منبع پایان نامه درمورد ماوراءالنهر، سلسله مراتب، ساختار قدرت، راحه الصدور

دانلود پایان نامه ارشد

، اسدالغابه: ابن اثير، الاعلام: خيرالدين زرکلي، أنساب
الاشراف: بلاذري ، وفيات الاعيان: ابن خلکان، اسدالغابه: ابن اثير، الغارات: ثقفي کوفي، اعيان الشيعه: محسن امين، طبقات المفسرين: شمس الدين محمد بن علي داوودي، طبقات االحکماء و الاطباء من مسالک الابصار: فضل الله عمري، طبقات الشافعيه: اسماعيل بن عمر بن کثير، خلاصه الاحوال في علم الرجال: علامه حلي، رجال: نجاشي، الفهرست: طوسي، رجال: طوسي و رجال: ابن داوود، لباب الالباب: محمد عوفي بخارايي
منابع انساب
الفخري في انساب آل ابي طالب: ابن طقطقي، الفخري في انساب آل ابي طالب: ابن طقطقي، لباب الالباب في انساب آل ابي طالب: ابن فندق بيهقي، مقاتل الطالبيين: ابوالفرج اصفهاني، الفخري في انساب طالبيين: عزيزالدين مروزي
منا بع تاريخ سلسله ها و تاريخ محلي
تاريخ بيهقي: ابوالفضل بيهقي(غزنويان)، تاريخ يميني: عُتبي(غزنويان)، تاريخ جهانگشاي جويني: عطا ملک جويني(مغولان)، از شيخ صفي تا شاه صفي: استرآبادي(صفوي)، سفرنامه:اروج بيک(صفوي)، احسن التواريخ: حسن بيک روملو(صفويه)، بابرنامه: بابر گورکاني(گورکانيان هند)، تاريخ الفي: تتوي(بابريان/ گورکاني)، ظفرنامه: شرف الدين علي يزدي(تيموري)، نفثت المصدور: نسوي (خوارزمشاهيان)، سيرت جلال الدين: نسوي(خوارزمشاهيان)، راحه الصدور و آيه السرور: راوندي(سلجوقيان)، زين الاخيار: گرديزي(تاريخ خراسان و ماوراءالنهر)، صفوه الصفا: ابن بزاز، عالم آراي عباسي: اسکندر بيک ترکماني
تاريخ ائمه
کتاب الغيبه: محمدبن ابراهيم نعماني، کتاب الغيبه: محمدبن حسن طوسي، الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد: محمدبن محمد مفيد، کشف الغمه في معرفه الائمه: علي بن عيسي اربلي، دلائل الامامه: محمدبن جريرطبري آملي
تراجم صوفيه
طبقات الصوفيه: سلمي نيشابوري، تذکره الاولياء: عطار نيشابوري، حليه الاولياءو طبقات الاصفياء: احمدبن عبدالله ابونعيم اصفهاني.
کتب روائي اهل سنت
مسند : احمدبن حنبل، صحيح: محمدبن عيسي ترمذي، صحيح: مسلم بن حجاج، صحيح: بخاري، سنن: احمدبن علي نسايي، سنن: ابي داوود سليمان بن اشعث سجستاني، سنن: محمدبن يزيد بن ماجه قزويني
کليدواژه ها
تشيع، باميان، زمينه ها، وضعيت
تعريف واژه‌ها
باميان:
اين کلمه دو کاربرد دارد: نام شهر و نام يک ولايت. در کاربرد اول باميان شهري است در سلسله شمالي رشته کوه هندوکش، ارتفاع آن از سطح دريا 8480 پا است .1
باميان درکاربرد دوم، ولايتي در مرکز افغانستان که از شمال به استان سمنگان، از جنوب به استان غزني و ارزگان، از خاور به استان هاي بغلان، پروان و ورداق(وردک)، و از باختر به استانهاي سر پل و غور محدود مي شود. نام «باميان » شکل فارسي«باميکان» يا «بام» در پهلوي و به معني درخشندگي است و باميک به معناي درخشان و تابان به کار رفته است؛ و هر دو از ريشه اوستايي «بام» به معناي روشنايي گرفته شده است. صفت باميه در زبان اوستايي به معناي فروزنده و تابنده از همين ريشه است .2
آنچه در اين رساله مد نظر است «ولايت » باميان است که شامل شهرها و بخش هاي ذيل است:
باميان داراي 6 ولسوالي(شهر)و 2 علاقهداري(بخش داري) و 326قريه(روستا) ميباشد که ولسوالي ها عبارتند از: شيبر، سيغان، کهمرد، يکاولنگ، پنجاب و ورس.3
ولسواليهاي باميان عبارتند از:
1. مرکز باميان: اين شهر در دره‌اي واقع شده است که پانزده کيلومتر طول دارد و در عريض ترين نقاط خود، از دو تا سه کيلومتر عرض دارد،ارتفاع آن تا سطح دريا 2500متر و مساحت آن 2178متر مربع است.4
2. شهرستان يکاولنگ: جمعيت آن بر اساس کارت رأدهي که در سال 1388در اين شهرستان توزيع شد 60 هزار کارت رأي دهي بود، که اگر نصف جمعيت داراي واجد رأي دهي باشد، جمعيت آن بيش از 120 هزار نفر باشد. اين منطقه شامل مناطق وسيعي مي‌شود که4480 کيلومتر مربع مساحت دارد. اين شهرستان نسبت به ديگر شهرستانهاي استان باميان گرم ترمي‌باشد.5
3. شهرستان پنجاب: شهر پنجاب در مرکز هزارستان قرار دارد. پنجاب از پنج منطقه و يا دره اصلي بنامهاي، مهر و تره بس، تگاب برگ، غرغري، نرگس تشکيل مي‌شود. وجه تسميه اين منطقه به خاطر پنج رود خانه بزرگي که در اين منطقه به هم مي‌رسد که وارد منطقه ورس شده و سپس وارد درياچه هامون ميگردد.6 پنجاب از سال 1300ه.ش. تا سال 1338ه.ش. به مدت چهل سال مرکز حکومت هزارستان بوده که بنام«حکومت کلان دايزنگي» ياد ميشده است. در زماني که پنجاب مقر حکومت کلان دايزنگي بود به منطقه هاي يکاولنگ و لعل و سرجنگل و دايکندي و شهرستان و بهسود تقسيم ميشد.7
4. شهرستان ورس: ورس يکي از ولسوالي هاي بزرگ استان باميان محسوب ميشود. از نظر جغرافيايي در منتهي اليه جنوب غربي باميان قرار گرفته است. طبق برآورد مؤسسات خارجي در اين منطقه نفوذ اين شهرستان 160 تا 170 هزار نفر تخمين زده اند.8 ورس زمستانهاي سرد و برفگير دارد. اين منطقه داراي کوههاي مرتفع و برفگير است و تقريباً پنج ماه از سال در اين منطقه بارش برف و باران جريان داشته وزمين و ارتفاعات پوشيده از برف است. در بسياري از دامنه ها و کوههاي بلند، برف تا اواخر تابستان وجود دارد.9
5. شهرستان شيبر: شهرستان شيبردر شرق باميان قرار دارد، داراي 1071 کيلومتر مربع مساحت بوده که در آن 126 قريه وجو دارد، جمعيت آن 21400نفر مي باشد. مردم آن پيرو تشيع و دوازده امامي مي‌باشد، اما تعدادي از شيعيان اسماعيلي نيز در آن منطقه سکونت دارد.10 آثار باستاني چون شهر ضحاک و شهر خشک و شهر ساکان در اين شهر قرار دارد.
6. شهرستان کهمرد: اين شهرستان بيش از 30000نفر جمعيت دارد. ساکنان اين شهر تاجيک ها و تاتارها هستند.11 کهمرد از لحاظ آب و هواي زمستان سرد و بهار و تابستان گرم است.12 دره آجر که محل حفاظت شده براي حفاظت حيوانات نادر و شکار برخي گونه هاي ديگر بود و همچنين محل تفريح گردشگران با هزينه و ماليات براي آنها نيز بود، در اين شهرستان واقع شده است.13
شهرستان سيغان: اين منطقه 20000نفر جمعيت دارد و بيشتر ساکنان آن تاجيک هستند، اما هزاره ها در آنجا مانند ساير مراکز باميان حضور پررنگ دارند که شيعه مذهب ميباشند، ولي تاجيکان سني و حنفي مذهب هستند.14
عوامل:
عوامل جمع عامل، در تداول امروزي به معني سبب ها و باعث ها است . مثلا يکي از عوامل حادثه فلان شخص بود.15 عامل به معناي چيزي است که باعث بوجود آمدن پديده اي شود. بطور کلي هر معمولي عاملي دارد و ظهورش بدون عامل محال است و بين عامل و معمول رابطه «عليت» برقرار است که يکي را «علت» و ديگري را «معلول» ميخوانيم. آنچه معلول از علت دريافت ميکند تمام هستي و واقعيت خويش است. لهذا اگر علت نيز نبود معلول نبود. بنابراين نياز معلول به علت، شديدترين نيازهاست، نياز در اصل هستي.16بنابراين بين عامل و معمول، عليت برقرار است و عاملي که در اين رساله از آن سخن ميگوييم منظور هرچيزي است که در ارتباط با ورود و گسترش و سير تاريخي تشيع در باميان نقش ايجادي داشته است که اصطلاحا به آن «عليت فاعلي» گفته ميشود. طبعا به آنچه در ارتباط با ورود و گسترش و سيرتحول تشيع در باميان نقش اعدادي و زمينه سازي داشته، «عامل» گفته نمي شود، بلکه «زمينه» و به عبارت ديگر «علت اعدادي/معده» است.
زمينه:
سطح هر چيز، متن چيزي از قبيل پرده نقاشي و غيره، پشتوانه، مايه اعتبار.17منظور از زمينه در اين جا بستر مساعد پيدايش و گسترش تشيع است .
.2وضعيت اجتماعي18
وضع اجتماعي19فرد يا گروه عبارت است از جايگاه و مقامي که شخص يا گروه در سلسله مراتب اجتماعي يا در نظام مخصوص و در زمان معين دارد.20
وضعيت: مصدر جعلي، و از نظر لغوي به معني طرز استقرار، موقعيت ،21 و چگونگي، کيفيت و اوضاع مي‌باشد22.
3. وضعيت سياسي
سياست مصدر است از فعل «ساس» در لغت پاس داشتن ملک، رعيت داري کردن، اصلاح اخلاق مردم از طريق ارشاد آنان به راه راست23.
برخي از تعريف ها درباره مفهوم اصطلاحي «سياست» نيز چنين است: «هر امري که مربوط به دولت و مديريت و تعيين شکل و مقاصد و چگونگي فعاليت دولت باشد از مقوله «امور سياسي» است. بنابر اين هرگاه از «سياست» سخن مي گوييم، همواره با دولت، يعني سازمان قدرت در جامعه که نگهبان نظم موجود يا بيش برنده آنست، سرو کار داريم. امور سياسي شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتيب امور درکشور، رهبري طبقات، مسائل کشاکش بر سر قدرت سياسي ميان حزب ها و گروههاي با نفوذ و غيره است. و همچنين روابط ميان دولت ها و ملت ها از اين مقوله است.»24
در تعريف ديگر آمده است: «از نظر ما سياست يعني کوشش براي شرکت در قدرت با کوشش براي نفوذ در تخصيص قدرت، چه درميان دولت ها و چه درميان گروهها در يک دولت.»25
بنابراين، مي توان گفت «وضعيت سياسي» يک فرد يا گروه عبارت است از موقعيت و جايگاه شخص يا گروه در ارتباط با نظام سياسي حاکم و در ساختار قدرت.
شيعه
الف. شيعه در لغت
واژه «شيعه» از نظر لغوي وصرفي اسم است، مشتق از ماده «شيع» که با لفظ واحد بر مفرد وتثنيه وجمع ومذکر ومونث اطلاق مي‌شود وبه معني «پيرو» و «گروه پيروان»و«يار و ياور» است.26
در قرآن کريم نيز شيعه به معناي پيروان و مددکاران به کار رفته است:
« همانا از پيروان حضرت نوح(ع) حضرت ابراهيم(ع) مي باشد».27
«… فردي از پيروان موسي در برابر دشمنانش از او(موسي) کمک طلبيد.28
ب- شيعه در اصطلاح
شيعه در اصطلاح به آن عدّه از مسلمانان گفته مي شود که پس از رحلت پيامبر(ص)حضرت علي(ع) را به عنوان خليفه بلافصل مي دانند و رفتار کساني که ابوبکر را به عنوان خليفه و جانشين پيامبر(ص) معرفي کردند را نمي پذيرند. چنانکه شهرستاني مي گويد:
شيعه به کساني گفته مي شودکه بخصوص امام علي(ع) رامشايعت وپيروي مي کنند وقائل به امامت وخلافت آن حضرت هستند، امامت وخلافت ان حضرت را نص ازجانب خدا ميدانند که پيامبر(ص) نيز به ان وصيت فرموده است. زياده براين، اعتقاد دارند که امامت فقط براي امام علي(ع) واولاد ان حضرت است. اگر کسي غير ازاولاد علي(ع) اين خلافت را بگيرد ظلم کرده است، وامامت يک مسئله مصلحتي نيست که به اختيار مردم باشد.29
اطلاق شيعه به پيروان حضرت اميرالمؤمنين و ائمه معصومين: جاي بحث نيست و همه متکلمين قبول دارند. شيخ مفيد(ره) بعد از آنکه تشيع را از نظر لغت بررسي مي کند مي فرمايد:
اگر شيعه بدون الف و لامِ ذکر شود و به شخص اضافه شود، عام است. دراين صورت ممکن است متبوع حق باشد و ممکن است باطل باشد. مثلا گفته مي شود«هؤلاءِ مِن شيعة بني اميه». ولي اگر کلمه ي شيعه با الف و لام ذکر شود، مختص پيروان اميرالمؤمنين(ع) است يعني فقط به کساني اطلاق مي شود که اعتقاد به ولايت اميرالمؤمنين(ع) و امامت بلافصل آان حضرت داشته باشد.30
منظور شيخ مفيد اين است که درصورت اول واژه «شيعه» به معني لغوي آن بکار رفته است ودرصورت دوم به معني اصطلاحي که خاص پيروان علي(ع)است، استعمال شده است.
بنابراين شيعه يعني کساني که از اميرالمؤمنين(ع)و اولاد معصومينش پيروي کنند واعتقاد به ولايت و امامت آن حضرت و فرزندانش بعد از پيامبر(ص) داشته باشند. چنانچه نويسنده ديگري مي گويد:
« شيعه يعني کساني که اميرالمؤمنين را مشايعت و پيروي مي کنند و اعتقاد دارند که امامت از اولاد او خارج نمي شود».31
آنچه در اين رساله مد نظر است «شيعه» و «تشيع» به همين مفهوم عام است که شامل همه فرقه هاي شيعه اعم از اماميه اثني عشريه و کيسانيه و زيديه و اسماعيليه و فطحيه و واقفيه و غير ايشان مي‌شود.

فصل اول :
مباحث مقدماتي

1. جغرافياي تاريخي باميان
الف . وجه تسميه باميان
براساس تحقيقات و محاسبات جديد، شهر باميان که همان پايتخت باميان است، در ميان دو سلسله جبال بزرگ، يعني هندوکوش در شرق وبابا در غرب و از نظر طول جغرافيايي و خطوط نصف النهار که در بين خطوط 67درجه و 29 دقيقه و 41 ثانيه طول شرقي و 34درجه و 33ثانيه عرض شمالي قرار دارد، واقع شد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد افغانستان، امام رضا (ع)، صوره الارض، آداب و رسوم Next Entries منبع پایان نامه درمورد سرچشمه ها