منبع پایان نامه درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، پردازش اطلاعات، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

دهيم كه از قدرت لازم براي تحت كنترل درآوردن ميزان مصرف مواد مخدر برخورداريم.  حتي اگر معتادي تمام عيار و شديد هم كه باشيد باز هم به راحتي نمي پذيريد كه بيمار هستيد. از خود بپرسيد كه تا كنون چند بار تلاش كرده ايد تا ميزان مصرف مواد مخدر را در حد متعادل نگه داريد و در اين راه با شكست روبرو شده ايد؟ بينيد تا كنون چندين بار به خود قول داده ايد كه ديگر مواد مصرف نخواهيد كرد اما چند روز بعد باز هم به سراغ مواد مخدر رفته و مصرف آنرا از سرگرفته ايد(عبدی، 1385).     

نداشتن سلامت عقل:          
دومين نشانه بارز و متداول رواني در ميان معتادان نداشتن سلامت عقل است که آن را مي توان حالتي از تفكر توصيف كرد كه كامل و سالم، معقول و منطقي نبوده و بر واقعيت تكيه ندارد. افكار و انديشه هاي ما از آن جهت غيرعادي و ناهنجار مي شوند که مواد مخدر به شدت و به گونه اي غير طبيعي چگونگي ارسال، دريافت و پردازش اطلاعات از سوي مغز را مختل مي سازد. به همين علت، قدرت  و توان تصيميم گيري و قضاوت و داوري صحيح را از دست مي دهيم. 
افكارغیر عقلانی ما به رفتار و اقدامات زيانباري منجر مي شوند كه سرانجام زندگي ما را آشفته مي سازند. تا كنون چند بار خود را هنگام از سرگيري مصرف مواد مخدر فريب داده و به خود گفته ايم كه اين بار خواهيم توانست مصرف مواد مخدر را کنترل کنیم و اوضاع با دفعات پيشين تفاوت خواهد كرد؟ چند بار با وجود همه شواهد و نشانه هاي  نابود كردن خانوادهايمان و خودمان به مصرف مواد مخدر ادامه داده ايم؟كساني كه در اطراف ما  قرار دارند رفتار ما را  دیوانگی تلقي مي كنند اما رفتارمان براي خودمان طبيعي جلوه مي كند(توكلي و دهکرديان، 1392).

الگوهاي خاصي در ميان اكثر معتادان  وجود دارد که اين ويژگي ها عبارتند از: 
الف) انكار                            
انكار مكانيزم و سازوكاري دفاعي است كه ما براي متقاعد ساختن خود و ديگران مبني بر اين كه مواد مخدر مشكلي براي ما ايجاد نمي كند، از آن استفاده مي كنيم. حتي خود ما نيز نمي دانيم كه سرگرم انكار مشكل اعتياد خود هستيم؛ چون مصرف مواد مخدر توانایي ما را  در فكر كردن منطقي مختل كرده است. اما انكار كردن سبب مي شود تا با وجود همه مشكلات و مصائبي كه مواد مخدر براي ما و ديگران پديد آورده است به مصرف اين گونه مواد ادامه دهيم. كساني كه برنامه ۱۲ قدم را دنبال مي كنند مي گويند: “اعتياد تنها بیماری است كه به شخص مبتلا مي گويد: چيزي به نام بيماري اعتياد وجود ندارد”. 
 انكار روشي است كه ما براي اجتناب از پذيرفتن اين واقعيت دردناک كه معتاديم ، در پيش گرفته ايم . از آنجاكه از اعتراف به معتاد  بودن خود به شدت وحشت داريم، به راحتي انكار مي كنيم كه به چنين بلایي گرفتار شده ايم. نكته ديگر اين كه انكار باعث مي شود تا در دنيایی تخيلي زندگي كنيم؛ دنیایی كه ما با وجود تحمل رنج و زحمت فراوان ، در آن احساس آرامش و امنيت مي كنيم. بايد توجه داشت كه همين انكار است كه ما را زنداني و اسير اعتياد نگه مي دارد. تا زماني كه اين مكانيزم و شيوه دفاعي ما را در چنگ خود نگه داشته است در برابر مواد مخدر برده اي بيش نخواهيم بود.
فهرست انواع روش های دفاعی  که ما برای ادامه انکار اعتیاد خود از آنها استفاده می کنیم بسیار طولانی است. در اینجا به شماری از این شیوه ها که برای بی ضرر جلوه دادن مصرف مواد مخدر به آنها متوسل می شویم ،اشاره می کنیم:
۱- توجیه: توجیه خود و دیگران در این مورد که ما چرا مواد مخدر مصرف می کنیم؟”اگر زندگی تو شبیه زندگی من بود ، تو نیز مواد مخدر مصرف می کردي”؟
۲-  دلیل تراشی: ارائه دلایل غیر منطقی درباره این که چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم؟” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که درد جسمي ام كمتر شود ويا اعتماد به نفس داشته باشم”.   
۳- سرزنش کردن_  تأسف بحال خود: برای توجیه مصرف مواد مخدر، دیگران را مسئول معتاد شدن و رفتار خودمان معرفی کنیم.” شوهرم با من بدرفتاری می کند؛ برای اینکه بتوانم وی را تحمل کنم ناگزیرم که مواد مخدر مصرف کنم”. 
۴- اندک جلوه دادن مصرف : خودداری از اعتراف به این که چه مقدار و چند نوبت در شبانه روز مواد مخدر مصرف می کنیم؟ ” فقط هراز گاهی مواد مخدر مصرف می کنم. حساب کار را دارم و حواسم جمع است “.   
۵- روشنفکر بازی: آوردن دلایل بی پایه و اساس برای متقاعد ساختن خود و دیگران که مشکلی در کار نیست.” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که احساس خلاقیت کنم و کارم را بهتر انجام دهم”.
۶- ناصادقی: حقایق و واقعیت های مربوط به اعتیاد ما به اندازه ای آزار دهنده است که نمی توانیم آنها را بپذیریم و به همن علت به دروغگویی متوسل می شویم یا با پنهان نگه داشتن نکات و جزئیات مهم مرتبط به اعتیاد خود، به تحریف حقایق می پردازیم. ” برای کسب لذت ، مواد مخدر مصرف نمی کنم، بلکه به خاطر خواص دارویی و آن هم روزهای پایانی هفته مواد مخدر مصرف می کنم”.
۷- القا کردن:  وقتی از معتاد بودن ما به مصرف مواد مخدر سخن به میان می آید تلاش می کنیم به دست انداختن ، مسخره کردن ، فریبکاری و این گونه کارها متوسل شویم؛ من خیلی زیاد مصرف نمی کنم و هر زمان که بخواهم می توانم کنار بگذارم؛ من در این مورد مشکلی ندارم و این شما هستید که مشکل دارید.
۸- انزوا: برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم از دیگران دوری می کنیم.

ب)خود محوری _ خودخواهی
یکی دیگر از ویژگی های بیماری اعتیاد ، تغییری است که مصرف مواد مخدر به عنوان یک انسان در ما ایجاد می کند. اطرافیان ما ممکن است ما را فردی خودخواه به شمار آورند؛ چون چنین به نظر می رسد که آنچه برای ما اهمیت و در اولویت قرار دارد، خودمان هستیم و تنهاکاری که می کنیم و تنها فکر و ذکرمان مواد مخدر است. اطرافیان ما تصور می کنند که ما از روی عمد و به انتخاب خود به مصرف مواد مخدر می پردازیم یا اینکه صرفا برای کسب لذت مواد مصرف می کنیم. اما وقتی از بیماری اعتیاد رنج می بریم چاره دیگری جز خودخواه بودن نداریم؛ چون برای ادامه حیات به مواد مخدر نیاز داریم و مواد را به هر کس یا هرچیز دیگری ترجیح می دهیم(عبدی، 1385).

پ – خود بزرگ بینی  
شمشیر بزرگ دو لبه ای که ما معتادان گرفتار آن هستیم ، خود بزرگ بینی و اهمیت قائل شدن بیش از اندازه برای خودمان است. هنگامی که برای نخستین بار مواد مخدر مصرف می کنیم ،احساس قدرت و کنترل به ما دست می دهد. توهم ناشی از مصرف مواد مخدر را واقعی می پنداریم و خود را بهتر، با هوش تر، تافته ای جدا بافته و مهم تر از دیگران به شمار می آوریم. ما از آنچه داریم راضی و خشنود نیستیم و از  زندگی عادی احساس رضایت نمی کنیم، بلکه می خواهیم بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببریم. گرچه بسیاری از معتادان در این راه شکست خورده و ناکام مانده اند ولی ما تصور می کنیم که پیروز و کامیاب خواهیم شد. برای به دست آوردن قدرت ، پول و اعتبار و پرستیژ بیشتر تلاش می کنیم. خود را تسلیم رؤیاها و توهماتی می سازیم که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند. نکته مهم اینکه همین احساس خود مهم بودن و خودبزرگ بینی است که ما را از تلاش برای دریافت کمک جهت رهایی از چنگ مواد مخدر و بهبود یافتن باز می دارد. تصور می کنیم که با دیگران تفاوت داریم. با آنکه به قعر اعتیاد سقوط کرده ایم اما تصور می کنیم که برنامه ۱۲ قدم گرچه ممکن است به دیگران کمک کند اما به ما کمکی نمی کند؛ چون ما با دیگران تفاوت داریم و با دیگران قابل مقایسه نیستیم. در برنامه ۱۲ قدم از چنین تصوری که درباره خود داریم تحت عنوان “منحصر به فرد بودن مرگبار” یاد می شود.  در برنامه ۱۲ قدم بر این نکته تأکید می شود که خود را کوچک یا بزرگ شمردن در واقع دو روی یک سکه می‌باشند(عبدی، 1385).

ت – تغییر چشمگیر شخصیتی در هنگام نشئگی
یکی دیگر ازعلائم بیماری اعتیاد که افکار و اندیشه ما را پریشان می سازد، تغییر چشمگیر رفتار ما در هنگام مصرف مواد مخدر است. ممکن است به مهربان ترین فرد روی زمین تبدیل شویم اماهنگامی که مواد مخدر وارد سیستم بدن ما می شود به ناگهان به هیولا تبدیل می شویم. حس پایبندی به اخلاقیات را از دست می دهیم و رفتاری تحقير آمیز در پیش می گیریم. به ارتکاب جرم و جنایت و رفتارهاي ناشایست مبادرت می ورزیم؛ چون نیاز به مواد مخدر است که بر رفتار ما سلطه و سیطره دارد. هرگز نمی دانیم که پس از مصرف مواد مخدر چه واکنشی از خود نشان خواهیم داد و چه شخصیتی از خود به نمایش خواهیم گذاشت. در کتاب بزرگ الکلی های گمنام تغییر شخصیت شدید فرد معتاد به رفتار دکتر جکیل و آقای هاید که شخصیت اول رمانی به همین نام از یک نویسنده اسکاتلندی قرن نوزدهم است ،تشبیه شده است که از یک پزشک و انسانی عادی به موجودی هولناک تبدیل شد.
فاجعه این است که بیماری اعتیاد قدرت فکر کردن درست را از ما گرفته است. برای این که بتوانیم به مصر ف مواد مخدر ادامه دهیم به دیگران دروغ می گوییم. دروغگویی و فریبکاری به طبیعت و شخصیت دوم (شخصيت كاذب) ما تبدیل شده و نمی توانیم به سادگی این واقعیت را که بیمار هستیم بپذیریم. بسیاری از ما معتادان تنها پس از سقوط به قعر فلاکت و بدبختی است که تازه می پذیریم بیمار هستیم. رنج و عذاب اعتیاد آن چنان شدید می شود که مکانیزم ها و تدابیر دفاعی ما را درهم می شکند. متأسفانه بسیاری از معتادان پیش از رسیدن به این مرحله جان خود را از دست می دهند؛ چون قبول واقعیت و تن در دادن به آن بسیار دشوار است.
مواد مخدر به روان ما آسیب می رساند و به همین دلیل اگر می خواهیم مصرف مواد مخدر را ترک کنیم، باید بدانیم که نمی توانیم روی افکار و اندیشه های خودمان حساب کنیم ؛چون افکار پریشان و بیمارگونه ما نمی تواند برای ترک اعتیاد کمکمان کند. ما به عنوان معتادان مزمن از توانایی ذهنی و فکری لازم برای کمک به خود برخوردار نیستیم. مصرف مواد مخدر این قدرت و توانایی را از ما گرفته است. اگر می‌خواهیم از بیماری اعتیاد بهبود پیدا  کرده و  قطع مصرف  کنیم به قدرتی فراتر و قوی تر از خود نیاز داریم. تنها در پرتو باور و تکیه به این نیروی برتر است که می تواند راه چاره ای برای  بهبودی از بیماری اعتیاد را برایمان به ارمغان بیاورد.

شیوه های  بیرون آمدن از انکار: 
درهم شکستن دیوار انکار یکی از بزرگترین چالش هایی است که ما معتادان هنگام کمک طلبیدن و  پیدا کردن بهبودی با آن روبرو هستیم. تصور این که ما روزی قطع مصرف خواهیم کرد ، برای بسیاری از ما معتادان  غیر ممکن به نظر می آید ؛چرا که درهمان زمان مغز ما برای اینکه کارکردی عادی داشته باشد به مواد مخدر نیاز دارد. اما نباید نا امید شد؛ چون جای امیدواری هست. بسیاری از معتادان سابق توانسته اند با استفاده از این برنامه ، این مکانیزم دفاعی مخرب و ویرانگر را درهم بکوبند و هم اکنون در بهبودی  به سر می برند. راه هایی که به این افراد در بیرون آمدن از انکار کمک می کنند:
۱- مهم ترین قدم دررابطه با بهبودی از بیماری اعتیاد ، اقرار و پذیرفتن این نکته است که ما از مشکل اعتیاد رنج می بریم. اگر همچنان به این توهم دل خوش کنیم که هر زمان که  بخواهیم می توانیم مصرف مواد مخدر را کنترل یا ترک کنیم به هیچ وجه نخواهیم توانست برای ترک اعتیاد از دیگران درخواست کمک کنیم. اگر تصور شما این باشد که یک وسیله یا دستگاه صحیح و سالم است ، آیا به فکر تعمیر کردن آن خواهید افتاد؟ تجارب شما با مصرف مواد مخدر و آسیبی که این گونه مواد به زندگی شما وارد ساخته  اند معمولاً به شما نشان می دهد که با یک مشکل روبرو هستید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید این است که شهامت لازم  را به دست آورید و ببنید که چه بلایی بر سر زندگی شما آمده است. حتی اگر اعتراف به همه ابعاد مشکلی که با آن دست به گریبانید بیش از اندازه دشوار است ؛یک اقرار کوچک و ساده نیز کافی است تا فرایند بیرون آمدن از انکار را آغاز کنید.  
۲- اگر فکر می کنید که گرفتار مواد مخدر شده اید اما قادر نیستید که آن را به عنوان يك مشکل مشاهده کنید در آن صورت از نیروی برتر خود ، طوری

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، اعتیاد به مواد مخدر، زندگی روزمره Next Entries منبع پایان نامه درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، ضعف اخلاقی، وجود خداوند