منبع پایان نامه درمورد مزیت رقابتی، رهبری هزینه، کسب مزیت رقابتی، سیستمهای مدیریت

دانلود پایان نامه ارشد

میشوند، بر رقابتپذیری تأثیر بسزایی دارد. بنابراین، ساختار و استراتژیهایی که برای مدیریت و راهبری یک بنگاه یا صنعت تدوین و اجرا میگردد، تأثیر مستقیم بر کارکردهای و رقابتپذیری آن دارد (مرادی و شفایی، 1384).
مزیت رقابتی ارزشی است که سازمان به مشتریان خود عرضه میکند، به نحوی که در آن زمان این ارزش توسط رقبای بالقوه و بالفعل عرضه نمیشود (ميگوئل، 2002).
مزیت رقابتی میزان جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا، برای مشتریان است. ضریب رقابتی تمایز در ویژگیها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان میکند. به طور کلی مؤلفههای مفهوم مزیت رقابتی شامل ارزشآفرینی، بازارگرایی، خشنودی مشتری، شناخت توان بالقوه، حرکت دادن، توان بالفعل، انگیزهسازی، مهارتسازی، قیمت مناسب، پاسخگویی و نوآوری است (زرآبادیپور و همکاران، 1384).
مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت را به نشان دادن فعالیت های بهتر از رقبا قادر میسازد. به عبارتی ديگر مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفقتر از سایر سازمانها مینماید و رقبا نمیتوانند براحتی از آن تقلید کنند (صنایعی، علوی شاد، 1385).
مزیت رقابتی شامل مواردی است که یک بنگاه میتواند انجام دهد ولی بنگاههای دیگر قادر به انجام آنها نیستند، که خود موجب تقاضای بیشتر و یا هزینۀ کمتر برای آن بنگاه میشود.

ابعاد مزیت رقابتی:
در مکتب منبعمدار چهار عامل به عنوان ابعاد مزیت رقابتی معرفی شدهاند. این ابعاد عبارتند از: کیفیت، کارایی، نوآوری و پاسخگویی به مشتریان.
الف) کیفیت25: محصول یا خدمت با کیفیت، محصول یا خدمتی است که بتواند کاری را که به خاطر آن طراحی شده است به خوبی انجام دهد.
ب) کارایی26: برای اندازهگیری کارایی، هزینههای ورودی مورد نیاز برای تولید ستادهای مشخص را محاسبه مینمایند. زمانی که یک شرکت از کارایی بیشتری برخوردار باشد، هزینههای ورودی برای تولید ستادهای مشخص در آن پایینتر است.
ج) نوآوری27: نوآوری عبارت است از هر راه نو و جدیدی که یک شرکت بدان طریق عمل و یا کالاهایی را تولید نماید. نوآوری شامل پیشرفت در انواع کالاهای فرآیندهای تولید، سیستمهای مدیریت، ساختار سازمانی و استراتژیهای ایجاد شده توسط یک شرکت است. نوآوری در بانک در ابعاد متفاوتی معرفی میشود که میتوان آن را انواع نوآوری نامید: 1- نوآوری در ساختار؛ 2- نوآوری در خدمات؛ 3- نوآوری در نحوۀ نگرش همکاران.
نوآوری در ساختار: طرفداران این روش معتقدند که طی انجام فرآیند نوآوری وظایف و نقشهای اعضای سازمان دچار تغییر میشود و براساس آن سازمان به ساختاری منعطف دست مییابد که تحولپذیری و انعطاف لازمه نوآوری است. به عقیدۀ این عده ظهور ماشینهای خودپرداز، بانکداری اینترنتی و… رفتار و نقش کارکنان بانک را تغییر میدهد.
نوآوری در خدمات: خلق ایده با خدمت جدید در بانک که میتواند به صورت فرآیندی زمانبر یا به صورت ناگهانی صورت گیرد. اما مهمترین نکته میزان سازگاری ایده یا خدمت جدید با فناوری موجود و در نظر گرفتن میزان توسعه خدمت در آینده است به نحوی که عمر خدمت در اثر نیاز مشتریان افزایش یابد.
نوآوری در نحوۀ نگرش: قبل از ارائه ایده یا خدمت جدید باید نوآوری را از خود آغاز کنیم. در اینجا لازم است تا جملهای را مجدداً تکرار کنیم: در فرهنگ بانکهای نوآور به جای کلمه چرا؟ از کلمه چرا نه؟ استفاده میشود (نعمتیان، 1383).
د) پاسخگویی به مشتریان: یک شرکت برای اینکه بتواند پاسخگوی مشتری باشد باید به مشتریانش دقیقاً آن چیزهایی را ارائه نماید که او میخواهد و درست در زمان یا زمانهایی بدهد که آنها بدان نیاز دارند. در نتیجه یک شرکت باید نیازهای مشتریان را شناسایی و آنها را برطرف نماید. پاسخگویی به مشتریان عبارتست از ارائه ارزش به مشتریان در قبال پول (هيل و جونز، 1998). مهمترین ویژگیهای مزیت رقابتی دوام، آسیبپذیری و ارزش آن میباشد. ابعاد مزیت رقابتی در شکل (2-2) نشان داده شده است که میتوانند شانس سازمان را در کسب و حفظ مزیت رقابتی افزایش دهند (صنایعی، علوی شاد، 1385).

تئوریهای مزیت رقابتی و منشاء آن:
مزیت رقابتی به قابلیت شرکت در کارکردهای برتر، نسبت به صنعتی که درآن مشغول به فعالیت است، اطلاق میشود. بهرهمندی از فعالیت های برتر به معنی ارائه ارزشی بالاتر به مشتریان است. مشتریان خواهان کالاها و خدماتی هستند که بهتر و در عین حال ارزانتر باشد. ادبیات استراتژی در خصوص مزیت رقابتی از دیرباز تحت تسلط تئوریهای سازمان صنعتی، تئوری منبعمدار و تئوری شومپترین بوده است (زو و ساواسجيل، 1996).

2-15-1- تئوری سازمان صنعتی:
تئوری سازمان صنعتی که میسون28 (1939) و بین29 (1956 و 1968) آنرا طرح کرده اند، دیدگاه خارجمداری است که در آن ساختار صنعت حائز اهمیت است. ویژگیهای ساختاری صنعت عبارتند از وجود و ارتفاع موانع برای ورود، تعداد بنگاهها و اندازۀ نسبی آنها، وجود و درجۀ تمایز محصول در صنعت. تأکید اولیۀ این تئوری بر تجزیه و تحلیل بیرونی رقابت متمرکز است. نظریهپرداز معروف این گروه پورتر است که از دیدگاه وی، واحد اصلی در تجزیه و تحلیل، صنعت میباشد. ولی نظریۀ مزیت رقابتی به شکل منظم و منسجم از آغاز دهه1960در دانشگاه هاروارد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای تبیین مزیت رقابتی، بر اثر محیط بیرونی بر استراتژی بنگاه تمرکز گردید. بر اساس این دیدگاه، بنگاهها در صنعت یکسان، دادههای یکسانی را دریافت میکنند و در نتیجه باید استراتژیهای یکسانی را بپذیرند و در نهایت نتایج یکسانی را مشاهده کنند. در این وضعیت، امکان کسب مزیت رقابتی وجود ندارد و تفاوت کارکردهای بنگاهها احتمالاً تنها در کوتاه مدت امکانپذیر است.
در دهه 1980، پورتر به دنبال پاسخ به برخی سؤالها، از قبیل اینکه چرا بعضی بنگاهها موفق و بعضی دیگر ناموفق هستند؟ و چرا برخی کشورها در یک صنعت با یکدیگر رقابت میکنند در حالی که بعضی دیگر حتی درباره وجود چنین صنعتی آگاهی نیز ندارند؟ تئوری خود را ارائه داد. نظریه پورتر مبتنی بر سه عنصر است. محیط بیرون، رفتار بنگاه و نتایج بازار یک بنگاه با اعمال استراتژیاش مشاهده میکند. درباره محیط بیرون، پورتر به تبیین پنج نیرو در بازار میپردازد. این پنج نیرو عبارتند از تهدید تازه واردها، تهدید کالاهای جانشین، قدرت چانهزنی عرضهکنندگان، قدرت چانهزنی خریداران و شدت رقابت. تعامل این نیروها بر سود بنگاه تأثیر میگذارد. بنگاه پس از تشخیص این پنج نیرو، بازار را در جاهایی که این نیروها ضعیف هستند، توسعه میدهد. بنگاه درباره انتخاب استراتژیهای مختلف اقدام به تصمیمگیری میکند. انتخاب از میان سه استراتژی (استراتژی عمومی رقابت30) صورت میگیرد: 1- رهبری هزینه31 که در اینحالت، بنگاه محصول را با قیمت پایینتری در مقایسه با رقبا عرضه میکند. 2- تمایز32 که در این حالت، بنگاه محصول متفاوت را (با کیفیت و کارایی بیشتر) در قیمت متفاوت عرضه میکند. 3- تمرکز33 در این حالت، بنگاه یکی از دو استراتژی قبلی را دنبال میکند، اما بر بخش محدودی از بازار تمرکز میکند. هنگامی که بنگاه تصمیم بگیرد که استراتژی رهبری هزینه (استراتژی تمایز) را در بخش محدودی از بازار دنبال کند، تمرکز هزینه (تمرکز تمایز) مطرح خواهد بود. پورتر معتقد است که قیمت پایین یا تمایز محصول، موفقیت استراتژی را تضمین نمیکند، مگر اینکه ارزش برای مشتری ایجاد شود (راسخی، ذبیحی، 1387).
همانطور که عنوان شد، براساس تئوری پورتر، بنگاهها میتوانند از طریق رهبری هزینه و یا تمایز به مزیت رقابتی دست پیدا کنند. و به بنگاهها توصیه میکند که از ماندن بین این دو حالت پرهیز کنند؛ ولی اعتبار این فرمول به طور گستردهای زیر سؤال رفته است. برای نمونه، براساس تحقیق نایت34 (1992) که برای یک بنگاه خدمات مالی انجام داد، سیاست عدم توجه به رفتار بنگاههای رقیب، قابل اتکا نیست و تقلید نیز به آسانی صورت میگیرد (كلين، 2001).به علت کاستیهای تئوری پورتر، در اواخر دهه 1980 تئوری جدیدی در زمینۀ مزیت رقابتی مطرح شد که به تئوری منبعمدار 35 معروف شد.

2-15-2- تئوری منبعمدار:
این تئوری شرکت را متشکل از مجموعهای از داراییهای ملموس و ناملموسی میداند که این داراییها با توجه به قابلیتهای استفاده از آنها ترکیب شده و صلاحیتهای شرکت را به وجود میآورند. این صلاحیتها نیز به نوبه خود شرکت را در دستیابی به مزیت رقابتی و در نتیجه سود راهنمایی مینمایند. فیلیپ سلزینک از جمله اولین نویسندگان معتقد به این مطلب بود که فاکتورهای موجود در درون یک سازمان، مانند تجربه پرسنل و گذشته سازمان، عوامل اصلی در اجرای موفق خط مشی انتخابی هستند. بعد از او نیز نویسندگانی چون آنسف، سن آندورز، استیونس، هوفر، هایس و بارنی نیز در این باره به تحقیق و چاپ مقالات پرداختند. از این بین شاید بتوان بارنی را یکی از تأثیرگذارترین نظریهپردازان این تئوری به حساب آورد. او در مقاله سال 1995 خود به بررسی این تئوری و اجراء مهم آن از جمله منابع، قابلیتها و صلاحیتهای اصلی و متمایز پرداخته است. او در این مقاله شرایطی را که از آن طریق صلاحیتهای اصلی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل میشوند، بیان نموده است. در سال 1996، زو و کواسگیل در مقالهای به تفکیک تئوریهای سازمان صنعتی و منبعمدار پرداخته، خصوصیات را در محیط استراتژی جهانی مورد بحث و بررسی قرار دادهاند (زو و ساواسجيل، 1996). یکی از کاملترین مدلهای ارائه شده در زمینه مدلهای منبعمدار، مدل 1998 هیل و جونز است. این دو محقق در ویرایش دوم کتاب خود به نام تئوری مدیریت استراتژیک در تکمیل عقاید قبلی خود، به توضیح کامل هر یک از اجزاء مدلشان شامل منابع، قابلیتها، صلاحیتها، مزیت رقابتی و سود پرداختند. در این مدل، چهار بعد کیفیت، کارایی، نوآوری و پاسخگویی به عنوان ابعاد مزیت رقابتی معرفی گردیدهاند و نحوه تأثیرگذاری آنها بر سود شرکت به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. شکل (2-3) مدل ارائه شده توسط این محققین را در زمینه منشاء مزیت رقابتی از دیدگاه تئوری منبعمدار نشان میدهد.

در زیر به طور مختصر به معرفی اجزاء اصلی این مدل میپردازیم:
الف) منابع: فاکتورهای تولیدی هستند که یک شرکت به وسیله آنها کالاها و خدمات با ارزشی را برای مشتریان تولید مینماید. منابع را میتوان به منابع ملموس و منابع غیرملموس تقسیمبندی نمود (هانگر و ویلن، 1381).
ب) قابلیتها: عبارتند از مهارتهای مورد نیاز یک شرکت برای کسب مزیت کامل از منابع در اختیارش. به بیانی دیگر، قابلیتها عبارتند از مهارتهای یک شرکت در هماهنگسازی منابع و استفاده بهرهور از آنها. یک شرکت ممکن است از منابع منحصر به فرد و ارزشمندی برخوردار باشد؛ اما تا زمانی که از قابلیت استفاده مؤثر از این منابع برخوردار نباشد، قادر نخواهد بود صلاحیتی متمایز را احراز و حفظ نماید (هيل و جونز، 1998).
ج) صلاحیتها: اگر داراییها و قابلیتهای یک شرکت را در کنار هم قرار دهیم، صلاحیتهای آن شرکت به وجود میآیند. صلاحیتهای اصلی عبارتند از کارهایی که یک بنگاه میتواندبه خوبی انجام دهد. زمانی که این صلاحیتها بهتر از صلاحیتهای رقبا باشند به آن صلاحیتهای متمایز گویند (دهيادگاري و همكاران، 1384).
در مجموع بر اساس تئوری منبعپایه، هر بنگاه برای خود صلاحیتها، شایستگیها و توانمندیهایی ایجاد میکند. این صلاحیتها با تأثیر بر ابعاد معروف مزیت رقابتی (کیفیت، کارایی، نوآوری، پاسخگویی به مشتریان) موجب مزیت رقابتی برای بنگاه میشود و در نتیجه سودآوری بنگاه را تحت تأثیر قرار میدهد (راسخي، 1387). ضعفهای اساسی دیدگاه منبعپایه عبارتند از:
دیدگاه منبعپایه، بنگاه را جدا از محیط صنعتیاش در نظر میگیرد.
این دیدگاه قادر نیست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد مزیت رقابتی، زنجیره تأمین، نیروی انسانی، ارزیابی عملکرد Next Entries منبع پایان نامه درمورد عملکرد سازمان، عملکرد سازمانی، مزیت رقابتی، حمل و نقل