منبع پایان نامه درمورد مدیریت مالی، منابع سازمان، متغیرهای کلان، حقوق و دستمزد

دانلود پایان نامه ارشد

قابل پیشبینی مورد استفاده قرارگرفت (قهرماني،بودجه‌وبودجه‌ريزي‌عملياتي). استفاده از بودجه به منظور نيل به اهداف اقتصادي سازمان و نقش و تأثير آن در اعمال سياستهاي مالي سازمان آغاز شد. (کارستین، 2008)

2-8-2- بودجه به ‌عنوان ‌ابزار ‌مدیریت‌ مالی
با توسعه وظایف سازمان و افزایش سریع هزینههای سازمان و پیوند آن با وضعیت عمومی اقتصاد کشور، کنترل مخارج اهمیت خود را از دست داد و نیاز به بهبود در سیستمهای برنامهریزی، کنترل و مدیریت منابع بخش عمومی مطرح گردید تا تصمیمگیرندگان را قادر سازد دید وسیعتری پیدا کرده و اطلاعات وسیعی در مورد نتایج عملکردها و هزینههای اجرایی فعالیتها داشته باشند. این امر موجب توجه دولتها به اقتصادی بودن، کارآیی و اثربخشی منابع سازمان و به عبارتی مدیریت مالی سازمانی شد. مواجهه با این شرایط نه تنها نیاز به بهبود روشها و رویههای بودجهریزی موجود برای افزایش هماهنگی سیستم را مطرح ساخت، بلکه بعد جدیدی برای تصمیمگیری در مدیریت و مدیریت مالی سازمانی افزود.

2-8-3- بودجه ‌به ‌عنوان ‌ابزار ‌برنامه‌ریزی
استفاده از بودجه به عنوان ابزار سیاستگذاری یا برنامهریزی، به منظور تنظیم سیاستهای مالی برای مقاصد اقتصادی صورت گرفت تا به وسیله آن درآمدها و هزینههای بودجهای چند هدف ویژه را برای حفظ تعادل اقتصادی و جلوگیری از بروز بحران تامین کند. نخست آنکه از نظر سیاستهای اقتصادی و مقاصد مربوط به استفاده از منابع، صورتهای بودجهای بتواند هدفهای سرمایهگذاری و نرخ رشد و همچنین چگونگی اختصاص منابع به هزینههای مصرفی، انتقالی و سرمایهای در بین بخشها را معلوم کند. دوم آنکه تعیین نرخ رشد درآمد بگونهای صورت پذیرد که منافع سازمان راحداکثر سازد. سوم آنکه بودجه در نقش اقتصادی خود ابزار تقلیل نابرابریهای درآمدی و تعدیل آثار توزیعی کارکرد نامطلوب جریانهای تولیدی باشد. قرار داشت بودجه در ماموریت برنامهریزی بیشتر متضمن مفاهیمی چون طرحریزی برای آینده و انتقال این مفاهیم به جامعه برای تصمیمگیری میان مدت بود و از اینرو، طبقهبندیهای اقتصادی آن ناظر بر تنظیم حسابهای ملی و بررسی حرکت متغیرهای کلانگردید.
مهمترین عواملی را که منجر به گرایش برنامهریزی در بودجهریزی شد، میتوان در توسعه تجزیه و تحلیلهای خرد و کلان اقتصادی و نقش آن در شکلگیری سیاست مالی و بودجهای و همچنین در توسعه فنون جدید اطلاعاتی و تصمیمگیری و کاربرد آن در سیاستگذاری دانست.

2-8-4- بودجه ‌به ‌عنوان ‌‌ابزارکنترل
وقتی منظور از بودجه، کنترل باشد، نظام بودجهای بر روی طبقهبندی هزینهها و طبقهبندی سازمانی متمرکز میگردد که همان طبقهبندی بر اساس فصول ‌و ‌مواد ‌هزینه ‌است. درنظام بودجهاي مبتني بر كنترل، سازوكار تخصيص که عبارت از درصدي از سقف اعتبارات بودجهاي در هر يك از اقلام هزينهاي در فواصل زماني مختلف است و سازمان متولي بودجه در اين نظام جزئي از تشكيلات سازمان است و كاركنان آن را گاهي حسابداران خبره تشكيل ميدهند (صراف، 1354).
2-9- مراحل بودجهریزی
بودجهبندي فرآيندي مستمر است كه اركان و عناصر آن در بيشتر كشورها تقريبا با يكديگر شباهت دارند، اين وجه تشابه مراحل اساسي بودجه از تهيه و تنظيم تا اجراي آن است. روشهايي كه در اين مراحل اعمال ميشود به لحاظ هدف يكي بوده، ولي كيفيت به كار گرفتن آن ها ممكن است كم و بيش فرق كند.
برای انجام فرآیند بودجه‌ریزی رئوس بودجه باید مشخص شود که این رئوس شامل موارد زیر میباشد:
هزینه‌های حقوق و دستمزد، هزینه‌های ارتباطی، حمل و نقل، آموزش کنفرانسها، هزینه‌ای اداری، هزینه‌های کمکی مثل اجاره، استهلاک ساختمانهای رهن گرفته شده، نظافت، سیستم گرمایشی، روشنایی، هزینه‌های غیر مترقبه، بدون در نظر گرفتن مکانیزمی که برای آماده سازی بودجه به کار گرفته میشود، مدیر سازمان همواره باید میزان واقعی پول را برای تعیین بودجه در نظر بگیرد. در حین فرآیند برنامه‌ریزی بودجه واحدها باید مطمئن شد که اهداف آنها با اهداف سازمان، موضوعات و اولویتهای کاری که سازمان خودش را درگیرآن میداند، و نه بطور کامل با ملاحظه دخل وخرج سازمان مطابقت دارد. البته در تنظیم بودجه دقیق و مناسب باید موارد زیر را فراهم نمود:
الف) پیشینه اطلاعاتی مناسب ومرتبط با سازمان و واحدهای آن
ب) بحث مختصری پیرامون برنامه های مرتبط با دوره های کاری
ج) بررسی بودجه با اطلاعات زمانی مناسب
د) جزئیات هزینه ها (مکی، 2003(

در فرآیند بودجه‌ریزی، ارائه رسمی بودجه کلید موفقیت مدیر و از روشهایی است که سازمان مربوطه بکار میگیرد و ممکن است از یک سال مالی نسبت به سال مالی دیگر در همان سازمان تغییر کند. با پایان یافتن تنظیم بودجه، مدیران سازمانها آن را برای منابع مورد نظر مصرف میکنند، مصرف پول از قوانین خاصی پیروی میکند و بستگی به سازمان دارد و راهکارهایی که با مشارکت سازمان است، برنامه‌ریزی میشود. این راهکارها باید اطمینان دهد که موارد مصرف دارای ارزش مشخص بوده و برآورده کننده اهداف سازمان میباشند و تنها به کالاها و خدماتی پول پرداخت می شود که خریداری شده و یا تحویل داده شده است و برای پایان سال مالی مدیران اجرایی باید در قالب یک مدل صحیح عمل کنند (مکی، 2003).
سازمانها عموما براي تنظيم بودجه، نخست برآوردهاي درآمد و هزينه را براي دوره آينده پيشبيني ميكنند، سپس از مجموع اين برآوردها و تطبيق آن ها با اطلاعات و مفروضات جمعآوري شده، بودجه پيشنهادي را تهيه و تنظيم ميکنند و پس از تصويب مراجع صلاحيت دار، براي اجرا آماده ميشود. آنها روش ها و تدابير لازم را براي حسن اجراي بودجه به كار ميبندند و عمل نظارت به صورت بررسي نتيجه عمليات انجام ميگيرد تا به اين وسيله از برخورد مسايل و بروز مشكلات جلوگيري شود.

2-10- سه هدف عمده بودجه عبارتند از:
بودجه همانطور که سایر سازمانها ازجمله سازمان اصلی متشکل از چند واحد تخصصی را تحت تاثیر قرارمی دهد، خود واحدهای تخصصی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. سه هدف عمده بودجه عبارتند از:
1- برنامهریزی
2- همکاری و مشارکت
3- نظارت و کنترل
این سه هدف چنین بیان میدارد که بودجه و فرآیند مدیریت مالی انعطافپذیر است و برای یک دوره مالی جوابگو میباشد چرا که بودجه معمولیترین بُعد(مخرج ( يک سازمان است و در چرخه هر سازمان ثابت میباشد (مکی،2003).
2-11- مزاياي بودجهریزی
1- همواره اطلاعات در مورد درآمدها و هزينه‌ها و حجم فعاليتها را ارائه ميدهد و نزديكترين و با صرفهترين راهها براي انجام برنامهها و رسيدن به اهداف انتخاب ميگردد..
2- بودجه كمك ميكند كه با حداقل امكانات، حداكثر كارايي در اقتصاد ايجاد شود. دولت از طريق بودجه ميتواند به مقابله با نوسانات اقتصادي و كنترل ركود، تورم بپردازد برنامههاي مختلف را در كل كشور هماهنگ كند يا بعبارت ديگر با بودجهريزي بين برنامههاي مختلف دولت در امور اقتصادي فرهنگي، اجتماعي، سياسي هماهنگي كنند.
3- بودجه سازمان را در دستيابي به اهداف ياري ميدهد.
4- امكان نظارت سازمان را بر دستگاههاي اجرايي را فراهم ميكند.

2-12- ويژگيهاي يك سيستم بودجهريزي مناسب
بودجه وسيلهاي براي بهبود مديريت، برنامهريزي و كنترل ميباشد، بنابراين سيستم بودجه براي اين كه بتواند مديران را در امر برنامهريزي كنترل و ياري نمايد، بايد ويژگيهاي زير را داشته باشد:
1– سيستم بايد قادر باشد بر اساس اهداف تعيين شده و برنامهريزيهاي انجام شده بودجه هر يك از واحدها را تعيين نمايد.
2- سيستم قادر باشد گزارشهاي مورد نياز جهت برنامهريزي و كنترل مالي را براي كل سازمان فراهم نمايد.
3- سيستم بايد قادر باشد گزارشهاي مورد نياز جهت برنامهريزي و كنترل مالي رااز طريق مقايسه بودجه مصوب با عملكرد بودجه( ارقام واقعي) فراهم نمايد.
4- سيستم بايد قادر باشد متغيرهاي قابل كنترل و غيرقابل كنترل را شناسايي نمايد.
5- سيستم بايد قادر باشد هر لحظه مقايسه بين بودجه مصوب، تخصيص، عملكردهر برنامه را ارايه دهد.

در حالت ايده آل، مديريت مايل است كه بودجه فراهم آورنده همه يا برخي ازنقشهاي زير باشد:
الف- يك ابزار تحليل زماني صحيح باشد.
ب- توانايي پيشبيني عملكرد را داشته باشد.
ج- وسيله مناسبي براي تخصيص منابع باشد.
د- توانايي كنترل عملكرد جاري را داشته باشد.
ه – قابليت تعيين انحراف از پيشبينيها را داشته باشد.
و- قابليت تعيين فرصتها و تهديدها را داشته باشد.
ز- ظرفيت استفاده از عملكرد گذشته ر ا به عنوان يك وسيله آموزشي و راهنما داشته باشد.
ح – در يك چارچوب قابل فهم ارايه شود، به طوري كه ايجاد كننده وفاق و حمايت از بودجه سالانه باشد.
ط- هدفهاي گوناگون و شقوق مختلف نيل به آنها را تحليل نمايد.
ي – از تجزيه و تحليلهاي منظم و بررسيهاي خاص، اطلاعات مورد نياز جهت تصميمگيري را در تمام سطوح مديريت ارايه نمايد (گل محمدي، 1379).

ویژگیهای دیگری که می توان برای يك سيستم بودجهريزي مطرح کرد عبارتست از ساختار بودجه باید به گونهای باشد که همرا با شفافیت اطلاعات, مصالح اجتماعی را تامین کند (بشیری نژاد،1381).
2-13- عوامل عمده ناكام كننده سيستم بودجهريزي
اين عوامل، عمدتاً به مديران مربوط میشود، که عبارتند از :
1- ناتواني مديريت در درك سيستم سازمانياش، يعني اين كه مديران در تلاشند مؤلفههايي را كنترل كنند كه عوامل فرعي يا جعلي هستند.
2- فقدان حمايت مديران از سيستم بودجهريزي، به عبارت ديگر مديريت حمايت يا مشاركت معنادار در فعاليتها ندارد.
3- قصور در درك نقش حساس بودجه در فرآيند مديريت.
4- تعهد بيش از حد و چسبندگي به فرآيند بودجه و يا جايگزين نمودن قضاوت مديريت به جاي بودجه.
5- درك نادرست از شرايط سازماني و عوامل خارج از سازمان.
6- سيستم بايد قادر باشد مشاركت مديران واحدها را براي تهيه بودجه فراهم نمايد.

اگر مديريت بالغ باشد و اگر فرآيند برنامهريزي، بودجهريزي به خوبي اجرا شود، تصميمگيري براي اهداف بودجه سالانه اگر چه مشكل است اما يك تصادم پيچيده و عمده و يا يك امر ناممكن نيست. ولي چنانچه اين فرآيند به خوبي اجرا نشود، بودجهريزي يك تجربه ناميمون و دردآور خواهد شد و تعريف اهداف را پر دردسر و مشكل خواهد ساخت (محمدي، 1383).

2-14- روشهاي تنظيم بودجه
بودجه دو طرف دارد : درآمد و هزينه. هر يك از اين دو طرف بايد با دقت بسيار و صحت هر چه بيشتر سنجيده شوند، زيرا برآورد ارقامي كه پايه و اساس منطقي نداشته باشد نه تنها مفيد نيست، بلكه مي تواند زيانبار نيز باشد .
چون بودجه نوعي برنامه است و بودجهریزی نيز نوعي برنامهريزي، تا حد امكان بايد اين برنامه را استواري بخشيد، از اينرو براي پيش‌بيني در درآمدها و برآورد هزينه‌ها روشهاي مختلفي ابداع شده است كه روز به روز از نظر علمي و فني به اهميت آنها افزوده ميشود. تجزيه و تحليل درآمدها مرحلهاي اساسي در بودجه‌بندي است.
روش تهيه و تنظيم درآمد ( پيش بيني درآمد )، يعني پيشبيني چگونگي و محل كسب درآمد سازمان است که به چهار روش ارائه ميشود كه عبارتند از:

2-14-1- روش سال ما قبل آخر:
در اين روش از بودجه سال مالي گذشته يعني سالي كه بلافاصله قبل از سال مالي جاري قرار دارد استفاده ميشود، زيرا اجراي بودجه سال مالي جاري هنوز خاتمه نيافته است و برآورد درآمدها از آخرين بودجهاي كه اجراي آن خاتمه پذيرفته است گرفته ميشود . براي پيشبيني درآمدهاي سال آتي درآمدهاي قطعي سال گذشته ملاك عمل قرار ميگيرد. اين روش داراي مزايا و معايبي است. از محاسن اين روش آن است كه چون درآمدهاي سال قبل قطعاً وصول شده است، بودجه، تعادل و استحكام خواهد يافت. عيب اين روش نيز آن است كه در اين بين يك سال مالي فاصله دارد. علاوه برآن اوضاع و احوال اقتصادي هر روز تحت تاثير پديدههاي جديدي است كه با گذشته تفاوت دارد .

2-14-2- روش حد متوسطه ها:
در اين روش حد متوسطه افزايش يا كاهش هر يك از انواع درآمدها را در يك دوره قبلي ( سه تا پنج سال ) به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد جامعه آماری، تاپسیس فازی، سازمان تامین اجتماعی، استان یزد Next Entries منبع پایان نامه درمورد حقوق و دستمزد، داراییهای نامشهود، نیروی انسانی، منابع سازمان