منبع پایان نامه درمورد مهارت های اجتماعی، اجتماعی شدن، یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ویژه رسانه های دیداری از جمله تلویزیون، ماهواره و اینترنت، مجموعه عواملی هستند که در کسب مهارت های اجتماعی دختران نقش دارند . اگر چه عوامل متعددی دیگر مانند : زمینه ی رشد اجتماعی ، زمان و نحوه تربیت اجتماعی ، نحوه ی جامعه پذیری فرد، درآمد خانواده، تحصیلات، والدین، سن، کانال های ارتباطی افراد، و… می تواند از عوامل مؤثر بر آموزش مهارت های اجتماعی دختران باشد ، اما یادگیری مهارت های اجتماعی نیز هم چون تمامی پدیده ها‌ی اجتماعی تک بعدی نبوده بلکه مجموعه ای از عوامل به صورت چند بعدی در یادگیری و آموزش آن نقش دارند. هم چنین در تحقیقات صورت گرفته به بررسی عوامل مؤثر بر مهارت های اجتماعی در افراد مختلف جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان و جوانان پرداخته شده است که به آن ها اشاره گردید.
در این پژوهش به بررسی تأثیر عواملی چون خانواده، مدرسه، گروه دوستان و تلویزیون توجه گردیده و نقش هر کدام بر از این عوامل بر کسب مهارت های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است .

گفتار دوم – مباحث نظری تحقیق:
2-2-1- مقدمه
با توجه به این که کسب مهارت های اجتماعی با فرایند جامعه پذیری و یادگیری اجتماعی ارتباط دارد، و این دو پیش زمینه مهارت های اجتماعی هستند و بدون اجتماعی شدن یادگیری مهارت های اجتماعی ممکن نیست ، لذا به بخشی از مهم ترین نظریات پیرامون اجتماعی شدن افراد و فرايند جامعه پذيري و یادگیری اجتماعی اشاره می شود:
الف- نظريه ي خود آيينه اي کولی
ب- نظريه ي ديگري تعميم يافته ميد
پ – نظريه ي نقش هاي اجتماعي ميد
ت- نظريه يادگيري اجتماعي بندورا
ث- نظريه ي تاريخي فرهنگي ويگوتسكي
2-2-2- نظريه ي خود آيينه اي چارلز هورتون کولی69
نظريه ي خود آيينه اي (خود آيينه سان ) را چارلز هورتون کولی تنظيم كرد . كولي معتقد است انسان ها خود را در آيينه ي ديگران مي بينند و مي شناسند.آيينه همان جامعه است كه همانند يك آيينه براي ما امكان آن را فراهم مي سازد كه واكنش هاي ديگران را نسبت به رفتار خودمان مشاهده كنيم . تحول خودِ اجتماعي هر فرد، از همان نخستين سال هاي زندگي آغاز مي شود . تصوير خودِ يك كودك ، از خانواده اش سرچشمه مي گيرد و در سراسر زندگي ، طي تماس شخص با هم بازي ها ، هم سالان و هم گنانش ، تحول مي يابد.
از نظر كولي« خود » دو جنبهی «من فاعلی» و «من مفعولی» دارد که از این دو شکل خود، خود مفعولی کاملاً جنبهی اجتماعی دارد و وابسته به اجبار اجتماعی، قوانین اجتماعی، قوانین اخلاقی، انتظارات دیگران است (توسلی،1387 : 294 ) که باعث میشود انسان یک سری ویژگیهای مطلوب و مهارت های اجتماعی مناسب را از طریق تصور قضاوت دیگران در مورد خود، تقویت کرده و کسب نماید.
بدين سان ، رفتار ما تا اندازه ي زيادي با واكنش هاي ديگران تعيين مي شود. اگر تصويري كه ديگران از ما دارند مطلوب باشد ، مفهومي كه ما از خود داريم تعالي مي يابد و رفتارمان استحكام پيدا مي كند. اما بر عكس ، اگر اين تصوير ناخوشايند باشد ، مفهوم ما از خود صورت نازلي به خود مي گيرد و در نتيجه ، رفتارمان را تعديل مي كنيم.
كولي در فراگرد آگاهي به خود ، سه عامل يا سه مرحله را مؤثر دانسته است :
1- تصور شخص از جلوه اي كه او نزد ديگران دارد .
2- تصور شخص از قضاوتي كه ديگران در باره ي جلوه ي او مي كنند.
3- عاطفه ي خوش يا نا خوش شخص ( مثلاْ نخوت يا حقارت ) نسبت به آن جلوه .
بر اساس نظریه خود آیینه سان « تحول خود اجتماعی » هر فرد از همان نخستین سال های زندگی او آغاز می شود. تصویر خود یک کودک از خانوادهاش سرچشمه میگیرد و در سراسر زندگی، طی تماس مشخص با هم بازیها، هم سالان و هم گنانش و دیگر افراد جامعه تحول مییابد (کوئن، 1380: 77).

2-2-3- نظريه ي ديگريِ تعميم يافته مید70
نظريه ي ديگريِ تعميم يافته را جرج هربرت مید ساخته و پرداخته است. « ديگري تعميم يافته » مجموعه ي چشم داشت هايي است كه شخص معتقد است ديگران از او دارند. هر شخصي با گذاشتن خودش به جاي ديگري ، در واقع خودش را مي سنجد و از طريق فراگرد هاي « نقش پذيري » و« نقش بازي كردن » فرد نسبت به اين «ديگري تعميم يافته» آگاهي مي يابد .
گرفتن نقش : يك كودك با بيشتر شدن مهارت هاي ارتباطي اش قادر مي شود كه خود را در نقش ديگري تصور كند و طوري عمل كند كه با نقش ديگري سازگــار باشد . ( بازي كـــردن يك كودك در نقش معلم ).
اجراي نقش : كودكي كه نقش معلم را مي پذيرد ، ممكن است سرانجام در نقش يك معلّم واقعي ظاهر شود. در اين مرحله او با تبدیل شدن به یک معلّم حقیقی و عمل كردن به شيوه اي سازگار با اين شغل در موقعيّت اجراي نقش قرار مي گيرد .
ديگري مهم : اشخاصي كه بر رويكرد هاي افراد ديگر نفوذ دارند، «ديگران مهم » ناميده مي شوند . بيشتر آدم ها مي كوشند تا ديگران مهم راخوشنود سازند و به راهنمايي و نصيحت آنان گوش فرا مي دهند ( براي بازيكنان فوتبال ، مربي مي تواند يك ديگري مهم باشد ).
جرج هربرت ميد در همين رابطه خود را به دو دسته تقسيم مي كند :
1- من: «من » جنبه هاي بي همتا و فردي شخص را نشان می دهد كه بسيار سركش و غير ارادي است .
2- بر من يا خودم : «خودم » بازتابي از هنجارها و ارزش هاي جامعه است (ادیبی و انصاری ، 1386 : 190) .

2-2-4- نظريه ي نقش هاي اجتماعي جرج هربرت مید
مفهوم نقش یکی از اصول ومفاهیم اساسی در دیدگاه کنش متقابل نمادی است .از جمله صاحب نظران مکتب کنش متقابل نمادی جرج هربرت مید است که دیدگاه های او در مورد نقش اجتماعي، جایگاه خاصی دارد . از نظر او افراد با نقش بازی کردن ، میتوانند بسیاری از رفتارها و مهارتهای اجتماعی را کسب و خود را با ابعاد اجتماعی جامعه انطباق و یا تغییر دهند. مید یادگیری فرد توسط نقشها را به دو طریق مطرح می کند:
مرحله اوّل: گرفتن نقش، کودک با بیشتر شدن مهارتهای ارتباطیاش قادر میشود که خود را در نقش دیگری تصور کند و به گونه ای عمل نمایدکه با نقش درگیر، سازگار باشد.
مرحله دوم: اجرای نقش، در این مرحله فرد با پذیرش نقش و عمل کردن به شیوهای منطبق با این نقش در موقعیّت اجرای نقش قرار میگیرد (کوئن، 1380 : 87).
بر اساس این نظریه بخش مهمي از جامعه پذيري از طريق يادگيري نقش هاي اجتماعي صورت مي پذيرد ، هر فرد در طول زندگي خود ايفاي نقش هاي كودك ، دانش آموز ، پدريا مادر،كارمند ، شهروند و بسياري ديگر را می آموزد.
در این نظریه افراد جامعه مانند بازیگران در صحنه نمایش هستند ، یعنی عیناٌ همان گونه که بازیگران نقش معین و مشخصی را بازی می کنند. افراد نیز در جامعه موقعیّت های معین و مشخصی را اشغال می کنند .
آموختن يك نقش حداقل دو وجه دارد :
1- يادگيري انجام دادن وظايف و تكاليف نقش و انتظار دریافت حقوق مرتبط با آن .
2- كسب نگرش ها ، احساسات و انتظارات متناسب با نقش .
هيچ كس نمي تواند نقشي را با موفقيّت عهده دار شود ، مگر اين كه طوري پرورش يافته باشد كه آن را به عنوان نقشي با ارزش ، رضايت بخش و متناسب با ويژگي هاي خود تلقي كند .
نقش ، مجموعه اي از وظايف و فعاليّت هاست و پايگاه ، مقام اجتماعي يا ارزشي است كه ايفاي آن وظايف و فعّاليّت ها ايجاد مي كنند. به عبارت ديگر ، پايگاه به رتبه يا مقام فرد در يك گروه يا به رتبه و مقام يك گروه نسبت به گروه هاي ديگر اشاره مي كند. و هم چنین نقش به رفتار و فعاليّت فردي كه پايگاه معيني را اشغال كرده ، اطلاق مي شود.
نقش ها و پايگاه هاي اجتماعي دو گونه اند :
1- محوَّل ( منتسب ):آن نقش ها و پايگاه هاي اجتماعي اند كه برحسب جنس،سن ، نژاد و يا ساير ويژگي ها به فرد منسوب مي شوند .
2- محقق ( مكتسب ) : آن نقش ها و پايگاه هاي اجتماعي اندكه از طريق انتخاب و تلاش فردي به دست مي آيند (کوئن ،1380 : 84).
نقش هاي اجتماعي در شكل دادن به شخصيّت اهميّت زيادي دارند . حتي از لحــاظ جامعه شناسي ، شخصيت را مي توان به عنوان تلفيق نقش هايي تصـــور كرد كه فرد در مناسبـات اجتماعي خود عهده دار آن هاست.
نقش را جامعه تعريف مي كند و فرد در مورد تعريف مسئوليت ها و امتيازات نقش خود ، چندان سهمي ندارد. از همان اوايل كودكي نقش هاي گوناگون و فزاينده اي متناسب با جنس و سن به فرد محوَّل مي شود و انتظار مي رود كه به طور معقول و به درستي آن ها را ايفا كند . در فراگرد اجتماعي كردن افراد جامعه ، آموزش انتظارات رفتاري نقش ها ، واجد اهميّت زيادي است ، زيرا از طريق اعضاي گروه يا جامعه نسبت به وظايف خود مسئول و متعهد بار مي آيند .
جرج هربرت مید معتقد است که شخصیت فرد در فرایند تحولات اجتماعی ظهور میکند و در بطن زندگی که عمده ترین مظاهر آن فعالیتهای مختلف اجتماعی است، رشد مییابد( توسلی ،1387 : 301).
از طرفی مید معتقد است که بازتابی از هنجارها و ارزش های جامعه باعث شکل گیری «خود» میشود و بر شخصیت او و فراگیری« اجتماعی شدن» فرد تأثیر دارد .

2-2-5- نظريه يادگيري اجتماعي بندورا
آلبرت بندورا71 برجسته ترين نظريه پرداز يادگيري اجتماعي72 است . او اعتقاد دارد انسان موجودي اجتماعي است و رفتار او بايد در پرتو روابط اجتماعي بررسي شود.
بندورا هم چنين مطرح مي كند كه ، «اگر يادگيري صرفاً از راه آزمايش و خطا صورت مي پذيرفت، امكان بقا واقعاً بسياركم مي بود. با واداشتن افراد به كشف رفتار لازم صرفاً از طريق توجّه به نتايج توفيق ها و شكست هاي شان نه مي توان شنا كردن را به بچّه ها آموخت ، نه رانندگي را به نوجوانان، و نه جراحي كردن را به دانشجويان تازه وارد پزشكي» ( اتكينسون و هليگارد، ، 1386: 487).
براساس نظريه ي يادگيري اجتماعي ، رفتار فرد تحت تأثير فرآيندهاي شناختي دروني و مشاهده ي رفتارهاي ديگران و محيطي است كه رفتار در آن واقع مي شود.
بندورا اعتقاد دارد كه آموزش مستقيم تنها وسيله براي يادگيري نيست بلكه يادگيري رفتار جديد مي تواند فقط از طريق مشاهده صورت گيرد و لازم نيست مشاهده كننده آن رفتار را انجام دهد و پي آمد مطلوب يا نامطلوب آن را شخصاً تجربه كند. بلكه همان تقويتي كه مدل مورد مشاهده از عمل خود دريافت مي كند كافي است تا مشاهده كننده را نيز تقويت كند. بندورا اين موضوع را تقويت نيابتي يا جانشين73 ناميده است . و منظور آن نوع يادگيري است كه نياز به تمرين ندارد. تقويت جانشين مستلزم يك استدلال است. زيرا مشاهده كننده بايد نتيجه مورد انتظار از رفتار خود را برمبناي نتايج به دست آمده ازعمل مدل استنتاج كند ( کرین،1384 : 261)
ما از انواع مختلف الگوها ، يعني نه فقط از الگوهاي زنده ، ‌بلكه از الگوهاي نمادين74، مانند الگوهايي كه در تلويزيون مي بينيم يا دركتاب ها درمورد آن ها مي خوانيم ، مطلب مي آموزيم . شكل ديگري از الگوهاي نمادين ،آموزش كلامي است ، مانند وقتي كه يك مربی، اعمالي كه براي رانندگي لازم است را براي فراگیر توصيف مي كند. دراين موارد، توصيف هاي كلامي مربی همراه با نمايش دادن آن الگوها ، اغلب بيشتر از آن چه را كه به يادگيري آن ها نياز داريم ، به ما يادمي دهد. اين مسئله جاي خوشبختي دارد ، زيرا اگر ما مي خواستيم رانندگي را فقط از طريق پيامدهاي اعمال مان ياد بگيريم ، تعداد كمي از ما دراين فرايند زنده مي مانديم ( حیدری،1378 :51).
بندورا اهميت چهار دسته از فرآيندهاي شناختي را دريادگيري مشاهده اي خاطر نشان مي كند كه به بررسي آن مي پردازيم :

1- فرايندهاي توجّه75
نخست اين كه ما نمي توانيم از يك الگو تقليد كنيم . مگر اين كه به الگو توجه كنيم . الگوها اغلب توجه ما را جلب مي كنند ، زيرا آن ها برجسته هستند يا اين كه از موقعيّت، جايگاه ، قدرت و ساير كيفيت هاي مناسب برخوردارند. به ويژه تلويزيون با نمايش ويژگي هاي شخصيت و اعمال نفوذِ قدرتمند بر زندگي ما و ارائه الگوها موفق بوده است . توجّه هم چنين تحت كنتـرل ويژگي هاي روان شناختي مشاهده گر ، ازجمله نيازها و علايق او قرار مي گيرد. اگرچه ما كمتر در مورد اين متغيرها آگاهي داريم . (كرين. 1384 :259-258).

2-فرآيند به يادسپاري76 يا نگه داري
چون

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد مهارت های اجتماعی، آموزش مهارت، پیش دبستانی Next Entries منبع پایان نامه درمورد مهارت های اجتماعی، اجتماعی شدن، روش شناسی