی است و حد وسطی بین شهوت پرستی و خمودی است.شهوت شکم سرمنشا بسیاری از بیماریهای جسمانی و اخلاقی است تا آنجایی که ممکن است که بر اثر افراط، شهوت شکم یا شهوت جنسی به بت برای انسان تبدیل گردد.229
شکم پرستی و پرخوری یکی از صفات نکوهیده نزد انبیاء الهی است که به طور مکرر از این کار مردم را نهی کرده اند.علمای علم اخلاق نیز آن را یکی از رزائل اخلاقی می دانند.در حدیثی از امام صادق (ع)آمده است:«چيزي در نزد خداوند مبغوض تر از پرخوري و شکم پر نمي باشد».230 به راستی که شکم پرستی آفتی برای عقل و برانگیختن طغیان شهوات و امیال نابجای انسانی است.شکم،سرچشمه ي شهوتها و جايگاه رويش دردها و آفتهاست که به دنبال آن، شهوت جنسي و ميل شديد به آن، يعني به زن بارگي و اعتیاد جنسی خواهد انجاميد.شهوت شکم و خواهش جنسي به دنبال خود،افزون طلبي و شدت علاقه به مال و مقام را آورده وآنها نيز وسيله اي براي توسعه بخشيدن به مأکولات و زياد کردن مال و بالابردن مقام مي باشد.در پي شکم و مال و مقام،انواع حماقتها، سستي ها و درگيريها و ابتلاء به سخن چينيها و حسادتها به وجود مي آيد.نتيجه ي طبيعي سخن چيني و حسد نيز،آفت ريا و مشکل برتري جويي و زياده طلبي، و کبر و غرور است که سبب و علت حسادت و کينه جويي و دشمني مي گردد و تا بدانجا منتهي مي شود که اينگونه خصلتها انسان را در اعماق پستي ها و زشتيها فروبرده،غرق مي سازد.آري همه ي آنچه ذکر شد نتيجه ي مستقيم سستي و عدم مقاومت در برابر شکم و آنچه که از بي بند و باري در اکل، و سيري مفرط و پرخوري به وجود مي آيد، مي باشد. 231
در کلامی از امیر المومنین می خوانیم که:«اياكَ وَ اَدمان الشبَع فَإِنَّهُ يَهيَّجِ الاسقام وَ يَثيرُ العِلَل؛ ازاعتياد به پرخوري بپرهيز كه انواع بيماري ها را تحريك مي كند و سرچشمه امراض است.232 اگر خوی انسان به خوردن وابستگی پیدا کند کم کم انسان به یک نوع اعتیاد و افراط در خوردن مبتلا می شود که این عامل به طور مستقیم بر روح و روان او تاثیر دارد و منشاء بسیاری از مشکلات و انحرافات برای فرد می گردد.شکم پرستی حرص و میل انسان را زیاد می کند بطوریکه حلال خوری و حرام خواری برای او چندان دیگر تفاوت نمی کند و در پی آن راه به دست آوردنش نیز همچنین.زیان دیگری که شکم پرستی دارد قناعت را در انسان از بین می برد و کم کم روح به سمت اصراف و زیاده خواهی به چیزهای دیگر کشیده می شود.اینگونه انسان درد انسان دیگر را نمی فهمد و روح او به راحت طلبی و جسم به پروار شدن می رسد.
بند چهارم: عفت جنسی
در داستان یوسف (ع) می خوانیم:«وَراوَدَتهُ الّتی هوَ فی بَیتِها عَن نَفسِهِ وَغَلَّقَتِ الاَبوابَ وَ قالَت هَیتَ لَکَ (و آن بانو که وی در خانه اش بود خواست از او کام بگیرد،و درها را پیاپی چفت کرد و گفت:«بیا که از آن توام!»233
اکنون می خواهیم شرایط و موقعیت یوسف را بسنجیم:می بینیم که غرور جوانی و طغیان شهوت جنسی از یکسو و زیبایی خیره کننده و کشش و عشق عجیب زلیخا و پیرایه ها و لباسهایی که استفاده کرده درقصری زیبا و آینه کاری شده،خلوت و به دور از چشم اغیار بودن وده ها عامل دیگر که کافیست تا هر انسان عادی دیگری بارها دچار گناه و آلوده به شهوت گردد.امّا پاسخی که یوسف می دهد این است که:«قالَ مَعاذَ الّلهِ إِنَّهُّ رَّبّی اَحسَنَ مَثوایَ،إِنَّهُ لَایُفلِحُ الظّالِمُونَ:گفت:پناه بر خدا،که او آقای من است،به من جای نیکو داده است.قطعا ستمکاران رستگار نمی شوند.»234
به زبان جرم شناسی در اینجا می بینیم که هیچگونه عامل پیشگیر برای اینکه فرد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد عوامل بیرونی، تعالیم اسلام، تعلیم و تربیت، پیشگیری از جرم Next Entries منبع پایان نامه درمورد نهی از منکر، امر به معروف، مجازات اسلامی، قرآن کریم