منبع پایان نامه درمورد نماز جمعه، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

و همين امور و همچنین فتنه حاسدان باعث شد هارون دستور دستگيري و زنداني نمودن امام را بدهد(مختار الليثي، 1387 : 319).
نوشته اند، يكي از اهداف امام كاظم (ع) ايجاد تحولي عميق و ارزشي در آحاد جامعه اسلامي بويژه پيروان و شيعيان خويش بود، چرا كه تشكيل و تأسيس حكومت اسلامي بدون تحول امت اسلام امكان پذير نبود. اين تحول بویژه بايد در محرومان انجام مي شد، چون محروم در اصل محروم است، حتي اگر به فرماندهي ارتش يا رياست يك گروه برسد زيرا هارون مي توانست فردي را نزد او بفرستد تا او را به سازش وا دارد (مدرسي، 1378 : 213).
پس با اين اوصاف كه ذكر گرديد، مي توان نتيجه گرفت كه برخلاف تصور مشهور، كه معتقدند امام كاظم از جمله اماماني محسوب مي گردید كه يا اصولاً تمايلي جهت ورود به سياست و حكومت نداشت يا ناتوان تر از آن بود كه بتواند حتي به آن نزديك شود، تصور و برداشت كاملاً غلط و گمراه كننده اي است. امام كاظم (ع) نيز چون اسلاف طاهرین خود، بطور عملي و نظري بدنبال حق الهي خويش يعني امامت و ولايت بر جامعه اسلامي بود، و آنرا نيز حق مسلم و قطعي خود، پدران و فرزندان خویش مي دانست.

2-3- اوضاع خلافت امويان و شیعیان،در سه دهة اول قرن دوم هجری(105- 132 هـ . ق)

خلافت اموي كه از همان ابتداء بر اساس حيله و تزوير شكل گرفته، و برهمان اساس نیز توانست چندین دهه به حيات خويش ادامه دهد، سرانجام در آخرين سالهاي حيات سياسي خود دچار مشكلات و بحران هاي متعدد و ويرانگري گرديد كه سرانجام، همين مشكلات آنرا دچار يك مرگ سياسي بي بازگشت نمود.
گرچه هشام بن عبدالملك يكي از مقتدرترين و صاحب طولاني ترين خلافت امويان بود، در عين حال در همين زمان بود كه به جهت رفتارها و برخوردهاي خشن او و واليانش، قيام ها و شورش‌هاي متعددي بنيان هاي دولت اموي را به لرزه درآوردند، در عین حالی که همگي آنها سركوب شدند، اما پيامدهاي بلندمدت منفي نيز براي امويان به يادگار گذاشتند(جعفريان، 1389 : 667). تبعيض، خودكامگي، نژادپرستي، اشرافيت و برتري قومي از سياست هاي نادرست خلفاي اموي بود كه از همان ابتدا سبب بروز و ظهور نارضايتي اقوام، ملل و گروه های مختلفي از جمله ايرانيان و شيعيان شد و نارضايتي آنان بتدريج تبديل به بحرانهاي متعدد گوناگوني سياسي – اجتماعي عليه امويان شد (حيدري آقايي، 1385 : ج 1 : 241). خلفاي اموي در اواخر حيات حكومت خويش، خلافت اسلامي را به وضعي درآورده بودند كه جز حكومت عربي شايسته نام ديگري نمي توانست باشد. آن همه شوق و آرمان اوليه ديني، از اين حكومت رخت بربسته و يا كاملاً ضعيف شده بود و كافي بود كسي به حمايت از دين و پيامبر(ص) قيام كند و زمينه هاي سقوط آنرا فراهم كند(زرين كوب، 1368 : 37).
رقابت و دشمني خلفاي اخير اموی با همديگر، خصومت هاي قبيله اي را بين آنان شعله ور ساخت و هركدام در پي كسب حمايت از قبايل كلبي و قيسي برآمدند و همه اينها در ايجاد بحران و تحليل نيروهاي آنها بسیار مؤثر افتاد (لمبتون، 1383 : ج 1 : 157).
نكته ي مهم دیگری كه نبايد آن را از نظر دور داشت، نقش تأثيرپذيري قيامهاي ضد اموي از واقعة خونين كربلا و شهادت امام حسين (ع) بود و همين قيام ها بودند كه از سالهاي ابتدايی پس از حادثه کربلا، چون شراره هاي نابود كننده ای بر پيكره و بدنه حكومت امويان باريدن آغاز، و براي احياي حق، با باطل به ستيزه برخاستند و بطور زنجيره اي براي خلفاي اموي بحران آفريني نمودند (مدرسي، 1375 : ج2 : 83).
كشته شدن امام حسين (ع) حميّت مسلمانان را تحريك كرد و شيعيان را متحد ساخت دعوت آل علي قدرت بيشتري گرفت و دشمني ميان علويان و امويان از سابق، سخت و سخت تر گرديد. بويژه در عراق و خراسان و مصر شورش هاي متعددي بر ضد امويان پديد آمد (ابراهيم حسن، 1388 : 390).
ريشة ديگر نهضت های شيعي ضد اموي در آن ايام، سنت زشت دشنام به علي (ع) بود كه از سوي امويان لازم الاجرا بود. همين سنت زشت يكي از مهمترين دلايل نهضت هاي شيعي ضد اموي بود(زين عاملي، 1389 : 208).
در هر حال، آنطور كه ابراهيم حسن اظهار مي كند: « خلافت اموي پس از وفات وليدبن عبدالملك كه به سال 96 هجری قمری بود، سي و شش سال طول كشيد، اما در اين مدت وضع خوشي نداشت. دعوتگران بني هاشم مخفيانه براي نشر دعوت عباسيان مي‌كوشيدند»(ابراهيم حسن، 1388 : 389).
همچنین، دوره مورد نظر(اواخر عصر اموي)، در تاريخ اسلام دوره فتنه و بحران سياسي نام گرفت، و نوعي بيداري در مردم پديد آمده بود كه به خيانت ها و فساد زمامداران خود بيشتر پي برده و آنان را دروغگوياني غاصب يافتند كه به استثمار مردم پرداخته اند (قائمي، 1377 : 220-221).
بي شك يكي از مهمترين عواملي كه باعث نارضايتي مردم مسلمان و جامعه اسلامي از حكام اموي بویژه در واپسين سالهاي خلافت آنان گرديد، بي ديني آنان بود. بي‌توجهي آنها به عقايد ديني مردم و اعمال ضد ديني صريح ایشان، مردم علاقمند به دين را وادار كرد تا عليه ایشان به پا خيزند. از جملة اين حكام فساد آلود، وليدبن يزيد بود كه بيشتر منابع، فساد و تباعي او را تأييد و تصديق كرده اند (جعفريان، 1389 : ج2 : 764-765). خلفاي بني اميه تقريباً به جز عمر بن عبدالعزيز، به امور ديانت چندان علاقه و اهميتي نشان نمي دادند. برخي از آنها حتي رعايت ظواهر نيز نمي كردند. به همين جهت عامه‌ي مسلمين نسبت به اين طايفة حكومت گر، بدبين و ناراضي بودند (زرين كوب، 1368 : 353). كار به جايي رسيده بود كه در دورة عبدالملك، خطيبان اجازه گفتن حتي جمله «اِتِقِ الله » را كه معمولاً در خطبه هاي نماز جمعه مي گفتند، نداشتند و خليفه سوگند خورده بود هر كسي مرا به آن امر كند گردنش را مي زنم (شهيدي، 1388 : 263-264).از آنطرف، امویان، تمام امكانات تبليغي خود را بر ضد شيعه به كار بردند، تا آنجا كه دوستي اهلبيت به صورت عيب و ننگ درآمده و به شيعيان با چشم زيانكاران نگاه مي‌كردند(شريف القرشي، 1368 : ج 1 : 33).
همچنين بنی امیه در اصول و فروع دين نيز دگرگوني هاي عميقي بوجود آوردند. از جمله بيشتر يا همه ي احكامي كه صادر مي شد برخلاف قرآن و سنت بود، مجازات مقصران براساس نظر حاكم نه فقه اسلام و حدود شرعي و دهها تغيير اصولي ديگر، كه همه اينها زمينه نارضايتي و بحران آفريني‌هاي آينده را فراهم و از اعتماد مسلمانان نسبت به آنان، به شكل چشم‌گيري كاست (شهيدي، 1388 : 241-243).
مخالفت هاي سه گروه خوارج، شيعيان و همچنين عراقي هاي ناراضي و تحقير شده از سوي شام، از مهمترين قطب هايي بودند كه هر روز اعتراضات و نارضايتي هاي آنان بيشتر و بيشتر دامنگير خلفا را می گرفت و آنان را به سوي مرگ سياسي نزديك تر مي‌نمود(جعفريان، 683:1389). خوارج در عراق، حجاز،ارمنستان، آذربايجان و سپس بخش هاي شرقي، سلسله جنبش ها و مزاحمت هاي متعدد و جدي را براي حكام اموي بوجود آوردند و هر روز نيز شتاب بيشتري مي گرفت (حيدري آقايي، 1385، ج 1 : 240).
از آنطرف ظلمي كه در حق شيعيان و علويان روا می شد و آنان را به جرم و تهمت جانبداري از اهل بيت مي كشتند، عامل ديگري بود تا مردم از ظلم و ستم هاي بني اميه به ستوه آيند و سرانجام بساط حكومت آنان را برچينند. مصداق و مثال اين ادعا، رفتار ظالمانه اي است كه با فرزند امام چهارم شيعيان يعني زيدبن علي انجام دادند و وي را، آنچنان كه در تاريخ آمده به شهادت رساندند و سپس به دار آويختند(رحيمي، 1386 : ج 2 : 78-79).
از لحاظ جغرافیایی یکی از مناطقی كه مردم آنجا هميشه براي حكام اموي بحران آفريني مي كردند، عراق بود . لذا امویان بيشتر اوقات به عراق با سوء ظن مي نگريستند و به لشكريان كوفه اطميناني نداشتند و همواره عده اي از مردم دمشق به عنوان نيروي احتياط در برخي شهرهاي عراق بويژه كوفه نگه مي‌داشتند. علت اين امرنیز روشن بود و آن اينكه (كوفه) قبلاً مركز خلافت علي (ع) بود و آثار حكومت عدالت محور و شخصيت ممتاز وي هنوز در ذهن و اعماق قلوب مردم آنجا باقي بود(حكيميان، 1368 : 48-49).
منطقه ي ديگري كه در نيمه دوم حكومت اموي براي خلفاء مشكلات فراواني ايجاد كرد و سرانجام از همين جا تيرخلاص بر پيكرة سياسي امويان زده شد، خراسان بود. امويان در خراسان با دشواريهاي متعددي از جمله : وصول خراج، عاملان خود سر، گرايشات مختلف مذهبي، اختلافات قبيله اي و ناكامي هاي نظاميروبرو بودند (دنيل، 1367 : 43). به هرحال خراسان نقطه ضعف امويان محسوب می شد و يكي از دلايل آن هم دوري آن از مركز خلافت بود، ولي علاوه براين، موارد ديگري نيز در اين نقطه ضعف دخالت داشت. در هر صورت تجربه ثابت كرد كه عاقبت ازهمين نقطه، سپاه عظيميفراهم‌آمد و طومار حکومت امويان را در هم پيچيد(جعفريان، 1389، ج 2 : 757).
شايد بتوان ريشه ی بخشي از مشكلات و بحرانهاي اواخر عصر بني اميه را در اين فراز از گفته ابن ابي الحديد جستجو نمود كه :« اندكي پس از زوال پادشاهي بني اميه از يكي پيرمرد ايشان پرسيدند، سبب زوال پادشاهي شما چه بود؟ گفت : كارگزاران ما بر رعيت ما ستم كردند و آنان آرزوي آسوده شدن از ما را داشتند. بر خراجگذاران خراج هاي سنگين بار شد، از سرزمين هاي ما كوچ كردند و زمين هاي آباد ما تباه و خزانه هاي ما تهي گرديد. بر وزيران خود اعتماد كرديم، آسايش خود را بر مصالح ما ترجيح دادند و بدون اطلاع و علم ما هر كاري كه خواستند انجام دادند»(ابن ابي الحديد، 1369، ج 3 : 391).

2-4- بررسي و تحليل روابط درونی بني هاشم (عباسيان و علويان) در مبارزه با امويان

از مهمترين گروه هاي مخالف امويان، علويان و عباسيان بودند. در ابتداء و در مراحل حساس مبارزه، علويان در صف مقدم مبارزه قرار داشتند و آنها خود به دو گروه بني الحسن و بني الحسين تقسيم می شدند، كه در رأس گروه اول عبدا… بن حسن و رياست گروه دوم بر عهده امام جعفرصادق (ع) بود. در اين مرحله عباسيان نيز به ظاهر به نفع اهلبيت شعار مي‌دادند (نصيري، 1389 : 199). در اين مرحله بودكه علويان و عباسيان مجموعاً بنام بني هاشم شناخته مي شدند و هر دو گروه در كنار هم به فعاليت هاي سياسي مشغول بودند(حيدري آقايي، 1385: ج 1 : 240). فرياد مظلوميت شيعيان و علويان بعد از حادثه كربلا تا شهادت زيدبن علي و فرزندش بر محبوبيت اهل بيت (ع) افزود و همين امر، شرايط مناسبي را براي فعاليت جناح ديگر هاشمي يعني عباسيان، فراهم ساخت (همان جا).
بنابراين عباسيان به شكل خيلي زيركانه اي و با احتياط كامل و به صورت قدم به قدم بدون آنكه خود را در صحنه هاي سياسي و اجتماعي جامعه ي علناً مطرح كنند، پيش آمدند. اما از لحاظ پيشينه و سابقه تاريخي، پس از پنهان شدن محمدبن حنفیه، رهبري شيعيان كيساني به پسرش ابوهاشم رسيد، او نيز با وصيت و سفارش خويش، امامت را به محمدبن علي بن عباس سپرد و همين حادثه به ظهور دعوت عباسيان در سال 100 هـ . ق انجاميد … آنان به موازات شيعه، در صحنه حوادث پيدا شدند، و روابط ميان ايندو گروه در طول این سالها متغير بود(مختار الليثي، 1387: 43). عباسيان فاقد محبوبيت مطلق مانند علويان بودند، لذا امكان فعاليت مستقل نداشته و به ناچار با استفاده از پايگاه اجتماعي و مذهبي علويان كه مصاديق نزدیک تر به اهل بيت بودند، به بهره برداري از اين موقعيت ويژه، پرداختند (حيدري آقايي، 1385 : ج 1 : 240).
عباسيان و علويان در شكنجه و آزاري كه از خلفا و واليان اموي در گوشه و كنار مي ديدند با هم تفاوت چنداني نداشتند، اما ايندو گروه در روش رويارويي با اين آزارها با هم اختلاف داشتند. عباسيان به درون خانه هاي خود خزيدند و پنهان كاري كردند، اما علويان با قيام های علني مسلحانه ی خود، با اين ستمگريهاي اموي روبرو شدند(مختارالليثي، 1387 : 55-56). علويان با جلب نظر همرزمان عباسي خود،در مخالفت با بني اميه، از چندي پيش مخفيانه يكي از افراد خاندان حسني خود را به نام محمد (نفس زكيه) را براي خلافت نامزده كردند ولي در آخرين روزها معلوم شد كه در خراسان نه براي نفس زكيه، بلكه براي يكي از افراد خاندان عباسي بيعت گرفته شد (آر بري، 1388 : 157).

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد امام صادق، صفات خداوند، ظلم و ستم Next Entries منبع پایان نامه درمورد استفاده ابزاری، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، ظلم و ستم