منبع پایان نامه درمورد مدعی خصوصی، اجرای مجازات، قانون اساسی، آیین دادرسی

دانلود پایان نامه ارشد

شود.یکی از این راهکارها گذشت از مجرم با وجود علائم پشیمانی در او می باشد.271 قرآن کریم نیز از وسیله بودن مجازات برای رسیدن به هدفی والاتر خبر می دهد،که خود مجازاتها اصل نیست بلکه سودی که عاید اجتماع و فرد مجرم می شود مد نظر قرار دارد.«ما یَفعَلُ اللهُ بِعَذابِکُم اِن شَکَرتُم وَ ءَامَنتُم:خداوند چه نیازی به مجازات شما دارد،اگر شکرگذاری کنید و ایمان آورید»272 مکتب “پراگماتیسم کیفری” به منظور آسیب زدایی از جامعه تلاشهای گسترده ای را برای باز اجتماعی کردن بزهکار انجام داد.به طور کلی رویکرد این مکتب در شناسایی آسیب هایی که جامعه را تهدید می کند راه را برای اصلاح و اجتماعی کردن افراد بزهکار باز کرده و از این طریق جامعه را از آسیب ایمن می کند.در مکتب دفاع اجتماعی نوین نیز تلاش برای شناسایی عوامل آسیب زا ادامه یافت و اصلاح بزهکار پس از در اختیار گرفتن دستگاه قضایی مد نظر قرار گرفت.این مکتب در صدد آن است که ساز وکارهای لازم را برای انجام دوباره جرم توسط بزهکار مد نظر قرار بگیرد و همانطور هم که از اسمش پیداست دفاع از اجتماع و منافع اجتماعی برای او اصل است.از جمله راهکارهای عملی که این مکتب ارائه می دهد به گونه ای که به سمت کمرنگ تر کردن دستگاه عدالت کیفری نیز به پیش می رود،حذف کیفر،برنامه های اصلاحی در زندان،گونه های متفاوت زندان همچون باز و نیمه باز،تعلیق مجازات،تعویق محاکمه،آزادی مشروط،به کارگیری مجرم در عرصه های مختلف برای خدمت به اجتماع و…از جمله روشهایی است که به باز اجتماعی کردن بزهکار کمک می کند.273
بند سوم: اعاده حیثیت از مجرم
«اَلَم یَعلَمُوا اَنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التوبَهَ عَن عبادِهِ وَ یَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ اَنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَحیمُ:آیا ندانستید که خداوند همان کسی است که توبه را از بندگانش قبول می کند و صدقات را می پذیرد بدرستیکه خداوند مهربانترین توبه پذیرنده است.»274 در این گفتار نظریه برچسب زنی( labeling process)مورد بررسی قرار می گیرد.این اصطلاح را در جامعه با نامهای انگ زنی،معروف شدن به یک نام می شناسند.نخستین بار توسط تانن بام(Tanenbaum)در کتابی به نام “جرم و اجتماع” مطرح گردید.اساس این نظر بر این مبنا است که بخشی از جرائم توسط قانون و عمل پلیس و دستگاه قضایی به وجود می آید. ممکن است قانونگذار عملی را جرم اعلام کند اما جامعه آن را جرم نداند و در مرحله بعد پلیس هم با این افراد سلیقه ای برخورد کند و در تعیین مصادیق به تشخیص خود عمل نماید.یا به دلیل داشتن رابطه زیاد مورد توجه دستگاه عدالت کیفری قرار نگیرد.به همین دلیل تفاوتی میان بزهکاران و غیر بزهکاران بوجود نمی آید و تنها تفاوتشان این است که عده ای که گرفتار شده اند برچسب مجرم بودن می خورند.اثر دیگر برچسب زنی تاثیر روانی است که بر فرد و اجتماع می گذارد.کسی که برچسب بزهکاری خورده دیگر نمی تواند از زیر بار این برچسب بیرون بیاید و خود را در قالب همان عنوان مجرمانه می بیند و دیگران او را با آن عنوان در جامعه می شناسند.پس سعی می کند رفتاری کند که دیگران از او انتظار دارند و در قالب جدید بزهکارانه خود قرار می گیرد.قالبی که خود قانون و جامعه برای او ساخته است.275 حتی بسیاری از انحرافات و خرده جرائمی که ناخواسته بوجود می آید خود جامعه به فرد هدیه می دهد. فرضا کسی که یک یا دوبار مواد مصرف می کند جامعه به او به چشم یک معتاد نگاه می کند و انگ اعتیاد مادام العمر بر روی آن فرد باقی می ماند.به همین دلیل در اسلام آبرو و حیثیت افراد از جایگاه والایی برخوردار است.حتی اگر کسی مرتکب جرم یا گناهی شد باید به این فرد کمک کرد و در بسیاری از موارد مانند اعمال منافی عفت توصیه اکید به پوشاندن اشتباه و عدم اشاعه فحشا شده است.
در مکتب اسلام عقیده بر این است که انسان دارای کرامت خدادادی است و مادام که با ارتکاب معاصی و نیز تعرض و تجاوز به حقوق دیگران این حق را از خود سلب نکند دیگران مکلف به رعایت حقوق او هستند.ولی اگر به حقوق دیگران به عمد تعدی و تجاوز کرد دیگر انسان آن انسان شریف که شایسته تکریم و تعظیم است دیگر نیست.لیکن،لعن و نفرینی که بزهکار برای خود خریده است بی پایان نیست.از این رو قانون اساسی که ملهم از تعالیم اسلامی است در اصل سی و نهم مقرر می دارد:«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر،بازداشت،زندانی یا تبعید شده،به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»قوانین موضوعه نیز به تبع قانون اساسی به حفظ کرامت و حیثیت متهمان و محکومان دلالت دارد.رعایت شأن و مقام انسانی بزهکار در قلمرو اقدامات تامینی که هدف از آن رفع حالت خطرناک است به مراتب حساس تر است.زیرا در اجرای برخی از این اقدامات که جنبه درمانی دارند مانند ترک اعتیاد معتادان به مواد مخدر یا الکل و یا درمان بزهکاران مبتلا به بیماریهای روانی که مستلزم مداخله پزشکی است،به کار بردن هر شیوه ای حتی موثر پسندیده و سزاوار نیست.به این دلیل بعضی از کشورهایی که تا این سالها اقداماتی مانند سترون کردن بزهکاران جنسی یا برداشتن قسمتی از مغز معتادان را به منظور رفع حالت وابستگی مجاز می شمردند از آن پس این شیوه را منع کردند.276 سوالی که ممکن است برای اعمال مجازات پیش بیاید این است که مجرم باید تا چه زمانی عواقب عمل خود را تحمل کند و دور از جامعه قرار بگیرد،به هر حال جامعه در پی آن نیست که آن فرد را برای همیشه از خود طرد کند و از حقوق اجتماعیش محروم نماید.به همین دلیل به انحاء مختلف سعی در باز اجتماعی کردن مجرم می نماید.در قانونگذاری های مختلف مدتی را برای محرومیت فرد از حقوق اجتماعی معین می کنند که بعد از آن مدت فرد می تواند به عنوان یک شهروند عادی به جامعه باز گردد.277

مبحث دوم:عفو و گذشت
عفو وگذشت به عنوان یکی از موکدترین توصیه های دینی و صفتی از صفات باری تعالی است و ما در این فصل به بررسی این صفت الهی و اثری که بر روی اجتماع و افراد و بر روی مجازات آنان می گذارد می پردازیم.
گفتار اول: تاثیر عفو و گذشت در سقوط مجازات
«فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَمیلَ: پس گذشت کن گذشتی نیکو»278 گذشت به معنی بخشایش است و گذشت متضرر از جرم یعنی چشم پوشی مجنی علیه از تعقیب متهم یا مجازات محکوم علیه.با گذشت متضرر از جرم اجرای مجازات در همه حال ساقط نمی گردد،بلکه گذشت متضرر از جرم هنگامی موثر است که جرم از جرائم قابل گذشت باشد.یعنی بزه هایی که تعقیب بزهکار متوقف بر مطالبه شاکی خصوصی است و با گذشت او تعقیب کیفری موقوف می گردد. بر این اساس تبصره 1 ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1378مقرر می دارد:«در مواردی که تعقیب جزایی با گذشت مدعی خصوصی موقوف می شود هرگاه مدعی خصوصی پس از صدور حکم قطعی گذشت نماید اجرای حکم موقوف می گردد و چنانچه قسمتی از حکم اجرا شده باشد بقیه آن موقوف می ماند و آثار حکم نیز مرتفع می گردد.»279 در تبصره 3 ماده 62 مکرر قانون سابق نیز آمده بود با گذشت متضرر از جرم (شاکی خصوصی)اجرای حکم قطعی مجازات موقوف می گردد و آثار حکم نیز مرتفع می شود.
افرادی مانند بکاریا(beccaria)که حتمیت و قطعیت مجازات ها را مد نظر دارند با این نهاد موافق نیستند.از نظر بکاریا مهم نیست که مجازات ها چگونه باشد و حتی با شدید بودن مجازات ها و باز بودن دست قضات در اعمال مجازات مخالف است. اما اعتقاد دارد که این حتمیت و قطعیت مجازات است که افراد را از ارتکاب جرم باز می دارد و نهادهایی مانند عفو گریزگاه هایی هستند که فرد را امیدوار می سازند که روزی بخشیده خواهند شد هر چند که مجازات آنها اعدام باشد و در اثر گذاری و بازدارندگی مجازاتها خلل ایجاد می کند.280 البته اگر همین عفو خود موجب به وجود آوردن احتمال برای مجرم شود یعنی او احتمال بدهد که در هر صورت پس از ارتکاب جرم روزی شامل عفو یا بخشش قرار می گیرد و برای انجام جرم انگیزه بیشتری پیدا کند خود یک نقص و خطر برای جامعه پیش می آورد.و همواره امید به عفو یکی از توجیهات انجام جرم می گردد.281
اعطای عفو بر حسب مرجع صادر کننده عفو به دو نوع عفو عمومی و عفو خصوصی تقسیم می شود.عفو عمومی ممکن است پس از اختشاش یا انقلاب به وجود آید آنهم برای ایجاد محیط مناسب و آرام و اطمینان بخشی که پس وقوع این رخدادها به وجود می آید اعمال می گردد.این عفو در سطح وسیعی است و افراد زیادی را شامل می شود و نه تنها مجازات افراد را لغو می کند بلکه ممکن است اقدام تعقیبی موقوف بماند یا از ابتدا تعقیبی صورت نگیرد.از این نوع عفو برای رفع تشنج ها و دلهره ها و بازگرداندن آرامش به جامعه استفاده می شود.اما عفو خصوصی عفوی است که در قانون از باب رأفت و دلسوزی برای مجرم اعمال می گردد و با اعطای آن تمام یا قسمتی از مجازات بخشوده می شود.البته عفو در حقوق الناس مانند قصاص راهی ندارد.این نوع عفو عفوی است که در واقع مجرم استحقاق آن را ندارد و از باب لطف و تفضل است که به او اعطا می شود و به همین جهت بالاترین مقام کشور آن را اعمال می کند و در نتیجه آن محکوم علیه از تحمل تمام یا بخشی از مجازات معاف می گردد.در قانون ایران در اصل یکصد و دهم قانون اساسی در بند 11 وهمینطور ماده 96 قانون مجازات اسلامی می گوید:عفو و یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه با رهبر است.گاهی اوقات عفو با رضایت مجنی علیه یا بستگان او انجام می پذیرد.282 اعطای عفو خصوصی باعث متوقف شدن تمام یا قسمتی از مجازات می شود بند سوم ماده 6 آیین دادرسی کیفری مصوب 78 یکی از شرایط موقوفی امر جزایی و اجرای مجازات را عفو می داند.عفو خصوصی موجب زوال آثار محکومیت جزایی نمی گردد بر خلاف عفو عمومی(البته عفو عمومی هم باید عفو به موجب قانون و فقط در جرائم تعزیری اعمال شود و شامل سایر موارد حدود و قصاص و دیات نمی گردد)زیرا بر خلاف اصل قدرت و حکومت حکم قطعی و لازم الاجراست.283در ماده 100 قانون مجازات اسلامی آمده است:درجرائم تعزیری قابل گذشت،گذشت شاکی یا مدعی خصوصی حسب مورد،موجب موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای مجازات است.حتی در حدود و قصاص که باعث سقوط حد یا قصاص در جرایم حق الناسی می گردد.
البته عفو طبق آیین نامه و تشریفات خاص و توسط کمیسیونی به همین نام در مناسبتهای خاص مانند اعیاد و … به افراد اعطا می شود.284

گفتار دوم: آثار اصلاحی و درمانی عفو وگذشت
«وَ أَن تَعفُوا أَََقرَبَ لِلتَّقوی وَ لَا تَنسَوُا الفَضلَ بَینَکُم إِنَّ اللهَ بِمَا تَعمَلُونَ بَصیر:واینکه گذشت کنید به تقوا نزدیک تر است بزرگواری را میان خودتان فراموش نکنید خدا به آنچه می کنید داناست.»285 قلب خود را در پوشش مهر و محبت و نیکی و لطف به مردم قرار بده،مبادا که با مردم چون درنده خون آشام باشی که خوردن آنها را غنیمت شماری،زیرا آنها یا برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش با تو همانند هستند.مردم از راه می لغزند و دچار آفت می شوند،خواسته یا ناخواسته به کارهایی دست می زنند آنچنان که انتظار داری خداوند با تو با گذشت و چشم پوشی رفتار کند،با آنها به گذشت و چشم پوشی رفتار کن.286 «هرگاه بر دشمن خویش چیره شدی بخشیدن او را سپاس نعمت قدرتت قرار ده.»287 مدام در قرآن و روایات و احادیث و سیره بزرگان دین از بخشش و بخشش و بخشش یاد شده است.در قرآن کریم در آیات بسیار عفو و بخشش به عنوان یکی از صفات بارز انبیاء الهی برشمرده شده و همگان به پیروی از آنان دعوت شده اند.برای مثال در داستان حضرت یوسف(ع) بعد از اینکه دوست زندانی او را فراموش می کند که در زندان چه قول و قرارهایی به او داده است و وقتی که یوسف عزیز مصر می شود از او گذشت می کند و با بزرگواری این موضوع را به یاد او نمی آورد.288 یا پس از اینکه پرده کنار رفت و برادران یوسف او را شناختند از شدت خجالت و شرمندگی سرهای خود را پایین انداختند و بسیار نادم شدند،اما یوسف به جای سرزنش و به جای آنکه درصدد انتقام از آنها در موضع قدرت برآید به آنان امنیت و آرامش خاطر می دهد و به آنها می گوید:«لاَ تَثرِیبَ عَلَیکُمُ الیَوم:امروز هیچگونه سرزنش و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد عدالت ترمیمی، قانون مجازات، تخفیف مجازات، باورهای دینی Next Entries منبع پایان نامه درمورد متغیر مستقل، آزمون فریدمن، باورهای دینی، استان گلستان