منبع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، نهاد اجتماعی، دانش آشکار، خلاقیت و نوآوری

دانلود پایان نامه ارشد

از حقایق مجزا از هم و مرتبط با یک واقعه. بنابراین به عنوان ثبت ساختارمند تعاملات درون سازمان تعبیر می شوند (Jafari,et al.,2006).
داده ها اولین سطح از هرم دانش را تشکیل می دهند و عبارتند از: ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر اینها که به خودی خود معنی دار نیستند(شریف زاده،بودلایی،1387).
اطلاعات: یعنی “داده های مربوط و هدف دار”. به بیانی دیگر داده ها به تنهایی “مربوط” و “هدف دار” نیستند بلکه نوعی “پیام” به شمار می آیند. لذا داشتن ارتباط و هدف، ویژگی اطلاعات محسوب می شود.(Pawlowsky,2001)
معمولاً دسترسی به اطلاعات که یکی از اجزای اساسی مزیت رقابتی در سازمان ها به شمار می رود، مستلزم صرف هزینه های فراوان است. بر این اساس می توان به اطلاعات به صورت یک منبع نامشهود نگریست که سازمان را قادر به ارائه محصولات و خدمات به مشتریان می کند(شریف زاده،بودلایی،1387)
اطلاعات، داده هایی با ویژگی های مرتبط و با هدف یکسان هستند و به شکل و محتوای پیغام های شنیداری، مجازی و یا اسناد می باشد(Jafari,et.al,2006).
دومین سطح مدیریت دانش را اطلاعات تشکیل می دهد. این سطح، داده ای کمی خلاصه شده را در برمی -گیرد که گروه بندی، ذخیره،پالایش و سازمان دهی شده اند تا بتوانند معنی دارشوند. این داده ها دانش را نشان نمی دهند(شریف زاده،بودلایی،1387).
دانش: یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیریحاصل می شود(شالدهی وهمکاران،1387).
دانش ترکیبی از داده و اطلاعات است که به آن دیدگاههای تخصصی، مهارت ها و تجربیات افزوده می شود تا دارایی های ارزشمندی برای کمک به اتخاذ تصمیمات صحیح به دست آید.
دانش اطلاعات در مرحلۀ عمل است. دانش به توانایی و قابلیت برای انجام عمل بستگی دارد. قدرت خلق دارد، بنابراین به سختی به تعریف در می آید و دانش به ارزش ها و تجارب کاربران مرتبط می شود. دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند(شریف زاده،بودلایی،1387)
خرد: وقتی که دانش برای تصمیم گیری و بهبود تصمیمات، فرایندها و بهره وری یا سودآوری به کار گرفته می شود .(Gandi,2004) با توجه به تعاریف و مفاهیم فوق می توان هرم دانش را مطابق شکل 2-3 ترسیم کرد.

خرد
دانش
اطلاعات
داده
شکل 2 – 2 هرم دانش(سلسله مراتب داده تا خرد) (Hall,2002)
با توجه به مفاهیم داده، اطلاعات و دانش می توان گفت که این مفاهیم مرتبط با یکدیگر بوده و دارای ارتباط و پیوستگی تنگاتنگی با یکدیگر می باشند. شکل 2-4 نشان دهندۀ این رابطه به صورت کامل می باشد .(Batt,2001)

شکل 2 – 3 روابط بین داده، اطلاعات و دانش منبع(Batt,2001)
2-2-2 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش
نخستین بار در سال 1986 کارل ویگ در کتاب خود از مدیرت دانش نام برد، اما قبل از وی پیتر دراکر، تافلر و سایرین نیز به طور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند.(Wiig,1997)به طور خلاصه چهار عامل عمد در به وجود آمدن این پدیده عبارتند از:
1- دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آنها غیر قابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است. از زمانی که حرفه ها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاری و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره ای آغاز شد که امتیاز رقابتی بر خلق دانش و استفادل موثر از آن استوار گشت.
2- افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی افزایش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می کند، زیرا به اقدام نزدیک تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی برا انسان هاست که به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.
3- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است. بسیاری از سازمان ها دریافته اند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود.
4- تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشدSinotte,2004)).
عده ای از تئورسین های علم مدیریت، در تحول و اعتلای این شاخه جدید از علم مدیریت سهم به سزایی داشته اند، که از میان آنها می توان پیتر دراکر، پول استراسمن، و پیتر سنگه در آمریکا را نام برد.دراکر و استراسمن بر اهمیت رو به تزاید اطلاعات و دانش واقعی به عنوان منابع سازمانی تاکید داشته، در حالیکه سنگه فعالیت های خود را روی “سازمان یادگیرنده” یعنی بعد فرهنگی مدیریت دانش متمرکز نموده است. کریس آرگریس، کریستوفر بارتلت، و دورتی-لئونارد-بارتون، هم کسانی بوده اند که به جنبه های مختلف مدیریت دانش پرداخته اند. لیونارد بارتون در سال 1995 کتابی تحت عنوان “سرچشمه های دانش” ( در خصوص بررسی آخرین مطالعات مربوط به نقش دانش در تولید محصولات) به چاپ رسانده اند. مطالعات و کارهای اورت راگرز در استانفرد در زمینه رواج و گسترش خلاقیت و نوآوری و تحقیقات، توماس آلن در مدیریت فناوری اطلاعات، در خصوص انتقال تکنولوژی و اطلاعات، که هر دو مربوط به اواخر 1970 می شود، کمک شایانی به روشن نمودن این که دانش چگونه تولید می شود، چگونه به کار گرفته می شود، و چگونه درون سازمان انتشار می یابد، نموده است. تا حدود اواسط 1980 اهمیت دانش (و نقش آن در رقابت حرفه ای) به عنوان یک عامل و دارایی رقابتی برای سازمان ها، به وضوح روشن شد، هر چند تئوری اقتصاد کلاسیک ارزش آن را به عنوان یک دارایی نادیده می گیرد و اغلب سازمان ها هنوز فاقد استراتژی و روش های لازم برای مدیریت آن هستند. البته اهمیت رو به تزاید دانش سازمانی، همراه شد با نگرانی سازمان ها در خصوص این که چگونه با افزایش تصاعدی دانش موجود و هم چنین، پیچیدگی روزافزون تولیدات و فرایندها دست و پنجه نرم کنند. فناوری رایانه که در فراوانی و شرایط تورم اطلاعات دستیار و کمک خوبی برای سازمان ها است در بیشتر حوزه ها، راه حلی برای معضل فوق به حساب آمد. مؤسسه “داگ انگل بارتز آگیومنت” (که کارش در زمینه ارتقاء هوش انسان هاست) و در سال 1978 پا به عرصه وجود گذاشت، اولین کاربرد گروه های کار با رایانه یا کاربرد کارهای فرا امنیتی است که قابلیت تداخل با دیگر کاربردها و سیستم ها را داشت. سیستم مدیریت دانش ” راب آکسین و مک کاکنز” که یک ابزار توزیع ابررسانه است، مثال قابل توجه دیگری است که نسبت به “صفحه وب جهانی” یک دهه بیشتر قدمت دارد.همچنین در سال 1980 سیستم هایی برای مدیریت دانش به وجود آمد که بر کارهای انجام شده در زمینه هوش مصنوعی و سیستم های خبره متکی بوده، و مفاهیمی هم چون “کسب دانش”، “مهندسی دانش”، ” سیستم های مبتنی بر دانش” و “هستی شناسی مبتنی بر رایانه” مطرح شد. به طور کلی عبارت “مدیریت دانش” به صورت جدی وارد فرهنگ لغات مدیریت شد. برای ایجاد یک مبنای تکنولوژیکی جهت مدیریت کردن دانش، در سال 1989 کنسرسیونی از شرکت های آمریکایی پرچم دار حرکتی جهت مدیریت بر دارایی های دانش شدند.انتشار مقالاتی در رابطه با مدیریت دانش در روزنامه هایی چون مدیریت اسلوان ریویو، علم سازمان، هاروارد ریویو، و دیگر روزنامه ها شروع شد، و اولین کتاب ه در زمینۀ یادگیری سازمانی و مدیریت دانش به چاپ رسید (مثلاً کتاب پنج اصل از پیتر سنگه و انقلاب ارزش دانش از ساکایا.تا سال 1990 تعدادی از شرکت های مشاور برنامه ایی را در حوزه مدیریت دانش شروع کرده، و چندین شرکت معروف آمریکایی، اروپایی، و ژاپنی برنامه های متمرکزی را روی مدیریت دانش ایجاد نمودند. مدیریت دانش در سال 1991 با چاپ مقاله ای در مجله فورچون تحت عنوان نیروی فکر از تام استوارت، به اذهان عمومی معرفی شد.شاید بتوان گفت مهم ترین و چشم گیرترین کار در زمینه مدیریت دانش انتشار کتاب “شرکت دانش آفرین” توسط دو تن از دانشگاهیان ژاپنی به نام های ایکوجیرونوناکا و هیروتاکاتاکه اوچی در سال 1995 می باشد، که نشان می دهد چگونه شرکت ها و سازمان های ژاپنی نیروی محرکه ژاپنی خلاقیت و نوآوری را ایجاد می کنند و این در واقع نقطه عطفی در مطالعات گسترش دانش و استفاده از آن در شرکت های ژاپنی شد.تا اواسط سال 1990 پیشگامان مدیریت دانش در حال افزایش بودند؛ اینترنت هم در این رابطه کمک شایانی نموده، شبکه مدیریت دانش بین المللی، در سال 1989 در اروپا شد و در سال 1994 به صورت جاری درآمد، و بزودی با شبکه جهانی مدیریت دانش آمریکا و سایر گروه ها و نشریات مرتبط با مدیریت دانش درآمیخت.تعداد کنفرانسها و گرهمایی ها در رابطه با مدیریت دانش در حال افزایش است، و سازمان ها هم تلاش زیادی را روی مدیریت و ارتقای منابع دانش حقیقی و مکتوم به منظور دست یابی به مزیت رقابتی، متمرکز می نمایند. (امیدی فر،1388).
2-2-3 طبقه بندی انواع دانش
یکی از اولین تقسیم بندیها در مورد دانش در سال 1948 و توسط پولانی1 ارائه شد. وی دانش را به دو دسته دانش ضمنی و دانش آشکار تقسیم بندی نمود. دانش صریح یا دانش آشکار دانشی است که قابلیت کدگذاری دارد و می توان آن را به صورت مکتوب و مستند بیان نمود. دانش صریح را می توان به شکل کلمات و اعداد و نیز به شکل خصوصیات کالا، دستورالعمل ها و قواعد کار تبدیل کرد. اما دانش ضمنی دانش شخصی است که به سختی می توان آن را مستند و کدگذاری نمود. به همین دلیل انتقال آن بسیار مشکل است. این نوع از دانش بیشتر ناشی از تجارب و مهارت های کارکنان است(شریف زاده،بودلایی،1387).
وارنک و دیگران 1998 نیز دانش را به انواع متعدد به شرح زیر تقسیم کرده اند:
دانش عمومی : دانشی است که به صورت سازگاری متقابل، در نهاد اجتماعی مشخص شده است.
دانش فردی: دانشی است که متعلق به فردی واحد می باشد و با دیگران تسهیم نشده است.
دانش درونی: دانشی است که فقط درون نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد.
دانش برونی: دانشی است که فقط خارج از نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد.
رنه جورنا در مقاله ای با عنوان “انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی” سه نوع دانش را نام می برد:
1- دانش نهان: که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزشهای یک فرد یا سازمان نهفته است.
2- دانش صریح: آشکار و کدگذاری شده است.
3- دانش نظری و تئوریکی: دانشی که از تخصص های عمیق افراد سر چشمه می گیرد و ویژگی های این نوع از دانش بیش تر شبیه به دانش نهفته است (ابطحی،صلواتی،1385).
طبق نظر فایر استون 2001 نیز دانش را می توان از لحاظ سطح، به سه سطح فردی، گروهی و سازمانی تقسیم -بندی کرد. دانش در سطح فردی شامل اطلاعات افراد دربارۀ محصولات، شیوۀ پردازش، فرایند تولید یا ارائل خدمات در قالب دانش آشکار و مهارت های ارتباطی، مهارتهای حل مساله و ارزش ها و تجارب در قالب دانش ضمنی است. دانش در سطح گروهی، به مهارت ها و توان حل مساله افراد در قالب یک گروه اطلاق می شود که به صورت انفرادی قابل حصول نمی باشد. دانش در سطح سازمانی، شامل دستورالعمل ها، کتابچه ها، مشخصات، محصولات، رویه های کاری، مستندات در قالب آشکار و فرهنگ سازمانی، بینش و اصول اخلاقی است(شریف زاده،بودلایی،1387).
اهمیت و ضرورت مدیریت دانش
ان مکین تاش رئیس مؤسسه کاربرد هوش در مقاله ای با عنوان دارایی دانش، در زمینه اهمیت مدیریت دانش به موارد زیر اشاره کرده است:
-بازارهای جهانی به شکلی فزاینده در حال رقابتی تر شدن هستند و میزان خلاقیت و نوآوری به طور چشم گیری در حال افزایش است؛
-کاهش جذب نیروی انسانی نیاز به جایگزینی دانش غیر رسمی را از طریق روش های رسمی به وجود آورده است؛
– فشارهای رقابتی، حجم و اندازۀ نیروی کار را کاهش داده است که این امر دانش

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد رضایت شغل، رضایت شغلی، عملکرد سازمان، رضایت شغلی کارکنان Next Entries منبع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، اعتبار بخشی، فرایند مدیریت دانش